نسخه
PDF
شماره ۵۳۱۴ - ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۲۶ ربيع الثانى ۱۴۲۸ - ۱۴ مى ۲۰۰۷ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
تشكيل ۲ دولت در كشورى واحد
اصلاح قانون اساسى تركيه عملى يا نمادين؟
057738.jpg
راى موافق ۳۷۶ نماينده مجلس ملى تركيه به اصلاح قانون اساسى، آيا با تغييرات در نظام پارلمانى، موانع رخ داده در انتخاب رييس جمهورى را با تصويب انتخاب رييس جمهورى با راى مستقيم مردم، رفع مى كند يا اجراى آن «فعلا» در سد «مخالفت رييس جمهورى» متوقف مى ماند؟
انتخاب رييس جمهورى با راى مستقيم مردم، كاهش دوره رياست جمهورى از هفت سال به پنج سال، كاهش عمر دوره مجلس بزرگ ملى از پنج سال به چهار سال، تصريح به حضور حداقل ۱۸۴نماينده براى رسميت يافتن جلسات علنى مجلس، از مهمترين اصلاحات تصويب شده در قانون اساسى است كه به شرط تصويب مقام رياست جمهورى، تبديل به قانون شده و قوت اجرايى مى يابد.
موضوع اصلاح قانون اساسى تركيه بعد از آن در صحنه سياسى تركيه مطرح شد كه انتخاب رييس جمهورى در مجلس ملى اين كشور، با راى دادگاه قانون اساسى به ابطال اولين دور انتخابات، عملا به بن بست كشيده شد.
بسيارى از صاحب نظران حقوق سياسى با استناد به سوابق امر و اين نكته كه «عبدالله گول» وزير امور خارجه و نامزد حزب حاكم «عدالت و توسعه (آك)» با كسب ۳۵۷راى از ۳۶۱نماينده حاضر در دور اول راى گيرى جلسه مجلس، بيشتر از همه روساى جمهورى پيشين در همه مراحل راى گيرى ، راى آورده است، و جلسات انتخاب روساى پيشين جمهورى با حضور حداقل ۱۸۴نماينده رسميت يافته و پاى دادگاه قانون اساسى هم به ميان كشيده نشده است، حكم كنونى دادگاه قانون اساسى را «حكمى سياسى و نه قانونى» ارزيابى كرده اند.
«رجب طيب اردوغان» نخست وزير تركيه هم در عين ابراز اين كه به راى دادگاه قانون اساسى احترام مى گذارد، آن راى را «شليك به قانون اساسى» توصيف كرد.
به گزارش ايرنا موضوع انتخاب رييس جمهورى با راى مردم بويژه بعد از كودتاى نظامى ۱۹۸۰ در تركيه و انتخاب ژنرال «كنعان اورن» رهبر كودتا با راى مردم به مقام رياست جمهورى، همواره در حد بحث، در محافل سياسى تركيه مطرح بوده و برخى احزاب سياسى، از نظام سياسى رياستى مانند آمريكا و نظام نيمه رياستى در كشورشان سخن رانده اند كه تحولات سياسى اخير در تركيه، اين آرزو را ناگهان در آستانه تحقق قرار داده است.
حزب حاكم «عدالت و توسعه (آك)» كه با راى دادگاه قانون اساسى به ابطال دور اول انتخابات رياست جمهورى در مجلس ملى، نتوانست به رغم داشتن اكثريت قاطع در مجلس، نامزد خود را در مقام رياست جمهورى بنشاند، سياست اصلاح قانون اساسى و انتخاب رييس جمهورى با راى مردم را در پيش گرفت.
دادگاه قانون اساسى تركيه دور اول انتخابات رياست جمهورى اين كشور را با استناد به اين كه كمتر از حد نصاب دوسوم نمايندگان مجلس ملى ۵۵۰عضوى تركيه در راى گيرى شركت كرده اند، باطل اعلام كرد.
چهارشنبه دو هفته پيش «عبدالله گول» وزير امور خارجه تركيه و نامزد حزب حاكم «عدالت و توسعه (آك)» براى احراز مقام رياست جمهورى اين كشور، با كسب ۳۵۷راى از ۳۶۱راى ريخته شده به گلدان ها، نتوانست به حد نصاب ۳۶۷ راى موافق دور اول دست يابد و انتخابات به دور دوم موكول شده بود.
