|
|
|
|
|
|
|
|
مرور زندگى حرفه اى جيمز دين، بازيگر فقيد سينما
|
|
|
|
نگاهى به «استشهادى براى خدا»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مرور زندگى حرفه اى جيمز دين، بازيگر فقيد سينما
بازيگرى كه با مرگ اسطوره شد
|
|
|
سرويس سينمايى: جيمز دين بازيگرى آمريكايى بود كه در دوره حرفه اى كوتاهش مقام خود را به عنوان يكى از اسطوره هاى فرهنگى به يادگار گذاشته است. بازيگرى كه در به تصوير درآوردن كاراكترهاى بدخلق، حساس و سركش، يكى از افسانه هاى هاليوود شد. دين نوجوانى دهه ۱۹۵۰ را به نمايش گذاشت و خودانگيزى سبك بازيگرى او، از عوامل پيشرفتش بود. جيمز بايرون دين معروف به جيمز دين ۸ فوريه ۱۹۳۱ در ماريون، ايالت اينديانا ايالات متحده آمريكا، ديده به جهان گشود. پدرش تكنسين دندانپزشكى بود و هنگامى كه شش سال داشت به علت شغل پدر، به همراه خانواده به كاليفرنيا عزيمت كرد. دين در سن نه سالگى پس از فوت مادرش به اينديانا بازگشت تا با عمه و عمويش در مزرعه شان زندگى كند. بعد از فارغ التحصيلى از دبيرستان، در كاليفرنيا به كالج رفت. اما سرانجام به منظور پرداختن به علاقه بازيگرى اش دانشگاه را رها كرد و نقش هايى در فيلم هايى نه چندان معروف ايفا نمود. او در سال ۱۹۵۱ به نيويورك عزيمت نمود و براى بازيگر شدن تلاش كرد. جيمز كارش را از حضور در تئاتر و تلويزيون آغاز نمود و سال ۱۹۵۲ در بخشى از نمايش برادوى به نام «جگوار را ببينيد» و همچنين در چندين نقش در تلويزيون ظاهر شد. اما نقش آفرينى اش در فيلم «بداخلاق گرا» (۱۹۵۴) توجه هاليوود را جلب كرد.پس از آن در حالى كه با ايفاى نقش در فيلم «شرق بهشت» (۱۹۵۵) محبوبيتى به دست آورده بود، به كاليفرنيا بازگشت. فيلم مذكور پس از مرگ جيمز دين نامزدى جايزه اسكار بهترين بازيگر را براى او به ارمغان آورد. «شرق بهشت» يكى از سه فيلمى بود كه توانايى بازيگرى دين در آنها مورد توجه سينماگران قرار گرفت. اين بازيگر بيشتر با نقش آفرينى در فيلم «شورش بى دليل» (۱۹۵۵) و به نمايش گذاشتن نگرانى و سركشى دوران نوجوانى بر پرده سينما شناخته شده است. «شورش بى دليل» يكى ديگر از آن سه فيلم نمايانگر نبوغ بازيگرى جيمز دين و بهترين نمونه براى اسطوره بودن اين بازيگر جوان سينما بوده است. ۳۰ سپتامبر سال ،۱۹۵۵ در حالى كه جيمز عازم مسابقات اتومبيلرانى بود، در حادثه رانندگى كشته شد. «غول» آخرين فيلمش سال ۱۹۵۶ به نمايش درآمد. اين فيلم نيز قدرت بازيگرى دين را به همگان ثابت نمود. جيمز دين براى فيلم «غول» نيز نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر شد و اين دومين نامزدى اسكار جيمز دين پس از مرگش محسوب مى شد. شهرت و محبوبيت جيمز در طول دوره بازيگرى اش بر پايه سه فيلم «شرق بهشت»، «شورش بى دليل» و «غول» بود؛ فيلم هايى كه از او ستاره ساخته و به او لقب «ستاره جديد بداخلاق» دادند. او نخستين بازيگرى بود كه پس از مرگ نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر شد و تاكنون نيز به عنوان تنها بازيگرى كه پس از مرگ نامزد دريافت دو جايزه اسكار شد، در اذهان باقى مانده است. بازيگرى كه استعدادهاى پنهانى و شهرتش را كه تازه شكل گرفته بود، باور نكرد. دين هنگام مرگ تنها ۲۴ سال داشت و مانند بسيارى از هنرمندان از جمله مرلين مونرو، بروس لى و بودى هولى، مرگش در جوانى به اسطوره شدنش در سينما كمك كرد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«از بچه ها چه خبر» در جزيره كيش كليد مى خورد
