نسخه
PDF
شماره ۵۵۳۰ - ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۹ محرم ۱۴۲۹ - ۷ فوريه ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
دنياى رايانه
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
تلاش آمريكا براى گسترش نفوذ در تركمنستان
082530.jpg
آمريكا در هفته هاى اخير با افزايش هيأت هاى اعزامى به تركمنستان در تلاش براى گسترش نفوذ خود در اين كشور سرشار از منابع گاز در آسياى مركزى است. «ريچار لوگار» سناتور جمهوريخواه، درياسالار «ويليام فالون» فرمانده نيروهاى مركزى آمريكا در خاورميانه و «استيون مان» معاون دستيار وزير خارجه آمريكا حداقل در سه هفته گذشته به تركمنستان سفر كردند. به گزارش ايرنا سفر اين مقامات آمريكايى و ديدار با «قربان قلى بردى محمداف» رئيس جمهورى تركمنستان در حالى انجام گرفت كه عشق آباد از حدود يك ماه قبل جريان گاز صادراتى خود را به جمهورى اسلامى ايران قطع كرده است. رسانه هاى گروهى اين كشور آسياى مركزى از جزئيات مذاكرات اين مقامات و همچنين مسئولان شركت «ميدلند اويل اندگاز» به سرپرستى «رابرت مورفى» كه در هفته گذشته انجام شد، اطلاعات زيادى منتشر نكرده اند. هرچند شركت ميدلند اويل اندگاز در انگليس به ثبت رسيده اما گفته مى شود اين شركت يك كنسرسيوم «آمريكايى كره اى» است كه مسئولان آن در سفر سال گذشته ( (۲۰۰۷ميلادى بردى محمداف به نيويورك با وى ملاقات كرده بودند. بااين وجود، براساس آن بخش از اخبار منتشره رسانه هاى تركمنستان، مى توان به اين نتيجه رسيد كه گفتگوهاى هيأت ها و مسئولان شركت آمريكايى با بردى محمداف پيشرفت زيادى نداشته است. در اين راستا،مى توان به آن بخش از سخنان رئيس جمهورى تركمنستان در ديدار با معاون اول دستيار وزير خارجه آمريكا اشاره كرد كه بردى محمداف به استيون مان گفت: عشق آباد گسترش روابط با كشورهاى همسايه را در اولويت سياست خود قرار داده است.اما رئيس جمهورى تركمنستان در جملات دوپهلو به طرف آمريكايى اطمينان داد كه روابط «عشق آباد واشنگتن» از اين پس نيز گسترش خواهد يافت.بردى محمداف در ديدار با اين مقام آمريكايى ضمن ابراز رضايت از روابط «عشق آباد واشنگتن» اعلام كرد كه دو كشور هم اكنون از روابط اصولى برخوردار هستند. بردى محمداف همچنين در جملاتى دو پهلو به طرف آمريكايى گفت كه عشق آباد همواره علاقه مند به سياست صلح دوستى و حسن همجوارى با همسايگان خود بوده و در اين راستا روابط تنگاتنگى با اين كشورها دارد. معاون اول دستيار وزير خارجه آمريكا در امور كشورهاى آسياى مركزى كه در تعيين سياست هاى اصلى آمريكا با تركمنستان نقش اصلى را بازى مى كند از ابتداى انتخاب بردى محمداف به رياست جمهورى اين كشور از بهمن ماه گذشته تاكنون چندين نوبت به عشق آباد سفر كرده است.
