|
هشدار كارشناسان بانك مركزى به مردم:
رشد اقتصادى ايران ۳ درصد است نه ۸ درصد
دولت ۵۱ ميليارد دلار در ۲ سال گذشته از حساب ذخيره ارزى برداشت كرده است.
رشد اقتصادى در سال گذشته حدود ۳ درصد بود اما گفتند اعلام نكنيد. تعدادى از كارشناسان بانك مركزى در نامه اى كه به ايلنا ارسال كرده اند، به آمارهاى اقتصادى ارائه شده توسط محمود احمدى نژاد پاسخ دادند. به گزارش ايلنا، در بخش هايى از اين نامه آمده است: «اين حرف كه بدهى هاى دولتى به بانك مركزى كاسته شده است، با آمار رسمى منتشره بانك مركزى متفاوت است.» آمار منتشره حاكى است كه اين رقم شامل بدهى خزانه دولت و بدهى دستگاه هاى دولتى با تضمين و دستور دولت و بدهى دولت به بانك ها كه به بانك مركزى منتقل شده، است نه تنها كم نشده بلكه افزايش هم يافته است. هر موقع درآمد ارزى نفتى افزايش مى يابد، بدهى خزانه كاهش مى يابد. در طول ۴ سال گذشته، درآمد ارزى در تاريخ اقتصادى ايران بى نظير بوده است. اين بار افزايش درآمد هاى نفتى موجب كاهش بدهى نشده است. اين هنر دولت نبوده كه قدرى بدهى خزانه دولت به بانك مركزى كاسته شده است. دولت از اين درآمد ارزى به خوبى استفاده نكرده است. دولت در بدنه بودجه سال ،۱۳۸۶ حدود ۴۷ ميليارد دلار از پول نفت را مصرف كرده است. (۲۵+۵ ميليارد دلار از محل عوايد نفتى همان سال، ۱۷ ميليارد دلار برداشت از حساب ذخيره ارزى) در سال ۸۷ كه وضع بدتر هم شد. دولت ۷۴ ميليارد دلار ريخت و پاش كرد (۳۳+۷ ميليارد دلار از محل فروش نفت همان سال، ۳۴ ميليارد دلار از محل برداشت از حساب ذخيره ارزى). يعنى دولت فقط در اين دو سال ۱۲۱ ميليارد دلار ارز براى نيازهاى دولتى مصرف كرده است؛ جدا از اينكه از مردم ماليات گرفته و بسيارى از شركت هاى دولتى را هم به ظاهر واگذار كرده است كه عوارض و نارسايى هاى آن در يكى دو سال آينده آشكار مى شود. اين همه در آمد ارزى را خرج كرده، آن وقت رشد سرمايه گذارى به قيمت هاى ثابت از ۷ درصد سال ۸۳ به ۵ درصد در سال ۸۴ كاهش يافته است.سؤال اين است كه چرا در حالى كه در سال ،۱۳۸۷ ۷۵ ميليارد دلار (غير از آنچه بر سر آن اختلاف نظر وجود دارد- ديوان محاسبات- كه اگر آن را هم اضافه كنيم بايد گفت ۷۶ ميليارد دلار) هزينه شد اما فقط ۶ درصد رشد سرمايه گذارى داشتيم. در حالى كه اين سرمايه گذارى است كه موتور رشد اقتصادى هر كشورى را تشكيل مى دهد. آيا اين سزاوار ملت ايران است با اين همه درآمد ارزى؟! چند بار در طول تاريخ نفت ايران، چنين موقعيتى از وفور درآمد ارزى امكان پذير است؟ مردم ما با زياد شدن حقوق بازنشستگان بدون وجود منبع مالى و دريافت چند سهم گول نمى خورند. آنها دنبال تامين رفاه بلندمدت فرزندان خودشان در اين مرز و بومند. دولت سهامى تحت عنوان سهام عدالت داده است، در حالى كه هنوز مديريت اغلب قريب به اتفاق آن شركت ها دولتى است. اين خصوصى سازى چه فايده اى دارد كه مديريت شركت ها همچنان دولتى بماند؟ سال گذشته شركت ها را مجبور كردند اندك سودشان را سرمايه گذارى نكنند و در عوض آن را بين «سهامداران عدالت» توزيع كنند. اما آيا شركتى كه سرمايه گذارى نكند، مى تواند دوام بياورد؟ امسال هم دولت ناچار شد سود سهم را خودش تامين و پرداخت كند كه بين بخشى از سهامداران تقسيم كرد. يكى از اختلاف نظر هاى دانش جعفرى با رئيس جمهور در همين مطلب بود كه احمدى نژاد عجله داشت هر طور شده سهام شركت ها را تا قبل از انتخابات امسال بين مردم توزيع كند و هر طور شده سودى به آنها بدهد تا رأى مردم را بدين وسيله بخرد؛ حال آنكه مردم آگاهند و نگران رفاه بلندمدت فرزندان خود هستند، آنها تور صيادى و فن ماهيگيرى مى خواهند نه آنكه يك با يك ماهى نحيفى به قيمت هدر دادن منابع ملى سر سفره آنها گذاشته شود! چطور مى شود كه سال گذشته ۷۶ ميليارد دلار از درآمد نفتى مردم را دولت خرج كرد و به اين ميزان هم از مردم ماليات گرفت؟ به ادعاى خودشان اين هم شركت هاى دولتى را در بورس واگذار كردند، اما رشد اقتصادى سال قبل حدود ۳ درصد باشد؟ به بانك مركزى گفته اند عدد رشد اقتصادى را اعلام نكند تا بعد از انتخابات؛ اگر راست مى گويند اجازه دهند بانك مركزى رشد اقتصادى سال قبل را اعلام كند. هيچ نهاد بين المللى قبول ندارد كه نرخ رشد سال قبل ايران از حدود ۳ درصد فراتر رفته باشد. مردم بدانند كه هم پول نفت از كاسه شان رفته و آن طور كه بايد و شايد، چيزى سر سفره شان نيست و هم شركت هاى دولتى با اين شيوه خصوصى سازى در معرض خطر تضعيف بيشتر كارايى و ورشكستگى بيشتر در سال هاى آينده قرار گرفته اند و هم مردم ماليات بيشتر داده اند، اما در عوض رشد اقتصادى كمتر و رشد سرمايه گذارى كمتر را تجربه كرده اند. در حالى كه كسرى تراز تجارى غير نفتى يعنى مابه التفاوت صادرات غير نفتى از واردات در ايران رو به افزايش است، اين دولت آمار پتروشيمى و صادرات گاز را جزو صادرات غير نفتى قلمداد كرد تا رشد صادرات غير نفتى را چشمگير نشان دهد. در سال ۱۳۸۳ طبق آمار گمرك ۴/۳۵ ميليارد دلار واردات رسمى داشته ايم (جدا از قاچاق زياد و واردات غيررسمى همراه مسافر و مناطق آزاد)، در مقابل ۸/۶ ميليارد دلار صادرات كه كسرى تراز تجارى غير نفتى ما را به ۶/۲۸ ميليارد دلار رساند. اين كسرى در سال ۸۶ به ۲/۳۳ ميليارد دلار رسيد (۳/۴۸- ۲/۱۵=۲/۳۳) حساب ذخيره ارزى را با اين همه تعهدات پيش رو، ته نشين كردند، در حالى كه مانده بدهى بخش غير دولتى به حساب ذخيره ارزى حدود ۹ ميليارد دلار است، يعنى برداشت مردم در قالب وام از حساب ذخيره ارزى فقط ۹ ميليارد دلار است. مردم بايد بدانند دولت فقط در طول دو سال گذشته ۵۱ ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزى برداشت كرده است (۱۷ ميليارد دلار در سال ۸۶ و ۳۴ ميليارد دلار در سال ۸۷) در حالى كه تنها ۹ ميليارد دلار به مردم از اين محل وام داده شده است. اين در حالى است كه خيلى از «خصوصى ها» و دولتى ها هم خودشان را با نوعى«كلاه خصوصى» پوشانده اند و در زمره اين ۹ ميليارد دلار هستند. مردم بايد بدانند كه ۵۰ درصد موجودى حساب ذخيره ارزى را دولت مى توانست به مردم وام دهد. دولت با آب و تاب از كاهش بدهى دولت به بانك مركزى سخن مى گويد كه پشيزى كاهش يافته است، چرا نمى گويد كه بدهى بانك هاى دولتى به بانك مركزى از ۲ هزار ميليارد تومان در سال ۱۳۸۳ به ۲۴ هزار ميليارد تومان در سال ۸۷ رسيده است؟ تازه اگر سود ۱۲ درصدى بانك مركزى را هم به آن اضافه كنيم، اين رقم به حدود ۳۰ هزار ميليارد تومان مى رسد. دولت آنقدر بانك مركزى و بانك ها را تحت فشار قرار داد كه بدهى آنها به بانك مركزى ۱۵ برابر افزايش يافت. ابتداى سال ۸۷ بدهى بانك ها به بانك مركزى حدود ۱۴ هزار ميليارد تومان بوده است. فقط در يك سال گذشته آن هم بعد از بركنارى آقاى مظاهرى بدهى بانك ها به بانك مركزى دو برابر شده است. تازه بانك مركزى خودمانى حساب كرده است، يعنى بدهى