تصويربردارى فيلم تلويزيونى «از بچه ها چه خبر» به كارگردانى اسماعيل فلاح پور تا ۲۹ بهمن ماه آغاز مى شود. فلاح پور در گفتگو ايسنا، اظهار كرد: تصويربردارى اين تله فيلم ۲۰ روز به طول مى انجامد و تمام لوكيشن هاى آن در جزيره كيش است. وى درباره علت انتخاب كيش به عنوان محل تصويربردارى اين تله فيلم گفت: ما نياز به دانشگاهى داشتيم تا بيست روز به طور كامل در اختيار ما باشد و در كيش اين امكان براى ما فراهم شد. البته تلاش مى كنيم به تناسب فضاى داستان از ديگر نقاط اين جزيره هم استفاده كنيم. وى با بيان اين كه «از بچه ها چه خبر» تله فيلم طنز است، اظهار كرد: طنز اين سريال موقعيت و شخصيت محور است؛ چرا كه به يك كارگر مى پردازد كه در دانشگاهى كار مى كند و در نهايت به عنوان يك نابغه شيمى شناخته مى شود. اين كارگردان افزود: چنين داستانى يك طنز موقعيت است؛ بنابراين تلاش مى كنيم از طنز كلامى كمتر استفاده كنيم. فلاح پور درباره استفاده از بازيگران محلى گفت: براى نقش هاى اصلى از بازيگران حرفه اى و براى ايفاى نقش هاى فرعى از بازيگران محلى استفاده مى كنيم. وى اضافه كرد: پيش از اين قرار بود مارال فرجاد در «از بچه ها چه خبر» نقش آفرينى كند ولى به علت طولانى شدن حضورش در كار ديگرى كه البته ما در جريان آن بوديم، حضور فرجاد در اين تله فيلم منتفى به نظر مى رسد. فلاح پور در پايان اظهار كرد: اين تله فيلم كه ۱۰ روز صرف پيش توليد آن شده است براى پخش از شبكه تهران در ايام نوروز ساخته مى شود. تهيه «از بچه ها چه خبر» را حسن شكوهى برعهده دارد و برخى ديگر از عوامل ساخت اين تله فيلم عبارتند از: نويسنده: شعله شريعتى، مدير توليد: على كاظمى، مدير تصويربردارى: مجتبى رحيمى، طراح چهره پردازى: بيژن محتشم، مدير صحنه و لباس: اسماعيل فلاح پور، صدابردار: بابك اخوان و بازيگران: حسن شكوهى، شهرام قائدى، على كاظمى و على صالحى.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نگاهى به «استشهادى براى خدا»
يك گام رو به جلو
|
|
|
عليرضا امينى در فيلم سينمايى «استشهادى براى خدا» مى تواند پيوندى خوب بين توانايى هاى فيلمسازى خود و روايتى دراماتيك ايجاد و پل ارتباطى خود را با مخاطب بازسازى كند. امينى در ششمين فيلم سينمايى خود پس از «نامه هاى باد»، «كنار رودخانه»، «دانه هاى ريز برف»، «زمان مى ايستد» و «فقط چشماتو ببند»، موفق مى شود مهارت هاى خود را در فيلمسازى، فيلمنامه نويسى، بازى گرفتن از بازيگران و. .. به شكلى ايده آل به نمايش بگذارد. كسانى كه فيلم هاى قبلى امينى را ديده اند، ضمن نمود مولفه هايى شاخص از رشد يك فيلمساز جوان و تجربه گرا، به اين نكته اذعان داشتند كه سوژه اين آثار بيشتر مناسب ساخت يك فيلم كوتاه است و به همين دليل در بسط داستان، فيلم هاى او دچار مشكلات عديده بودند كه گاه توانايى هاى فيلمسازى كارگردان را هم به حاشيه مى برد. كار روى سوژه هاى داغ و جشنواره پسند، حضور عمده نابازيگران، خط داستانى كمرنگ كه بيشتر به ايده پهلو مى زند و. .. مجموعه عواملى بودند كه گام هاى امينى را به عنوان يك فيلمساز محكم نكردند و همه اين نكات هم باعث شد او نتواند با مخاطب عام رابطه اى به فراخور كارنامه سينمايى اش برقرار كند. اما امينى در «استشهادى براى خدا» سراغ سوژه اى به شدت دراماتيك رفته هم از جهت بار داستانى هم از جهت امكانى كه به او براى پرداختن به قصه هاى فرعى و زبان سينما ايجاد كرده است. همكارى مشترك و موفق او با محسن طنابنده در امر نگارش، فيلمنامه را بدل به