نسخه
PDF
شماره ۵۵۲۵ - ۱۳ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۴ محرم ۱۴۲۹ - ۲ فوريه ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
اهداف چين در آسياى ميانه
081921.jpg
براى چين دستيابى به بازار هاى انرژى آسياى ميانه اهميت زيادى دارد . وابستگى چين به واردات نفت و گاز به مراتب بيشتر از ايالات متحده آمريكا است و با گذشت هر سال اين مسأله شدت يافته است . وابستگى چين به واردات از حوزه خليج فارس به طور فزاينده به مرحله حساس رسيده است و در صورت بروز رويارويى با آمريكا ، نيروى دريايى چين توان مقابله را ندارد كه بتواند خطوط مواصلاتى بحرى را تضمين كند . ناوگان جنگى آمريكا بدون برخورد مستقيم با ناوگان جنگى چين ، مى تواند چين را در محاصره خشن دريايى قرار دهد . اما براى چين راه بيرون آمدن از اين معضل وجود دارد : « چين مى تواند با احداث لوله هاى انتقال نفت و گاز به روى زمين يعنى خارج از منطقه نفوذ ناوگان جنگى آمريكا ، نفت و گاز كشور هاى آسياى ميانه را و حتى ايران را كه تا به امروز صادر كننده عمده نفت براى چين است، بدون مزاحمت آمريكا به خاك خود وارد كند . اين كار به طور جدى وضعيت ژئوپوليتيك را تغيير خواهد داد و امنيت نسبى واردات نفت و گاز به چين تأمين خواهد شد . لازم به ذكر است كه از نگاه تئوريك، آمريكايى ها مى توانند از پايگاه هاى هوايى خود در عراق و افغانستان به لوله هاى انتقال گاز و نفت منطقه حمله كنند . علاوه بر آن لوله هاى نامبرده مى توانند مورد حمله راديكال هاى اسلامى قرار گيرند، زيرا آنها به دليل سياست هاى خشن چين نسبت به مسلمانان ايالت سين كيانگ از اين كشور آزرده خاطر هستند. به گزارش ايراس بنا براين به واسطه دو دليلى كه در بالا ذكر شد، ضرورت مى يابد كه سربازان چينى وظيفه محافظت لوله هاى انتقال نفت و گاز را در خاك كشورهاى آسياى ميانه به عهده بگيرند. حضور نيروهاى چينى در تركمنستان براى رهبرى درگذشته اين كشور يعنى تركمنباشى بسيار خوشايند بود و اين موضوع در مورد رهبرى فعلى ازبكستان نيز صدق مى كند كه لوله هاى انتقال نفت و گاز حتما از قلمرو آن كشور عبور خواهند كرد. تركمنستان كه به وضوح توتاليتار بود و رژيم اسلام كريم اف كه نسبت به تركمنستان اندكى نرم تر است، با اين وجود هراسى فراوان از بروز حوادثى مشابه با رويداد هاى انديجان دارد، بخصوص اگر واشنگتن از شورشيان ازبكستان پشتيبانى كند. همزمان بايد گفت كه در عشق آباد و تاشكند درك مى كنند كه مسكو سركوب شورش ها را از ديدگاه سياسى حمايت خواهد كرد اما به آنها كمك عملى نظامى نخواهد داد چرا كه روسيه عملاً براى چنين اقداماتى امكانات لازم را ندارد. علاوه بر آن افكار مردم روسيه بيش از پيش مخالف ارسال سربازان روسيه براى دفاع از رژيم روس ستيز تركمنستان و رژيم كريم اف كه به هيچ وجه روسى دوست نيستند خواهد بود. اما پكن با كمال ميل به رژيم هاى تركمنستان و ازبكستان كمك خواهد كرد زيرا اين كشور ها براى چين از ديدگاه ماهيت شان حكم خويشاوند را دارند . بنابراين نيرو هاى چينى اگر گذرشان به تركمنستان و ازبكستان بيفتد نه تنها از لوله هاى انتقال نفت و گاز بلكه همچنان از رژيم هاى تاشكند و عشق آباد حفاظت خواهند كرد . ايران خود را مطمئن تر احساس خواهد كرد اگر در سرحدات شمالى آن پايگاه هاى نظامى چين استقرار داشته باشند ( زيرا هواپيما هاى جنگى از پايگاه هاى مرو ، بدون سوخت گيرى تا تنگه هرمز و از پايگاه تركمنستان (كراسنوودسك ) تا هر نقطه عراق و تا ولگا گراد مى توانند پرواز كنند. زمينه حضور