نسخه
PDF
شماره ۵۵۱۷ - ۳ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۴ محرم ۱۴۲۹ - ۲۳ ژانويه ۲۰۰۸ 
جهان علم
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
جهان علم
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
آلودگى نورى معضل جامعه مدرن
081084.jpg
تا حالا چند بار به خورشيد خيره شده ايد؟ بعد از خيره شدن به جوشكارى چه احساسى داشته ايد؟ نظرتان نسبت به راننده اى كه پشت سرتان با نور بالا رانندگى مى كند چيست؟ ما كم و بيش در زندگيمان تمام اين موارد را ديده ايم. اگر اينطور است مطمئن باشيد آلودگى نورى را تجربه كرده ايد. آلودگى نورى نور مزاحمى است كه اغلب در تاريكى شب ها ى باعث آزارهاى چشمى شده و آسيب هايى را ناخواسته به روح و جسم ما وارد مى كند. بگذاريد در ابتدا ببينيم آلودگى نورى چيست: به نورهاى مصنوعى كه در زمان يا مكان نامناسب از استاندارد خود خارج شده و با كيفيت نامطلوب محيط زيست و آسمان شب را آزاردهنده و آلوده مى سازد را آلودگى نورى مى ناميم. يك نور استاندارد بايد از سه فاكتور زمان و مكان و كيفيت بهره مند باشد.
مكان مناسب
مكان مناسب براى نور، مكانى است كه واقعا نياز به روشن بودن محيط ضرورى مى نمايد. دقيقا مانند پاركينگهاى بزرگ شركت واحد كه با نور خيره كننده اى بى علت تا صبح محيط پاركينگ و چند خيابان اطراف را مثل روز روشن ساخته اند. حال آنكه تدابيرامنيتى در محيط يك بانك كم نورتر از پاركينگهاى اتوبوسهاى شركت واحد است. باز هم بدنبال مثالهايى از اين قبيل باشيد زيرا پيدا كردن نمونه هاى استاندارد در كشور ما بمراتب دشوار تر از ديدن نمونه هاى غير استاندار است.
زمان مناسب
ضمن اينكه در روز(زمان) احتياجى به روشن ماندن يك لامپ نيست در شب نيز در مسيرهاى كم رفت و آمد احتياجى به روشن ماندن انواع روشنايى ها نيست مانند نيمه شب در معابر كم رفت و آمد و يا در راهروى يك بيمارستان يا اداره. تا اينجا كمى با محيط هايى كه در آن آلودگى نورى باعث آزارمان مى شود آشنا شديم. اميدوارم باعث شده باشد كه كمى به اطرافمان بيشتر دقت كنيم. اما سوال اين هفته اينجاست كه چه چيز باعث آلودگى نورى مى شود؟ در حقيقت در ابتدايى ترين نگاه چه گونه اى از لامپها را ما لامپ ناهنجار و غيراستاندارد مى ناميم؟ آيا ما احتياج داريم تا زير هواپيماها  يا اجرام معلق در آسمان تاريك شب را ببينيم. يا نياز به داشتن ستاره ها   داريم تا يادآور جايگاه واقعى ما در جهان شوند. تا شايد روزى به خود غره نگيريم كه ما تنها مخلوق خداييم يا اينكه دست كودك خويش را بگيريم و دقايقى را بدون صرف هزينه به يك گردش علمى يا پيك نيك شبانه ببريم تا از زيبايى شب نيز بهره مند گردد. بدست آوردن كداميك را ترجيح مى دهيد؟ دقت داشته باشيد در يك لامپ غير استاندارد بسته به نوع و طراحى آن از ۳۰ تا ۴۰ درصد اتلاف انرژى را به همراه دارد و همينطور ديد عابران را نيز كم كرده و تحت شعاع قرار مى دهد. فكر مى كنيد با اصلاح هر لامپ سر در خانه هايمان به چند روستا برق رسانى شود يا ساعات خاموشى مان كاهش يابد؟ اگر همه ما موارد ساده را در خصوص كنترل آلودگى نورى رعايت كنيم بى شك بيش از نصف آلودگى نورى شهرهايمان برطرف خواهد شد.