رئيس جمهورى تركمنستان در سفر مهر ماه امسال خود به نيويورك نيز از كمك هاى استيون مان به شكل گيرى ديدگاه هاى مثبت آمريكايى ها درباره اين كشور آسياى مركزى قدردانى كرده بود. گفته مى شود، استيون مان به علت سه سال حضور در تركمنستان به عنوان سفير آمريكا در اين كشور، شناخت كاملى از كشورهاى آسياى مركزى دارد. به همين دليل است كه كاخ سفيد به تازگى استيون مان را به عنوان هماهنگ كننده امور ديپلماسى آمريكا در بخش سوخت و انرژى انتخاب كرده است. برخى كارشناسان سياسى آسياى مركزى معتقدند آمريكايى ها به اين نتيجه رسيده اند كه بايد به هر روش ممكن در كشورهاى آسياى مركزى بويژه تركمنستان نفوذ كنند تا از نفوذ فزاينده روسيه، چين و ايران بكاهند. اين كارشناسان معتقدند كه در اين راستا، آمريكايى ها به مدل هاى محلى از دمكراسى در كشورهاى آسياى مركزى بويژه تركمنستان رضايت داده اند. به اعتقاد اين كارشناسانان، آمريكايى ها با تغيير تاكتيك سياسى خود در حال رقابت با كشورهاى قدرتمند ايران، روسيه و چين در منطقه آسياى مركزى بويژه كشور استراتژيك تركمنستان هستند. تركمنستان علاوه بر منابع سرشار نفت و گاز با كشورهاى ايران و افغانستان نيز همسايه است كه واشنگتن به نوعى خود را درگير با اين كشورها كرده است. به هرحال، آمريكايى ها پس از انتخاب بردى محمداف به رياست جمهورى تركمنستان، سفرهاى زيادى به اين كشور كرده اند كه حضور گسترده مقام ها و شركت هاى آمريكايى در دوازدهمين همايش بين المللى نفت و گاز تركمنستان در آبان ماه امسال از جمله اين سفرها است.«ساموئل بولدمن» وزير انرژى و «استيون مان» معاون اول دستيار وزير خارجه آمريكا در اين همايش بين المللى سخنرانى كردند اما سخنى در زمينه مخالفت با انتقال گاز از طريق ايران به ميان نياوردند. شايد به اين مقام هاى آمريكايى توصيه شده بود در اين همايش كه نمايندگان و مقام هاى رسمى بيش از ۴۰كشور جهان حضور داشتند مطلبى درباره مخالفت با انتقال گاز از طريق خط لوله ايران ارائه نشود. البته مقام هاى آمريكايى همواره به بهانه هاى مختلف طرح «ترانس خزر» انتقال نفت و گاز از عرض درياى خزر را كه مورد حمايت آنهاست، در ديدار با مقام هاى تركمنستان، قزاقستان و ازبكستان مطرح مى كنند. دولت آمريكا از اين طريق قصد مقابله با كشورهاى روسيه، ايران و چين در انتقال گاز تركمنستان به غرب را دارد. واشنگتن از مدت ها پيش، طرح احداث خط لوله «ترانس خزر» را به «صفرمراد نيازاف» رئيس جمهورى سابق تركمنستان ارائه كرده بود اما نتوانست موافقت نيازاف را براى اجرايى كردن اين طرح كسب كند. اين طرح كه احداث خط لوله گاز از بستر درياى خزر تا جمهورى آذربايجان و تركيه را در نظر دارد بدلايل اقتصادى و نيز مسايل مربوط به رژيم حقوقى خزر در همان سال هاى اول مطرح شدن با شكست مواجه گرديد و زمينه اجرايى نيافت. با تعطيل شدن نمايندگى شركت آمريكايى «پى.اس.جى» در عشق آباد در سال ۱۳۷۹شمسى كه سرپرستى كنسرسيوم طرح ترانس خزر را برعهده داشت، اين طرح در عمل به بايگانى سپرده شد. طول طرح خط لوله گاز ترانس خزر دو هزار كيلومتر است و در صورت اجراى اين طرح بايد خطوط لوله گاز و نفت از عمق ۲۰۰الى ۳۰۰مترى بستر درياى خزر عبور داده شود كه آلودگى زيست محيطى را بدنبال دارد. به هرحال، آمريكايى ها پس از قطع صدور گاز تركمنستان به جمهورى اسلامى ايران با اعزام هيأت هاى رسمى، قصد سوء استفاده از اين معضل موقتى پيش آمده بين دو كشور را دارند. در اين راستا، سناتور جمهوريخواه سناى آمريكا در سفر سه هفته قبل خود به تركمنستان ضمن تأكيد بر آمادگى مشاركت شركت هاى آمريكايى در بخش نفت و گاز تركمنستان، سياست انرژى عشق آباد را مثبت ارزيابى كرد. لوگار با توجه به موقعيت تركمنستان در آسياى مركزى، به بردى محمداف گفت كه آمريكا براى گسترش روابط با تركمنستان اهميت خاصى قايل بوده و خواستار تسريع در مناسبات بين «واشنگتن عشق آباد» بويژه در بخش انرژى است. اين سناتور آمريكايى قرار بود از گمرك «هودان - باجگيران» در نقطه صفر مرزى ايران و تركمنستان بازديد كند اما رسانه هاى تركمنستان پس از اتمام سفر اين مقام آمريكايى هيچ اشاره اى به اين موضوع نكردند. به نظر مى رسد، مقام هاى آمريكايى در تلاش هستند به هر طريقى شده عشق آباد را براى عملى كردن ايده هاى خود راضى نمايند. در اين راستا، لوگار پس از گذشت حدود سه هفته از سفر خود به تركمنستان بتازگى با ارسال نامه كتبى از مهمان نوازى بردى محمداف تشكر و قدردانى كرده است. اين سناتور آمريكايى ضمن تعريف و تمجيد از رئيس جمهورى تركمنستان كه اينگونه تمجيدها در زمان نيازاف سابقه نداشت، تصريح كرد: اصلاحات آغاز شده در اين كشور آسياى مركزى بسيار مثبت است. لوگار در نامه خود از سطح همكارى هاى بين دو كشور ابراز رضايت و تأكيد كرد كه آمريكا همچنان علاقه مند به همكارى در بخش سوخت و انرژى با تركمنستان است.