نيرو هاى چين در سواحل درياى خزر در حال اجرا شدن است. در گذشته نه تنها ميان نيازوف و هوجينتا موافقتنامه اى در خصوص انتقال لوله گاز از تركمنستان به چين صورت گرفت، بلكه موافقتنامه اى در خصوص مبارزه با تروريسم و جدايى طلبى نيز ميان آنها امضا شد. اين در حالى است كه كشيدن لوله انتقال گاز از تركمنستان به چين بدون عبور از قلمرو قزاقستان ممكن نخواهد بود (با توجه به اين كه كشور هاى ديگر منطقه مثل تاجيكستان و قرقيزستان بواسطه كوهستانى بودن براى اين گزينه مناسب نيستند) ناگفته نماند كه در حال حاضر قزاقستان مشمول پروژه انرژى چين شده است. در پكن مى توانند تصميم بگيرند كه لوله گاز در قزاقستان نيز احتياج به محافظت دارد و از سوى ديگر انتقال نيرو به تركمنستان و ازبكستان به معناى ترانزيت آنها از قلمرو قزاقستان خواهد بود . شايان ذكر است كه اگر قطعات ارتش رهايى بخش ملى چين در آسياى ميانه جا به جا شوند، قزاقستان عملاً در محاصره قرار مى گيرد و نمى تواند در برابر فشار چين مقاومت كند. ارتش قزاقستان از ديدگاه ظرفيت رزمى خود به هيچ وجه قابل مقايسه با ارتش چين نيست، بنابراين اگر پكن از آستانه تقاضا كند كه اجازه دهد تا قوايش را براى محافظت لوله ها در قلمرو قزاقستان مستقر سازند، آستانه جرأت رد كردن اين تقاضا را نخواهد داشت و اميدوارى به دريافت كمك از آمريكا بيشتر به خواب و خيال براى قزاقستان مى ماند. در اينجا همين كافى است كه تنها فاكتور جغرافيايى را در نظر داشته باشيم، در نتيجه روسيه از دو جناح مواجه با حضور نيرو هاى چينى خواهد شد : يكى در شرق دور از امور تا اوسور و ديگرى در آسياى ميانه -از آستراخان تا برناوول. چينى ها همزمان در تمام خط آهن سراسرى سيبرى آزادى عمل مى يابند. علاوه بر آن چينى ها به يكباره وارد حوزه درياى ولگا و درياى اورال و در نتيجه شبكه مواصلاتى راه آهن و جاده هاى منطقه مى شوند و قابل توجه است ساختار اين مناطق براى حملات احتمالى بسيار مناسب تر از مناطق ماوراى بالكان و شرق دور است زيرا در اين ناحيه هيچ كوهى وجود ندارد و همه جا دشت است و در هر جهت با پاى پياده و با تجهيزات مى توان تردد كرد. فاصله از پتروپاولوسك (مركز ولايتى در شمال قزاقستان) تا سورغوت (يكى از مراكز عمده استخراج نفت روسيه) ۸۰۰ كيلومتر است و چينى ها مى توانند به وسيله هواپيما هاى J-12 اورالسك نه تنها تا مسكو بلكه تا وولوگدا و سكتيفكار پرواز كنند. واضح است كه ناحيه نظامى ارتش رهايى بخش ملى چين به نام «لانژو» به يكباره وارد آسياى ميانه نمى شود و طبيعى است كه در ابتدا براى چينى ها چند قطعه كوچك نظامى كفايت مى كند. مهم اين است كه يك تكيه گاه به چنگ آيد و بعد ها بر اساس همين قطعات كوچك مى توان شمار نيرو هاى مستقر در منطقه را افزايش داد و تنها مشكل جدى در اين ميان همانا زمان لازم براى انتقال آنها خواهد بود. مهاجرين چينى هم به همين طريق عمل مى كنند، كافيست در نقطه اى يك گروه كوچك چينى پيدا شود بعد از آن اين گروه مى توانند از شمار بسيار زياد چينى ها در منطقه پذيرايى كنند. از سوى ديگر رخداد حوادثى از اين دست از ديدگاه نظرى يك جنبه مثبت را بدنبال خواهد داشت و آن نزديكى شتابنده قزاقستان به روسيه است. بياييد عينى قضاوت كنيم: براى روسيه مهمترين كشور از جمله گروه كشور هاى مستقل مشترك المنافع همانا قزاقستان است و آن به مراتب مهمتر از بلاروس و اوكراين براى فدراسيون روسيه هست. اما اين نزديكى تنها از طريق اقدامات مناسب هر دو طرف يعنى هم قزاقستان و هم روسيه ميسر و ممكن خواهد بود.