اما حزب مخالف «جمهوريخواه خلق» با اعلام اين كه در دور اول انتخابات رياست جمهورى در مجلس ملى تركيه بايد دوسوم شمار نمايندگان ( ۳۶۷نماينده از ۵۵۰نماينده) مجلس حاضر باشند، موضوع انتخابات را به دادگاه قانون اساسى كشانده و ابطال دور اول را تقاضا كرده بود.
با اعلام ابطال دور اول انتخابات رياست جمهورى، تلاش حزب حاكم «عدالت و توسعه» براى تغيير مواد قانون اساسى در اين مورد، آغاز شد و شنبه شب گذشته طرح حزب حاكم براى انتخاب رييس جمهورى با آراى مستقيم مردم به رغم مخالفت حزب «جمهوريخواه خلق» در كميسيون قانون اساسى مجلس تصويب شد.
اصلاحات قانون اساسى با حمايت حزب «مام ميهن» كه داراى ۲۰نماينده در مجلس است و اصرار شديد حزب حاكم «آك» كه ۳۵۲كرسى نمايندگى در مجلس دارد، با ۳۷۶راى مثبت و يك راى منفى در نشست مجمع عمومى پنجشنبه شب گذشته مجلس ملى تركيه به تصويب رسيد.
به موجب اصلاحاتى كه مجلس ملى تركيه در قانون اساسى در هفت ماده تصويب كرده، رييس جمهورى براى يك دوره پنج ساله با راى مردم و در يك نظام انتخاباتى حداكثر دو مرحله اى انتخاب مى شود. به اين ترتيب كه اگر در مرحله اول نامزدى نتوانست بيش از نيمى از كل آرا را كسب كند، دو نامزدى كه حايز بيشترين آرا هستند در مرحله دوم به رقابت مى پردازند و دارنده راى بيشتر (نصف به اضافه يك آرا)، به مقام رياست جمهورى برگزيده مى شود.
رييس جمهورى منتخب در صورت كسب راى مردم، براى بار دوم نيز مى تواند در يك دوره پنج ساله ديگر به رياست جمهورى انتخاب شود.ماده ديگرى در مصوبه مجلس مربوط به اجرايى شدن اصلاح قانون اساسى ظرف ۴۰ روز بعد از تصويب نهايى آن با تاييد رييس جمهورى، يا از طريق برگزارى همه پرسى است.حزب «آك» با لحاظ احتمال مخالفت رييس جمهورى با مصوبه مجلس و وتوى آن و واگذارى تصويب اصلاحات قانون اساسى به همه پرسى و تصويب مردم، خواست تا در ۲۲جولاى ( ۳۱تير) كه زمان برگزارى انتخابات عمومى تعيين شده، صندوق ديگرى نيز براى همه پرسى اصلاحات در قانون اساسى پيش روى مردم گذاشته شود. ماده ديگرى در اصلاح قانون اساسى به تصويب مجلس رسيد كه به موجب آن دوره مجلس ملى تركيه از پنج سال فعلى به چهار سال و در نتيجه برگزارى انتخابات عمومى مجلس از پنج سال به چهار سال كاهش يافته است.البته به رغم صراحت قانون اساسى، تا كنون به جز دوره اقتدار حزب آك، هيچ مجلس و دولتى در تركيه نتوانسته است دوره قانونى خود را به پايان برساند و بحران هاى سياسى همواره و حداكثر در چهارمين سال مجلس يا دولت، برگزارى انتخابات زود هنگام را ضرورى كرده است.
