نسخه
PDF
شماره ۵۱۳۶ - ۲۸ شهريور ۱۳۸۵ - ۲۵ شعبان ۱۴۲۷ - ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۶ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
دنياى رايانه
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
معرفى كتاب
افغانستان؛ احياى جنگ فراموش شده
035790.jpg
«سقوط يك فروند هواپيماى انگليسى در افغانستان، به مسووليت گرفتن سقوط اين هواپيما از سوى طالبان، ادامه  درگيرى ها ميان نيروهاى ناتو و اعضاى طالبان، فاش شدن گفت وگوهاى سرى طالبان و ناتو در افغانستان، افزايش توليد مواد مخدر در افغانستان به بالاترين حد خود يعنى ۹۲ درصد از توليدات جهانى، همه  اين گزارش ها و اخبار تنها حكايت از يك چيز دارد و آن اين است كه جنگ و جدال ها و بحران هاى افغانستان كه در پس گرد و غبارها، جنگ ها و قمارهاى سياسى ديگر آمريكا كمرنگ شده بود، بار ديگر پررنگ شده است تا دامنه  وسعت اشتباهات فاحش سياست هاى آمريكا را به جهان نمايان كند.»
به گزارش ايسنا سامى القمحاوى، تحليلگر روزنامه  الاهرام مصر با ارايه  تحليلى تحت عنوان «افغانستان، جنگ فراموش شده، بار ديگر به صحنه باز مى گردد» مى نويسد: «متاسفانه افغانستان يكى از قربانيان قمارهاى سياسى آمريكا است. اين كشور از جمله كشورهايى است كه در چارچوب سياستهاى جنگى آمريكا قرار گرفت؛ جنگ هايى كه بدون هيچ برنامه ريزى و بر اساس اعتقادات و سياست هاى ناشيانه آغاز مى شوند و بدون هيچ برنامه ريزى نيز متوقف مى شوند. اين كشور بهاى بسيارى از اشتباهات آمريكا در زمينه جنگ با تروريسم جهانى را پرداخت. افغانستان هم چنان در شرايط سخت امنيتى به سر مى برد و وضعيت آن بى شباهت به وضعيت پر هرج و مرج و خطرناك عراق نيست. به رغم آنكه آمريكا موفقيت نظامى خود در افغانستان را اعلام كرده است اما اين كشور هم چنان در وضعيت بحرانى و جنگ هاى مسلحانه به سر مى برد و در امنيت و ثبات اين كشور هيچ تغيير و تحولى ايجاد نشده است.»
تحليلگر الاهرام در ادامه مى آورد: «طبيعت حاكم در افغانستان يكى از عوامل اصلى سر پوش گذاشتن بر بسيارى از شكست هاى آمريكا در اين كشور است زيرا طبيعت سخت موجود در افغانستان كار اطلاع رسانى و پوشش خبرى بسيارى از تغيير و تحولات در اين كشور را با مشكل و كندى مواجه ساخته است و همين امر باعث شده است كه آمريكا از وضعيت موجود به سود خود استفاده كند و تغيير و تحولات موجود در افغانستان را به سود منافع اش اطلاع رسانى كند. با كمى دقت و دنبال كردن دقيق گزارش ها و اخبار واصله از افغانستان مى بينيم كه جبهه  جنگ و درگيرى در اين كشور نه تنها آرام نشده است بلكه درگيرى هاى گروه ها و نيروهاى ناتو روز به روز در حال افزايش است و از زمانى كه ناتو مسووليت امنيتى شش ولايت جنوبى افغانستان را بر عهده گرفته است، اين درگيرى ها به اوج خود رسيده است و خسارت هاى نيروهاى ناتو در اين درگيرى ها نسبت به چند سال گذشته بسيار شديد بوده است.»