بانك ها را با نرخ سود صفر درصد و ۹ درصد و ۱۲ درصد حساب كرده است. اگر قرار بود بانك ها را بابت اين اضافه برداشت ها جريمه ۳۴ درصدى كند كه اين بدهى سر به فلك مى گذاشت. دولت با آب و تاب مى گويد بدهى دولت به بانك مركزى كم شده است و وعده مى دهد بانك مسكن امسال، به همه مشمولين مسكن مهر وام مى دهد اما نمى گويد از كدام محل . به عنوان نمونه اى از سياست هاى ناپخته، مردم ما بدانند بانك مسكن فقط هزار ميليارد تومان سرمايه دارد. با اين هزار ميليارد تومان، ۱۲ هزار ميليارد تومان پول مردم را در قالب سپرده گرفته و ام داده است. تا پايان سال گذشته هم ۴ هزار ميليارد تومان بدهى به بانك مركزى داشته است. امسال هم در غياب شوراى پول و اعتبار و على رغم نظرات كارشناسى، رئيس جمهور به رئيس كل بانك مركزى كه فعلا بيش از يك كارمند «بله قربان گو» در اختيار دولت نيست، دستور داده است كه حدود همين مقدار ديگر هم به اين بانك وام بدهد؛ آنهم وام هفت ساله با نرخ سود ۹ درصد. پرسش اينجاست كه كارى مى كنند كه بانك مسكن به اتكاى فقط هزار ميليارد تومان سرمايه، ۲۰ هزار ميليارد تومان تعهد بردارد. در اينصورت كفايت سرمايه اين بانك يك به بيست مى شود. نسبت كفايت سرمايه اين بانك، به نيم درصد مى رسد. حداقل استاندارد كفايت سرمايه ۸ درصد است. بانكى كه كمتر از اين نسبت قرار گيرد، در دنيا محكوم به ورشكستگى است. حالا چون اين بانك دولتى است، دولت پشت بانك ايستاده و بانك مركزى را زور مى كند كه براى اين بانك منابع تدارك ببيند. آيا چنين بانكى مى تواند در دنيا سر بلند كند و با بانك هاى ديگر در عرصه بين المللى همكارى داشته باشد؟ بانك مركزى از كجا پول دارد كه وام هفت ساله به بانك هاى ديگر بدهد؛ جز اينكه پول چاپ كند؟ مردم مى دانند كه وقتى بانك مركزى پول چاپ كند، در واقع بخشى از قدرت خريد مردم را از دست آنها خارج كرده و به ديگران مى دهد. بعد از مدتى هم فشار تورمى اين كار را مردم بايد تحمل كنند. هر يك تومان كه بانك مركزى پول چاپ كند، ۴ تومان نقدينگى در جامعه ايجاد مى كند، چرا بايد نرخ رشد نقدينگى در كشور ما در سال ۸۴ به ۳۴ درصد و در سال ۸۵ به ۳۹ درصد برسد؟ آيا با اين همه خلق پول ما دو باره با بهمن نقدينگى در امسال و سال بعد مواجه نخواهيم بود؟ هر دولتى كه سر كار بيايد كار سختى در پيش دارد تا اين اقدامات نسجيده را جبران كند. تا مهر سال ۸۷ كه نرخ تورم نقطه به نقطه بالا مى رفت و از ۲۴ درصد فروردين به ۵/۲۹ درصد مهرماه رسيد، مى گفتند نرخ تورم نقطه به نقطه «بد» است و گوياى واقعيت نيست؛ بايد ميانگين دوازده ماهه را ملاك قرار دهيم و حتى بانك مركزى را مجبور كردند كه نرخ تورم نقطه به نقطه را اعلام نكند. يكى از گلايه هاى رئيس جمهور از آقاى مظاهرى همين بود كه چرا نرخ تورم نقطه به نقطه را هر ماه اعلام مى كند. البته امروز و در اثر خارج كردن چك پول ها از دست مردم با اصرار رئيس كل قبلى بانك مركزى بالاخره نرخ تورم نقطه به نقطه به حدود ۲۰ درصد رسيده است اما ميانگين دوازده ماهه نرخ تورم حدود ۲۶ درصد است. حالا به بانك مركزى عكسش را دستور مى دهند؛ مى گويند بيشتر روى نرخ تورم نقطه به نقطه تكيه كند نه ميانگين دوازده ماهه. آيا اين بازى با آمار نيست؟ كجا نرخ تورم كم شده كه آقاى رئيس جمهور جلوى مردم اين خبر را مى دهد؟ ميانگين دوازده ماهه نرخ تورم در فروردين ،۸۷ ۱/۱۹ درصد بوده و در بهمن ۸۷ به ۹/۲۵ درصد رسيده است.
|