حزب «آك» با استناد به داشتن اكثريت مطلق در مجلس و بى نيازى از حمايت احزاب ديگر براى تشكيل دولت ائتلافى، و به لطف برقرارى ثبات سياسى و اقتصادى در كشور كه در تاريخ جمهورى تركيه بى سابقه است، همواره درخواست احزاب مخالف براى برگزارى انتخابات عمومى زودهنگام را رد كرده بود.ماده ديگر مهم در اين اصلاح، كافى بودن حضور حداقل ۱۸۴نماينده براى رسميت يافتن جلسه عمومى مجلس است كه با ۳۷۶راى موافق و يك راى مخالف به تصويب مجلس رسيد.مخالفان حزب آك كه اين حزب را به داشتن نيات پنهانى براى سست كردن پايه هاى نظام لاييك اين كشور متهم مى كنند، بشدت و حتى به قيمت راى و تفسير سياسى از قانون اساسى و تهديد نظامى، با رياست جمهورى شخصى از اعضاى اين حزب مخالفت مى ورزند.قانون اساسى فعلى تركيه صراحت دارد كه اگر رييس جمهورى در دور اول يا دوم انتخاب نشود، دو نامزدى كه بيشترين راى را در اين دو دور به دست آورده اند، در دور سوم و چهارم به رقابت مى پردازند و هر كدام از آنها كه بيشترين راى را آورد، به مقام رياست جمهورى انتخاب مى شود.بسيارى از حقوقدانان و صاحب نظران قانون اساسى با استناد به سوابق امر كه جلسات مجلس براى انتخاب روساى پيشين جمهورى، با حضور ۱۸۴نماينده رسميت مى يافت و روساى پيشين جمهورى از جمله سزر، «سليمان دميرل» و مرحوم «تورگوت اوزال» روساى فعلى، سابق و اسبق تركيه به همين ترتيب انتخاب شده اند، معتقدند كه قانون اساسى حضور ۳۶۷نماينده را شرط نگذاشته و فقط راى مثبت ۳۶۷نماينده را براى انتخاب در دوره هاى اول و دوم شرط گذاشته است. صحن مجلس تركيه در راى گيرى پنج شنبه شاهد هيجان و اضطراب زياد نمايندگان حزب حاكم بود. حزب حاكم در آخرين لحظات تصويب اين لايحه، پيشنهاد جديدى داد كه بر اساس آن «اگر اصلاحات در قانون اساسى به همه پرسى گذاشته شود، سه موضوع تغيير (كاهش) هر دوره مجلس از پنج سال به چهار سال، شرط حضور حداقل ۱۸۴نماينده براى رسميت يافتن همه جلسات عمومى مجلس و سرانجام انتخاب رييس جمهورى با راى مردم، يك جا از مردم پرسيده شود.»حزب آك مى خواهد براى همه اين تغييرات در قانون اساسى در صورت وتوى محتمل رييس جمهورى و الزامى شدن رفراندوم، يك صندوق پيش روى مردم گذاشته شده و مردم به همه اين اصلاحات در قانون اساسى يك جواب آرى يا نه بدهند.به دنبال تصويب لايحه پيشنهادى در مجلس، اردوغان نخست وزير و «اركان مومجو» رهبر حزب مام ميهن به يكديگر تبريك گفتند.
اما «دنيز بايكال» رهبر حزب مخالف جمهوريخواه خلق بعد از تصويب اين اصلاحات در قانون اساسى، به خبرنگاران گفت: «اصلاحات در قانون اساسى كار بسيار جدى است و نبايد با اين عجله به تصويب مى رسيد.»بايكال كه به همراه طرفداران نظام لاييك با اصلاح قانون اساسى مخالفت مى ورزند و همواره تاكيد دارند كه اصلاح قانون اساسى، بايد به مجلس جديد واگذار شود، گفت: «حزب آك دارد با مجلس بازى مى كند و من باور ندارم كه اين اصلاحات عملى شود.»به دنبال تصويب اطلاحات قانون اساسى در مجلس تركيه، حال اين بحث درگرفته كه آيا اين اصلاحات، همان گونه كه حزب حاكم مى خواهد تا ۲۲ جولاى يعنى ۳۱تير ماه عملى مى شود؟انتظار مى رود مصوبه مجلس تركيه به زودى براى اظهار نظر رييس جمهورى به كاخ چانكايا ارسال شود.بر اساس قانون اساسى، سزر مى تواند ظرف ۱۵روز كل مصوبه يا بخشى از آن را بررسى كرده و تصويب يا وتو كند.اگر سزر مصوبه را وتو كند، به گفته اردوغان، مجلس تركيه بدون تغييراتى آن را مجددا تصويب كرده و براى سزر ارسال خواهد كرد. سزر در اين مقطع حق وتوى مصوبه را ندارد. او مجبور است يا مصوبه را تاييد كند و يا آن را در رفراندوم به نظر مردم واگذارد.
البته سزر حق شكايت به دادگاه قانون اساسى را هم دارد. ولى دادگاه قانون اساسى، طبق قانون، اصلاحات در قانون اساسى را فقط از نظر شكلى مى تواند بررسى  كند، نه محتوايى.حزب آك بر آنست اگر سزر به مراجعه به نظر مردم (رفراندوم) تصميم بگيرد، اصلاح قانون اساسى را همزمان با انتخابات عمومى به راى مردم بسپارد و اصولا به همين خاطر هم هست كه با تصويب تغييراتى در قانون اساسى، مدت اجراى اصلاحات قانون اساسى را از ۱۲۰روز فعلى به ۴۰روز كاهش داد. به هر روى آنچه در صحنه سياسى روى داده است حمله مخالفان حزب حاكم آك براى بستن راه چانكايا به روى نامزد اين حزب و ضد حمله آك با اصلاح قانون اساسى در وراى اخطاريه تند نظاميان تركيه به دولت آنكارا و مخالفت آشكار آن ها با دستيابى عضوى از حزب آك كه متهم به اسلامگرايى است، به مقام رياست جمهورى است.آنچه در چشم انداز ديده مى شود اين كه طرفين در تركيه دوره پيش رو را با مبارزه در عرصه حقوق سياسى طى خواهند كرد. اما در اين عرصه هنوز مشخص نيست كه آيا مصلحت هاى سياسى بر قانون حاكميت خواهد يافت آن گونه كه در راى دادگاه قانون اساسى به ابطال دور اول انتخابات رياست جمهورى تجلى كرد، يا مسير قانون و موازين مردمسالارى و فرهنگ احترام و تحمل راى مردم پيموده خواهد شد.
