نسخه
PDF
شماره ۵۴۹۹ - ۹ دى ۱۳۸۶ - ۱۹ ذيحجه ۱۴۲۸ - ۳۰ دسامبر ۲۰۰۷ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
برداشتى بى سليقه از فيلمى ماندگار
078894.jpg
فيلم سينمايى «عاشق» كه اين روزها بر اكران سينماهاست، در كارنامه افشين شركت نه يك كار موفق كودك است و نه مى تواند از محور قرار دادن فيلم خاطره انگيز «اشك ها و لبخندها» مورد توجه باشد. به گزارش مهر، موزيكال كودكانه «عاشق» مانند كار قبلى كارگردانش تكيه خود را بر فيلم هاى خارجى و قديمى قرار داده كه مخاطب از آنها ذهنيتى روشن دارد. افشين شركت با محور قرار دادن موزيكال «اشك ها و لبخندها» يا همان «آواى موسيقى» كه يك اداى دين تمام عيار به اعجاز موسيقى در زندگى انسان هاست، به زعم خود تكيه گاهى محكم را برگزيده است. اما آيا «عاشق» توانسته تم اصلى فيلم را كه تأثير موسيقى بر لايه هاى زندگى آدم هاست، در كار حفظ كند يا از اثر اوليه تنها به عنوان يك مدرك قابل استناد براى چيدمان موقعيت، روابط  و.. . استفاده كرده است؟ بررسى فيلم مى تواند نوع نگاه شركت به دستمايه قرار دادن آثار شناخته شده سينما را مورد توجه قرار دهد، با ذكر اين نكته كه «اشك ها و لبخندها» فيلمى صرفا براى بچه ها نبود و همين نكته وجه ماندگارى آن را عمق مى بخشد. فيلم با يك تغيير به ظاهر جزيى در شخصيت پردازى پرستارى كه براى نگهدارى از بچه هاى يك خانواده اعيانى مى آيد، به نظر مى آيد اولين گام را براى ايرانيزه كردن كار انجام داده است. بدل شدن راهبه آوازخوان (ماريا) به دخترى جيب بر كه البته نمى تواند آواز بخواند و نام گوگو (تلخيص نام يك خواننده معروف) قرار است اين وجه ناشنيدنى را به مخاطب يادآور شود. در ظاهر به نظر مى رسد كارى فراتر از پيدا كردن يك ما به ازاء اينجايى انجام نشده، اما با كمى تعمق اين نكته پررنگ مى شود كه جايگاه، پيشينه و پرداخت اين دو كاراكتر با همين تغيير به ظاهر كاربردى، چرايى تأثيرگذارى پرستار بر بچه ها و پدرشان را به كلى زير سؤال برده است. گوگو (هانيه توسلى) با همه تعاريف دختر جيب بر و دزد جنوب شهرى و لمپن مآب، وقتى به شيوه اى كاملا تصادفى رضايتنامه يك پرستار را پيدا مى كند و تصميم مى گيرد با برنامه دزدى وارد خانه اعيانى شود، طبيعتا دچار تضادهاى درونى و بيرونى با محيط جديد است. فيلمساز وجه بيرونى اين تضاد را با تميز كردن، آراستن و تغيير لباس گوگو به يكباره برطرف مى كند تا از اين حيث دغدغه نداشته باشد و هم خود را بر وجه درونى او قرار دهد. به اين ترتيب گوگو كه در ابتداى فيلم با لباس ها و ظاهر مردانه و كثيف ظاهر مى شود، پس از ورود به خانه اعيانى بدل به دخترى خوشپوش مى شود كه خيلى خوب با هنر آراستن آشناست و در جشن تولد پدر خانواده يك سيندرلا تمام عيار مى شود! اين سهل نگرى به بخشى از پرداخت شخصيت هر چند سؤال برانگيز است اما توجه بيشتر را به وجه درونى اين تضاد جلب مى كند. تضاد فرهنگ، خاستگاه و نوع رفتار گوگو با محيطى كه وارد آن شده، وجهى است كه نياز به پرداختى خاص دارد تا از دل همين تضاد، چرايى تأثيرگذارى او باورپذير جلوه كند. اما وقتى نويسنده اكتفا كرده به رفتارهاى لمپن مآب گوگو كه آن هم فقط در ايول و عمرا گفتن و چند تكيه كلام كليشه اى خلاصه شده، به نظر مى آيد اين وجه هم مورد بى توجهى و سهل نگرى قرار گرفته است.
