|
|
|
|
|
نظرى بر تاريخچه كوزه گرى و سفالينه سازى در ايران
|
|
غلامرضا كافى:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نظرى بر تاريخچه كوزه گرى و سفالينه سازى در ايران
آب،خاك،سفال
|
|
|
آيينه هنر: كوزه گرى هنرى بود كه خيلى زود قدم به عرصه عالم گذارد. در مغرب ايران، در تپه گوران لرستان، كاسه ها با ديواره ضخيم و با همان خاك كوزه گرى زبر و خاكسترى رنگ به كار رفته در تنديسكها، پيش از ميانه هزاره هفتم ق م ساخته شد.سفالينه هاى كوره نديده (پخته نشده) كه مى بايست در واقع پيشقدم سفالينه كوره ديده بوده باشند، به خاصيت اندك پختگى شان در آتشى كم حرارت (خامپخت شدن) نسبتاً سالم برجاى مانده اند و در گنج دره تپه (گنچ تپه، همدان) در درون لايه اى متعلق به زمانى محتملاً پيش از ۸۰۰۰ سال ق م مكشوف شده اند.در اواخر عصر مس و سنگ، سفالگرى به صورت هنرى تكامل يافته و ممتاز درآمد و حاصل آن سفالينه هايى بود محكم، حرارت ديده به طور كامل بر روى سنگريزه يا ماسه و به رنگهاى زمينه خامه اى، نخودى و صورتى، با نقوش پرتفضيل به رنگهاى سرخ، قهوه اى تيره و سياه. در ممتازترين نوع اين تزئينات، شكلهاى جانورى نقش پرداخته با نگاره هاى هندسى تركيب يافته و به طرزى درون بخشبندى ها و حاشيه هاى سطح سفالينه جايگزين مى شدند كه چنانكه بايد ايجاد تعادل كرده و هيأت سفالينه را مؤكد و منسجم مى ساختند.وفور پاره سفالينه ها با نقش و جنس اعلا كه ممكن است در هر يك از قرارگاه هاى كوچك عصر مس و سنگ مكشوف گردد بايد با چشم ديده شود تا به باور آيد. در كاوشگاههاى بزرگى چون تپه سيلك (كاشان) يا تپه حصار (دامغان) كه مساحت چندين جريب را فرا مى گيرد، حجم آن واقعاً ابعاد شگفت انگيز رؤيايى باستانشناختى مى يابد.بخوبى آشكار است كه انواع كاسه و كوزه و سبوى مرغوب در محقرترين مساكن و زمانى بعدتر اشياء نفيس همچون ظروف فلزى و سلاحهاى زينتكارى شده به طور مشخص در تصاحب دولتمندان، وجود داشته است. در پايگاه تجارى و اطلاع رسانى صنايع دستى آمده است: مراكز منطقه اى، هر يك با شيوه متمايز خود، متعدد بوده اند، ليكن عاليترين سفالينه ها از شوش به دست آمده كه مى بايست در همان ربع دوم هزاره چهارم مركز بزرگ سياسى و تجارى بوده باشد.در نقاط غربى ايران، عصر مس و سنگ تا ۳۰۰۰ ق م يا ديرتر دوام مى يابد. در سيلك واقع در وادى كاشان شكلهاى جانورى بيشتر توپر و طبيعى نما مى شوند. در جلگه مرودشت نقش روى ظروف سفالين بيشتر توهمى اند.در سفالينه هاى تپه حصار شكل پلنگ (نامى كه عموماً به سگهاى شكارى آن محل داده مى شود) به صورت اختلاط مغشوشى از لكه ها و نوارها درآمده است. پس از اوج كمال در سفالينه هاى شوش، سنت سفالگرى منقوش در خوزستان رو به افول گذارد و جاى خود را به توليد انبوه سفالينه با چرخ كوزه گرى داد.