تشكيل ۲ دولت در كشورى واحد
انسجام لبنان در آستانه فروپاشى
057750.jpg
«به رغم آن كه ۳۲ سال از جنگ هاى داخلى لبنان كه در ۱۳ آوريل ۱۹۷۵ آغاز شد، مى گذرد اين كشور همچنان در معرض تهديد وقوع جنگ هاى خونين داخلى است. در آغاز دوره اول جنگ هاى داخلى لبنان عوامل بسيارى موثر بود كه در راس اين عوامل دخالت طرف هاى منطقه اى و بين المللى قرار داشت. به دنبال اين دخالت ها و سياست پشت پرده  بسيارى از ابرقدرت هاى جهان، لبنان براى ۱۵ سال به عرصه اى براى دوئل قدرت هاى خارجى تبديل شد و سرانجام توافقنامه  طائف توانست به اين درگيرى هاى خونين پايان دهد. امروز مسير حوادث در لبنان به گونه اى پيش مى رود كه گويا لبنان براى جنگ داخلى ديگرى خود را آماده مى كند.»به گزارش ايسنا روزنامه  الوطن -چاپ عربستان- با ارايه  تحليلى با عنوان «لبنان و خطر تكرار تجربه  قبرس» مى نويسد: «توافقنامه  طائف توانست پس از ۱۵ سال درگيرى هاى خونين در لبنان؛ استقلال، تماميت ارضى و ثبات اين كشور را تامين كند. در چارچوب اين توافقنامه لبنان شاهد برگزارى سه دوره از انتخابات رياست جمهورى بود كه در اين سه دوره رينه معوض، الياس هراوى و اميل لحود در لبنان حكومت كردند. برغم آن كه توافقنامه طائف با تلاش هاى منطقه اى و با نظارت دولت عربستان به امضاء رسيد اما از همان آغاز با هجوم گسترده  دست هاى پنهان براى نقض مفاد اين توافقنامه مواجه شد. ترورهاى سياسى متعدد كه شخصيت هاى برجسته  لبنانى چون رييس جمهور، نخست وزير، وزيران، روزنامه نگاران و فعالان سياسى را هدف قرار مى داد كاملا برنامه ريزى شده و هدفمند بود به گونه اى كه اين ترورها اهداف طوائفى را دنبال مى كردند و درصدد از سرگيرى مجدد درگيرى ها ميان احزاب و طوائف مختلف لبنانى بود.»در ادامه اين تحليل آمده است: «اين جريان يعنى ترورهاى سياسى و دست هاى پشت پرده براى نقض مفاد توافقنامه  طائف بالاخره نتيجه داد و منجر به خروج نيروهاى سورى از لبنان كه براساس اين توافقنامه در لبنان حضور داشتند، شد. برغم آن كه نيروهاى سورى براى دفاع از لبنان در برابر تجاوز مجدد اسراييل در اين كشور حضور داشتند اين مساله به صورت ديگرى انعكاس داده شد و بسيارى از احزاب سياسى لبنانى كه به نوعى دربند وابستگى هاى خارجى بودند در اين زمينه بسيار تلاش كردند. اين جريان درست پس از ترور رفيق حريرى، نخست وزير اسبق لبنان رخ داد و دولت سوريه متهم رديف اول در اين قضيه از سوى برخى احزاب سياسى لبنان كه در حال حاضر حزب حاكم را تشكيل مى دهند، شناخته شد.»الوطن در ادامه  اين تحليل مى آورد: «در واقع جريان ترورهاى سياسى در لبنان پس از ترور حريرى وارد مرحله  جديدى شد مرحله اى كه مى توان آن را به مرحله  برداشت توصيف كرد. از جمله برداشت هايى كه جريان پشت پرده  اين گونه ترورها توانست در قضيه  اخير يعنى ترور حريرى براى خود برداشت كند، پيروزى احزاب اقليت در حكومت و پارلمان و كسب اكثريت توسط اين احزاب بود.
