نسخه
PDF
شماره ۵۵۲۴ - ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۲ محرم ۱۴۲۹ - ۳۱ ژانويه ۲۰۰۸ 
آيينه هنر
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نگاهى به زندگى ونسان ون گوگ؛ نقاش هلندى
نگاهى به زندگى ونسان ون گوگ؛ نقاش هلندى
آفتابگردان هاى ماليخوليايى
081864.jpg
ونسان ون گوگ؛ نقاش بزرگ هلندى؛ در روز ۳۰ مارس ۱۸۵۳ در «گروت زوندرت» هلند متولد شد ودر ۲۹ جولاى سال ۱۸۹۰ در يك مزرعه در فرانسه با گلوله خودكشى كرد. پدرش كشيشى بود كه در دين تعصب زيادى به خرج مى  داد. دوران كودكى ونسان، در محيط خانواده و در نهايت دوستى و صفا سپرى شد. نخست در شركت «گوپيل» كه كارش خريد و فروش آثار هنرى بود، استخدام شد و چهار سال به اين كار مشغول بود. سپس به لندن رفت و به تدريس فرانسه پرداخت. پس از آن به هلند بازگشت و نزد كتاب فروشى به كار مشغول شد. بعد به علت شور مذهبى كه در او پيدا شد براى نجات و هدايت كارگران معادن بلژيك عازم آن ديار شد. ونسان در آنجا وارد يك آموزشگاه گرديد و پس از گذراندن دوره  آن، براى تبليغ به شهر «واسم» رفت. ون گوگ در كلبه اى بيشتر اوقات خود را به پرستارى بيماران و تلاوت انجيل مى گذراند، اما ساده دلى و رأفت و صراحت و بى دست وپايى او، خار راهش شد و از كار رانده شد.
در ۲۸ سالگى ون گوگ مردى بود بى شغل و پيشه، سرخورده و شكست ديده و در عالم خود غريب و تنها. به نقاشى دل بست، اما هركس نقاشى او را مى ديد، چشم مى گرداند. تنها برادر كوچكش «تئو ون گوگ» بود كه مشوق او بود و براى او وسايل نقاشى فراهم مى كرد. موضوع تابلوهاى ون گوگ در اين دوره، صحنه هايى است كه از نزديك با آنها آشنا بوده است، مانند «كارگر معدن بلژيكى»، «دهقان هلندى» و غيره. ون گوگ هرگز براى هنر نقاشى تعليم صحيحى نديده بود، اما آثارش از همان آغاز از ديگران متمايز بود. به طراحى و ريزه كارى چنانكه معمول نقاشان پيشين بود، وقعى نمى گذاشت. سعى اش در آن بود كه تصور ذهنى خود را با شتاب به تابلو منتقل كند. در تصور ذهنى ون گوگ از همان اوايل «رئاليسم» و «رمانتيسم» به هم آميخته است و مى كوشد تا حالت عاطفى صحنه هايى را كه مى كشد، بنمايد. مدتى ون گوگ روزها را با شكم گرسنه به نقاشى در «آمستردام» مى گذراند و برادرش همچنان مخارج او را مى فرستاد. در سال ۱۸۸۶ ون گوگ به پاريس رفت و در آنجا با «پل گوگن» و «كميل پيسارو» و «تولزلوترك» و بعضى از نقاشان ديگر آشنا شد و روش رنگ آميزى نقاشان «امپرسيونيست» را مطالعه نمود و به آن مكتب تمايل يافت. همچنين تصاوير ژاپنى، با رنگ هاى صاف و روشن و خطوط موزون و سيال و جنبه قوى تزئينى كه چند سال بود به پاريس رسيده و در بسيارى از نقاشان جديد از جمله «گوگن» مؤثر بود، توجه او را جلب كرد. اما «ون گوگ» زياد در پاريس نماند. از پاريس به «آرل» در جنوب فرانسه رفت. مناظره «آرل» با آفتاب درخشان و رنگ هاى سيراب و دل انگيز و گل و گياه فراوان براى «ون گوگ» كه در هواى نمناك وگرفته هلند تربيت يافته بود بهشت موعود بود. شادى وى از رسيدن به چنين اقليمى حد نداشت. اتاقى گرفت و دست به نقاشى زد. مناظر