نسخه
PDF
شماره ۵۵۳۷ - ۲۸ بهمن ۱۳۸۶ - ۹ صفر ۱۴۲۹ - ۱۷ فوريه ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
دنياى رايانه
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
پارادوكس قدرت در «كرملين»
083229.jpg
پيروزى حزب عدالت و توسعه در تركيه و حركت اين حزب بر مبناى تقويت توامان جايگاه و محبوبيت مردمى و تقويت ساختار حزبى و انسجام دادن به آن و همچنين در ادامه بهره گيرى رياست اين حزب (يعنى رجب طيب اردوغان) در ايفاى نقش محورى در ساختار سياسى تركيه و محور قرار گرفتن به جهت جلوگيرى از تضعيف جايگاه حزب در سطح جامعه اين كشور و افكار عمومى مردم تركيه، به منظور جلوگيرى از بروز انشعاب و يا انشقاق در مجموعه حزبى (در صورتى كه اردوغان خود راساً وارد عرصه رياست جمهورى در تركيه مى شد) باعث شد تا وى با درايت و برنامه ريزى حزبى و به منظور حفظ وضعيت حزب خود در صحنه سياسى تركيه، يكى از معتمدين وفاداران به خود يعنى عبدالله گل را به عنوان ايفاگر نقش رياست جمهورى وارد عرصه سياسى و راس هرم سياسى و قدرت در تركيه نموده و وى را كه از تبعيت پذيرى عميق و پخته تشكيلاتى و حزبى برخوردار است به عنوان مهره اصلى وارد كاخ رياست جمهورى تركيه معروف به «چانكايا» كند. و خود راساً سكاندارى امور اجرايى كشور و پست نخست وزيرى را در راس رياست حزب اش عهده دار شود.به گزارش ايراس ولاديمير پوتين، رئيس جمهورى روسيه نيز با الگو قرار دادن اين تجربه اجرايى موفق و با تقويت جايگاه حزب اش (يعنى حزب روسيه واحد يا همان حزب روسيه متحد) با يك برنامه ريزى كاملاً حساب شده و با وجود مطرح بودن گزينه هاى بسيار مطروحه در افكار عمومى مردم و سياستمداران در اين كشور، پيرامون آينده سياسى روسيه پس از اتمام دور دوم رياست جمهورى خود در روسيه، سعى دارد همان نسخه را جهت جامعه روسيه و ساختار سياسى آن طى برگزارى انتخابات رياست جمهورى آتى در اين كشور عملى و اجراء نمايد. در حقيقت پوتين با انتخاب «ديميترى مدودوف» به عنوان گزينه مورد نظر و مورد تاييدش در انتخابات آتى رياست جمهورى، طى حداقل ۴ سال آينده، با تقويت جايگاه حزب خود در عرصه سياسى روسيه و به ويژه بدست گيرى اكثريت ۶۵ درصدى در مجلس ملى اين كشور (معروف به دوما) با قرار گرفتن در راس امور اجرايى كشورش به صورت توامان هدايت گر امور سياسى روسيه نيز خواهد بود.
كلياتى پيرامون حزب روسيه واحد (متحد)
حزب روسيه واحد (متحد) حزبى ميانه رو و مهمترين حامى و در واقع نماينده اصلى حاكميت و دولت فعلى روسيه در مجلس دوماى اين كشور است. اين حزب در فروردين ماه ۱۳۸۰ (آوريل ۲۰۰۱) در نتيجه ادغام احزاب ميهن، مام روسيه و حزب اتحاد، شكل گرفت و هر چند حزبى تازه  تأسيس است، اما عمدتا به واسطه محبوبيت پوتين در انتخابات  فدرال و محلى سال هاى اخير به موفقيت هاى قابل ملاحظه اى دست يافته است. در انتخابات سال ۲۰۰۳ ميلادى (۱۳۸۲) دوما، اين حزب توانست با كسب ۳۷ درصد آراء ۲۲۲ كرسى را در اختيار بگيرد و پس از ائتلاف با برخى نمايندگان احزاب مردم، اتحاد نيروهاى راست و حتى يابلاكا و حدود ۶۸ نماينده مستقل، با كسب ۳۰۵ كرسى اكثريت قانونى اين مجلس را در اختيار گرفت به نحوى كه اين اكثريت به حزب روسيه واحد توان بازبينى قانون اساسى را نيز مى دهد. حزب روسيه واحد ۸۸ كرسى از ۱۷۸ كرسى شوراى فدراسيون را نيز در اختيار دارد و در انتخابات رياست جمهورى سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۴) با حمايت از پوتين در پيروزى او مؤثر بود. تعدادى از وزراى دولت پوتين، فرمانداران و مقامات مناطق و ساير مقامات ارشد دولتى در سراسر روسيه از اعضاى اين حزب هستند. در انتخابات چندى قبل دوماى روسيه، كه پنجمين دوره