قمحاوى مى نويسد: «به رغم آنكه آمريكا تاكنون موفق شده است از شرايط موجود در افغانستان به سود منافع خود استفاده كند اما بحرانهاى افغانستان و اشتباهات مهلك آمريكا در اين كشور به ميزانى گسترش يافته است كه اخبار مربوط به آن ديگر از كسى پوشيده نيست و اخيرا صداى بسيارى از كشورهاى اروپايى عضو ناتو در اعتراض به وضعيت موجود در افغانستان بلند شده است. بسيارى از اين كشورها اظهار داشته اند كه نيروهاى ناتو در جنوب افغانستان تاوان اشتباهات آمريكا در اين كشور را مى دهند. دردرگيرى هاى نيروهاى ناتو و طالبان در مناطق جنوبى افغانستان يعنى مركز اصلى فعاليت طالبان تاكنون بسيارى از سربازان ناتو كشته و زخمى شده اند و بر اساس گزارش هاى رسيده ۳۱ تن از نيروهاى كانادايى مستقر در جنوب افغانستان تاكنون در درگيرى هاى موجود كشته شد ه اند و تعداد تلفات نيروهاى انگليسى در درگيرى با طالبان تاكنون به ۳۶ تن رسيده است و آخرين نتيجه  اين درگيرى ها سقوط يك فروند هواپيماى انگليسى با ۱۴ سرنشين نظامى بوده است كه طالبان مسووليت سقوط اين هواپيما را به عهده گرفت.»
تحليلگر الاهرام مى آورد: «با توجه به آنكه اعزام نيروهاى ناتو به افغانستان به عنوان اولين ماموريت امنيتى اين سازمان در خارج از اروپا محسوب مى شود بسيارى از كشورهاى اروپايى بيم آن دارند كه شكست اين ماموريت در افغانستان منجر به تضعيف چهره  ناتو در جهان و بر جاى گذاشتن تاثيرات منفى بر آينده اين سازمان شود.
در ادامه اين تحليل آمده است: «فشارهاى موجود درافغانستان به ميزانى رسيده است كه برخى از مسوولان غربى در اواخر آگوست گذشته از وجود برخى تلاش هاى مسوولان ناتو براى انجام گفت وگو با رهبران طالبان خبر دادند. اين مسوولان غربى اظهار داشته اند كه فرماندهان نظامى ناتو در افغانستان در تلاش براى برقرارى آتش بس با گروه طالبان هستند، آتش بسى كه در نهايت منجر به برقرارى آشتى گروه جنگ طلب طالبان با حكومت كابل شود. به رغم تلاش هاى گسترده  ناتو براى متوقف كردن دايره  درگيريها و كاهش تلفات خود در افغانستان اين درگيرها همچنان ادامه دارد و اخيرا ملا دادالله، سخنگوى نظامى طالبان اعلام كرده است كه طالبان حاضر به انجام هيچ گونه گفت وگويى با نيروهاى ناتو نيست و اين گونه اخبار تنها يك جنگ روانى براى سرپوش گذاشتن بر شكستها و تلفات اروپا و آمريكا در افغانستان است.»