سحرانگيز «آرل»، خرمن هاى گندم، راه هاى پيچان دهكده ، درختان پرشكوه، سروهاى شاداب، ميز و صندلى چوبى و محقر خودش موضوع نقاشى او بود. عموماً در فضاى باز و به خصوص در نيمروز كه تابش آفتاب از همه وقت تندتر بود، به نقاشى مى پرداخت. «ون گوگ» ديوانه رنگ بود، مى خواست جوهر رنگ ها را در پرده نقاشى مجسم كند. در روز، ۱۴ تا ۱۷ ساعت نقاشى مى كرد و آفتاب تند جنوب ساعت ها بر مغز او مى تابيد. تابلوها را براى برادرش «تئو» مى فرستاد. و او آنها را به اميد آينده انبار مى كرد. در نامه هايى كه به برادرش نوشته، غالباً ذكر از رنگ هاى گلها و درختان و آسمان و طبيعتى است كه او را مسحور مى كرد . در نامه اى به برادرش چنين مى نويسد: «تئوى عزيز، من ديوانه مناظرى هستم كه پيش چشم دارم. امروز رفتم كه تصوير باغچه اى را در نور خورشيد تمام كنم، آن را تمام كردم و برگرداندم و پرده ديگرى بردم، آن را هم تمام كردم . . . من رابطه اى ميان رنگ هاى خود و موزيك «واگنر» حس مى كنم . . . اين رنگ ها نشئه عجيبى در من ايجاد مى كنند . .. اصلاً خستگى نمى فهمم و . . .» اطاق خود را هم به گلهاى آفتاب گردان با رنگ هاى زرد خيره كننده منقش كرده بود. گاه فكر اين كه سال ها طفيلى برادر خود بوده است او را شرمنده مى كرد؛ اما ضرورت نقاشى را مانند هوا براى خود حس مى كرد و نمى توانست از آن دست بردارد. در سال ۱۸۸۷ ، يعنى دو سال پيش از مرگش ، از «گوگن» درخواست كرد بيايد و با او هم منزل شود تا با يكديگر نقاشى كنند. «گوگن» آمد و در كارگاه «ون گوگ» شريك شد، خريد با «ون گوگ» و پخت و پز با «گوگن» و فرستادن پول با «تئو» بود. «گوگن» نقاش ديوانه مانندى بود كه زندگى و خانواده و ثروت خود را رها كرده و يكباره در پى نقاشى افتاده بود. به هيچ كس و هيچ چيز اعتنا نداشت، اما رنگ آميزى «ون گوگ» و گلهاى آفتاب گردان را كه او مى كشيد، مى پسنديد، در نقاشى «گوگن» آرامش و انضباط بيشتر بود و اقامت او در «آرل» در نقاشى «ون گوگ» بى تأثير نماند. آثار «ون گوگ» در اين مدت با تأثير از «گوگن» سنجيده تر و آرامش بخش تر است. گاه طرح تابلو را «گوگن» فراهم مى نمود و «ون گوگ» آن را تمام مى كرد. با وجود سرورى كه وى از حضور «گوگن» داشت، يأس و غم در نهان وجود او را مى خورد و ماليخوليايش شدت مى يافت و كم كم آثار «جنون» در او آشكار مى شد. هر روز چندين ساعت زير آفتاب با سر برهنه نقاشى مى كرد . وحشت جنون لحظه اى آسوده اش نمى گذاشت . نامه هاى او در اين ايام ، همه اشاره به اين معنى است: «جامعه، همه نقاشان جديد را ديوانه مى داند و چون چنين است عجيب نيست كه نقاشان هم ديوانه بشوند!» و در نامه ديگرى نوشت: «من هر چه ديوانه تر باشم به همان نسبت هنرمندترم!» كمى بعد از بيمارستان آزاد شد، اما خودش خواست كه او را به «تيمارستان سن رمى» بفرستند. فقط تقاضا كرد كه اتاقى به او بدهند تا بتواند در آن نقاشى كند. با تقاضاى او موافقت شد و به برادرش چنين نوشت: «گمان نمى كنم از اين پس بتوانم مرتب براى تو نامه بنويسم، زيرا روزهاى من هم آنقدر روشن نيست كه از عهده  نوشتن عبارات مربوط برآيم.»
