نسخه
PDF
شماره ۵۵۳۶ - ۲۷ بهمن ۱۳۸۶ - ۸ صفر ۱۴۲۹ - ۱۶ فوريه ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
تحولات لبنان پس از ترور رفيق حريرى
083229.jpg
پنجشنبه ۱۴ فوريه برابر بود با سومين سالگرد ترور رفيق بهاء الدين حريرى، ميلياردر خود ساخته و نخست وزير اسبق لبنان كه بر اثر انفجار بر سر راه كاروان خودروهايش در بيروت ترور شد. به گزارش ايسنا رفيق بها ء الدين حريرى (اول نوامبر ۱۹۴۴-۱۴ فوريه ۲۰۰۵) ميلياردر خودساخته و فعال اقتصادى لبنانى طى دو دوره بين سال هاى ۱۹۹۲ ميلادى تا ۱۹۹۸ ميلادى و ۲۰۰۰ ميلادى تا استعفايش در ۲۰ اكتبر ۲۰۰۴ ميلادى نخست وزير لبنان بود. رفيق حريرى در سال ۱۹۴۴ در صيدا متولد شد. نام كامل وى رفيق بهاء الدين حريرى و از مسلمانان اهل سنت لبنان بود و اصليت لبنانى و عربستانى داشت و حاصل زندگى مشتركش پنج فرزند است. حريرى تحصيلاتش را در لبنان به اتمام رساند و از دانشگاه بيروت با مدرك علوم تجارى فارغ التحصيل شد و سپس براى كار به عربستان سفر كرد. حريرى در سال ۱۹۸۲ بعد از جنگ اسرائيل عليه لبنان تمام دارايى اش را در اختيار دولت لبنان گذاشت و در آن سال نقش «كبوتر صلح» را ميان گروه هاى مختلف ايفا كرد. وى همچنين فرودگاه بين المللى بيروت را بازسازى كرد. حريرى در برگزارى دو كنفرانس ژنو در سال ۱۹۸۳ و لوزان در سوييس در سال ۱۹۸۷ جهت ايجاد آشتى ملى ميان گروه هاى لبنان نقش به سزايى ايفا كرد.
دوران نخست وزيرى
وى در سال ۱۹۹۲ با حمايت اكثريت لبنانى ها پذيرفت كه نخست وزير شود و متعهد به بازسازى لبنان و شكوفايى اقتصادى آن شد و ميليارد ها دلار را به بازسازى زيرساخت هاى اين كشور اختصاص داد. حريرى تا سال ۱۹۹۴ نسبت رشد اقتصادى در لبنان را ۸ درصد افزايش داد و تورم را از ۱۳۱ درصد به ۲۹ درصد رساند. دوره اول نخست وزيرى حريرى تا سال ۱۹۹۸ ادامه داشت. وى در سال ۲۰۰۰ دوره دوم نخست وزيرى اش را آغاز كرد كه عمق مشكلات اقتصادى حريرى را با فشارهاى بانك جهانى و صندوق بين المللى پول روبرو كرد. حريرى در اين دوره نيز به تلاش هاى اقتصادى اش ادامه داد تا اينكه در سال ۲۰۰۴ به علت حضور نيروهاى سوريه در لبنان و اختلافش با اميل لحود در اين زمينه استعفا كرد. رفيق حريرى درپى تمديد دوره رياست جمهورى اميل لحود براى بار دوم و به سبب اختلافاتش با او از پست نخست وزيرى استعفا كرد و در اين باره گفت: من استعفاى خود را اعلام مى كنم و مى گويم در دوره بعدى رياست جمهورى لحود هرگز نامزد پست نخست وزيرى نخواهم بود. البته استعفاى حريرى در سايه اختلافات ميان بشار اسد، رئيس جمهور سوريه و سازمان ملل مبنى بر درخواست سازمان ملل از اين كشور جهت عقب نشينى نيروهايش از لبنان صورت گرفت. رفيق حريرى در ۱۴ فوريه ۲۰۰۵ ميلادى بر اثر انفجار خودروى بمب گذارى شده بر سر كاروان موتورى اش در بيروت به قتل رسيد. اين حادثه تروريستى ۲۲ كشته بر جاى گذاشت و تحقيقات درباره قتل وى از سوى كميته بين المللى تحقيق به رياست دتلف مهليس آغاز شد. تحولات پس از ترور حريرى جامعه لبنان، جامعه اى