كارى پخته كرده كه مى تواند اجتماع كوچك روستا را به گونه اى ملموس خلق و پردازش كند. محيط كوچك روستا، آدم هاى محدود و. .. موقعيت خوبى براى مانور دادن نويسندگان بر جزئياتى را فراهم كرده كه مهمترين پيامد آن باورپذير كردن روابط آدم هاى آن است. روحانى روستا (محسن طنابنده) ، پسر جوان مأمور مخابرات (احمد مهرانفر) ، بهيار (سروناز مستوفى) ، مرد نيمه ديوانه و چند دورنما از اهالى روستا مجموعه شخصيت هايى هستند كه چيدمان روابط بين آنها به نظر كارى سهل و ممتنع مى آيد. فيلم با پتانسيل خوبى كه از موقعيت بازگشت به زادگاه مى گيرد، آغاز مى شود. فيلم با بازى ظريف ميان موقعيت مرد تازه وارد (جمشيد هاشمپور) به عنوان يك غريبه يا آشناى قديمى آغاز مى شود، ولى خيلى سريع در سكانس گورستان با جستجوى او به دنبال قبر مادرش، بخشى از هويت او افشا مى شود. به اين ترتيب در روندى تدريجى خط قصه گذشته مرد و داستان خاص او در لابلاى گفتگوى روحانى و پسر جوان و ارتباط با اهالى روستا، همچون قطعات پازل در كنار يكديگر قرار گرفته و تصوير او را تكميل مى كنند؛ تصوير مردى كه در آستانه مرگ براى حلاليت گرفتن از همسرش كه ۲۰ سال پيش او را ترك كرده، به زادگاه بازگشته است. نقطه قوت ديگر فيلم آن است كه بر مسير همين يك خط روايتى پيش نمى رود و از قصه فرعى ها استفاده كاربردى مى كند. به اين ترتيب وقتى اجتماع كوچك روستاى دورافتاده با همان چند كاراكتر نمونه وار ملموس و باورپذير مى شود، مى توان مسأله قهرمان فيلم را براى حلاليت گرفتن بدل به مسيرى پر فراز و نشيب و دراماتيك كند كه در واقع قضاوت زودهنگام او را در گذشته درباره زنش، پيش چشم او و مخاطب برجسته مى كند. به علاوه فيلم ضمن ايجاد رمز و راز حول و حوش سرنوشت زن كه به گفته عده اى در بالاى كوه به تنهايى زندگى مى كند، تعليق ظريفى را براى پايان حفظ مى كند كه مى تواند اميدهاى مرد براى حلاليت گرفتن از زن را كمرنگ كند. از بهترين كاركردهايى كه از حذف و نشان ندادن يك كاراكتر مى توان مثال زد در پايان فيلم رقم مى خورد. پايانى نمادين كه علاوه بر مفاهيم عميق درونى با نشان ندادن زن به عنوان يك چهره خاص، اهميت حضور او و قضاوت مرد را به چالش كشيده و سرانجامى تلخ وشاع رانه بر فيلم رقم بزند. فيلم در بخش ميانى در مبارزه مرگ و زندگى ميان انسان و طبيعت، دچار افت ريتم فاحش مى شود كه به روند پوياى فيلم ضربه مى زند. هر چند مى توان زحمت و سختى هاى فيلمبردارى در برف و سرما و كولاك را دليلى موجه براى كارگردان دانست كه از همه نماهاى گرفته شده استفاده كرده و فيلم را در اين بخش دچار كندى و رخوتى خاص كرده است. ولى واقعيت اين است كه اگر امينى مى توانست بر اين وجه احساسى غلبه كند و به پويايى فيلم بينديشد، با كوتاه كردن بخش هاى ميانى اين امكان به وجود مى آمد كه فيلم در عين ارزش هاى هنرى نهفته در آن، مخاطب خود را هم راضى نگه دارد و فرصتى براى بهتر ديده شدن فيلم «استشهادى براى خدا » فراهم شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بنكدار و عليمحمدى «آسمان سياه شب» را آماده نمايش كردند
|
|
|