آن محسوب مى شد و به واسطه تغيير قانون، تمامى نمايندگان بر مبناى سيستم حزبى انتخاب مى شدند، اين حزب توانست با كسب حدود ۶۵ درصد آراء، ۳۱۶كرسى از ۴۵۰ كرسى موجود در دوما را كسب نمايد. كه خود اين امر موفقيت بسيار بزرگى در راه تثبيت موقعيت اين حزب در افكار عمومى مردم اين كشور محسوب مى شود. «بوريس گريزلف» رئيس فعلى حزب روسيه واحد و وزير پيشين كشور، از آبان ۱۳۸۱ (نوامبر ۲۰۰۲) تاكنون رئيس دوما است. اين حزب هم اكنون بيش از ۱۱۵۰۰۰۰ نفر عضو رسمى، ۲۶۰۰ دفتر محلى و ۱۹۸۵۶ دفتر موقت در سراسر روسيه دارد. البته در حال حاضر به جهت منع قانونى پوتين رياست حزب را در ظاهر نمى تواند عهده دار گردد، اما پس از برگزارى انتخابات، وى بدون هرگونه دغدغه اى اين مسئوليت را رسماً عهده دار خواهد شد. كما اينكه در جريان برگزارى انتخابات مجلس دوما نيز شاهد قرار گرفتن نام وى به عنوان سر ليست در صدر فهرست اسامى نامزدهاى اين حزب در انتخابات بوديم. در مجموع پوتين رابطه نزديكى با اعضاء اين حزب دارد و اين حزب نيز سازوكار مهمى در حكومت مدارى او محسوب مى شود. حزب روسيه واحد داراى دو جناح عمده: جناح تكنوكرات ها (ديوان سالارهاى اقتصادى) و طيف  بزرگ سن پترزبورگى ها (ديوان سالارهاى سياسى) است. هر چند پوتين به جناح سن پترزبورگى ها نزديك تر است، اما در عمل از منافع كل اين حزب حمايت مى كند. حمايتهاى سياسى و حزبى داخلى از مدودوف در روسيه احزاب و گروه هاى مختلف در روسيه فعاليت در اين خصوص را آغاز كرده و در همين رابطه ۴ حزب روسيه واحد(متحد)، كشاورزان، عدالت و نيروى مدنى، ديميترى مدودوف را به عنوان نامزد خود در انتخابات آتى رياست جمهورى معرفى كرده اند.اما باتوجه به روند موجود، مى توان بدون هيچ ترديدى، معرفى مدودوف را «پايان» رقابت هاى انتخاباتى ارزيابى كرد، و همچنين با نظر برخى از كارشناسان سياسى موافق بود كه با توجه به بسيج اكثريت دوما (روسيه متحد با ۳۱۶ و حزب عدالت با ۳۸ كرسى)، شخص پوتين و كليه مقامات دولتى در حمايت از نامزدى مدودوف، هيچ شكى در پيروزى قطعى او در انتخابات ۱۲ اسفند سال جارى (۱۳۸۶) وجود ندارد. انتخاب و معرفى مدودوف كه به ظاهر از سوى ۴ حزب گفته شده، ولى در واقع از سوى نخبگان كرملين و به طور ويژه پوتين انجام شد، براى بسيارى در داخل و خارج روسيه غيرمنتظره بود. بسيارى از تحليلگران، افزايش حجم گفتارها و رفتارهاى ضدغربى ماه هاى اخير مقامات دولتى و به  ويژه پوتين- كه در برخى موارد در تضاد آشكار با اصول عمل گرايى سياست خارجى او بود- را به  عنوان نشانه اى از تلاش نخبگان كرملين براى امنيتى كردن فضاى رقابت هاى انتخاباتى مى دانستند تا از اين طريق با تحريك احساسات همچنان ضدآمريكايى بسيارى از مردم بتوانند آراى آنها را به سوى فردى امنيتى از طيف «سيلاويك »هاى كرملين و به طور ويژه سرگئى ايوانف سوق دهند. اما پوتين با انتخاب و حمايت ويژه از نامزدى مدودوف، نشان داد همچنان تحقق آرمان «روسيه بزرگ» را در گرو سياست خارجى عمل گرا و توجه به هنجارمندى و عدم مقابله جويى به عنوان دو شاخص مهم اين رويكرد مى داند.صرف نظر از گمانه زنى هاى بسيارى كه در محافل مختلف در خصوص سياست هاى پشت پرده «سيلاويك »هاى كرملين در انتخاب مدودوف (كه فردى جوان نسبت به سايرين است)، براى حفظ قدرت و استمرار نفوذ خود از طريق او بر روند  آتى در جريان است، و تا حدودى نيز خالى از واقعيت نيست. نتيجه اينكه:
۱- اگر از عمل گرايى و هنجارمندى سياست خارجى روسيه، مسامحه و مصالحه در برابر برخى زياده طلبى هاى آمريكا برداشت نشود، در آن صورت در يك ارزيابى كلان، سياست خارجى اين كشور در دوره پوتين- به  رغم برخى استثنائات - عمل گرا و هنجارمند بوده است.