به گزارش سايت تبيان ونسان در مارس ۱۸۹۰ تيمارستان را ترك كرد و به هلند بازگشت و خود را در اختيار «دكتر گاشه» كه دوستدار هنر بود گذاشت. دكتر گاشه او را به بيمارستان «اووير» كه جاى با صفايى بود، فرستاد و ون گوگ در اينجا يك تابلو از دكتر گاشه كشيد كه يكى از آثار ارزنده وى به شمار مى رود. آثار او در اين دوره با موضوع برگهاى زيتون و گلهاى آفتاب گردان و آسمان پرستاره و سرودهاى سبز ترسيم مى شد. يك روز ناگهان آرامش عجيبى به او دست داد كه هرگز نظير آن را در خود نديده بود. چنان سكوتى كه حتى عطش نقاشى را نيز در او آرام كرد. طپانچه اى برداشت و به مزرعه اى رفت و در هواى آزاد، انتحار كرد.در سال ۱۹۳۵ «موزه هنرهاى جديد نيويورك» قريب ۱۲۰ پرده از آثار او را در نمايشگاهى جمع كرد و در ۱۹۳۷ «موزه هنرهاى جديد پاريس» نمايشگاه بزرگى از آثار او ترتيب داد. سبك ون گوگ منحصر به اوست. هر چند وى مكتب خاصى ايجاد نكرد و هنوز كسى نتوانسته است شيوه او را تقليد كند اما مكتب «فوويسم» كه براساس اهميت و اعتبار «رنگ» در نقاشى قرار دارد، از تأثير تابلوهاى او به وجود آمد. همچنين آثار وى در پيشرفت مكتب«اكسپرسيونيسم» كه به بيان احوال ذهنى به وسائط مجازى و اشكال مجرد نظر دارد، كمك نمود.
امكانات ويژه براى تماشاگران تماشاخانه سنگلج
081867.jpg
همزمان با افتتاح مجدد تماشاخانه سنگلج تهران امكانات ويژه اى براى تماشاگران اين تماشاخانه در نظر گرفته شده است. مدير تماشاخانه سنگلج در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: «تالار سنگلج، همزمان با افتتاح مجدد تماشاخانه سنگلج تهران پس از ۴ ماه تعطيلى كه به دليل بازسازى و نوسازى كامل انجام شده توسط اين تماشاخانه امكانات ويژه اى در اختيار تماشاگران قرار گرفته است.»وى گفت: «فاز دوم عضوگيرى مشتركان خانواده سنگلج نيز در ايام برگزارى بيست و ششمين جشنواره بين المللى تئاتر فجر آغاز مى شود.» وى تاكيد كرد: «از ديگر اقدامات تازه اى كه در تماشاخانه سنگلج تهران صورت گرفته مى توان به راه اندازى بانك اطلاعات هنرمندان، ايجاد محيطى ويژه جهت ارائه محصولات فرهنگى با تخفيف ويژه به تماشاگران حوزه تئاتر و اجراى برنامه نمايشنامه خوانى و برنامه شبى با هنرمندان پيشكسوت تماشاخانه سنگلج تهران اشاره كرد.»
