نسخه
PDF
شماره ۵۴۹۶ - ۴ دى ۱۳۸۶ - ۱۴ ذيحجه ۱۴۲۸ - ۲۵ دسامبر ۲۰۰۷ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
دنياى رايانه
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
ناتو و جنگى طولانى  در افغانستان
078567.jpg
«نيكلا ساركوزى» رئيس جمهورى فرانسه در سفرى كوتاه و از قبل اعلام نشده به كابل، با «حامد كرزاى » رئيس جمهورى افغانستان و ژنرال «دان مك نيل » فرمانده ارشد نيروهاى تحت رهبرى «ناتو» ديدار و درباره مسائل مختلف از جمله اعزام نيروهاى بيشتر اين كشور به ولايت قندهار گفتگو كرد. هم اكنون شش فروند «ميراژ» و يك هزار و ۳۰۰نفر از نيروهاى فرانسوى در چارچوب نيروهاى سازمان آتلانتيك شمالى (ناتو) در افغانستان حضور دارند. به گزارش ايرنا ساركوزى در كابل اظهار داشت: نيروهاى ناتو در جنگ با تروريسم بسر مى برند و هيچ شكستى را نخواهند پذيرفت. در نگاه اول به نظر مى رسد سفر ساركوزى به افغانستان در آستانه سال نو مسيحى، سفرى عادى و مشابه سفر ساير مقام هاى سياسى و نظامى كشورهاى عضو ناتو است كه معمولاً براى روحيه دادن به نيروها در اين ايام به افغانستان سفر مى كنند. ولى اگر سفر ساركوزى در ارتباط با قدرت گرفتن طالبان و فشار نظامى كه متوجه نيروهاى آمريكا و ناتو در شرق و جنوب افغانستان شده است را در نظر بگيريم، آنگاه از اهميت ويژه اى برخوردار مى شود. اين كه ساركوزى به صراحت مى گويد « ناتو با تروريسم در افغانستان درگير جنگ است و آمادگى شكست وجود ندارد»، دقيقا به اين معنا است كه فرانسه بر خلاف آن گروه از كشورهاى عضو ناتو كه بى ميلى خود را به ادامه حضور نظاميان شان در افغانستان نشان داده اند، قصد دارد تا به آخر در كنار آمريكا در افغانستان باقى بماند. اين همان وعده اى است كه ساركوزى در كنگره آمريكا، قولش را داد و اكنون قصد دارد آن را عملى كند. با اين حال واقعيت آن است كه تجديد قدرت طالبان در بخش هاى شرقى و جنوبى افغانستان و گسترش پايگاه اجتماعى آنها در قبايل «پشتون» در هر دو سوى خط مرزى مناقشه آميز «ديو راند»، آمريكا،انگليس، فرانسه و ناتو را با مشكلات بيشتر و آينده ابهام آميزى روبرو كرده است. اين نيروها هم اكنون از دو سو تحت فشار قرار دارند:گسترش قدرت طالبان كه از آن به نام تروريسم ياد مى شود و توسعه كشت توليد و قاچاق مواد مخدر.
راهبرد جديد آمريكا و ناتو در افغانستان
اين واقعيت كه طالبان خود را بازسازى كرده اند و از توان عملياتى بالاترى نسبت به گذشته برخوردار شده اند تقريباً روشن است. نا آرامى و توسعه كشت خشخاش هر دو به سود طالبان عمل كرده است و شرايطى بوجود آورده است كه خطر شكست نظامى آمريكا و ناتو را جدى تر از گذشته مطرح مى كند.
درست به همين دليل است كه نياز به تغيير راهبرد نظامى آمريكا و ناتو در افغانستان احساس شده است. فرانسه در راهبرد نوين احتمالى در افغانستان ايفاى نقش خواهد كرد. چند محور اساسى در راهبرد جديد آمريكا و ناتو وجود دارد: تأكيد بر بازسازى اقتصادى افغانستان ، آموزش و تجهيز تسليحاتى ارتش و پليس ملى افغانستان،تقسيم طالبان به راديكال و ميانه رو و شركت كردن ميانه روها در قدرت ، مبارزه قاطع تر با كشت خشخاش و توليد مواد مخدر و مسدود كردن منابع مالى طالبان ، اعمال فشار بر پاكستان و قطع حمايت طالبان در مناطق قبايلى. با توجه به اين گونه اهداف در تغيير استراتژى آمريكا و ناتو نياز به بازنگرى در مسئوليت هايى وجود   دارد كه بر اساس ترتيبات «بن» در سال ۲۰۰۱ (  ۱۳۸۰ه.ش ) هر كدام از كشورهاى بزرگ پذيرفته بودند ولى به آنها عمل نكردند. آموزش و تجهيز ارتش و نيروهاى امنيتى افغانستان به فرانسه واگذار شد و قرار بود به كمك آمريكا، ارتش افغانستان در حدى آموزش ببيند و تسليح شود كه توان حفظ امنيت را داشته باشد. منتها اكنون روشن شده است كه آمريكا و فرانسه به اين مسئوليت خود عمل نكرده اند. با توجه به اينكه مقوله حفظ امنيت براى نيروهاى خارجى داراى اهميت مضاعفى است اين كه ساركوزى در ديدار با كرزاى مى پذيرد كه تعدادى نيروى زبده آموزشى به آن كشور اعزام كند تا به آموزش نيروهاى افغانستان بپردازند در اين رابطه قرار دارد. با اين حال معلوم نيست كه فرانسه به درخواست مردم و دولت كابل كه خواهان اعزام نيروهاى فرانسوى به جنوب و شرق افغانستان اند، چه پاسخى خواهد داد.