طايفه گراست و عرق ملى در آن از درجه چندم اهميت برخوردار است. تحولات لبنان در سه دهه اخير بيانگر آن است كه همه ترورها در زمانى رخ داده كه اختلافات قومى در لبنان شروع شده است و خود اين ترورها نيز عامل شدت بخش تشنجات و اختلافات داخلى گشته است. با صدور قطعنامه  ۱۵۵۹ (در سال ۲۰۰۴) تلاش غرب براى تفرقه افكنى در لبنان وارد مرحله جديدى شد. استعفاى رفيق حريرى در مخالفت با حضور سوريه و ابقاى اميل لحود در پست رياست جمهورى لبنان را برخى در همين راستا مى دانند. حال آنكه رفيق حريرى پيشتر نيز چنين اقدامى را در سابقه خود داشته است. ترور رفيق حريرى در فضايى انجام گرفت كه بذر تفرقه با قطعنامه شوراى امنيت در جامعه لبنان پاشيده شده بود. با ترور رفيق حريرى انگشت اتهام غرب به سوى سوريه دراز شد تا جامعه لبنان را در موضوع حضور يا عدم حضور سوريه به چالش كشاند و منجر به برگزارى تظاهرات  اعتراض آميز گسترده اى بر ضد سوريه در بيروت شد كه تظاهركنندگان در آن خواستار استعفاى دولت طرفدار سوريه شدند. در  ۱۴ مارس  ۲۰۰۵ درست يك ماه پس از ترور حريرى تظاهرات گسترده ديگرى در ميدان شهداى بيروت برپا شد و تظاهركنندگان كه از همه فرقه هاى قومى مذهبى لبنان بودند خواستار مشخص شدن حقيقت قتل حريرى و خروج نيروهاى سوريه از لبنان شدند. پس از هفته ها مذاكره ناموفق درباره تشكيل دولت جديد، عمر كرامى، نخست وزير از سمت خود براى سومين بار در  ۱۳ آوريل  ۲۰۰۵ استعفا داد. دو روز بعد، نجيب ميقاتى از تجار ميليونرى كه در آمريكا تحصيل كرده و وزير پيشين حمل و نقل و خدمات عمومى بود به عنوان نخست وزير منصوب شد. اين شخص كه ميانه رو و طرفدار سوريه بود، از طريق حمايت اپوزيسيون توانست مقام خود را حفظ كند. در طول اولين دور انتخابات پارلمانى پس از خروج نيروهاى سوريه از لبنان در مه  ،۲۰۰۵ ائتلاف ضد سوريه متشكل از احزاب سنى، دروزى و مسيحى به رهبرى سعد حريرى، پسر رفيق حريرى توانست اكثريت كرسى هاى پارلمان جديد را از آن خود كند. اين ائتلاف علاقمند به اين بود كه در برخى حوزه ها با حزب الله و جنبش امل متحد شود. اين ائتلاف موفق نشد اكثريت دو سوم پارلمان را كه براى بركنارى اميل لحود لازم بود، بدست آورد چرا كه «جنبش ميهن پرستى آزاد» به رهبرى ژنرال بازنشسته ارتش ميشل عون توانسته بود راى مناطق كوهستانى لبنان را به خود اختصاص دهد. به رغم اتهاماتى كه در زمينه ترور حريرى به دولت سوريه و متحدان لبنانى اش وارد است ولى برخى ديگر آن را سناريويى از پيش تعيين شده توسط قدرت هاى منطقه اى مخالف مقاومت لبنان (رژيم صهيونيستى) و قدرت هاى فرامنطقه اى (آمريكا، فرانسه و...) ارزيابى مى كنند. سوريه در زمان قتل حريرى نفوذ اطلاعاتى و نظامى گسترده اى در لبنان داشت. ولى دمشق مكررا آگاهى خود را از بمب گذارى مذكور رد كرده است. شوراى امنيت سازمان ملل متحد با اجماع تمام اعضا خواستار همكارى كامل سوريه در تحقيقات سازمان ملل در اين موضوع شده است. البته هنوز مشخص نيست چرا لبنان با اين همه ترور شخصيت سياسى روبرو است و چه