نسخه
PDF
شماره ۵۲۵۶ - ۲۹ بهمن ۱۳۸۵ - ۲۹ محرم ۱۴۲۸ - ۱۸ فوريه ۲۰۰۷ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
گفتگو با عوامل مجموعه «تا صبح»
گفتگو با عوامل مجموعه «تا صبح»
نمايش روابط آدم ها در بسترى به دور از شعار
052206.jpg
سرويس سينمايى: «تا صبح مجموعه اى است كه هر شب از شبكه پنج سيما پخش مى شد. به انگيزه پخش اين سريال گفتگويى با عوامل اين مجموعه انجام داديم كه در پى مى آيد.
محمدعلى آهنگر كارگردان مجموعه « تا صبح»:
*چه شد كه از سينما به سمت تلويزيون كشيده شديد؟
- حتما مى دانيد كه اين اولين مجموعه تلويزيونى من نيست، مجموعه «نيمه گمشده» در سال ۷۹ به صورت مجموعه ۸ قسمتى ساخته ام و البته پس از اكران فيلم سينمايى آن در سال ۸۱ از شبكه يك سيما پخش شد. اما به هر حال رسانه تلويزيونى مخاطبان بيشتر و البته عام را در برمى گيرد و از اين طريق مى توان ارتباط بيشترى با مخاطب برقرار كرد. فيلم مجموعه «نيمه گمشده» تماما به طريق ۳۵ ميليمترى ساخته شد و تجربه ارزشمندى برايم بود. «تا صبح» هم برايم فرصتى به وجود آورد كه ارتباط بهترى با مخاطبين برقرار كنم.
*مجموعه «تا صبح چه ويژگى هايى داشت كه پذيرفتيد كارگردانى آن را انجام دهيد؟
- لازم است قبل از پاسخ به اين سوال مقدمه اى را بيان كنم. فيلم سينمايى «تلخ عين عسل» در حال پيش توليد داشتم كه تهيه كننده آن سيد احمد ميرعلايى است قرار بود آن را برايم همزمان با پيش توليد سريال «تا صبح » را نيز انجام دهد اطلاع داشتم كه قرار است اين سريال با دو كارگردان ساخته شود. شرايط پيش توليد اين سريال هم با توجه به زمان اندك آن بسيار سخت بود. با مذاكره اى كه آقاى ميرعلايى با اينجانب داشت تصميم گرفتيم كه به دليل رسيدن فصل سرما در كردستان (كه لوكيشن اصلى تلخ عين عسل بود) چند ماه فيلمبردارى به تعويق بيفتد. همزمانى پيش توليد اين كار در يك دفتر باعث شد كه بخش هايى از كارگردانى سريال «تا صبح به بنده محول شد تا كار در موعد مقرر به پخش برسد. اين مقدمه را از آن جهت گفتم كه بدانيد رفاقت و دوستى ام با جناب ميرعلايى علت اصلى پيوستن من به اين كار بود. زيرا در آن زمان هنوز متن اصلى سريال نوشته نشده بود و فقط يك سيناپس ۶۰ صفحه اى از مجموعه آماده شده بود. گرچه هم اكنون از اين تجربه راضى ام.
052203.jpg
*چه زمانى به اين مجموعه پيوستيد و كار را از كجا شروع كرديد؟
- يك روز قبل از شروع كليد خوردن يا به بيانى بهتر شروع تصويربردارى فاز اول (به كارگردانى مجيد جوانمرد) به گروه پيوستم. البته درخواستم اين بود كه حداقل دو روز تصويربردارى به تعويق بيفتد اما نشد زيرا مى خواستم ابتدا متن نصفه نيمه را با تمامى بازيگران روخوانى كنم ولى به دليل كمبود وقت اين امر ميسر نشد و دو روز پس از شروع تصويربردارى فاز اول براى بازديد محل تصويربردارى به جزيره قشم رفتم و پس از بازگشت به جستجوى لوكيشن در تهران پرداختم و حدود ده روز بعد در لوكيشنى حوالى بازارچه شاپور را كليد زديم.
*زمانى كه قصه و فيلمنامه «تا صبح را خوانديد چه چيز آن شما را جذب كرد؟
- برايم متن اصلى خيلى مهم بود. شخصيت ها و روند جذب داستان، مرامطمئن كرد كه مى توان كار خوبى ارايه داد.