هم گرايى پاريس و واشنگتن
اين گفته ساركوزى كه نيروهاى فرانسه در افغانستان باقى خواهند ماند، در شرايطى كه كشورهاى ناتو به خروج نيروهاى خود از اين كشور تمايل دارند، نشانگر تغيير عمده اى در سياست خارجى فرانسه ونزديك شدن آن به سياست هاى آمريكا است. از اين رو دور از ذهن نخواهد بود كه فرانسه در تغيير راهبرد آمريكا و ناتو در افغانستان نقش برجسته اى برعهده گيرد. اين واقعيت كه ذهنيت افغان ها نسبت به فرانسه در سطح آمريكا و انگليس منفى نيست و تصور معمولى تر آن است كه فرانسه سياست مستقل خاص خود را دارد، كمك مى كند كه ساركوزى به رغم تمايلات آشكار آمريكا مجبور شود از اعتبار سنتى كشورش براى پيشبرد راهبرد نوين آمريكا در جنوب آسيا كمك گيرد.
078561.jpg
بازسازى فراموش شده افغانستان اكنون به عنوان يك ضرورت و حتى فراتر از آن، به عنوان يك راه حل جلوگيرى از شكست، مطرح است. فرانسه در اين راه از امكانات و اعتبار بيشترى از آمريكا و انگليس مى تواند استفاده كند و اعتماد افغانها را جلب كند. گذشته از اين، فرانسه در موقعيت مساعدترى براى كمك به تعديل قدرت در كابل و احتمالا شريك ساختن طالبان ميانه رو در قدرت قرار دارد. بنابراين اگر قرار باشد كه براى پايان دادن به جنگ در افغانستان، طالبان ميانه رو سلاح بر زمين بگذارند از طريق فرانسه راحت تر مى توانند وارد معامله شوند. نقشى كه با جاه طلبى هاى شخصى ساركوزى نيز سازگارى دارد. او مى خواهد كه خود را به عنوان يك قدرت مؤثر در مسايل جهانى در كنار آمريكا نگاه دارد و از اين طريق منافع سياسى - اقتصادى خود را نيز در نظر دارد. اهداف سفر در هر حال سفر ساركوزى به كابل در محاسباتى دقيق انجام شده و اهداف بلند مدتى دارد. اهدافى كه كاملا در راستاى استراتژى جديد آمريكا در افغانستان قرار دارد و به تصور ساركوزى اشتباهات فرانسه در عراق و مخالفت با جنگ آمريكا با صدام حسين را در افغانستان جبران خواهند كرد. از اين رو مى توان گفت كه فرانسه در راهبرد جديد آمريكا در افغانستان نقش محورى ترى پيدا خواهد كرد و در همين راستا احتمال اعزام نيروى بيشتر به افغانستان مطرح شده است . همچنين فرانسه در آموزش و مسلح كردن ارتش ملى افغانستان فرانسه نقش مهم ترى برعهده خواهد گرفت. اما بنظر نمى رسد در مبارزه با قاچاق مواد مخدر بتواند بيش از انگليس و آمريكا نقش بيابد.
چين و هند به دنبال گسترش مناسبات
078483.jpg
چين و هند در حال برگزارى تمرينات مشترك نظامى در منطقه« كونمينگ »در جنوب غرب چين هستند.تمرينات نظامى كه مى تواند زمينه سازتوسعه روابط دو جانبه آنها و تأثيرگذار در تحولات بين المللى باشد. اصل و مبناى اين تمرينات همكارى دوكشور درقلمرو مبارزه با تروريسم است، اما حاصل آن مسلما تقويت همكارى هاى دفاعى چين و هند خواهد بود. چين و هند اين رزمايش را با عنوان « دست در دست يكديگر -  »۲۰۰۷برگزار مى كنند و اين تمرينات حاصل توافقات دوكشور در سال گذشته براى توسعه روابط و همكارى هاست. نكته قابل توجه اينكه حركت دو كشور به سمت گسترش روابط در قلمرو نظامى و دفاعى است. پيشتر نيز دو فروند كشتى از نيروى دريايى هند درسال جارى ميلادى در شهر « چينگ دائو » در شرق چين پهلو گرفتند تا رزمايش مشتركى با نيروى دريايى ارتش چين برگزار كنند. دوطرف همچنين يك ماه پيش براى نخستين بار گفتگوهاى دفاعى سالانه برگزار كردند وهردو كشور در بيانيه اى،آن رايك گام تاريخى درتوسعه روابط دانستند. به هر صورت اين رزمايش مشترك مسلما بر توسعه مناسبات در زمينه هاى ديگر تأثيرات چشمگيرى خواهد داشت.