خسارت هاى فرهنگى عراق، رنجى به وسعت تاريخ
081933.jpg
«المتنبى» يك مركز بزرگ نشر و چاپ در بغداد كه عراقى ها آن را به عنوان مركز فرهنگى و پاتوق نويسندگان و ادبا مى شناسند، خيابانى است كه به راحتى نمى توانيد در آن قدم بزنيد. از سال ۲۰۰۳ هنگام اشغال عراق توسط آمريكا و متحدانش، اين كانون فكر و انديشه سه بار با اقدامات تروريستى فرو ريخت و آخرين بار در خرداد ماه امسال چنان انفجارى در آن رخ داد كه اهالى چاپ و نشر از آن به عنوان «مصيبت المصائب» و يا «فاجعه الفواجع» ياد مى كنند. در آن انفجار كتابهاى بى شمارى به همراه ماشين آلات و دستگاههاى چاپ منهدم شد و يا آسيب جدى ديد. ساختمان ها و بناها هم به شدت آسيب ديدند و بسيارى از آنها فرو ريختند، همان ساختمانهايى كه در زمان صدام ، مخفيانه كتب ممنوعه عليه اين ديكتاتور را چاپ مى كردند. حاج «محمد الخشالى» ازقديمى ترين دست اندركاران چاپ و نشر اين خيابان و از جمله كسانى است كه تقلا و تلاش سختى در راه بازسازى آن مى كند. او چهار پسر و يك نوه پسرى اش را در انفجار اخير از دست داده است. الخشالى ۷۶ ساله كه دستار عربى اش را هميشه بر سر دارد، هر روز يك سر به مسئولان بازسازى و متوليان امر مى زند و پيگير روند كارهاست و اگر چه همواره لبخند و تبسمى بر چهره اش نمايان است، اما هيچگاه لبخندها و تبسم هاى خشك او حاكى از رضايت نيست و غم درونش را نمى تواند پنهان كند. از انگيزه اش براى اين همه دوندگى مى پرسم. او علت را جلوگيرى از توقف جريان دانش و توليد فكر، انديشه و آگاهى مى داند و مى گويد: اهالى اين محله خسارات زيادى ديده اند، خسارات جانى و مالى، ولى متأسفانه كسى به اينجا توجهى ندارد. شايد باورتان نشود كه انهدام يك قهوه خانه در اين خيابان بيشترين حسرت را بر دل بيشتر فعالان نشر و چاپ در اين خيابان، بويژه حاج محمد گذاشت: «قهوه خانه شاهبندر». به گزارش ايرنا،اين قهوه خانه تا قبل از سال ۱۹۶۳ ميلادى، محل تجمع براى صرف چاى و سرگرمى هايى مانند بازى دومينو بود، از اين سال كه حاج محمد آن را از مالكان قبلى تحويل گرفت، به پاتوق ادبا و نويسندگان و حتى سياستمداران و اهالى سينما و تئاتر تبديل شد. الخشالى با حسرت از آن زمان ياد مى كند كه شاعران معروفى مانند الرصافى، صدقى زهاوى و جواهرى در اين قهوه خانه جمع مى شدند و به تبادل نظر مى پرداختند. اين قهوه خانه در خاطره اش حوادث مهم سياسى عراق را از دهه هاى ۱۹۵۰ به اين سو از جمله به قدرت رسيدن گروههاى قوم گرا، كمونيست ها و سپس بعثى ها را حفظ كرده، اگر چه حالا غير از تلى از خاك، چيزى از آن تابلوهاى نفيس و اشيا فرهنگى و تاريخى ارزشمندى كه در آن بود، باقى نمانده است. المتنبى تا پيش از انفجارها، محل استقرار ۴۰۰ مؤسسه نشر و چاپ بود كه معروفترين آنها الاصليه، النهضه، الرباء القانونيه و ابن العربى است. الخشالى از روند كارها پس از گذشت هفت ماه از انفجار اخير، اصلاً راضى نيست و مى گويد : «اميدوار بوديم كه براى اين حادثه وحشتناك كه ۵۰ كشته برجا گذاشت و حداقل ۱۸ مفقود الجسد داشته، يك كميته تحقيق تشكيل دهند و عاملان جنايت را شناسايى و مجازات كنند». كار بازسازى هم شروع شده است. كارگران درحال ترميم نماى تخريب شده ساختمانها در اين خيابان هستند