قمحاوى مى نويسد: «بحران ها و هرج و مرج هاى افغانستان تنها به درگيرى هاى نظامى نيروهاى ناتو و حكومت افغانستان با گروه طالبان ختم نمى شود بلكه بحران هاى اين كشور كه مطمئنا ميزان شكست آمريكا در اين كشور را بيان مى كند شامل بحرانهاى ديگرى نيز هست كه در راس اين بحرانها موضوع گسترش فعاليت هاى قاچاقچيان مواد مخدر در اين كشور است. بر اساس آخرين گزارش دفتر مبارزه با مواد مخدر وابسته به سازمان ملل كاشت افيون در افغانستان امسال نسبت به سال گذشته ۵۰ درصد افزايش يافته است و ۹۲ درصد از توليد مواد مخدر جهان را تامين كرده است كه عمده ترين محصول اين مواد هروئين مى باشد. در اين گزارش آمده است كه وضعيت سياسى نظامى و اقتصادى موجود در افغانستان كه دستاورد فعاليت هاى ناتو و آمريكا در اين كشور است به صورت مستقيمى بر موضوع افزايش فعاليت هاى قاچاقچيان مواد مخدر در افغانستان تاثيرگذار بوده است.» تحليلگر الاهرام مى نويسد: «از ديگر بحران هاى مطرح در افغانستان كه بى شك از نشانه هاى شكست آمريكا در افغانستان است موضوع بحران ها و چالش هاى داخلى در اين كشور است. اخيرا علماى دينى افغانستان در نيمه  ماه ژوئيه  گذشته با ارايه  درخواست رسمى به حامد كرزاى رسما از سرگيرى فعاليت پليس دينى در اين كشور را خواستار شدند. پليس دينى افغانستان پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ رسما از سوى آمريكا منحل اعلام شد. كرزاى نيز با پذيرفتن اين درخواست رسما به علماى دينى افغانى متعهد شده است كه اين پيشنهاد را به پارلمان افغانستان ارايه دهد و در صورت تصويب شدن سازمان پليس دينى منحل شده افغانستان بار ديگر فعاليت خود را از سرخواهد گرفت. مطرح شدن اين موضوع و موافقت كردن كرزاى با آن بيانگر اين حقيقت است كه طالبان تنها يك گروه افغانى نبوده است كه توسط حمله  نظامى آمريكا سرنگون شد بلكه طالبان يك اعتقاد موجود در ضمير بسيارى از مردم افغانستان بوده است و گرچه آمريكا توانايى آن را دارد كه شكست نظامى به اين گروه وارد سازد اما نمى تواند اين گروه را در افغانستان محو كند. واقعيت آن است كه افغانستان در حال حاضر به باتلاقى از هرج و مرج و بحران تبديل شده است و آمريكا در اين باتلاق بحران غوطه ور است و اين ملت افغانستان و آمريكا است كه بايد بهاى اشتباهات احمقانه  بوش را در جنگهاى ناشيانه اش در عراق و افغانستان بدهند.»
غير متعهدها و تلاش براى فعاليت بيشتر
035763.jpg
چهاردهمين اجلاس سران كشورهاى عضو جنبش عدم تعهد از ۲۱شهريور ماه در هاوانا پايتخت كوبا آغاز شد و جمهورى اسلامى ايران بعنوان يكى از اعضاى اين جنبش در عالى ترين سطح در اين اجلاس شركت خواهد كرد .
برگزارى اين اجلاس درشرايط حساس كنونى منطقه خاورميانه و جهان و تاثيرات فراوان كشورهاى عضو اين جنبش در تحولات منطقه اى و جهانى و همچنين فشار فراوان آمريكا و برخى كشورها اروپايى به جمهورى اسلامى ايران براى ممانعت از برخوردارى از حق استفاده ازفناورى صلح آميز هسته اى از اهميت ويژه اى برخوردار است .
به گزارش ايرنا جنبش غيرمتعهد يا «نم»( Non-Aligned Movement-(NAMيك سازمان بين المللى متشكل از ۱۱۴كشور عضو است كه در سپتامبر ۱۹۶۱پس از يك روند چند ساله در بلگراد پايتخت يوگسلاوى سابق بطور رسمى شكل گرفت.
كشورهاى عضو جنبش غيرمتعهد را كشورهاى در حال توسعه تشكيل مى دهند كه در طول تاريخ همواره مورد تعرض هاى مختلف استعمار نو، امپرياليسم ، تبعيض نژادى و تجاوز بيگانگان قرار داشتند.
حدود ۶۰درصد جمعيت جهان را كشورهاى عضو جنبش غيرمتعهدها تشكيل مى دهند و بيش از دو سوم اعضاى سازمان ملل متحد نيز عضو اين جنبش هستند.