كتاب، محبوب ترين كالاى اينترنتى در جهان
081852.jpg
بيشترين خريدهاى اينترنتى از سوى كاربران در جهان، متوجه كتاب است و اين ميزان همچنان در حال افزايش است. به گزارش خبرگزارى دانشجويان، شركت نظرسنجى «نيلسن» در نظرخواهى از حدود  ۲۶هزار نفر از  ۴۸ كشور جهان، به اين نتيجه رسيد كه  ۴۱درصد از كاربران اينترنتى به خريد كتاب اقدام كرده اند، كه در مقايسه با دو سال قبل، هفت درصد رشد را نشان مى دهد. بر اساس نتايج اين مطالعه، كشورهايى مانند كره  جنوبى و هند بيشترين رشد را در خريد اينترنتى كتاب داشته اند؛ درحالى كه انگلستان در رتبه دهم اين فهرست قرار دارد. بر اساس اعلام شركت «نيلسن»، بالاترين نرخ خريد اينترنتى كتاب در جهان به كره  جنوبى با ۵۸درصد تعلق دارد، كه معادل  ۱۸ ميليون نفر جمعيت اين كشور است. در رتبه دوم اين فهرست، آلمان با شاخص ۵۵درصدى و پس از آن اتريش با شاخص ۵۴درصدى ايستاده اند. ويتنام، برزيل، مصر، چين، هند، تايوان و انگليس ديگر كشورهايى هستند كه بالاترين ميزان خريد اينترنتى كتاب را در جهان دارند.
كشف ۲ اثر منحصربه فرد هنرى در آكسفورد
081855.jpg
دو اثر منحصر به فرد نقاشى مربوط به دوران پيش از رافائل، در وضعيتى بغرنج در شهر آكسفورد انگلستان پيدا شدند و از خطر نابودى نجات يافتند.
به گزارش گاردين، اين آثار در خانه يك مجموعه ساز بازنشسته در حالى پيدا شدند كه در آشپرخانه بالاى يك بخارى برقى نصب شده بودند. ارزش اين دو اثر توسط كارشناسان هنر بيش از ميليون ها دلار برآورد شده است. كارشناسان پس از مرگ جين پترسون مجموعه ساز انگليسى براى برآورد ارزش خانه و اشياى او، به اين دو اثر نقاشى به همراه مجموعه اى از كتاب هاى نفيس با ارزش بيشتر از ميليون ها دلار برخورد كردند. اين دو اثر نقاشى توسط يكى از استادان دوران رنسانس اروپا به نام فرا آنجليكو خلق شده اند و سالها به عنوان آثار گم شده در عرصه هنر مطرح بودند. انتظار مى رود اين دو اثر در يك حراج آثار هنرى با ارزشى در حدود ۲ ميليون دلار به فروش برسند.
برپايى جشنواره نماز و نيايش در رشته هاى نمايش، موسيقى و تجسمى
آيينه هنر: نخستين جشنواره هنرى نماز و نيايش با هدف تبيين مفاهيم متعالى نماز و نيايش و بهره مندى از زبان خلاقانه هنر در ترويج اين مفاهيم گرانقدر، در بخش هاى نمايش، موسيقى و هنرهاى تجسمى برپا مى شود. در اين جشنواره با مدد جستن از گونه هاى مختلف هنرهاى يادشده سعى مى شود تا نقش نماز و نيايش در بهداشت و سلامت جسمانى و روانى جامعه، كنترل آسيب هاى اجتماعى، هدايت انسان و تأثير نيايش بر اخلاق فردى و اجتماعى در رشد ابعاد فرهنگى به تصوير كشيده شود. ۲۰ اسفند ۸۶ آخرين مهلت دريافت آثار براى اين جشنواره اعلام شده است و علاقه مندان به تئاتر مى توانند آثار خود را در قالب هاى تئاتر صحنه اى، نمايش راديويى و نمايشنامه نويسى حداكثر در ۳۰ صفحه به دبيرخانه تحويل دهند. همچنين دبيرخانه اين رويداد آمادگى دارد آثار علاقه مندان به هنرهاى تجسمى را در رشته هاى نقاشى، حجم، خوشنويسى و چيدمان و آثار اهالى موسيقى را در رشته ها و سبك هاى مختلف دريافت نمايد. جشنواره هنرى نماز و نيايش خرداد ۸۷ برپا خواهد شد و برگزيدگان آن، جوايز نفيس و ارزشمندى دريافت خواهند كرد كه در خبرهاى بعدى فهرست آن اعلام مى شود. علاقه مندان به كسب اطلاعات بيشتر و دريافت فرم هاى ثبت نام مى توانند به سايت nacfiran. com مراجعه كنند.