*هماهنگى دو كارگردان شما و مجيد جوانمرد چگونه صورت گرفت؟
- ايشان چند روز جلوتر از ما كار را شروع كردند، در طول كار هم روزى بيش از ۱۲ ساعت كار براى دو گروه برنامه ريزى شده بود. البته بعضى روزها كمتر و بعضى روزها بيشتر. به همين سبب در ملاقات هايى كه داشتيم، خيلى زود به اين نتيجه رسيديم كه در دكوپاژ و انتخاب نماها چگونه عمل كنيم كه كار يكدست باشد و پل ارتباطى اصلى مابين ما هم تهيه كننده و متن بود. ايشان كار خودش را مى كرد و من هم كار خودم را. اين بدين معناست كه با ديدن چند سكانس از راشهاى ايشان سبك كار وى برايم مشخص شد و سعى كردم طورى كار كنم كه پاساژهاى حركتى ريتم كار به نحو مطلوب تكميل كند. به بيانى ديگر براى من ميزانسن بازيگر و حركت دوربين و تلفيق اين دو بسيار مهم است. به سهم خود سعى كردم ايستايى را از صحنه بگيرم و ريتم كار حداقل در بخش هايى از فيلم كاملا پرتحرك باشد و از لختى فاصله بگيرد. اميدوارم اين تعامل بين بنده و آقاى جوانمرد توانسته باشد باعث يكدستى بيشتر محصول كار شود.
*از نتيجه كار راضى هستيد؟
- البته در ارتباط با كار بايد مردم نظر بدهند. فرصت ما خيلى كم بود و صد البته هرچه بيشتر روى يك اثر كار شود و دقت گذاشته شود نتيجه كار بهتر مى شود. اما در كارهاى مناسبتى كه تاريخ پخش آن از پيش مشخص است و قابل تغيير جدى هم نيست نمى توان صد در صد در خدمت كار بود. اما فكر مى كنم در هر حال اين مجموعه مخاطبان زيادى خواهد داشت و بياد ماندنى خواهد شد.
052200.jpg
مجيد جوانمرد كارگردان مجموعه « تا صبح»:
*مجيد جوانمرد دير به دير سراغ اثرى مى رود، چه شد كه ساخت مجموعه تلويزيونى «تا صبح را پذيرفتيد؟
- آبان ۸۵ بود كه سيد احمد ميرعلايى تهيه كننده مجموعه با من تماس گرفت و قضيه ساخت مجموعه را با من در ميان گذاشت. وقتى كه قصه را خواندم از آن خوشم آمد. همان موقع به من گفت كه مجموعه مناسبتى است و بايد براى اين دهه فجر آماده شود و من هم پذيرفتم كه اين كار را با تمام فشردگى اش به پخش برسانم.
*چه چيز قصه شما را جذب كرد؟
- روابط آدمها و تقابل آنها با هم در يك بستر سياسى كه به دور از شعار و روايت مى شود.
*چقدر در قصه دخل و تصرف كرديد؟ و نظراتتان چقدر در اين امر مهم راه گشا بود؟
- خيلى مواقع با فيلمنامه نويس بحث مى كرديم و درباره صحنه ها صحبت مى كرديم و همه اينها در حد تعاملى بود كه منجر به بهتر شدن فضاسازى ها و روند دراماتيك قصه شود وگرنه دخل و تصرفى در كار نبود.
*انتخاب بازيگران از چه زمانى آغاز شد؟
- از آبان ماه كار انتخاب بازيگر را شروع كرديم. همه بازيگران طبق خواسته ها و نظراتمان انتخاب شدند. براى شخصيت مستانه كه شخصيت محورى قصه است چند نامزد و كانديدا داشتيم تا اينكه به عسل بديعى رسيديم.
*آيا فيلمنامه كامل كار كليد خورد؟
- فيلمنامه كامل بود، منتهى بازنويسى آن ادامه داشت، چراكه بر اساس نظراتى كه داده مى شد بازنويسى و تغييراتى انجام مى شد. فكر مى كنم وقتى كار را شروع كرديم ۱۲- ۱۳ قسمت كامل با بازنويسى آماده بود.
*«تا صبح مجموعه يكدست و روانى است، چگونه با آقاى آهنگر كارگردان ديگر كار هماهنگى ها را انجام مى داديد؟
- با مشورت و رايزنى هايى كه انجام داديم به نتايجى رسيديم كه در مجموع در روند پيشرفت كار مؤثر و مفيد بود. با توجه به اينكه ممكن بود اين مشكل به وجود بيايد و كار يكدست نشود، اما با توجه به دكوپاژها و گفتگوها اين اتفاق نيفتاد و خوشبختانه كار يكدست و روان از آب در آمد.
052197.jpg
*چه شد كه قرار بر اين شد با دو كارگردان كار جلو برود؟
- فشردگى توليد و زمان اندك و فرصت كم براى رساندن كار به پخش اصلى ترين دليل بود.