اثرات مخرب آلودگى
اما اثرات مخرب آلودگى نورى بر انسان و محيط زيست به مراتب جدى تر از حد انتظار ماست. چه بهتر است ببينيم آلودگى نورى از كجا شروع شد و كشورهاى پيشتاز تا به حال چه كرده اند؟ زمانى را تصور كنيد كه هنوز انسانها در غارها زندگى مى كردند يا چرا آنقدر دور همين چند قرن اخير. فكر مى كنيد روال زندگى آنان در طول شبانه روز چگونه بود. آنان مجبور بودند امورات زندگى شان را با طلوع و غروب خورشيد تنظيم كنند. با اولين سپيده بيدار شده و با پايين رفتن خورشيد به بستر بروند. در حقيقت سيكل زندگى طبيعى انسان به همين منوال است. ساعت درونى بدن و ريتمهاى رفتارى در طول تاريخ بشريت با همين زمان بندى شكل گرفته و رفتارهاى سالم و طبيعى انسان را تثبيت كرده اند. شما مطمئن باشيد اگر غير اين بود خداوند در مراحل پيدايش زمين حتما لامپ را نيز در آفرينش خود قرار مى داد. اما وجود هر نور مصنوعى براى انسان لازم نبود چرا كه سلامت او و اطرافش را به خطر مى انداخت... انسانها در طول تاريخ سعى كردند از عوامل طبيعى مانند جمع آورى كرمهاى شب تاب،ساخت شمع ،استفاده از روغن هاى حيوانى و سوزاندن چوب براى روشن ساختن اطرافشان بهره مند شوند. اين روال تا اختراع برق توسط اديسون ادامه داشت و همانطور كه اول وسيله اى اختراع مى شود و بعدها فرهنگش مى آيد رفته رفته استفاده از لامپ و برق در تمام خانه ها  ادارات خيابانها و بزرگراه ها  شيوع پيدا كرده و پا از حيطه خود فراتر نهاد و به وسيله اى جهت سرگرمى و بوجود آوردن زيبايى ها   و رنگهاى خيره كننده در آبنماها ساختمانها، برجها و... انجاميد. ساليان سال مردمان روستا و شهرها بدون هيچ زحمتى به سادگى به نظاره ستاره ها ى دنباله دارها و گاه بارش هاى شهابى مى نشستند اما به نظر مى رسد نوعى سنت گريزى (همانگونه كه در جوان هاى امروز مى بينيم) ديده شد و سيل هجوم به سمت نور بدون توجه به استانداردهاى احتمالى را در دهه هاى اخير شاهد بوديم. اما از دست رفتن ستارگان چيز كمى نبود كه بتوانيم آن را نبينيم. اولين مطالعات را در ستاره  شناسان در حدود ۴۰ سال پيش در خصوص آلودگى نورى داشتند. چرا كه پيش از محسوس بودن اين افزايش روشنايى براى ساير افراد تجهيزات دقيق ستاره شناسان متوجه چنين شرايطى شده بود. كم فروغ تر شدن ستاره گان در شهر ها ى  بزرگ آنان را برآن داشت تا چرايى موضوع را جويا شوند. اما توجه جدى به اين مسأله و تصويب اولين قوانين در سطوح منطقه اى، استانى و ملى به چند سال پس از آن موكول گرديد. اولين گردهمايى علمى بين المللى دراين باره در اكتبر ۱۹۵۵ در ايتاليا و با موضوع آلودگى نورى ابعاد و احتمال وقوع برگزار گرديد. و به فاصله ۲ سال اولين قانون محلى مبارزه با آلودگى نورى در ايتاليا به تصويب رسيد. يكى از اولين و برجسته ترين قوانين مقابله با آلودگى نورى مربوط به ناحيه لومباردى كشور ايتالياست كه در سال ۲۰۰۰ به تصويب رسيد و به الگوى مناسبى براى ساير مناطق و كشورها مبدل شد. كشورهاى آمريكاو استراليا نيز از پيشتازان اين مبارزه هستند. در اينجا به چند بند از قانون منطقه لومباردى توجه فرماييد. سيستمهاى روشنايى بايد به وسيله سيستمهايى كه قابليت كم كردن ميزان تابش نوررا پس از ساعات خاموشى شبانه دارند پشتيبانى شوند. سيستمهاى روشنايى بايد مجهز به لامپهايى با حداكثر بازده با توجه به فناورى روز باشند. مقامات دولتى بايد ترويج كننده اصولى باشند كه در اين قانون به آنها اشاره شده است و اولين كسانى هستند كه كاربرد صحيح اين قوانين را كنترل خواهند نمود. نصب كنندگان وسايل روشنايى تنها مجاز به نصب وسايلى هستند كه روى آن قيد شده باشد مطابق با قوانين مقابله با آلودگى نورى با مصرف حداقل انرژى منطبق با قانون منطقه لومباردى.