جمهورى اسلامى ايران درسال ۱۳۵۸و بدنبال پيروزى انقلاب اسلامى به عنوان هشتاد و هشتمين كشور عضو به جمع اعضاى جنبش غير متعهدها پيوست.
فكر ايجاد اين جنبش در پى آن عملى شد كه پديده اى به نام جنگ سرد در عرصه سياست بين الملل و روابط جهانى خود را نشان داد.
در پى جنگ سرد بين دو بلوك شرق و غرب يك مسابقه تسليحاتى به منظور ايجاد «توازن وحشت» در زمينه تسليحات پيشرفته نظامى آغاز شد كه در نهايت دو بلوك را به مرحله« توازن قدرت» رسانيد و از آن پس آنها در مسير يك «صلح خصمانه» قرار گرفتند.
اين دو قدرت در اين فرايند با فروش سلاح هاى متعارف به كشورهاى تازه استقلال يافته آسيا و آفريقا به ايجاد بحران در سطح منطقه اى و جهانى دامن مى زدند، بدون آنكه دو ابرقدرت شوروى و آمريكا با يكديگر درگير شوند .
با توجه به اينكه كشورهاى ابرقدرت درصدد بحران آفرينى در كشورهاى جهان سوم بودند، بعضى از رهبران اين كشورها همچون «نهرو» نخست وزير وقت هند، «سوكارنو» رئيس جمهورى وقت اندونزى و جمال عبدالناصر رئيس جمهورى وقت مصر كه از رهبران شاخص آفريقايى _ آسيايى بودند، مصمم به تاسيس جنبش غير متعهدها شدند.
در اجلاسيه اى كه از ۱۷تا ۲۴آوريل سال ۱۹۵۵در باندونگ اندونزى برگزار شد ،نهرو، سوكارنو و جمال عبدالناصر به اتفاق رهبران آن زمان ۲۹ كشور ديگر آسيايى و آفريقايى براى رهايى از فشارهاى سياسى غرب و شرق جنبش عدم تعهد را بنا نهادند.
پشتيبانى از كليه مكانيسم هاى مبارزه با استعمار در آسيا و آفريقا، و مبارزه با دسته بندى هاى سياسى نظام كه بالقوه باعث تشنج و بحران در روابط بين المللى مى شود از اهداف اصلى پايه گذارى جنبش غير متعهدها اعلام شد.
بعداز كنفرانس عالى باندونگ سيزده اجلاسيه كشورهاى غيرمتعهد در كشورهاى مختلف تشكيل شد و آخرين آن ،اجلاس جاكارتا بود كه از ۲۲تا ۲۵آوريل ۲۰۰۵ با شركت ۱۰۲كشور آسيايى _ آفريقايى تشكيل شد.
هدف جنبش غير متعهدها براساس بيانيه پايانى نشست سران اين جنبش در سال ۱۹۷۹در هاوانا پايتخت كوبا «استقلال ملى ، حاكميت تماميت ارضى و امنيت كشورهاى غيرمتعهد در تلاش عليه امپرياليسم، استعمار ، استعمارنو، آپارتايد، نژادپرستى شامل رژيم صهيونيست و هرگونه تجاوزخارجى، اشغال، سلطه، دخالت يا استيلا و همچنين عليه قدرتهاى بزرگ و بلوكهاى سياسى» تعريف شده است.
پنج خط مشى و اصل مبنايى براى جنبش غيرمتعهدها و كشورهاى عضو عنوان شده كه، احترام متقابل به تماميت ارضى و حاكميت يكديگر، عدم تجاوز به يكديگر ، عدم دخالت در امور داخلى يكديگر، برابرى و منافع متقابل و همزيستى مسالمت آميز اين خط مشى ها را تشكيل مى دهد.
جنبش غيرمتعهدها اينك در پايان سيزدهمين دوره خود ، همچنان با چالشهايى روبرو است كه مهمترين آن تاثيرگذارى بر اقدامات يكجانبه گرايانه آمريكا در مجامع بين المللى است.