نكته جالب اينكه رفتار اغراق شده گوگو در اولين ديدار، بدون دليل شاخصه هاى اصلى خود را از دست مى دهد و فقط به تكرار همان تكيه كلام ها محدود مى ماند كه گاهى اشتباههاى فاحش هم در آن به چشم مى آيد. با چنين تعاريفى تصور كنيد يك دختر دزد جنوب شهرى كه در مناسبات نادرست خانوادگى بزرگ شده، بخواهد به پدر خانواده (ايرج نوذرى) درباره رفتار با فرزندانش هشدار دهد و درست ديالوگ هاى ماريا در «اشك ها و لبخندها» را به زبان بياورد. به نظر مى آيد شركت اين نكته را به فراموشى سپرده كه ماريا يك راهبه جوان با روحياتى ساده و معصوم بود كه آواز خواندن او در دشت ها، بزرگترين خطايش بود. اين وجه او را در جايگاه يك هشداردهنده ساده و بى ادعا به پدر بچه ها باورپذير مى كرد، ولى رابطه گوگو و جايگاه هشدار؟ نويسنده ـ فيلمساز با طراحى چنين خاستگاهى براى گوگو يك خط فرعى هم وارد كار كرده كه لابد نقطه قوت و امتياز كار به زعم او محسوب مى شود. خط فرعى پسرعموى ناتنى (كيانوش گرامى) و دزدى از خانه اعيانى كه فقط در حد ايجاد انگيزه اوليه براى ورود گوگو به خانه كاربرد پيدا مى كند و در ادامه تهديدى كه قرار بوده اين حضور متوجه گوگو و موقعيت جديدش كند، كاركردى برجسته ندارد. به علاوه اين موقعيت يكباره در ميان كار سكته اى ويژه ايجاد و فيلمى كودكانه را بدل به فيلم اجتماعى تند و تلخ مى كند. سكانسى كه گوگو براى گرفتن شناسنامه به خانه عمويش بازمى گردد و پسرعمو او را به باد كتك مى گيرد و حرف هاى تند و ناخوشايند بين آنها رد و بدل مى شود. قرار گرفتن اين سكانس ميان فيلمى كه بى منطق و بامنطق از موسيقى، فانتزى و.. . براى ورود به دنياى كودكان استفاده مى كند، چه جايگاهى مى تواند داشته باشد؟ درست مانند رويكرد فيلم به فانتزى كه معلوم نيست به چه منطقى تخيلات يكى از دختربچه ها در دو موقعيت به تصوير درمى آيد كه از ضعف فاحش اجرا و كيفيت رنج مى برد. صحنه سبز شدن شاخه هاى فلفل قرمز از سر گوگو و موج درست كردن در استخر به نظر مى آيد به علت همين فقر امكانات كارگردان قيد تخيل پردازى دختربچه را زده و اين دو صحنه را هم به عنوان مشت نمونه خروار در كار جا گذاشته است! موسيقى و كليپ هاى فيلم كه قرار است جلوه گر تنها وجه درونى فيلم «اشك ها و لبخندها» باشد، حضورى بارى به هر جهت دارند و نمى توان آنها را واجد يك طراحى و سير حساب شده و حرفه اى دانست. شعرهاى بى مفهومى كه فقط سرهم شده اند (مادر همون مامانه! )، موسيقى كه به بهانه تلفيقى بودن يك رپ بى هويت را محور قرار داده و با تكيه بر شيوه اجراى آوازهاى دسته جمعى نسخه اصلى، به تصويرى جعلى از موسيقى «اشك ها و لبخندها» مى ماند. غافل از آنكه اين موسيقى ساختارى خاص داشت كه حتى با دوبله به فارسى هم مفاهيم ساده، كودكانه اما آهنگين خود را حفظ كرد. «عاشق» در كارنامه شركت نه يك كار كودك موفق و آبرومند و نشان از احترام به مخاطب كودك است و نه مى تواند از وجه محور قرار دادن يك فيلم خاطره انگيز مورد توجه قرار بگيرد. فيلمى كه به مجموعه اى بى سليقه از مولفه هايى مى ماند كه براى رسيدن به يك فيلم كودك موفق لازم هستند، ولى كافى نيستند. بى سليقگى در اين برداشت از جاى جاى فيلم بيرون مى زند.