نقل از گروه نور شب
ژن درمانى براى رفع درد مزمن
081042.jpg
دو گروه از محققان در مطالعات جداگانه اى كه بر روى تسكين دردهاى مزمن انجام داده اند شيوه هاى جديدى براى تسكين مبتلايان به دردهاى مزمن يافته اند. در اولين گروه تحقيقاتى استفاده از يك شيوه جديد آزمايشى ژن درمانى براى تسكين درد مزمن در موشها توانست به مدت سه ماه علائم درد را در اين حيوانات برطرف كند. به گزارش ايرنا، محققان به دسته اى موش ژنى تزريق كردند كه بدن را به آزاد كردن آندوفرين ترغيب مى كند. آندورفين يك مسكن طبيعى در سلولهاى عصبى پيرامون طناب نخاعى است. اين درمان تاثيرى مشابه داروهاى مسكن دارد با اين تفاوت كه در حوزه محدودترى عمل مى كند و بجاى سلولهاى عصبى در مغز يا ساير قسمتهاى دستگاه عصبى مركزى، سلولهاى عصبى در امتداد طناب نخاعى را هدف قرار مى دهد. محققان اميدوارند اين درمان بتواند بالقوه در مبتلايان به درد مزمن يا شديد مورد استفاده قرار گيرد و آنها را از برخى عوارض جانبى ناتوان كننده داروهاى opiodايمن نگه دارد. داروهايى كه در حال حاضر در بازار عرضه مى شوند، نه تأثير موضعى بلكه تأثير سيستمى دارند. آندرياس باتلر استاديار داروشناسى، خون شناسى و آنكولوژى پزشكى در دانشكده پزشكى ماونت سايناى در نيويورك مى گويد اثربخشى كم يا عوارض جانبى غيرقابل تحمل نظير بى خوابى شديد، هذيان و گيجى، مانع از آن مى شود كه تسكين رضايت بخشى از درد مزمن داشته باشند. در برخى موارد عوارض جانبى منجر به كاهش دز دارو مى شود. برخى بيماران حاضرند دردشان كمتر تسكين يابد در عوض هشيارى بيشترى داشته باشند. ژن درمانى هدفمند از بروز عوارض جانبى ناخواسته ناشى از مسكن هايى مانند مرفين پيشگيرى مى كند. محققان در اين مطالعه ژن«prepro- b- endorphin»يك ويروس سرماخوردگى ناتوان شده را گرفتند و به مايع نخاعى موشها تزريق كردند. در اين موشها كه به نوع حيوانى درد عصب شناختى مبتلا بودند، درد به مدت سه ماه برطرف شد. اين تحقيق هنوز در مراحل آزمايشى مقدماتى است، اما اگر ايمنى و اثربخشى آن در انسانها نشان داده شود مى تواند در نهايت به بيمارانى كه قادر به تحمل عوارض جانبى داروهاى مسكن نيستند يا كسانى كه اين داروها تسكين كافى براى آنها فراهم نمى كند كمك كند. مبتلايان به سرطان پيشرفته جزو بهره مندان بالقوه از اين درمان هستند. در يك گروه تحقيقاتى سوييسى نيز شيوه جديدى براى درمان دردهاى مزمن يافتند كه هيچگونه عوارض جانبى دربرندارد. اين تحقيق نشان مى دهد دو گيرنده (سلولهاى تخصصى كه مى توانند تغييرات را در محيط تشخيص دهند و آنها را به تكانه هاى الكتريكى تبديل كنند) در طناب نخاعى موش ها وجود دارد كه هنگام تماس با ماده اى مشابه واليوم، مانند فيلتر درد عمل مى كنند. «هانس اولريش زل هوفر» استاد داروشناسى دانشگاه زوريخ و مجرى اين تحقيق گفت، بطور نظرى امكان بهره گيرى از شيوه