و ماشين آلات شهردارى هم در وسط اين خيابان پر گل و لاى سرگرم كنده كارى هستند و عده اى نيز درحال پايين آوردن تابلوهاى آسيب ديده و تعويض آن هستند . با اينحال زندگى در اين خيابان همچنان ادامه دارد و در گوشه پياده روها مى توانيد هر كتابى را به زبان عربى و ساير زبانها بيابيد. حالا ديگر ديكتاتور نيست و مميزى وجود ندارد و همين باعث شده تا نشاط در اين بازار مصيبت زده مشهود باشد به طورى كه حاج محمد هم معتقد است: بازار كتاب عراق هنوز رونق دارد و مردم كتاب مى خوانند و به اين خيابان رفت و آمد مى كنند. اكنون المتنبى، خيابانى كه عراقى ها آن را با شانزليزه پاريس مقايسه مى كردند، بيشتر شبيه خرابه هاى برلين پس از هيتلر است. انفجارها در اين خيابان درحالى عرضه نشر و توليد فكر و انديشه را در عراق عزادار كرد كه اهالى فرهنگ، ادب و انتشاراتى ها هنوز كمر از زير تيغ ديكتاتور راست نكرده بودند. اين انفجارها به حدى بى رحمانه و وحشيانه توصيف مى شود كه در عراق آن را با حمله هلاكو خان مغول نيز مقايسه نمى كنند. المتنبى براى اهالى فرهنگ و ادب و هنر عراق، تنها نام يك خيابان يا شاعر شهيرى به همين نام نيست، بلكه نمادى از اثرات ويرانگر جنگ، اشغال و حضور تروريسم در اين كشور است. مقام هاى فرهنگى عراق نيز اعتقاد دارند كه حوزه و عرصه فرهنگ در عراق با جنگ ، اشغال و حضور تروريسم نابود شده است. اين تعبيرى است كه خيلى از فرهيختگان عراقى به آن اعتقاد دارند و مقام هاى دولتى نيز با عبارت «با پول نمى توان خسارات بخش فرهنگ عراق را جبران كرد» آن را تأييد مى كنند.
081924.jpg
«حاكم الشمرى» مدير ارتباط رسانه اى وزارت فرهنگ عراق در پاسخ به اين سؤالم كه «برآورد خسارات وارده و تخمين اعتبار مورد نياز براى جبران آن در حوزه فرهنگ، چه ميزان است ؟ »، مى گويد: نه مى توان برآورد كرد و نه مى توان تخمين زد. او با كمى مكث و تأمل مى پرسد: شما فكر مى كنيد آرشيو فيلم و يا آثار فرهنگى و هنرى مانند نسخ خطى، اشيا و يا تابلوهاى نقاشى نابود شده را با چه اعتبارى مى توان جبران كرد ؟ آيا اصلاً مى توان دوباره آنها را برگرداند ؟ بر اساس آخرين ارزيابى ها، كليه موسسات و نهادهاى فرهنگى، ساختمان وزارت فرهنگ، موزه ها، سالن هاى سينماها، تئاتر، مركز نسخ خطى و خانه هاى فرهنگ در بغداد و سراسر عراق يا بطور كلى نابود شده و يا آسيب هاى زيادى ديده اند و اينها علاوه بر هزاران انديشمند و فرهيخته اى است كه يا كشته شده و يا ترك وطن كرده اند. المتنبى با همه ويرانى و خرابى اش هنوز منطقه جذابى است، به طورى كه دلت مى خواهد وقت بيشترى را در اين منطقه سپرى كنى درست مانند خيابان انقلاب روبروى دانشگاه تهران. اينك مقام هاى فرهنگى در عراق سرگرم تدارك جشنواره شعرى هستند با عنوان «المتنبى»، شاعر پرآوازه عرب متعلق به سال ۳۰۳هجرى قمرى كه در بغداد مى گويند مولانا علاقه خاصى به وى داشته و از او تأثير زيادى گرفته بود. خيابان المتنبى را كه نام همين شاعر شهير بر آن گذاشته شده، از حالا بايد يك نماد ديد، شما از فجايع رفته بر اين خيابان چه تعبيرى مى توانيد داشته باشيد ؟  خيابانى كه مشت آهنين و تيغ سانسور ديكتاتور، زخم اشغال و دشمنى جهنمى تروريسم با تفكر و انديشه را تجربه كرده است.