اجلاس جنبش غيرمتعهدها هر سه سال يك بار برگزار مى شود و كشور ميزبان براى يك دوره سه ساله رياست اين سازمان را بر عهده دارد.
تاكنون يوگسلاوى سابق (دو بار)، مصر ، زامبيا ، الجزاير ، سريلانكا، كوبا،هند، زيمبابوه ، اندونزى ، كلمبيا ، آفريقاى جنوبى و مالزى، ميزبانى ۱۳دوره اين جنبش را بر عهده داشتند.
در اجلاس قبلى سران عدم تعهد كه در مالزى برگزار شد، سران ۱۱۴كشور عضو جنبش غيرمتعهد در فوريه سال ۲۰۰۳در كوالالامپور پايتخت مالزى گرد آمدند تا درباره چالشهاى فراروى كشورهاى در حال توسعه پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمريكا، تهاجم نظامى به افغانستان، تروريسم بين الملل و تحول در دنياى فناورى ارتباطات - اطلاعات به بحث و تبادل نظر بپردازند.
در اين نشست بود كه ضرورت فعال شدن هرچه بيشتر جنبش غيرمتعهد مورد تاكيد قرار گرفت و سران كشورها در بيانيه پايانى نشست سيزدهم بر احياسازى اين سازمان پافشارى كردند.
در حالى كه آمريكا با اعمال سياست يك جانبه گرايى داعيه حمله نظامى به عراق را در سر مى پروراند و اين موضوع پس از حادثه ۱۱سپتامبر و حمله به افغانستان ، دغدغه اصلى شركت كنندگان در نشست كوالالامپور بود، اعضا بر تلاش براى برقرارى يك نظام جهانى صلح آميز ، كامياب ، عادلانه تر و برابرتر تاكيد ورزيدند.
بيانيه نهايى نشست سيزدهم، نقش فعال جنبش درموضوعاتى چون استعمارزدايى، آپارتايد، اوضاع در فلسطين و خاورميانه ، خلع سلاح ، ريشه كنى فقر و توسعه اجتماعى و اقتصادى در طول حيات بيش از ۴۰ساله خود را مورد توجه قرار داده و چالشهاى جديد فرارو را برشمرده است.
استفاده از فناورى ارتباطات و اطلاعات بعنوان يك ابزار عمومى و جمعى كه تمامى كشورها بايد از آن برخوردار باشند، مورد توجه نشست سيزدهم سران نم در كوالالامپور قرار گرفت.
معرفى كتاب
نُه شرح و تفسير درباره حزب كمونيست
035769.jpg
در قسمتى از اين كره خاكى ، انسانهايى كه در راه معنويت و سالم زيستن كوشش مى كنند ، توسط حزبى كمونيستى كه در بطن خود انكار خداوند، انكار روز جزا و ريشه كن كردن مذاهب و اعتقادات راستين دارد، به روشهاى وحشيانه اى مورد آزار و شكنجه قرار مى گيرند. چيزى كه شايد از طريق رسانه ها كمتر خبر صحيحى در خصوص آن ارائه شده باشد. در مقطع كنونى «فالون دافا» و «فالون گونگ» روشهايى هستند كه شديداً از سوى چين سركوب مى شوند.
