هفته هاى گذشته ، سينماى آمريكا شاهد اكران فيلمى بود كه يكى از رتبه هاى بالاى جدول پرفروش ها را به خود اختصاص داد. فيلم «سگ پشمالو» در هفته اول اكران خود، توجه مخاطبان را به خود جلب نمود. اين فيلم كمدى داستان شخصى به نام «ديو داگلاس» را بازگو مى كند كه پركارى يكى از مشخصه هاى اخلاقى اوست.
به نحوى كه اطرافيانش صفت «معتاد به كار» را براى او برگزيده اند. روزى اين فرد فعال تصميم مى گيرد تا يك حيوان آزمايشگاهى را موضوع تحقيق قرار دهد. بين «ديو داگلاس» و خانواده اش ، چندين مرتبه به علت مشغله هاى كارى او ، خلاء عاطفى به وجود مى آيد كه متأسفانه اين بار هم يك سگ آزمايشگاهى موجب تكرار اين وضعيت شده و «ديو داگلاس» به دليل پروژه اى تحقيقاتى از خانواده اش جدا شده است . بدين ترتيب همسرش «كريستين ديويس» و فرزندانش «گرى» و «اسپنسر برسلين» آرزوى كاهش آشفتگى و پريشانى هاى «ديو» را دارند. در اين اثنا يك سرم جهش يافته ژنتيكى به طور كاملا اتفاقى و محرمانه ، اطلاعات جالبى را در اختيار «ديوداگلاس» قرار مى دهد و او متوجه مى شود كه همه دانسته هايش در رابطه با خود و
|
|
|
خانواده اش ، تغيير مى كند . به همين جهت وى ، تمام تلاش خود را براى برقرارى يك ارتباط جديد با خانواده اش ، به كار مى گيرد و از روياها و اسرار خانوادگى اش مطلع مى شود و بعد از اين ماجرا تنها دغدغه فكرى «ديوداگلاس» اين است كه پژوهشهايش را متوقف كند و به محيط گرم، صميمى و دوستانه خانواده اش بازگردد و در همين راستا اولين و مهم ترين اقدام او ، از بين بردن كليه نيروهاى مضر و شومى است كه سرم جهش يافته ژنتيكى ايجاد كرده است . كارگردانى اين فيلم كه علاوه بر كمدى بودن جنبه خانوادگى نيز دارد، بر عهده «برايان رابينز» است و «تيم آلن »، «كريستين ديويس»، «دنى گلاور» از جمله نقش آفرينانش هستند. «برايان رابينز» فعاليت تلويزيونى خود را به عنوان يك هنرپيشه از فيلم «مبصر كلاس» آغاز كرد اما استعداد واقعى خودرا در مقام يك كارگردان و توليد كننده لايق نشان داده است . نگاهى به سابقه كارى «برايان رابينز» در سالهاى اخير، تجربه درخشان وى را نشان مى دهد. تعدادى از فيلم هاى او «خيالپرداز» و «كارتر مربى» ساخته شده در سال ۲۰۰۵ و «امتياز برجسته» در سال ۲۰۰۴ هستند.
|
|
|
البته شايان ذكر است كه نسخه اصلى «سگ پشمالو» در سال ۱۹۵۹ به عنوان اولين فيلم كمدى خانوادگى اكران شده بود. فيلم «سگ پشمالو» ساخته شده در سال ۲۰۰۶ از پيچيدگى هاى فيلم هاى معاصر بر كنار نمانده است . بدين گونه كه حقوق حيوانات و تاثيرات مهندسى ژنتيك بر روى آنها در اين فيلم مورد توجه قرار گرفته اند. اين فيلم قطعا يكى از آثار موفقى است كه قواعد اصلى يك داستان تخيلى را نمايان مى سازد . به ويژه زمانى كه انسان به همراه يك سگ تغييراتى در جسم موجودات زنده به وجود مى آورد و نكته جالب تر اين است كه به جاى اينكه سگ مانند انسان عمل كند، رفتار انسان مشابه سگ مى شود و هنگامى كه در پايان فيلم «ديوداگلاس» مانند يك سگ روى دو پايش مى ايستد، به طور شگفت انگيزى مخاطب را خيره مى كند. به طور كلى جذابيت هاى اين فيلم به طور محسوسى با ساير فيلم ها متفاوت است ؛ بيننده از ابتدا تا پايان فيلم مى خندد و كارگردان اين فيلم كمدى را تحسين مى كند ؛ بنابراين فروش قابل ملاحظه «سگ پشمالو» دور از انتظار نيست.