پيامدهاى جانبى برگزارى رزمايش
برگزارى رزمايش چين وهند كه در نوع خود بى سابقه است پيامدهاى جانبى نيز بدنبال خواهد داشت . مقابله با گسترش ناتو و بنوعى مقابله باحضور نيروهاى خارجى در افغانستان كه از همسايگان است و مقابله چين با حضور آمريكا در اقيانوس آرام از جمله تبعات اين رزمايش است. اگر چين بخواهد با نفود آمريكا در منطقه اقيانوس آرام مقابله كرده و بخصوص از قرار گرفتن تايوان در پوشش دفاعى آمريكا جلوگيرى كند ، يكى از بهترين گزينه ها بهبود روابط با هند است . مسأله ديگر سازمان همكارى شانگهاى است كه هم هند و هم پاكستان خواستار عضويت در آن هستند . چين و روسيه هدايتگران اصلى اين سازمان هستند و هند اگر بخواهد پيشرفتى در عضويت در اين سازمان داشته باشد ، بايد از چين و روسيه كمك بگيرد. بنا بر اين مسيرى كه هندى ها انتخاب كره اند اگرچه به اتحاد نظامى و بلوك خاصى تبديل نمى شود ، اما هند را به عضويت اين سازمان نزديكتر و اميدوارتر مى سازد.
همكارى هاى اقتصادى
دو كشور با اين رزمايش و توافقات سال گذشته اثبات كردند به دنبال توسعه مناسبات در زمينه هاى مختلف از جمله اقتصادى هستند. چين و هند داراى ساختارهاى اقتصادى رو به رشدى هستند و همكارى هايشان باعث مى شود تا قدرت و نفوذ اقتصادى خود را درمنطقه وحتى در كشورهاى توسعه يافته گسترش دهند. هر دو كشور داراى مزيت هايى مانند نيروى كار ارزان و توليدات با بهاى كم هستند كه بشدت مورد نياز جهان است . بخصوص چين كه اعتقاد دارد نبايد قدرت هاى جهانى مانع توسعه اقتصادى اين كشور شوند. از لحاظ اندازه اقتصادى هر دو از كشورهاى بزرگ هستند و در زمينه اقتصادى مكمل يكديگرند. براى نمونه چين در زمينه ماشين آلات و تجهيزات الكترونيكى و ساخت تلفن هاى همراه گام هاى بزرگى برداشته و از قدرت هاى امروز جهان است و هند در بخش فناورى اطلاع رسانى شناخته شده است. با اين حساب دو كشور مى توانند با همكارى مشترك حرف هاى زيادى براى گفتن داشته باشند . ضمن اينكه هند در صدد كسب رشد اقتصادى ۱۰درصدى است كه براى اين منظور تجربيات چين با دو دهه رشد اقتصادى ۱۰ درصدى برايش كارساز است .
اختلافات ارضى و تأثيرگذارى آن در روابط
هرچند دو طرف اكنون به سمت اتحاد نظامى به پيش نمى روند ، اما اختلافات ارضى آنها همچنان از مباحث مطرح است. با اين وصف بلوغ فكرى دوكشور ديگر به اين اندازه رسيده است كه وقتى دشمن مشترك وجود دارد ، دامن زدن به اين اختلافات همانند سال هاى ۵۰و ۶۰كار درستى نيست. چينى ها و هندى ها گذرگاهى را در منطقه خودمختار تبت چين بعداز چهار دهه با توافق باز كردند كه بتدريج رشداقتصادى اين منطقه و رشد اقتصادى دو كشور را درپى خواهد داشت. البته هنوز چالش هايى مثل حضور دولت در تبعيد دالايى لاما درهند براى چين آزاردهنده است و اين از موضوعاتى است كه پكن به آن توجه ويژه دارد. به گزارش ايرنا، بنابراين از لحاظ سياسى ارتباط بيشتر ميان چين وهند كه هردومخالف تجزيه طلبى هستند ، مى تواند راه را براى حل و فصل مشكل دالايى لاما و برچيدن بساط اين دولت تبعيدى كه پكن آن را جدايى طلب مى داند ، هموارتر كند.
