«المتنبى» يك مركز بزرگ نشر و چاپ در بغداد كه عراقى ها آن را به عنوان مركز فرهنگى و پاتوق نويسندگان و ادبا مى شناسند، خيابانى است كه به راحتى نمى توانيد در آن قدم بزنيد. از سال ۲۰۰۳ هنگام اشغال عراق توسط آمريكا و متحدانش، اين كانون فكر و انديشه سه بار با اقدامات تروريستى فرو ريخت و آخرين بار در خرداد ماه امسال چنان انفجارى در آن رخ داد كه اهالى چاپ و نشر از آن به عنوان «مصيبت المصائب» و يا «فاجعه الفواجع» ياد مى كنند. در آن انفجار كتابهاى بى شمارى به همراه ماشين آلات و دستگاههاى چاپ منهدم شد و يا آسيب جدى ديد. ساختمان ها و بناها هم به شدت آسيب ديدند و بسيارى از آنها فرو ريختند، همان ساختمانهايى كه در زمان صدام ، مخفيانه كتب ممنوعه عليه اين ديكتاتور را چاپ مى كردند. حاج «محمد الخشالى» ازقديمى ترين دست اندركاران چاپ و نشر اين خيابان و از جمله كسانى است كه تقلا و تلاش سختى در راه بازسازى آن مى كند. او چهار پسر و يك نوه پسرى اش را در انفجار اخير از دست داده است. الخشالى ۷۶ ساله كه دستار عربى اش را هميشه بر سر دارد، هر روز يك سر به مسئولان بازسازى و متوليان امر مى زند و پيگير روند كارهاست و اگر چه همواره لبخند و تبسمى بر چهره اش نمايان است، اما هيچگاه لبخندها و تبسم هاى خشك او حاكى از رضايت نيست و غم درونش را نمى تواند پنهان كند. از انگيزه اش براى اين همه دوندگى مى پرسم. او علت را جلوگيرى از توقف جريان دانش و توليد فكر، انديشه و آگاهى مى داند و مى گويد: اهالى اين محله خسارات زيادى ديده اند، خسارات جانى و مالى، ولى متأسفانه كسى به اينجا توجهى ندارد. شايد باورتان نشود كه انهدام يك قهوه خانه در اين خيابان بيشترين حسرت را بر دل بيشتر فعالان نشر و چاپ در اين خيابان، بويژه حاج محمد گذاشت: «قهوه خانه شاهبندر». به گزارش ايرنا،اين قهوه خانه تا قبل از سال ۱۹۶۳ ميلادى، محل تجمع براى صرف چاى و سرگرمى هايى مانند بازى دومينو بود، از اين سال كه حاج محمد آن را از مالكان قبلى تحويل گرفت، به پاتوق ادبا و نويسندگان و حتى سياستمداران و اهالى سينما و تئاتر تبديل شد. الخشالى با حسرت از آن زمان ياد مى كند كه شاعران معروفى مانند الرصافى، صدقى زهاوى و جواهرى در اين قهوه خانه جمع مى شدند و به تبادل نظر مى پرداختند. اين قهوه خانه در خاطره اش حوادث مهم سياسى عراق را از دهه هاى ۱۹۵۰ به اين سو از جمله به قدرت رسيدن گروههاى قوم گرا، كمونيست ها و سپس بعثى ها را حفظ كرده، اگر چه حالا غير از تلى از خاك، چيزى از آن تابلوهاى نفيس و اشيا فرهنگى و تاريخى ارزشمندى كه در آن بود، باقى نمانده است. المتنبى تا پيش از انفجارها، محل استقرار ۴۰۰ مؤسسه نشر و چاپ بود كه معروفترين آنها الاصليه، النهضه، الرباء القانونيه و ابن العربى است. الخشالى از روند كارها پس از گذشت هفت ماه از انفجار اخير، اصلاً راضى نيست و مى گويد : «اميدوار بوديم كه براى اين حادثه وحشتناك كه ۵۰ كشته برجا گذاشت و حداقل ۱۸ مفقود الجسد داشته، يك كميته تحقيق تشكيل دهند و عاملان جنايت را شناسايى و مجازات كنند». كار بازسازى هم شروع شده است. كارگران درحال ترميم نماى تخريب شده ساختمانها در اين خيابان هستند و ماشين آلات شهردارى