شورجه ، فيلم زندگى «شيخ احمد قمى» در تايلند را مى سازد
078897.jpg
«جمال شورجه» با ساخت فيلم زندگانى «شيخ احمد قمى» يكى از شخصيت هاى برجسته مهاجر ايرانى به تايلند، نقش آفرينى ايرانيان در شرق آسيا را به شايستگى در معرض نمايش قرار مى دهد. به گزارش ايرنا، طرح فيلم شيخ احمد قمى به عنوان يك ايرانى كه توانست به دربار پادشاه دوره «آيوتايا» در تايلند راه يافته و مقام شيخ الاسلامى را از آن خود كند مى تواند براى حفظ ميراث فرهنگى مشترك ايران و تايلند مفيد واقع شود. شيخ احمد قمى، بازرگان و انديشمند ايرانى است كه ۴۰۰سال پيش با مهاجرت به سرزمين «سيام» (تايلند كنونى) مناسبات فرهنگى بين دو كشور را پايه گذارى كرد. نقش ارزنده و مثبت اين مسلمان شيعه بااخلاق و سلوك حسنه موجب تاثيرگذارى ريشه اى در روابط مردم دو كشور شد و هم اكنون نوادگان اين شيخ بزرگ از نفوذ و احترام خاصى در ميان مردم تايلند برخوردارند. همچنين از جمله آثار حضور فرهنگى شيخ احمد قمى در تايلند مى توان به تاثير زبان فارسى بر زبان تايلندى در آثار «تاماسى بس» شاعرتواناو برجسته اين كشور كه ۳۰۰سال پيش در اين كشور مى زيسته و برخى اشعار عارفانه وى متاثر از شعراى پارسى گوى ايران است، بوضوح ملاحظه كرد. جمال شورجه درصدر يك گروه شش نفره سينمايى قرار است در طول دوهفته اقامت در شهر بانكوك و شهر آيوتايا محل زندگى شيخ احمد قمى به بررسى و ارزيابى هاى اوليه مالى و فنى ساخت اين فيلم بپردازد. پيش بينى مى شود ساخت اين فيلم حدود هشت ماه طول بكشد كه پنج ماه اول آن براى اجراى تحقيقات و فراهم آوردن مقدمات صرف خواهد شد و كار فيلمبردارى و ساير امور فنى نيز حدود سه ماه زمان مى برد. همچنين برابر برنامه ريزى اوليه، ساخت اين فيلم از اول ماه مه سال ۲۰۰۸ (اوايل ارديبهشت ۸۷) در شهر آيوتايا آغاز مى شود.
بازى رضا كيانيان در فيلم جديد عسگرپور به پايان رسيد
078900.jpg
بازى رضا كيانيان بازيگر سينما در فيلم «هفت و پنج دقيقه» در فرانسه به پايان رسيد. محمدمهدى عسگرپور كارگردان اين فيلم در گفتگو با ايسنا با اعلام اين مطلب گفت: رضا كيانيان نقش كوتاه ولى موثرى در فيلم دارد كه به پايان رسيد و احتمالا ظرف روزهاى آينده به ايران بازخواهد گشت. وى ادامه داد: بازى رضا عطاران همچنان ادامه دارد و فيلمبردارى تا يك هفته آينده تمام مى شود. عسگرپور احتمال حضور اين فيلم را در جشنواره فيلم فجر اندك دانست. اين فيلم كه همه سكانسهاى آن در فرانسه گرفته مى شود؛ مضمونى اجتماعى دارد و براساس فيلمنامه اى از فرهاد توحيدى ماجراى زندگى زن و مردى روايت مى كند كه وجه مشتركشان مهاجر بودنشان است و براساس اتفاقاتى كه رخ مى دهد به دوراهى مرگ و زندگى مى رسند. «هفت وپنج دقيقه» توسط محمدرضا تخت كشيان تهيه مى شود.
بازيگر «هرى پاتر» در «گرگ و ميش» بازى مى كند
078888.jpg
«رابرت پاتينسون» بازيگر سرى آثار «هرى پاتر» در فيلم «گرگ و ميش» نقش يك خون آشام را ايفا خواهد كرد. به گزارش ايسنا، اين اثر دلهره آور توسط « كاترين هاردويك» خالق آثارى چون «سيزده» كارگردانى مى شود. «پاتينسون» در اين تريلر مهييج در نقش «ادوارد» ظاهر مى شود، «ادوارد» از داشتن يك زندگى دوگانه رنج مى برد. او از يك طرف يك خون آشام خطرناك و جانى است و از طرف ديگر دلبستگى عاطفى شديدى به يكى از همشاگردى هايش به نام «بلا» پيدا كرده است. هاليوود ريپورتر همچنين گزارش داد: «گرگ و ميش» براساس يك كتاب پرفروش (مختص مخاطبان جوان) نوشته «استفانى ماير» و فيلمنامه اى از «مليسا روزنبرگ» به توليد مى رسد. تهيه اين فيلم از اوايل سال ۲۰۰۸ (اواخر دى) توسط كمپانى فيلمسازى «ساميت» آغاز خواهد شد. «اريك فيگ» به همراه «ويلى سوتون» تهيه كنندگى «گرگ و ميش» را برعهده دارند و براى پخش بين المللى آن با مسئولان كمپانى پارامونت وارد مذاكره شده اند. از جمله آثار معتبرى كه توسط شركت فيلمسازى «ساميت» به توليد رسيده اند مى توان به پروژه هايى چون «پى ۲»، «برادران بلوم» و «هرگز پشت سرت را نگاه نكن»  نام برد.