فالون گونگ روشى براى تزكيه و افزايش سلامت جسم و روح معرفى شده است . در ابتداى معرفى فالون گونگ در چين ، بسيارى از مردم آن را نوعى از ورزش هاى معمول چينى با خاصيت خارق العاده در سلامت وتندرستى مى دانستند. اما بعدها متوجه شدند اين روش ، آموزش مردم بر پايه سه اصل، حقيقت ، نيك خواهى و بردبارى براى بهتر شدن است. فالون گونگ در دهه ۹۰ به سرعت در چين رواج يافت و يك سوم جمعيت ۶۰ ميليونى اعضاى حزب كمونيست اين كشور به فالون گونگ روى آوردند . ديرى نپاييد كه تئوريسين هاى كمونيست نسبت به افزايش محبوبيت آن اظهار نارضايتى كردند . دگرانديشان جديد حزب كمونيست چين نمى توانستند اين واقعيت را بپذيرند كه با وجود بيش از ۴۰ سال عصر بى اعتقادى ماركسيستى مردم، حتى اعضاى حزب كمونيست نيز در روشهاى ديگرى در جستجوى ارشادات روحى واخلاقى هستند. سرانجام در سال ۱۹۹۹ يعنى ۷ سال پس از معرفى فالون گونگ اين روش از سوى حزب كمونيست چين و به دستور جيانگ زمين رئيس جمهورى وقت ممنوع اعلام شد و سركوب و مبارزه عليه فالون گونگ آغاز گشت. در اين مدت حدود ۳۰۰۰ نفر بر اثر شكنجه جان خود را از دست دادند و هزاران نفر ديگر مورد شكنجه و آزار قرار گرفتند و از زمان سركوب اين روش ،  تمرين كنندگان فالون گونگ با انواع و اقسام روشهاى مسالمت آميز سعى در توقف و پايان دادن به اين سركوب و كمك به مردم در درك وضعيت واقعى اين روش داشته اند.
اما اينكه چرا فالون گونگ كه در ۶۰ كشور مورد استفاده قرار گرفته است ، از سوى حزب كمونيست به اين شدت سركوب مى شود سؤالى كه ممكن است براى بسيارى مطرح شود.براى پاسخ به اين پرسش لازم است نگاهى جامع به تاريخچه و ماهيت حزب كمونيست چين بياندازيم . در همين راستا نشريه «راپك تايمز» سرى مقالاتى تحت عنوان «نه شرح و تفسير درباره حزب كمونيست» منتشر كرده است كه به تشريح تاريخچه و ماهيت اين حزب مى پردازد. اين كتاب از سوى انتشارات ابتكار دانش به فارسى ترجمه شده و در دسترس همگان قرار گرفته است.
تهاجم به سفارت آمريكا در دمشق
دستهاى پنهان براى تضعيف سوريه
مترجم : سيد محسن سارى
035766.jpg
گروهى كه سفارت آمريكا را در مركز شهر دمشق هدف قرار داد قصد داشت با يك تير دو نشان بزند:
۱) منفجر كردن سفارت كشور مورد نفرت در جهان اسلام به دليل راه اندازى جنگ عليه عربها و مسلمانان در عراق ، فلسطين ، لبنان و افغانستان.
۲) تلاش براى ايجاد تزلزل در ثبات نظام سوريه و متزلزل نشان دادن چهره قدرتمند نظام سوريه در برابر شهروندان و جهان خارج.
مسوولان سورى انگشت اتهام به سوى گروههاى تكفيرى نشانه گرفتند و آنها را مسوول اين تهاجم دانستند ولى تاكنون هيچيك از اين گروهها مسووليت اين تهاجم و تهاجمات گذشته در سوريه را بر عهده نگرفته  اند كه اين خود حالتى از ابهام به وجود آورده است و برخى خصوصاً در ميان محافل مخالفان را بر آن داشت تا بگويند كه يكى از دستگاههاى نظام حاكم براى اينكه نشان دهند كه سوريه نيز از سوى گروههاى تروريستى هدف قرار گرفته اين توطئه را شكل داده است .
اينكه يكى از دستگاههاى نظام سوريه چنين توطئه اى تدارك ديده باشد دور از ذهن است زيرا سوريه بيشتر از آنچه كه ممكن است از چنين عملياتى بهره برد با نتايج خطرناك و زيان بارى روبرو خواهد شد و دليل اين گفته اين است كه سرمايه واقعى سوريه ثبات كشورش است و نظام سوريه همواره ثبات كشور را بهانه اى براى جلوگيرى كردن از انجام اصلاحات اقتصادى و سياسى در برابر مخالفان رو به افزايش داخلى به كار گرفته است.