درمانى مشابهى در انسان نيز وجود دارد. درمان دردهاى مزمن به ويژه هنگامى كه دليلى براى اين دردها يافت نمى شود، دشوار است. در اغلب افراد سالم طناب نخاعى همچون فيلترى براى پيامهاى درد عمل مى كند. اين امر به آن معناست كه همه علايم بخش هاى مختلف بدن به مغز كه درد در آنجا احساس مى شود، انتقال نمى يابد. اما عملكرد اين فيلتر در افرادى كه از دردهاى مزمن رنج مى برند به شدت آسيب مى بيند در نتيجه پيامهاى بيشترى به مغز مى رسد و اين پيامها «درد» تعبير مى شوند. به گفته زل هوفر، دليل از بين رفتن عملكرد اين فيلتر احتمالا اين است كه سلولهاى عصبى كه اطلاعات را در نخاع پردازش و ارسال مى كنند، ديگر به خوبى كار نمى كنند. اين پژوهشگران معتقدند دو گيرنده را در اين مراكز فرمان يافته اند كه وقتى فعال مى شوند مى توانند عملكرد فيلتر را احيا كنند. دو گيرنده (GABA) در طناب نخاعى كه زل هوفر آنها را بررسى مى كند به تعداد زياد يافت مى شود و تحت تأثير اثرات آرامبخشى واليوم قرار نمى گيرد. محققان در تلاشند ماده واليوم مانندى بيابند كه مغز را ناديده بگيرد و تنها با گيرنده ها در تعامل باشد.
گياهان دارويى در معرض خطر انقراض
081045.jpg
به گفته كارشناسان، صدها گياه دارويى در معرض خطر انقراض قرار دارند كه اين موضوع كشف درمان بيمارى ها در آينده را به خطر مى اندازد. به گزارش بى. بى. سى، بيش از ۵۰درصد از داروهاى تجويزى از مواد شيميايى درست مى شوند كه ابتدا در گياهان كشف شدند. اما گروه «بين المللى محافظت از باغ هاى گياه شناسى» اعلام كرد، بسيارى از اين گياهان به دليل جمع آورى بيش از حد و قطع درختان جنگلى در معرض خطر قرار دارند. محققان هشدار دادند كه ممكن است گياهان معالج بيمارى هايى مانند سرطان و «اچ. آى. وى» قبل از آنكه كشف شوند، منقرض شوند. آنها ۴۰۰گياه را كه در معرض خطر انقراض قرار دارند معرفى كردند. به گفته آنان نيمى از گونه هاى ماگنوليا در سراسر جهان در معرض خطر نابودى قرار دارند. اين گياه شامل ماده شيميايى «هونوكيول» است كه در طب سنتى چين براى درمان سرطان ها و كند كردن شروع بيمارى قلبى به كار مى رود. بسيارى از مواد شيميايى گرفته شده از گياهانى كه در معرض خطر انقراض قرار دارند، اكنون در آزمايشگاه توليد مى شوند. اما اين گزارش افزود، اين وضعيت علاوه بر اينكه موفقيت هاى آتى را در معرض خطر قرار مى دهد، عواقبى نيز در كشورهاى در حال توسعه دارد. بر اساس اين گزارش، پنج ميليارد نفر هنوز به طب سنتى پايه گياهى به عنوان شكل اوليه مراقبت بهداشتى تكيه دارند. «بليندا هاوكينز» نويسنده اين گزارش نوشت، شايد هميشه از دست دادن گياهان دارويى جهان در شمار مهمترين مسائل مردم قرار نداشته باشد با اين حال مبالغه نيست كه بگوييم روند سريع كاهش اين گونه هاى گياهى اگر متوقف نشود، مى تواند آينده مراقبت هاى بهداشتى را در جهان متزلزل كند.