۲- پوتين تسريع فرايند نو سازى روسيه به منظور جبران پسرفت هاى آن (در دوران فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و به ويژه در دوران زمامدارى بوريس يلتسين) از جايگاه بايسته خود در نظام بين الملل را هدف بلندمدت اين كشور مى داند و در اين راستا بر همكارى، عدم تقابل و تعامل مثبت با جامعه جهانى به عنوان پيش شرط هاى اساسى تحقق آن تاكيد مى كند. ضمن اينكه وى به جهت تداوم و حفظ محبوبيت خود در بين مردم روسيه و بالاتر بردن جايگاه روسيه در نظام بين الملل، در برخى از مسايل بين المللى و در تقابل با يكه تازيهاى آمريكاييها و غربيها در برخى از نقاط جهان، به ويژه در يكسال و اندى اخير اقداماتى را انجام داده است.
۳- اين گونه انتخاب ها (انتخاب مدودوف) از سوى پوتين بى سابقه نيست. به عقيده بسيارى كارشناسان، يكى از مهم ترين علل به حاشيه رفتن ايگور ايوانف در دولت پوتين، ذهنيت هاى سنتى و غليظ جنگ سردى او بود.
پوتين در اشاره به ناكارآمدى اين گونه ديدگاه ها در شرايط جديد و با اشاره به اينكه، ديپلمات هاى روسيه هنوز به تحولات جديد جهانى از جمله بازار آزاد و تغيير ماهيت تهديدهاى دوره جنگ سرد اعتقاد پيدا نكرده  اند و بهتر است از ديپلمات هاى جوان تر كه با جهان جديد آشنايى بهترى دارند، استفاده شود، اسفند ۱۳۸۲ لاوروف را جايگزين ايوانف كرده بود.
۴- حمايت پوتين از مدودوف به عنوان يك مدير اقتصادى، ناشى از تاكيد او بر ضرورت تقويت قدرت «نرم» روسيه در عرصه بين الملل به ويژه در حوزه اقتصادى نيزهست. به اعتقاد او، تمركز بر اقتصاد، واكنشى مناسب به تحولات جهانى شدن و اولويت قدرت اقتصادى در شرايط فعلى نظام بين الملل است. از منظر او، اگر كشورى مايل به ايفاى نقش برتر در جهان معاصر است بايد قادر به عملكرد مؤثر در سيستمى باشد كه وجه غالب آن روابط و قدرت اقتصادى است. در اين سيستم، قدرت اقتصادى موثرترين سازوكار ارتقاى جايگاه روسيه در عرصه بين الملل و تحقق اهداف سياست خارجى آن است.
۵- در واقع بند ۴ فوق الذكر موضوعى است كه حزب فعلى حاكم در تركيه نيز در بعد كلان قضيه بدان اعتقاد دارد و بر مبناى آن در حال پيشبرد سياستهاى خود در عرصه داخلى و خارجى تركيه است، الگويى كه داراى تشابهاتى با سيستم سياسى حاكم در روسيه بوده است. ضمن اينكه پوتين نيز آينده سياسى خود و حاكم سياسى در كرملين را طبق مشى جارى در چانكايا، رقم خواهد زد.
تركيه و آزادسازى بازرگانى خارجى
083232.jpg
مصوبه دولت تركيه در آزادسازى كامل ورود و خروج ارز صادراتى و لغو همه مقررات محدودكننده در اين مورد، گام ديگرى در آزادسازى بازرگانى خارجى و ايجاد انقلاب و تحرك در اين بخش مهم اقتصاد تركيه ارزيابى شده است.