برداشت دومى كه از اين ترور سياسى انجام گرفت خارج ساختن نيروهاى سورى از لبنان و تضعيف اين كشور در برابر رژيم صهيونيستى بود. بر هيچ كس پوشيده نيست كه رژيم صهيونيستى و آمريكا ازجمله معارضان اصلى بقاى نيروهاى سورى در لبنان بودند و مانورهاى گسترده اى در اين زمينه به جهت اعمال فشار عليه سوريه و خارج ساختن نيروهاى اين كشور از لبنان انجام دادند. پس از ترور حريرى دست هاى پشت پرده در لبنان آزادتر از گذشته توانستند در اين شطرنج سياسى نقش ايفا كنند.»در اين تحليل همچنين آمده است: «مثلا آمريكا، يكى از اين دست هاى پشت پرده توانست با متهم ساختن سوريه در دست داشتن ترور حريرى رضايت جامعه  جهانى در رأس آن اتحاديه  اروپا را براى اعمال فشار بيشتر به دمشق كسب كند.رژيم صهيونيستى يكى ديگر از بازيگران اصلى بحران سازى در لبنان نيز توانست بسيارى از اهداف خود را پس از ترور حريرى محقق سازد از جمله؛ خروج نيروهاى سورى از لبنان، تضعيف بنيه نظامى لبنان در برابر هر گونه حمله نظامى جديد و آسيب پذيرى بالاى اين كشور در صورت وقوع اين حمله، حذف يا به حاشيه كشيده شدن احزاب مخالف رژيم صهيونيستى چون جنبش امل و حزب الله در حكومت و پارلمان و بالاخره به حاكميت رسيدن احزاب موافق عادى سازى روابط لبنان با رژيم صهيونيستى. اسراييل حتى بيش از آمريكا در ترور حريرى ذينفع بود هر چند كه منافع رژيم صهيونيستى و آمريكا در تمامى زمينه ها مشترك است.»الوطن مى نويسد: «در حال حاضر لبنان با گذشت بيش از دو سال از ترور حريرى به كدام مسير گام مى گذارد؟آيا تحولات و تغييرات در لبنان همچنان به سود منافع قدرت هاى خارجى پيش خواهد رفت؟ متاسفانه بر خلاف آنچه كه رسانه هاى غربى و حتى منطقه از بحران لبنان منعكس مى كنند بحران اين كشور بر سر انتخابات رياست جمهورى اين كشور يا تعيين ميزان مشاركت احزاب معارض در دولت نيست؟ بحران كنونى لبنان نوع حاكميت موجود از سوى دولت حاكم و ضعف و سستى دستگاه قضايى اين كشور كه از سوى دولت اداره مى شود، است. قانون تشكيل دادگاه بين المللى و تصويب اين دادگاه در خارج از ساختار قضايى لبنان آن هم در شوراى امنيت مساله اى است كه سراسر لبنان را با خطر جدى مواجه مى سازد.»در پايان اين تحليل آمده است: «اگر مساله  تشكيل دادگاه بين المللى در داخل لبنان و با اتفاق نظر گروه ها و احزاب داخلى لبنان حل و فصل شود مطمئنا اين كشور مرحله  فراز و نشيب بحران هاى فعلى را به سلامتى پشت سر خواهد گذاشت و موضوع انتخابات رياست جمهورى در اين كشور نيز به خود ى خود حل مى شود زيرا لبنانى ها هفت ماه ديگر براى انتخاب رييس جمهور ى فرصت دارند و مى توانند در اين مدت رييس جمهورى مناسب براى كشور را انتخاب كنند.
متاسفانه افق هاى موجود در لبنان چيزى ديگرى را نشان مى دهد و درصورتى كه دادگاه بين المللى لبنان خارج از اين كشور و به واسطه شوراى امنيت به تصويب رسد مطمئنا اين كشور وارد مرحله  حساس و پرتنش خواهد شد مرحله اى كه بسان يك تونل تاريك است و هيچ كس نمى تواند آن سوى اين تونل تاريك را ببيند يا توصيف كند. با توجه به آن كه هر يك از احزاب معارض يا حزب حاكم تعريف متفاوت از قانون اساسى و دستگاه قضايى لبنان دارند خطر تكرار اوضاع قبرس در لبنان و تقسيم اين كشور به دو كشور و دو دولت وجود دارد.»