*از نتيجه كار راضى هستيد؟
- باتوجه به زمانى كه در اختيار داشتيم و امكانات موجود راضى ام و خوشبختانه مخاطب هم از كار راضى است و همين نشان دهنده اين است كه گروه كارش را درست انجام داده است.
مجيد مظفرى بازيگر نقش تيمسار بدر:
*چه جذابيتى در اين نقش وجود داشت كه ايفاى آن را پذيرفتيد؟
- چون تهيه كننده كار سيد احمد ميرعلايى بود و با توجه به تجربه شيرين همكارى قبلى با اين تهيه كننده، با جان و دل پذيرفتم كه در آن حضور داشته باشم، ضمن اين كه من نقش تيمسارى را ايفا كردم كه در زمان گذشته فعال بود، اين نقش را به اين دليل انتخاب كردم چون تكرارى و كليشه اى نيست و از سوى ديگر اين تيمسار با تيمسارهاى ديگر فرق دارد. هيچ گاه در سينما با يك سرى از آدم هايى كه قبل از انقلاب زندگى كرده اند به طور حسى برخورد نشده است، بيشتر در حد كاريكاتور بوده است ولى در مجموعه تلويزيونى تا صبح، با تيمسار بدرى روبروييم كه دلش براى افراد و مردم مى تپد و مسايل خانوادگى هم دارد، معضلات را هم مطرح مى كند ولى زمانى كه لباس فرم مى پوشد درگير سيستم مى شود درگير شرايط ذهنى و موقعيت شغلى اش مى شود و من چون خود از خانواده ارتشى هستم به خوبى اين حس را درك مى كنم.
*از كار در «تا صبح چقدر راضى هستيد؟
- از اين كه كار متنوع و دور از تكرار شده خوشحالم. من عاشق فيلمنامه ها و نقش هايى هستم كه مى توانم با تكرار نكردن خودم، تجاربم را بالا ببرم. «تا صبح اين موقعيت را برايم به وجود آورد.
*چقدر فكر مى كنيد مخاطب بتواند با اين مجموعه ارتباط برقرار كند؟
- از آنجايى كه اين مجموعه داراى انديشه و هويت است و نخواسته كه بارى به هر جهت باشد و به شعور و درك و بينش مخاطب احترام خاصى گذاشته در پخش چندين روزه اش نتايج خوبى به همراه داشته است و در برخوردها مى بينيم كه توانسته ارتباطى درست و منطقى با مخاطب و بينندگان ايجاد كند كه البته اين مساله براى ما دور از ذهن نبود.
امين زندگانى ايفاگر نقش سياوش:
*نقش سياوش چه جذابيتى داشت كه ايفاى نقش آن را قبول كرديد؟
- فيلمنامه خوب و استخواندارى كه داشت در وهله اول جذبم كرد، همچنين حضور بازيگران مطرح و حرفه اى كه بر غناى كار ما مى افزود و وجود يك گروه توليد كاملا حرفه اى خود نقش سياوش به دليل پيچيدگى هايى كه در روابطش با ساير شخصيت هاى اين داستان دارد برايم جذاب و قابل تامل بود. روابط خاص خانوادگى كه در اين سريال وجود دارد و همزمان مى شود با يك سرى تحولات سياسى در مملكت، برخى از ويژگى هاى اين فيلمنامه بود كه آن را برايم جذاب مى كرد. سياوش پسر تيمسار بدر است و برادر آيدين بدر كه رامتين خداپناهى نقش آن را ايفا مى  كند.
*فكر مى كنيد مجموعه هاى تلويزيونى ما بايد چه پارامترهايى را رعايت كنند تا بتوانند در ارتباط با مخاطب موفق عمل كنند؟
- تماشاگران و مخاطبين ايرانى آن قدر فهيم و نكته بين هستند كه هرگاه حس كنند كه اثرى سطح ذائقه و شعور آنان را در نظر گرفته و با صميميت و يكرنگى پيش رفته اند، مسلما با آن ارتباط برقرار مى كنند. مجموعه «تا صبح اين فاكتورها را از مرحله فيلمنامه تا تدوين و بازى و كارگردانى مد نظر داشته و به همين دليل توانسته ارتباطى صميمانه، سالم و ارزشمند با مخاطب برقرار كند.
*حضور دو كارگردان در كار براى بازيگران مشكلى ايجاد نمى كرد؟
- نه هر دو كارگردان به ابزار و كارشان مسلط بودند و به درستى در يك روند حركت مى كردند و بازيگران هم با توجه به زمان محدود سر هر دو كار حاضر شدند و با جديت كار مى كردند.