نظام سوريه به طور كلى بر دستگاههاى امنيتى و قدرتمندى آن دستگاهها در حفظ نظام و سرنگون ساختن همه توطئه ها كه خواستار واژگونى نظام هستند ، استوار است ، بنابراين انجام چنين عملياتى در واقع به منزله ايجاد شكاف عميق امنيتى بى سابقه و نمايانگر حالت پوسيدگى اين دستگاهها كه مدت سى سال است كه با قدرت ، اوضاع كشور را كنترل مى كنند ، خواهد بود.
در تهاجم به سفارت آمريكا در دمشق بايد به دو نكته اساسى توجه شود:
۱) اين تهاجم يك روز پس از پنجمين سالگشت رخدادهاى يازدهم سپتامبر و در زمانى كه سوريه با دو محاصره زير مواجه است، صورت گرفت:
الف: محاصره از سوى مثلث جديد عربى متشكل از عربستان سعودى، مصر و اردن
ب: محاصره از سوى ايالات متحده آمريكا و برخى كشورهاى غربى همانند فرانسه و انگلستان
۲) به نظر مى رسد كه تهاجم به اهداف در سوريه رو به تزايد است . در ابتدا حملات كوچكى در اطراف سوريه و عليه اهدافى نه چندان مهم همانند حمله به ساختمان خالى از كارمندان سازمان ملل متحد در دمشق ، صورت گرفت و با به كارگيرى اتومبيلهاى بمب گذارى شده و پرتاب موشكهاى آر پى جى همانند آنچه كه در تهاجم به سفارت آمريكا در دمشق مورد استفاده قرار گرفت، حالتى تكاملى يافت.
پرسشى كه مطرح مى شود اين است : آيا سوريه كه در ائتلاف جديد با ايران و برخى جنبشهاى اسلامى همانند حماس و جهاد اسلامى و حزب الله يك ركن مهم محسوب مى شود ، مورد تنش فزايى از سوى آمريكا و برخى كشورهاى عربى قرار گرفته است و بايد به دليل حمايت از مقاومت اسلامى در جنگ اخير عليه لبنان از نظر داخلى مورد تهديد قرار گيرد؟
نكته جالب توجه اينجاست كه گروههاى مخالف سوريه كه از سوى آمريكا حمايت مى شوند در روزهاى اخير فعاليتهاى سياسى و تبليغاتى شديدى را براى تغيير نظام در دمشق به راه انداخته اند.
نكته اى كه بايد به طور موكد بر آن تمركز كرد اين است كه سازمان القاعده در ميان سازمانهايى كه ممكن است درتهاجم به سفارت آمريكا دست داشته باشند ، نيست زيرا سوريه در جدول كارى سازمان القاعده جاى ندارد و در پيام تلويزيونى اخير ايمن ظواهرى مرد شماره دو القاعده تهديدهايى متوجه اردن، سوريه ، مصر و كشورهاى خليج فارس شده ولى نه تنها يك انتقاد از سوريه نشده بلكه در برخى از مفاد پيام سوريه مورد تأييد قرار گرفته است . خصوصاً آنجا كه در مورد شديد بودن قطعنامه ۱۷۰۱ شوراى امنيت با موضع سوريه هماهنگ شده و خواستار عدم پايبندى به اجراى آن شده است.
افزون بر آن بايد گفت كه مهاجمان به سفارت آمريكا در دمشق در مقام مقايسه با مجريان القاعده در تهاجم به سفارت مصر در اسلام آباد در سال ۱۹۹۶ و دو سفارت آمريكا در نايروبى و دارالسلام سال ۱۹۹۸ بسيار غيرحرفه اى به نظر رسيدند.
منبع: القدس العربى چاپ انگلستان.