كسانى پشت اين ترورها هستند. لبنان؛ هنوز در بن بست اين كشور علاوه بر ترورهاى متعدد سياسى كه شاهد بوده است با بحران سياسى و خلأ در پست رياست جمهورى نيزروبروست و از زمان خروج اميل لحود از كاخ بعبدا و پايان دوره رياست جمهورى اش در تاريخ ۲۴ نوامبر گذشته، اعضاى پارلمان اين كشور به رغم انتخاب ميشل سليمان به عنوان رئيس جمهور توافقى هنوز نتوانسته اند نشستى را در پارلمان براى انتخاب وى برگزار كنند. در راستاى حل اين مسأله فرانسه نيز تلاش هايى را آغاز كرده كه به نتيجه نرسيده و بار ديگر اتحاديه عرب وارد عمل شده است و اخيرا در نشست فوق العاده وزيران خارجه اتحاديه عرب طرحى در راستاى حل مسأله رياست جمهورى لبنان ارائه شد. به رغم اين مسأله عمرو موسى، دبيركل اتحاديه عرب نيز در پى دو سفر متوالى به لبنان چندان پيشرفتى را محقق نساخته و اوضاع همچنان بدون هيچ تغييرى ادامه دارد. اين در حالى است كه نبيه برى، رئيس پارلمان لبنان جلسه تعيين رئيس جمهور را براى چهاردهمين بار به تأخير انداخته و اين جلسه رابه ۲۶ فوريه موكول كرده است. اما آيا اين آخرين بار است كه جلسه انتخاب رئيس جمهور لبنان به تاخير مى افتد يا اينكه باز هم تأخير ديگرى اعلام خواهد شد ؟
پاكستان و بازى با مهره هاى سوخته
083295.jpg
بازداشت ملا «منصور دادالله» فرمانده ارشد طالبان در افغانستان با واكنش هاى متفاوتى در داخل و خارج پاكستان مواجه شده است. دولت پاكستان بازداشت ملا منصور دادالله را در ايالت بلوچستان اين كشور تأييد كرد. به گفته مقام هاى پاكستانى، در عمليات نيروهاى ارتش اين كشور در ناحيه «زهاب» ايالت بلوچستان، وى پس از درگيرى مختصر و زخمى شدن به همراه سه نفر ديگر بازداشت شد. اما برخى رسانه هاى افغانى و پاكستانى از كشته شدن منصور دادالله خبر داده بودند كه «جاويد اقبال چيمه» سخنگوى وزارت كشور پاكستان اين اخبار را رد و اعلام كرد كه وى براى بازجويى به اسلام آباد انتقال يافته است. رسانه هاى پاكستانى همچنان سرگرم موضوع بازداشت دادالله بودند كه خبر ربوده شدن سفير اين كشور در منطقه قبايلى خيبر افغانستان منتشر شد. بازداشت منصور دادالله و ربوده شدن سفير جديد پاكستان در افغانستان گر چه مى تواند دو حادثه عادى تلقى شود اما نگاهى به تحولات مناطق قبايلى پاكستان و افغانستان و همچنين انشعاب هاى حادث شده در گروه طالبان مى تواند زواياى پنهان اين حوادث را روشن كند. به گزارش ايرنا منصور دادالله از فرماندهان طالبان در جنوب افغانستان است و از ارديبهشت سال جارى (۱۳۸۶خورشيدى) پس از كشته شدن برادرش ملا «دادالله» در نتيجه حمله نيروهاى انگليسى به طالبان در افغانستان بطور رسمى اعلام حضور كرد. گفته مى شود، وى به تازگى از سوى ملا «عمر» از سمت خود عزل شده است هرچند منصور دادالله اين موضوع را قبول ندارد و اعلام كرده كه همچنان از فرماندهان طالبان محسوب مى شود. بازداشت منصور دادالله با تغييرات و اختلافات موجود در گروه طالبان از يكسو و بازى هاى اخير پاكستان در مناطق قبايلى اين كشور از سوى ديگر مرتبط است.