بر اساس مصوبه هيأت دولت آنكارا كه با انتشار در روزنامه رسمى تركيه، قابليت اجرايى يافته است، براى تسهيل در صادرات تركيه، مقررات ضرورت باز گرداندن ارز حاصل از صادرات در ظرف ۱۸۰روز بعد از تحقق صادرات، لغو شده و هر نوع دخل و تصرف دولت در درآمدهاى ارزى حاصل از صادرات منع شده است. به گزارش ايرنا در مقررات قبلى، صادركنندگان به بازگرداندن ارز حاصل از صادرات ظرف ۱۸۰روز بعد از رسيدن محموله هاى صادراتى به مقصد متعهد بودند. بر اساس اين مقررات، اگر درآمد حاصل از صادرات به صورت ارز بود، اين ارز بايد به بانك ها فروخته مى شد و اگر درآمد حاصل به صورت ليرترك بود، صادركننده ملزم بود سندى حاكى از باز گرداندن وجه حاصل از صادرات به مقامات ذيربط در تركيه ارائه دهد. مصوبه دولت آنكارا با اصلاحاتى در قانون حمايت از ارزش واحد پول ملى تركيه تحقق يافت كه محافل صادراتى تركيه اين اقدام را انقلابى در بازرگانى خارجى تركيه ارزيابى كردند. به گفته نهادهاى مدنى فعال در بخش اقتصادى تركيه، لغو مقررات ضرورت باز گرداندن درآمدهاى ارزى حاصل از صادرات به كشور، ضمن كاستن از مقررات دست و پاگير ادارى، حجم كار صادركنندگان را به مقدار زيادى كاهش خواهد داد. «سردار قوچ» رئسيس انجمن بازرگانى خارجى تركيه (ترك تريد)، گفت: «اين تصميم هيچ گونه تاثير منفى در جريان ورود ارز به تركيه ايجاد نكرده و موازنه ارزى در كشور را بر هم نخواهد زد. ولى كمك شايان توجهى به سهولت صادرات خواهد كرد.» «تورگاى اونلو» رئيس اتحاديه صادركنندگان آناتولى مركزى نيز گفت: «با لغو مقررات ضرورت باز گرداندن ارز حاصل از صادرات به تركيه، صادركنندگان آسودگى خاطر يافتند.
زيرا در گذشته وقتى ارز در موعد مقرر به تركيه آورده نمى شد، صادركننده بنا به هر دليلى كه نمى توانست به موقع پول خود را از خريدار در خارج دريافت كند، مشمول پنج در صد جريمه نقدى در تركيه مى شد.» وى افزود: «افزون بر اين مشكل، بر اساس قانون ارزى تحت تعقيب قرار گرفته و كارش به دادگاه ها مى كشيد. بنابراين لغو اين مقررات علاوه بر تسهيل در امر صادرات، از بار كارى دادگاه ها نيز خواهد كاست.» «اوغوز ساتيجى» رئيس مجمع صادركنندگان تركيه (تيم) هم گفت: «لغو مقررات باز گرداندن اجبارى ارز صادراتى به كشور و تسعير آن در بانك ها، يكى از مطالبات جدى بخش صادرات از دولت بود كه بالاخره عملى شد.» او اضافه كرد: «مقررات قبلى براى دوره خاصى از بازرگانى خارجى تركيه تدوين شده بود كه با ساختار فعلى در صادرات تركيه تناقض جدى داشت و اصولا هم هيچ كمكى به اندوخته هاى ارزى كشور نداشت.» دولت تركيه در سال ۱۹۹۶ميلادى براى تسهيل در صادرات، آن دسته از معاملات صادراتى را كه زير ۵۰هزار دلار بود، مشمول مقررات باز گرداندن ارز به تركيه كرد. اين رقم در سال ۲۰۰۵به ۱۰۰هزار دلار افزايش داده شد. ساتيجى گفت: «صادركنندگان براى دور زدن آن مقررات، اظهار نامه هاى صادراتى را زير ۱۰۰هزار دلار تنظيم مى كردند كه شمار آنها ۵۰در صد كل اظهار نامه هاى صادراتى تركيه را تشكيل مى داد.» بررسى مصوبه هيأت دولت تركيه نشان مى دهد اصلاحات در قانون حمايت از ارزش ليرترك، صرفاً شامل لغو مقررات الزام باز گرداندن ارز حاصل از صادرات به اين كشور نيست. پيشتر در انتقال ارزهاى بيش از ۵۰هزار دلار به خارج، اين الزام وجود داشت كه انتقال دهنده اسعار، موضوع را بطور رسمى به محلى كه خزانه دارى تركيه تعيين مى كرد، اطلاع مى داد. در مصوبه اخير هيأت دولت تركيه اين مقررات نيز لغو شد و از اين پس هر مقدار ارز به راحتى قابل انتقال به خارج خواهد بود. در همين حال پروفسور «گونگور اوراس» اقتصاد دان و نويسنده روزنامه اقتصادى دنيا معتقد است اين اقدام، امر خطير كنترل «پول شويى» را در تركيه دشوار خواهد كرد.