«موش» يازدهم دى به آبادان مى رود
سرويس سينمايى: شاهد احمدلو كارگردان جوان سينماى ايران براى ادامه ساخت فيلم جديد خود با عنوان «موش» يازدهم دى راهى آبادان مى شود. «تاكنون ۵۵ درصد اين فيلم در تهران فيلمبردارى شده است. داستان فيلم «موش» كه سومين فيلم بلند سينمايى احمدلو است و به سفارش شبكه جهانى الكوثر ساخته مى شود، درباره اوضاع ملتهب و سياسى عراق امروز و زندگى مشترك خالد و ضحى عكاس و خبرنگار يك روزنامه محلى را مثل همه مردم آن سرزمين مورد هجوم قرار مى دهد. اما واكنش ها برخلاف تئورى پيش بينى شده است. در «موش» ماه چهره خليلى، پروين سليمانى، شهرام حقيقت دوست، آتيلا پسيانى، يوسف تيمورى و شهاب عسگرى بازى مى كنند.
برنده اسكار فيلم كوتاه ۲۰۰۷ يك فيلم كمدى بلند مى سازد
078903.jpg
«آرى سندل» كه در سال ۲۰۰۷ با فيلم كوتاه «داستان كرانه باخترى» موفق به دريافت جايزه اسكار بهترين فيلم كوتاه داستانى شده بود، نخستين فيلم بلند خود را با عنوان  «براد كاتر زندگى مرا نابود كرد.. . دوباره» در ژانر كمدى مى سازد. «آرى سندل» فيلمبردارى نخستين كار بلندش را از اوايل سال آينده ميلادى (اواسط دى) در هاليوود آغاز مى كند. شركت فيلمسازى «فاكس اتوميك» تهيه اين پروژه سينمايى را به «دونالد دى لاين» واگذار كرده است. فيلمنامه «براد كاتر زندگى مرا نابود كرد.. . دوباره»، توسط « جوى نوسبايوم» به نگارش درآمده است. داستان فيلم ماجراهايى را كه در يك دبيرستان مى گذرد را محور خود قرار داده است. پسر جوانى پس از فارغ التحصيل شدن از درس و يافتن شغلى مناسب، ازدواج كرده و يك شركت تبليغاتى را اجاره مى كند. او در دبيرستان در زمينه تحصيلى از شهرت زيادى برخوردار بود اما در زمينه كارى با مشكلات عديده اى روبرو مى شود. بنا بر اين گزارش، از چند ماه پيش قرار بود ساخت اين پروژه كمدى برعهده كمپانى «برادران وارنر» باشد، اما «فاكس اتوميك» با ايجاد زمينه مناسب توانست تهيه آن را برعهده بگيرد. سندل در زمينه ساخت آثار مستند نيز تجربه دارد و فيلم « شو كمدى از غرب وحشى»  او از ماه آينده منتشر و عرضه مى شود.
خلعتبرى ،موسيقى «سهم گمشده» را مى سازد
سرويس سينمايى: فردين خلعتبرى ساخت موسيقى فيلم «سهم گمشده»، نخستين ساخته حسن نجفى را برعهده گرفت. اين فيلم كه بيشتر سكانس هاى آن در شهر باكو فيلمبردارى شد، بازيگران آذربايجانى در آن به ايفاى نقش مى پردازند. «سهم گمشده» روايتگر داستان پسربچه اى آذربايجانى است كه والدينش پس از اظهار نااميدى پزشكان روسى و آذربايجانى از مداواى بيمارى لاعلاج وى، تصميم مى گيرند فرزندشان را براى شفا گرفتن به امامزاده اى در ايران بياورند. اين فيلم در بيست و ششمين جشنواره بين المللى فيلم فجر به نمايش درخواهد آمد.