صداى «فلوت» گيلانى درآمد
052194.jpg
سرويس سينمايى: بهنام گيلانى كارگردانى كه در اروپاى شمالى كار فيلمسازى انجام مى داده اولين فيلم بلند داستانى خود را با عنوان «فلوت» در شهرستان دماوند جلوى دوربين برد. گيلانى درباره داستان فيلم به خبرنگار ما گفت: اين فيلم داستان رضا شهيدان شخصى معتقد و خداوند دوست است كه يك قهوه خانه سرراهى و سنتى در يكى از راه هاى فرعى گيلان دماوند دارد، او كه از قدرت و جسارت زيادى برخوردار است. در كنار شغل خود به رام كردن سگ هاى وحشى براى تامين امنيت جانى اهالى نيز مى پردازد. گيلانى درباره ساخت اين موضوع افزود: از آنجايى كه علاقه زيادى به ساخت فيلم در داخل كشور خود داشتم به دنبال موضوعى بودم كه بتوانم شروع محكم و قوى در زمينه فيلمسازى داشته باشم به همين خاطر بعد از آشنايى با شخصى كه با دست هاى خالى سگ هاى هار را رام مى كرد شروع به نگارش فيلمنامه كار كردم. به عقيده دوستانى كه با فضاى كار آشنا هستند فيلمنامه كار از نقاط قوت كار است. وى درباره زمان تصويربردارى كار نيز افزود: با برنامه ريزى كه انجام شده به نظر مى رسد كار با ۲۰ جلسه تصويربردارى به پايان برسد.
052191.jpg
وى در ادامه گفت: از آنجايى كه با دوربين HD تصويربردارى كار انجام مى شود در نظر داريم كه شرايط تبديل فيلم را به نسخه سينمايى فراهم كنيم. وى درانتها از رضا شميرانى، امير فهيم زاده، حامد سرورى، عليرضا كهنمويى، ابراهيم جليلوند، رضا فهيم نژاد و مينا بابايى به عنوان بازيگران اصلى اين كار نام برد.
ديگر عوامل اين فيلم عبارتند از: نويسنده و كارگردان: بهنام گيلانى، تهيه كننده: رضا فهيم نژاد، مجرى طرح: پويان شاهرخى (استوديو خانه)، مدير تصويربردارى: مهدى قربانى، دستيار كارگردان و برنامه ريز:مريم نورمحمدى، مدير توليد: فريدون مومن طايفه، عكاس: جلال الدين حميدى، صدابردار:سارنگ فرزام فر، دستيار صدا: صالح كاشى، مدير تداركات: عبدالرضا فخار، دستياران تصوير: على اصغر عبداللهى، اشكان ذوالنوريان، طراح گريم: كيميا مديرى.
نگاهى به تاريخچه جوايز اسكار
052185.jpg
منتقدان و كارشناسان سينمايى عقيده دارند: در همه جشنواره ها گذشت زمان و ماندگارى اثر برندگان اصلى جوايز را مشخص مى كند.تاريخ اسكار مملو از انتخاب هاى نادرست وبى انصافى هايى است كه در بازبينى دوباره تاريخ اين جايزه، حيرت انگيز به نظر مى رسند، به خصوص در رشته هايى كه مرز شايستگى فنى و كيفيت هنرى غير قابل تشخيص هستند.بخش تحقيق و گزارش هاى هنرى با در نظر گرفتن جوايز بهترين فيلم، كارگردانى و بازيگرى به مرور برگزيدگان نسبتا عجيب و خوش شناس جوايز اسكار از سال ۱۹۴۰ به بعد مى پردازد.
اسكارى كه ۴۱ سال به تعويق افتاد
سال ۱۹۴۰ بازى«هنرى فوندا» در نقش «تام جاد» در فيلم به يادماندنى «خوشه هاى خشم» حيرت انگيز است اما آكادمى اسكار، در يك راى غير منتظره، «جيمز استوارت» را براى فيلم «داستان فيلادلفيا» برگزيد. آن هم در فيلمى كه اسم استوارت در تيتراژ اش بعد از عناوينى چون «كرى گرانت» و كاترين هپبورن مى آيد،استوارت در اين فيلم طبق معمول سابق خوب بازى مى كند.اما هيچ ويژگى خاصى در نقش آفرينى اش وجود ندارد.به گزارش ايسنا، اما اصل ماجرا بنابه گفته كارشناسان سينماى هاليوود از اين قرار است كه اعضاى آكادمى سال قبل از آن، بازى ديدنى استوارت در فيلم «نمى توانى با خودت ببرى» را ناديده گرفتند وحالا اين جايزه، يك دلجويى از استوارت هميشه پركار و محبوب بود. فاندا هم براى گرفتن اسكار بايد كمى صبر مى كرد.حدود ۴۱ سال بعد تا در فيلم «بركه هاى طلايى» يك سال قبل از مرگ خود اسكار را دريافت كند.