هم در وسط اين خيابان پر گل و لاى سرگرم كنده كارى هستند و عده اى نيز درحال پايين آوردن تابلوهاى آسيب ديده و تعويض آن هستند . با اينحال زندگى در اين خيابان همچنان ادامه دارد و در گوشه پياده روها مى توانيد هر كتابى را به زبان عربى و ساير زبانها بيابيد. حالا ديگر ديكتاتور نيست و مميزى وجود ندارد و همين باعث شده تا نشاط در اين بازار مصيبت زده مشهود باشد به طورى كه حاج محمد هم معتقد است: بازار كتاب عراق هنوز رونق دارد و مردم كتاب مى خوانند و به اين خيابان رفت و آمد مى كنند. اكنون المتنبى، خيابانى كه عراقى ها آن را با شانزليزه پاريس مقايسه مى كردند، بيشتر شبيه خرابه هاى برلين پس از هيتلر است. انفجارها در اين خيابان درحالى عرضه نشر و توليد فكر و انديشه را در عراق عزادار كرد كه اهالى فرهنگ، ادب و انتشاراتى ها هنوز كمر از زير تيغ ديكتاتور راست نكرده بودند. اين انفجارها به حدى بى رحمانه و وحشيانه توصيف مى شود كه در عراق آن را با حمله هلاكو خان مغول نيز مقايسه نمى كنند. المتنبى براى اهالى فرهنگ و ادب و هنر عراق، تنها نام يك خيابان يا شاعر شهيرى به همين نام نيست، بلكه نمادى از اثرات ويرانگر جنگ، اشغال و حضور تروريسم در اين كشور است. مقام هاى فرهنگى عراق نيز اعتقاد دارند كه حوزه و عرصه فرهنگ در عراق با جنگ ، اشغال و حضور تروريسم نابود شده است. اين تعبيرى است كه خيلى از فرهيختگان عراقى به آن اعتقاد دارند و مقام هاى دولتى نيز با عبارت «با پول نمى توان خسارات بخش فرهنگ عراق را جبران كرد» آن را تأييد مى كنند.
|
|
|
«حاكم الشمرى» مدير ارتباط رسانه اى وزارت فرهنگ عراق در پاسخ به اين سؤالم كه «برآورد خسارات وارده و تخمين اعتبار مورد نياز براى جبران آن در حوزه فرهنگ، چه ميزان است ؟ »، مى گويد: نه مى توان برآورد كرد و نه مى توان تخمين زد. او با كمى مكث و تأمل مى پرسد: شما فكر مى كنيد آرشيو فيلم و يا آثار فرهنگى و هنرى مانند نسخ خطى، اشيا و يا تابلوهاى نقاشى نابود شده را با چه اعتبارى مى توان جبران كرد ؟ آيا اصلاً مى توان دوباره آنها را برگرداند ؟ بر اساس آخرين ارزيابى ها، كليه موسسات و نهادهاى فرهنگى، ساختمان وزارت فرهنگ، موزه ها، سالن هاى سينماها، تئاتر، مركز نسخ خطى و خانه هاى فرهنگ در بغداد و سراسر عراق يا بطور كلى نابود شده و يا آسيب هاى زيادى ديده اند و اينها علاوه بر هزاران انديشمند و فرهيخته اى است كه يا كشته شده و يا ترك وطن كرده اند. المتنبى با همه ويرانى و خرابى اش هنوز منطقه جذابى است، به طورى كه دلت مى خواهد وقت بيشترى را در اين منطقه سپرى كنى درست مانند خيابان انقلاب روبروى دانشگاه تهران. اينك مقام هاى فرهنگى در عراق سرگرم تدارك جشنواره شعرى هستند با عنوان «المتنبى»، شاعر پرآوازه عرب متعلق به سال ۳۰۳هجرى قمرى كه در بغداد مى گويند مولانا علاقه خاصى به وى داشته و از او تأثير زيادى گرفته بود. خيابان المتنبى را كه نام همين شاعر شهير بر آن گذاشته شده، از حالا بايد يك نماد ديد، شما از فجايع رفته بر اين خيابان چه تعبيرى مى توانيد داشته باشيد ؟ خيابانى كه مشت آهنين و تيغ سانسور ديكتاتور، زخم اشغال و دشمنى جهنمى تروريسم با تفكر و انديشه را تجربه كرده است.