ناكامى نيروهاى اتحاديه اروپا در چاد
082521.jpg
«نيروهاى يوفور (EU Force) درحالى وارد چاد شدند كه اصلا نيازى به ورود و مأموريت اين نيروها در چاد نبود چرا كه اين نيروها نتوانستند در نقش نيروهاى كمكى موثر وارد عمل شوند و بعد ازمدت كوتاهى از حضور اين نيروها كه مثلا در نقش نيروهاى كمكى حاضر شده بودند، اوضاع اين كشور بسيار متشنج تر از گذشته شد.» به گزارش ايسنا بر اساس تفسيرى كه در پايگاه  اينترنتى اشتاندارد آمده، حضور نيروهاى يوفور در چاد در بالاترين حد از ناخوشايندى قرار گرفت چرا كه اين نسنجيده بودن حضور و اعزام نيروهاى يوفور با تجربه هاى تلخى آغاز شد. در نبرد ها و درگيرى هاى بين نيروهاى شورشى و نيروهاى يوفور، ارتش يوفور بر اثر حملات شورشيان در معرض خطرات بسيار قرار گرفت. از ديگر سو تحول اوضاع در چاد و همين طور وضعيت فعلى چاد نشان داد كه نيروهاى يوفور به هيچ وجه مفيد عمل نكرده اند، زيرا نهايتا تكليف و مأموريت نيروهاى يوفور، تصميم گرفتن براى جلوگيرى از جنگ هاى داخلى و يا متوقف كردن عمليات هاى جنگى در اين كشور نبوده است، بلكه اين بوده است كه پناهندگان و فراريان شرق اين كشور و همين طور كمك  دهندگان به آنها را حمايت و پشتيبانى كنند. در حال حاضرهم اين واقعيت تلخ به چشم مى خورد كه نيروهاى كمكى خارجى، منطقه ناآرام شده چاد را ترك كرده اند در حالى كه وضعيت چاد اهميت بيشترى پيدا كرده و نياز مبرم ترى به حضور اين نيروها دارد چرا كه بدون حضور و پوشش نيروهاى نظامى نمى توان به پناهندگان و فراريان چاد در آينده كمك هاى بشردوستانه ارسال كرد. بر طرف كردن اين استبداد و زورگويى شورشيان و بر پا كردن اندكى نظم و تربيت اصلى ترين وظيفه  ارتش يوفور در چاد بود كه متاسفانه عملكرد نيروهاى يوفور در اين مورد موثر واقع نشد. اشتاندارد نوشته است: البته انجام اين وظيفه در روزها و هفته هاى گذشته آسان نبوده است چرا كه در سه ماه گذشته كه طى اين مدت اروپايى ها در حال جمع كردن نيروهاى خود بودند، نيروهاى مخالف در چاد نيروهايشان را جمع كرده، دسته دسته كرده و براى يك عمليات نظامى مهم تدارك ديده بودند. به همين دلايل مقابله با نيروهاى شورشى براى نيروهاى يوفور مستقر در مرز سودان كار ساده اى نبود و نيروهاى شورشى از همين تاخير و معطلى نيروهاى يوفور به نفع خود استفاده كردند. علاوه بر آن تعلل اروپايى ها و نيروهاى يوفور توجه  اذهان عموم را در مورد اين كشور تقويت كرد و گروه هاى مخالف در غرب چاد چنان وجهه اى پيدا كردند كه تاكنون چنين جايگاهى را نداشته اند. در اين جا مى توان اين طور نتيجه گيرى كرد كه اروپا قبل از آن كه مأموريت نيروهايش را آغاز كند احتياج داشت كه اين طور اوضاع را بسنجد. كسى كه به دنبال انجام عمليات نظامى در يك كشور است بايد از قبل همه، هم از نظر سياسى و هم از نظر منطقى اين عمليات و چگونگى آن را روشن كند و بعد به سرعت وارد عمل شود تا بدين وسيله به همه شركت  كنندگان در عمليات وهمين طور ناظران اين عمليات اثبات كند كه منظور وهدفش از به كار گماشتن اين نيروها كاملا جدى است و اين گروه واقعا قصد كمك دارد. كسى كه تصميم  مى گيرد با نيروى نظامى وارد عمل شود، مطمئنا توانايى استفاده و كاربرد سلاح را نيز دارد. اما در چاد ما شاهد بوديم كه اروپا با تعلل در استفاده درست از نيروهايش اين نتيجه خفت بار را به دست داد كه اروپا فاقد قدرتى است كه بتواند سريع وارد عمل شده وعمليات تهاجمى را انجام دهد.