فيلم مستند «آسمان سياه شب» به كارگردانى اميد بنكدار و كيوان عليمحمدى براى پخش از شبكه چهارم سيما آماده نمايش شد. عليمحمدى در اين باره به خبرنگار مهر گفت: «مراحل فنى اين مستند ۶۷ دقيقه اى با نام قبلى «سپيد» به تازگى به پايان رسيده، اما زمان پخش آن از تلويزيون هنوز مشخص نشده است.» «آسمان سياه شب» نخستين مستند ايرانى است كه به صورت تخصصى به بيمارى آلزايمر مى پردازد. فيلم در تهران و اصفهان تصويربردارى و براى گروه مستند شبكه چهار توليد شده است. «پرويندخت يزدانيان بازيگر نقش بيادماندنى «بى بى» در مجموعه تلويزيونى «قصه هاى مجيد» كه مبتلا به بيمارى آلزايمر است، پس از سال ها در «آسمان سياه شب» بازى كرده و گروهى از بازيگران سينما هم به عنوان راوى در فيلم حضور دارند. بخش ديگرى از اين فيلم روخوانى داستان كوتاه «آسمان سياه شب» نوشته جرمى كين با ترجمه مژده دقيقى است. ديگر عوامل اين مستند عبارتند از مسعود رايگان، سهيلا رضوى، وحيد جهان ميرى و باران كوثرى بازيگران، آتنه فقيه نصيرى، مهدى صفوى، فريده صابرى و فريده سپاه منصور راويان، ارد عطارپور تهيه كننده، شهنام صفاجو مدير توليد، محمد افسرى مدير تصويربردارى، سودابه خسروى طراح چهره پردازى، جاويد خوشدل صدابردار و بنكدار و عليمحمدى پژوهش و نگارش.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
تصويربردارى «افقى رو به بالا» آغاز شد
|
|
تصويربردارى فيلم تلويزيونى «افقى رو به بالا» به كارگردانى شهروز شكورزاده از ۲۲ بهمن ماه در تهران آغاز شد. اين فيلم كه فيلمنامه آن را آرش شكورزاده نوشته درباره سه برادر به نام هاى عوض، عيوض و كامبيز است كه در گيرودار پيدا كردن كار با اتفاقاتى طنز رو به رو مى شوند. اين فيلم نخستين ساخته بلند شكورزاده است كه پيش از اين سابقه تصويربردارى چند فيلم را بر عهده داشته است. در فيلم تلويزيونى «افقى رو به بالا» چنگيز وثوقى، نصرالله رادش، حسين رفيعى، جواد عزتى، داود منفرد، شهربانو موسوى، ارد عدلپرور، بهاره دهقان، سيدرادمان غروى و ميلاد اصلانى بازى مى كنند. غروى تهيه كننده فيلم است و ساير عوامل آن عبارتند از هوشنگ بنايى مدير تصويربردارى، محمدرضا مرتضايى صدابردار، حميد رفيع نژاد طراح صحنه و لباس و آرام تمدن طراح گريم.
|
|
|
«مه» آماده نمايش شد
|
|
سرويس سينمايى: فيلم تلويزيونى «مه» به كارگردانى اكبر منصورفلاح آماده پخش شد. اين فيلم به تهيه كنندگى اميرحسين شريفى و بازى على دهكردى، پرديس افكارى، سيدجواد هاشمى، غزاله نظر و. .. ساخته شده است. داستان «مه» درباره فردى به نام كمال است كه قصد دارد به حج عمره برود، اما هزينه آن را صرف درمان دخترى سرطانى مى كند. طرح اوليه فيلمنامه را على اصغر سعادتى نوشته و منصورفلاح آن را بازنويسى كرده و لوكيشن هاى آن در شمال، تهران و همدان بود. شهاب اكبرى نيز موسيقى متن فيلم تلويزيونى «مه» را ساخته و مهدى مهرنيا آن را تدوين كرده است.
|
|
|
معيريان «با من حرف بزن» را مى سازد
|
|
سرويس سينمايى: فيلم تلويزيونى «با من حرف بزن» به كارگردانى آرش معيريان اول اسفندماه مقابل دوربين مى رود. فيلم كه لادن طباطبايى نقش اصلى آن را بازى مى كند درباره زنى به نام فرشته است كه بعد از ۱۰ سال به ايران بازمى گردد، اما با تصادف خودرو خود درگير ماجراهايى متفاوت مى شود. «با من حرف بزن» به سفارش گروه ادب و هنر شبكه چهار سيما توسط اميرحسين شريفى تهيه مى شود.» اسماعيل آقاجانى مدير تصويربردارى، مهرى شيرازى طراح گريم، شكيل مظفر و داريوش بابايى دستياران اول و دوم كارگردان «با من حرف بزن» هستند. معيريان فيلم تلويزيونى «گامى در تاريكى» را به تهيه كنندگى شريفى آماده پخش از شبكه اول سيما دارد. فيلم داستان زنى است كه حافظه اش را از دست مى دهد و براى يافتن هويت واقعى خود مجبور مى شود با واقعيتى تلخ رو به رو شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|