تحولات و اختلافات در جنبش طالبان
اعلام عزل بيت الله محسود از سوى ملا عمر سركرده طالبان در افغانستان در ژانويه سال ۲۰۰۸ ميلادى نشان داد كه اين گروه در آستانه بروز اختلافات عميقى است كه بطور عمده بر محور گسترش جنگ عليه آمريكا در خاك پاكستان مبتنى بود. با شدت گرفتن بحث حضور نيروهاى آمريكا در خاك پاكستان به بهانه از بين بردن القاعده، بيت الله محسود به عنوان بازوى اجرايى القاعده در مناطق قبايلى پاكستان، جنگ و حملات خود را عليه نيروهاى پاكستانى به عنوان هدف اوليه تشديد كرد. درگيرى هاى اخير بين طالبان محلى و ارتش در وزيرستان شمالى و جنوبى، «كوهات» و «دره آدم خيل» پاكستان، همگى مويد همين برداشت است. تشكيلات القاعده نيز در پاكستان در طرحى ديگر تلاش كرد تا دامنه درگيرى ها را به حوزه هاى قومى و مذهبى سوق دهد و بر همين اساس توانست طى دو ماه گذشته با استفاده ابزارى از گروه هاى ناراضى در پاكستان،چهار حمله انتحارى را در داخل اين كشور ترتيب دهد. القاعده توانسته است حتى سازمان هاى افراطى پنجابى را نيز در كنار طالبان پشتون تبار پاكستانى، با خود عليه اين كشور بسيج و تهييج نمايد. «لشكر جهنگوى» و «جيش محمد» كه از سازش دولت پاكستان بر سركشمير به شدت ناراضى هستند، ايدئولوژى جهاد جهانى القاعده را پذيرفته و به تقابل نظامى با دولت پاكستان سوق يافته اند. «جندالله» نيز كه يك سازمان به شدت افراطى شبه نظامى است،هدف خاص خود را مبارزه عليه حاكمان طرفدار آمريكا در پاكستان و ضربه زدن به منافع آن كشور در پاكستان اعلام كرده است. پيوند طالبان محلى پاكستان به  نمايندگى بيت الله محسود و همگرايى فرماند هان قديمى اين گروه با نئوطالبان ها در پاكستان مانند منصور دادالله و بيت الله محسود به طور قطع باعث ناخشنودى رهبران قديمى تر طالبان مانند ملا عمر شده است. ملا عمر هم اكنون نگران تضعيف اقتدار خود در افغانستان و در بين مقام هاى ارشد نظامى طالبان است. تلاش هاى انگليس در افغانستان براى تضعيف ملا عمر و بها دادن به ديگر رهبران طالبان و مصالحه هاى پنهان اين كشور با برخى اعضاى ارشد اين جنبش نيز ملا عمر را بيش از پيش نگران كرده است. در واقع مى توان گفت كه بركنارى منصور دادالله و اعلام اينكه بيت الله محسود از طالبان نيست، واكنشى از سوى ملا عمر به اين تحولات بوده است.
پاكستان و معاملات احتمالى
بازداشت منصور دادالله به نوعى يك معامله بين جناحى قدرتمند از طالبان به نمايندگى ملا عمر با پاكستان محسوب مى شود. در واقع بازداشت منصور دادالله نتيجه مذاكرات پنهانى پاكستان با طالبان افغانستان بود كه براى دو طرف معامله منافعى در بر داشت، منصور دادالله از نظر رهبرى مركزى گروه طالبان در افغانستان مهره سوخته محسوب شده و حذف وى مى تواند به بازگشت آرامش ذهنى ملا عمر و شكل دادن به چينش جديد فرماندهان اين جنبش كمك كند. بازداشت وى توسط ارتش پاكستان درحالى كه به تازگى رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا از ايالت سرحد اين كشور بازديد مى كرد، مويد جدى بودن اسلام آباد در مبارزه با طالبان و القاعده محسوب شده و مى تواند در چانه زنى هاى اين كشور با آمريكا براى دريافت كمك هاى مالى بيشتر، مفيد باشد. تأكيد هفته گذشته «رابرت گيتس» وزير دفاع آمريكا مبنى بر حضور القاعده و فرماندهان طالبان در مناطق قبايلى پاكستان پس از هفته ها بحث رسانه ها هر چند با واكنش منفى اسلام آباد رو به رو شد اما بازداشت منصور نشان داد كه دولت پاكستان تا چه اندازه در مبارزه با اين گروه جدى است! در مجموع بازى پاكستان با مهره اى مانند منصور دادالله نيز به ملا عمر براى حذف رقبا و هم به دولت اين كشور براى پيشبرد اهداف ويژه خود در مقابل فشار آمريكا كمك شايانى كرد. با توجه به ابزارهاى امنيتى و سياسى پاكستان و تجربه كافى در بازى با مهره هاى سوخته سياسى و امنيتى، در آينده نيز احتمال قربانى شدن افراد ديگرى مانند بيت الله محسود - كه زمينه هاى آن در جريان ترور «بى نظير بوتو» فراهم شده - وجود دارد.