زمانى براى بازگويى واقعيت هاى صربستان
082512.jpg
«رئيس جمهور جديد صربستان اكنون مى تواند سياست هاى كارى خودش را آزادانه و بدون ترس از گروه هاى راديكال در اين كشور بيان كند و به مبارزه با مشكلات واقعى پيش رويش بپردازد.» به گزارش ايسنا بر اساس تفسيرى كه در دويچه وله آمده است: صربستان با انتخاب بوريس تاديچ به نفع اروپا و براى اروپا تصميم گيرى كرد. انتخاب بوريس تاديچ اگرچه با اختلاف آرا كمى نسبت به رقيب وى مسجل شد اما اين حداقل اختلاف، حاكى از معنا و مفهومى حداكثرى است چرا كه عليرغم همه بيم ها و نگرانى ها، صرب ها نهايتا عليه راديكال ها،  عليه جهت گيرى و خط مشى طرفدار روسيه راى دادند. پيروزى بوريس تاديچ اثبات كرد كه محاسبات وى براى انتخاب شدن به سمت رياست جمهورى صربستان درست از آب درآمد و او توانست بار ديگر به گروه هاى ضد راديكال در اين كشور اعتماد كند، چرا كه اين گروه ها آگاه بودند كه با روى كار آمدن گروه هاى راديكال نمى توانند در صربستان كار سياسى انجام دهند. طبق اين تفسير، صر ب ها از ماه مه سال گذشته دولتى داشتند كه تنها از سر ترس از گروه هاى راديكال ايجاد شده بود. ويسلاو كوشتونيتسا نيز كه يك ناسيوناليست است و به عنوان دموكرات در صحنه سياسى صربستان ظاهر شده است،  هيچ گاه از رئيس جمهور اين كشور حمايت نكرد چرا كه به نظر وى، تاديچ براى صربستان آينده اى متفاوت از آنچه وى به آن اعتقاد دارد، ترسيم كرده است كه البته نتايج انتخابات نيز نشان داد كه عدم حمايت كوشتونيتسا تغييرى در سرنوشت تاديچ نداد. اكنون بعد از انتخاب تاديچ به عنوان رئيس جمهور براى صربستان اين سؤال پيش مى آيد كه آيا تاديچ خواهد توانست مخاطب خوبى براى مشكلات پيش روى خود باشد، مشكلاتى كه مى بايست از چندى قبل مطرح مى شدند؟ طبق اين تفسير اكنون زمان آن رسيده كه تاديچ به ملت صربستان واقعيات را بگويد. البته فرقى نمى كند كه اين واقعيات تا چه حد نامطلوب باشند. واقعيت شماره يك اين است كه كوزوو به عنوان كشورى مستقل معرفى شود و اين كه اروپا موافق با استقلال اين استان است. واقعيت دوم اين است كه صرب ها در دهه ۹۰ در كرواسى، بوسنى و كوزوو پاكسازى قومى انجام دادند و آن هم به خاطر حمايت از صرب هاى بى گناه نبوده است بلكه بيشتر به دليل آن بوده كه آن ها خواهان داشتن يك صربستان بزرگ بوده اند. اين تفسير در ادامه آورده است كه از گفته هاى بالا مى توان اين طور نتيجه گيرى كرد كه بايد كارهاى ناتمام گذشته را به پايان برد، بايد جنايتكاران جنگى را تحويل داد. تاديچ وظيفه دارد كه براى ملتش توضيح دهد كه آن ها در كشورى كوچك فقير و فاسد زندگى مى كنند و بايد بگويد كه مردم صربستان، خود، مسئول هر چه آنچه كه به عنوان چالش در صربستان مطرح مى شود، هستند و خود ملت بايد مسئوليت آن را قبول كنند نه آنكه مسئوليت نقص هاى موجود در اين كشور را به گردن خارجيان انداخته و آنها را مسئول آن بدانند. البته چيزى كه اكنون ملت صرب به آن احتياج دارد، موفقيت هاى ملموس است. اين موفقيت ها قبل از هر چيز بهبود وضعيت و كيفيت زندگى مردم صربستان است. آنها به يك چشم انداز روشن احتياج دارند. مردم با انتخاب تاديچ به اروپا راى دادند و اكنون هم بايد در مسيرى همسو با اروپا حركت كنند از طرفى ديگر مردم صربستان اكنون مى خواهند ببينند كه آيا راه آينده اين كشور واقعا به اروپا ختم مى شود يا نه. البته براى اين منظور كارهاى بسيار زيادى براى رئيس جمهور جديد اين كشور يعنى تاديچ وجود دارد.