پيامدهاى نزديك شدن روابط چين و هند براى غرب
اگر قرار باشد پكن و دهلى نو نقش تضمين كننده اى در مسايل حساس امروز منطقه و جهان داشته باشند و از سازمان همكارى شانگهاى براى اين منظور بهتر استفاده كنند و سدى در مقابل نفوذ آمريكا ايجاد نمايند و دست اين كشور را از مناطق آسياى مركزى ، اقيانوس آرام و آسياى جنوبى كوتاه كنند ، بهترين راهكار گسترش روابط دوجانبه است. از سوى ديگر چين و هند مسلما با طرح سپر دفاعى موشكى آمريكا مخالفند و آن را تهديدى غيرمستقيم براى خود مى دانند بخصوص چين كه نگران است اين طرح تايوان را نيز تحت پوشش بگيرد. در واقع براى حل وفصل مسايل منطقه اى و بين المللى و همان طور كه اشاره شد براى جلوگيرى از گسترش و نفوذ غرب و ناتو درمناطق مذكور از جمله افغانستان و حتى براى گرفتن امتيازات بيشتر از غرب و تحت فشار قراردادن غربى ها براى همراهى با كشورهاى در حال رشد جهان،نزديك شدن مناسبات چين وهند از بهترين و كارآمدترين اهرم ها محسوب مى شود.
چراغ سبز غربى ها براى استقلال كوزوو
078615.jpg
نمايندگان آمريكا و اتحاديه اروپا در شوراى امنيت، با بى نتيجه خواندن تداوم هر نوع مذاكره اى درباره آينده كوزوو، عملا به اين استان صربستان براى اعلام استقلال، چراغ سبز نشان دادند. به اين ترتيب، مى توان پيش بينى كرد كه آن منطقه، با اين بيانيه سياسى و بن بست قدرتهاى جهانى در شوراى امنيت، روزهاى حساس و سرنوشت سازى را پيش  رو دارد. به گزارش ايرنا آمريكا و اتحاديه اروپا، خواهان استقلال كوزوو از صربستان و در مقابل روسيه با ايستادگى در كنار بلگراد، خواهان حفظ يكپارچگى و تماميت ارضى صربستان است. در سال ۱۹۹۹ ميلادى و بدنبال حمله سنگين ارتش صربستان به جدايى خواهان كوزوو، سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) وارد عمل شد و پس از بيرون راندن ارتش صربستان از كوزوو، اداره اين استان صربستان را به سازمان ملل سپرد. شوراى امنيت، رهبران صربستان و كوزوو را به نشست خود فراخوانده بود، اما در نهايت، اين نشست پس از نزاع شديد ميان دو تفكر، با بيانيه نمايندگان اروپا و اتحاديه اروپا پايان يافت. «يوحان وربكه» سفير بلژيك، به نمايندگى از طرف اتحاديه اروپا و آمريكا تصريح دارد: «براى ما روشن است كه مذاكرات بيشتر به اين شكل يا در هر شكل ديگر، تفاوتى در موضوع ايجاد نخواهد كرد و توان بالقوه براى جستجوى راه حلى متكى بر مذاكره، به سر آمده است.»«وويسلاو كاستونيكا» نخست وزير صربستان، كه از حمايت روسيه در شوراى امنيت برخوردار است، به خبرنگاران گفت كه آمريكا و كشورهاى اروپايى با چنين كارى، مخالفت خود را با قوانين بين الملل و مذاكره اعلام كردند. وى در مخالفت صريح با آمريكا و اتحاديه اروپا، گفت: « طرح آهتيسارى مرده است، چرا كه مجلس و شوراى امنيت به آن راى نداده اند.»«مارتى اهتيسارى» نماينده ويژه دبيركل سازمان ملل است، كه پس از گفتگو با طرفين، عملا طرح استقلال با نظارت جامعه بين المللى را مطرح كرد. «ويتالى چوركين» سفير روسيه نيز در واكنش به بيانيه اعضاى غربى شوراى امنيت، تصريح كرد كه هر گونه اقدامى كه بصورت يكجانبه استقلال كوزوو را اعلام كند، قطعاً خارج از حدود قوانين بين الملل است. سفير روسيه، افزود: «هنوز فرصت براى مذاكره وجود دارد، اگر مسايل از حيطه قوانين بين المللى خارج شود، عواقب آن بصورت موجى سراسر جامعه بين الملل را فرا خواهد گرفت.» «زلمى خليل زاد» سفير آمريكا در سازمان ملل، نيز در رابطه با قطعنامه ۱۲۴۴ كه از تماميت ارضى صربستان حمايت مى كند، گفت كه اين قطعنامه منافاتى با استقلال كوزوو ندارد. او از سفير روسيه خواست تا از طرح اهتيسارى حمايت كند، كه با مخالفت وى رو به رو شد.