بى اعتنايى به نابغه
۱۹۴۲ سالى بود كه «اورسون ولز» فيلم «آمبر سون هاى باشكوه» را خلق كرد،اما در حالى كه اكثر قريب به اتفاق نويسندگان سينمايى او را محق دريافت اسكار مى دانستند، او حتى كانديداى دريافت جايزه هم نشد. فهرست ۵ كارگردان كانديداى اسكار در سال ۱۹۴۲ اين چنين هستند: ويليام وايلر، مايكل كورتيز، جان فارو، مروين  لى روى و سام وود. اين جايزه سرانجام نصيب وايلر براى فيلم «ميهن پرستانه خانم مينى ور» شد.
داستين هافمن صاحب عجيب ترين فروشگاه اسباب بازى مى شود
052209.jpg
سرويس سينمايى: داستين هافمن در فيلمى كمدى به نام «بازار بزرگ و عجيب آقاى مگوريم» به نقش آفرينى مى پردازد. زاك هلم داستان اين فيلم را به نگارش درآورده و خود آن را جلوى دوربين برده است. فيلم درام «بازار بزرگ و عجيب آقاى مگوريم» داستان مرد عجيبى به نام ادوارد مگوريم را شرح مى دهد كه صاحب عجيب ترين فروشگاه اسباب بازى در دنيا است و شخصى به نام مولى مانوى به عنوان مدير فروشگاهش در آنجا كار مى كند. پس از آنكه آقاى مگوريم حق امتياز فروشگاهش را به مولى مانوى واگذار مى كند، اين فروشگاه به يك اسباب بازى فروشى جالب و خاطره انگيز تبديل مى شود. داستين هافمن ايفاگر نقش آقاى مگوريم است و ناتالى پورتمن نقش مدير فروشگاهش را ايفا مى كند. جيسون بيتمن، جاناتان پاتس، مت بارام، ديويد رندال، جيدكوهن و تد لودزيك از ديگر نقش آفرينان اين فيلم هستند.
گفتنى است كه «بازار بزرگ عجيب آقاى مگوريم» محصول كشور آمريكا است و مراحل توليد آن به پايان رسيده است.
مت ديمون «مشت باز» مى شود
052188.jpg
سرويس سينمايى: مارك والبرگ و مت ديمون براى ايفاى نقش در فيلمى به نام «مشت باز» محصول پارامونت پيكچرز و مندوايل فيلمز، اعلام آمادگى كرده اند. بازيگران فيلم «مردگان» ،«مشت باز» زندگى واقعى مشت باز ايرلندى به نام ميكى وارد و برادرش را به تصوير مى كشند. پاول تاماسى واريك جانسون داستان «مشت باز» را به نگارش درآورده و پاول آتاناسيو بازنويسى آن را به عهده گرفته است. تاكنون نام كارگردان اين فيلم مشخص نشده است.
ريچارد اير «مرد ديگر» را جلوى دوربين مى برد
052221.jpg
سرويس سينمايى: ريچارد اير كارگردانى كه اكنون فيلم «يادداشت هايى بر رسوايى» را در اكران هاليوود دارد، به زودى فيلم جديد خود را به نام «مرد ديگر» در آلمان جلوى دوربين خواهد برد. اير داستان اين فيلم را بر اساس داستان كوتاهى از نويسنده مشهور آلمانى برنارد شلينك به نگارش درآورده است. فيلم «مرد ديگر» داستان مردى است كه به حقايقى در مورد گذشته همسرش پى مى برد.
كوين اسميت و كارگردانى يك نمايش تلويزيونى
052212.jpg
سرويس سينمايى: كوين اسميت بازيگر به نام سينماى آمريكا، كارگردانى نمايشى به نام «ماشين درو» را براى شبكه تلويزيونى cw به عهده گرفته است. مايكل فازكاس تارا بوترز داستان اين نمايش را به رشته تحرير درآورده اند.«ماشين درو» داستان فردى بى مسووليت به نام سم اوليور است كه در سن بيست  و يك سالگى مطلع مى شود كه والدينش هنگام تولد، روح او را با شيطان معامله كرده بودند. اما او پس از طى مراحل مختلف موفق مى شود كه روح خود را از چنگ شيطان رها سازد. تصويربردارى اين نمايش تلويزيونى از مارس آينده در ونكوور كانادا آغاز خواهد شد.