فوران آتشفشان زير يخهاى قطب
081087.jpg
دانشمندان مى گويند يك كوه آتشفشانى قدرتمند در زير صفحه يخ غرب قطب جنوب كه حدود دو هزار سال پيش فوران كرده است ممكن است امروزه هم فعال باشد. اين كشف سوالاتى را در مورد ذوب يخها در اين قاره مطرح مى كند. به گزارش ايرنا، اين انفجار كه در درجه بندى مقياس جهانى قدرت آتشفشانى، «شديد» تا «فاجعه بار» رتبه بندى شده است شكاف عظيمى در صفحه يخ پديده آورد و تلى از خاكستر را تا ارتفاع ۱۲هزار متر در آسمان پراكند. بيشتر بخشهاى قطب جنوب از نظر فعاليت زمين شناسى پايدار است. اما بخش غربى آن كه روى شكافى در پوسته زمين قرار دارد و باعث فعاليت آتشفشانى گاه و بيگاه مى شود، در حاشيه ساحلى قطب جنوب واقع شده است. اين اولين شواهد دال بر وقوع يك انفجار در زير صفحه يخ است. صفحه يخ قطب جنوب لايه اى آب منجمد است كه ضخامت آن در برخى قسمتها به صدها متر مى رسد و بيشترين ذخاير آب شيرين جهان را در خود نگه داشته است. محققان سازمان نقشه بردارى قطب جنوب انگليس BASاين كشف را بى نظير توصيف كردند. اين كشف محدوده آتشفشانى را در قطب جنوب ۵۰۰كيلومتر وسعت مى بخشد و اين سوال را مطرح مى كند كه آيا اين آتشفشان يا آتشفشانهاى ديگر زير يخچالها باعث ذوب يخ ها و در نتيجه بالا آمدن سطح آب درياها شده اند؟ اين كوه آتشفشانى در كوههاى هادسن قرار دارد كه حدود سال ۲۰۷قبل از ميلاد (بعلاوه يا منهاى ۲۴۰سال) فوران كرد. شواهد بدست آمده مربوط به نقشه بردارى ژئوفيزيك آمريكا و انگليس است كه در سال ۲۰۰۴و ۲۰۰۵با استفاده از رادار اعماق زير صفحه يخ بررسى شد تا نقشه زمين زير آن تهيه شود. اين محققان در منطقه اى به وسعت ۲۳هزار كيلومتر مربع متوجه بازتاب هاى غيرعادى رادارى شدند. اين علايم نشانه وجود لايه ضخيمى از خاكستر، سنگ و شيشه است كه از سيليس گداخته تشكيل شده و بيانگر فوران كوه آتشفشانى است. با توجه به اينكه حجم اين مواد ۰‎/ ۳۱كيلومتر مكعب است، شدت فوران آتشفشانى در شاخص انفجار آتشفشانى VEIبين سه تا چهار تعيين شده است. بطور مقايسه شدت انفجار آتشفشانى كوه سنت هلن در سال ۱۹۸۰در اين شاخص نمره پنج و كوه پيناتوبو در سال ۱۹۹۱نمره شش را بدست آورده اند. محققان معتقدند اين فوران آتشفشانى بزرگترين انفجار در قطب جنوب طى ۱۰هزار سال گذشته بوده است.