«دو جلاد» در تجربه هاى دانشجويى
081882.jpg
نمايش «دو جلاد» به كارگردانى آرزو روشناس در بخش تجربه هاى دانشجويى بيست و ششمين جشنواره تئاتر فجر روى صحنه مى رود. به گزارش مهر، اين نمايش براساس متنى از فرناندو آرابال اجرا مى شود و درباره زنى است كه شوهرش را به خاطر انجام كارى لو مى دهد. وى دو جلاد استخدام مى كند تا مرد را دستگير كنند. اين زن مادر دو پسر است كه با آنها صحبت مى كند و نظرشان را درباره قتل پدر مى پرسد. يكى از پسرها مخالف و ديگرى موافق اين اتفاق است. نمايش «دو جلاد» به جهت ساختارى شكلى مدرن دارد كه با استفاده از ويژگى هاى آثار تجربى شكل مى گيرد. طراحى نورپردازى خاص و بكارگيرى طراحى صحنه از ويژگى هاى قابل توجه نمايش محسوب مى شود.
تماشاى «عشق باران» در تالار كوچك حوزه هنرى
081879.jpg
نمايش «عشق باران» نوشته و كار «مجيد امرايى» از اول اسفند ماه در تالار كوچك حوزه هنرى به روى صحنه مى رود. كارگردان اين نمايش در گفتگو با ايرنا افزود: «عشق باران بر اساس تكنيك هاى نمايش درمانى توليد شده و حكايت مستند از زندگى يك جانباز بسترى در مركز روانپزشكى را به تصوير مى كشد.» امرايى گفت: «اين نمايش واگويه هايى از خاطرات گذشته جنگ و زندگى شخصى است به نام عليرضا، كه در قالبى دراماتيك داستان عشقش را حكايت مى شود.»
«كشتى شيطان» پسيانى در راه تئاتر فجر
081870.jpg
آتيلا پسيانى نمايش «كشتى شيطان» را روزهاى ۲۴ و ۲۵ بهمن ماه سال جارى در تالار چهارسو اجرا مى كند. اين نمايش جزو آثار شركت كننده در بيست وششمين جشنواره تئاتر فجر است كه در بخش مسابقه بين الملل اين دوره از جشنواره اجرا مى شود. پسيانى نمايشنامه «كشتى شيطان» را با نگاهى به نمايشنامه «زن دريايى» هنريك ايبسن نوشته كه با حضور ۵ بازيگر زن فاطمه نقوى، ستاره پسيانى، پگاه طبسى نژاد، الهام عسگرى شكيب و سحر دولت شاهى به صحنه مى رود. به گزارش ايسنا طراحى صحنه و لباس اين نمايش را پسيانى، خود انجام مى دهد و ساخت موسيقى آن نيز برعهده آنكيدو دارش است.
جمع آورى كتاب هاى «ميلان كوندرا» در قاهره
081858.jpg
كتابهاى ميلان كوندرا و تعدادى ديگر از نويسندگان از نمايشگاه بين المللى كتاب قاهره جمع آورى و فروش آنها ممنوع شد. به گزارش مهر، «راندا ادريس» مدير انتشارات دارالادب (ناشر آثار كوندرا) با اعلام اين خبر گفت: «مقامات فرهنگى مصر بى هيچ دليلى و بدون اينكه قبلا هم چيزى به ما بگويند از ما خواستند به فروش كتابهاى كوندرا در نمايشگاه ادامه ندهيم. » وى افزود: «كتابهاى ميلان كوندرا در چاپ نيز سانسورهاى زيادى داشت اما با اين حال اجازه فروش آنها را از ما گرفتند. البته فقط كتابهاى كوندرا نبود بلكه تعدادى از آثار نويسندگان عرب هم - از جمله رمانهاى محمود شكرى و ابراهيم بديع- با ممنوعيت فروش روبرو شدند.»