چنين مى نمايد كه آن زمان پيشه وران به كار صناعات نوظهورى چون فلزگرى، سنگتراشى و مهركنى كه اعتبار كلى يافته بودند، مى پرداختند. در ربع دوم هزاره سوم دوره احيايى زودگذرى پديدار گشت كه طى آن سبوهاى بزرگ هفت رنگ توليد مى شد كه بايد گفت با سفالينه هاى ساخته شده همان زمان در سلسله پادشاهى اول بين النهرين مرتبط بوده اند.جز آنچه گذشت كوزه گرى منقوش توليد شده به مقدار كلان با چرخ سفالگرى، اما فاقد آن الهامات و ابتكارات هنرمندانه كه در سفالينه هاى عصر مس و سنگ مشهود است، در اغلب نقاط نواحى آن ناحيه طى هزاره هاى سوم و دوم ق م مستمراً به حيات خود ادامه داد. همان زمان رو به سوى شمال شرق ايران در تپه حصار دامغان و مراكزى در جلگه گرگان چون تورنگ تپه و ياريم تپه، شيوه اى نوين تكوين يافت؛ اما اينكه آيا به طور خودزا در محل بود يا نتيجه تهاجم هايى از نقاط ديگر، هنوز مورد اختلاف نظر است.شيوه هاى نقش اندازى روى سفالينه متدرجاً جاى خود را به نوعى سفالينه خاكسترى و نازك با بافتى فشرده داد كه در پايان هزاره سوم يا آغاز هزاره دوم ق م به صورت گونه اى از تكامل يافته ترين سفالينه ساخته شده در هر زمان و مكان درآمد. اين گونه از سفالينه كه به نازكى نان بستنى و با نگاره هاى متنوعى از شكلهاى راستگوشه موزون و ظاهراً الهام گرفته از نمونه هاى فلزى رايج ساخته مى شد، داراى سطحى كاملاً صيقل خورده و مزين به نگاره هاى درهم تابيده جلادار بود.سفالينه ساده به رنگهاى قرمز و خاكسترى و نخودى نيز معرف سفالگرى كوچ كنندگان ايرانى به داخل اين سرزمين هستند كه نيز مسير پيشروى آنان به سوى غرب را معين مى سازند. در حسنلو، يا تپه شهر بزرگى واقع بر كناره جنوبى درياچه اروميه، سفالينه هاى ياد شده جانشين سفالينه هاى رنگى محلى گرديدند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
غلامرضا كافى:
نقد صحيح به تدوين صحيح آموخته ها كمك مى كند
|
|
|
نقد صحيح سبب عيارسنجى و پيشرفت جامعه مى شود و به تدوين صحيح آموخته ها كمك مى كند. غلامرضا كافى؛ مدرس دانشگاه؛ به شبستان گفت: «در اينكه ما به يك نقد قوى و منسجم در جامعه نياز داريم هيچ شكى وجود ندارد زيرا نقد صحيح سبب عيارسنجى و پيشرفت جامعه مى شود و به تدوين صحيح آموخته ها كمك مى كند و موجب مى شود كه نسل هاى بعدى بهره ورى و بهره مندى بيشترى از آثار داشته باشند.» وى افزود: «ساخت و بافت جامعه ما به گونه اى نبوده كه به سرعت با يك مكتب رايج شده ادبى پيوند برقرار كند. اما آنچه مسلم است اينكه نقد بايد با ميزان پرداخت و پيشرفت جوامع مطابق باشد، اما ويژگى هاى جامعه ما به گونه اى است كه نمى توانيم از نظر زمانى خود را با مناسبات نقد در جوامع غربى تطبيق دهيم اما از لحاظ علمى در اين زمينه تطابق بهترى ايجاد شده است.» كافى ادامه داد: «از بعد اجتماعى، فرهنگى و هنرى نبايد اين گونه تصور شود كه همه آنچه كه مطرح مى شود پاسخگوى جامعه ما نيز هست بلكه بايد توجه شود كه كدام يك از اين نظريات مى تواند در جامعه ما كاربرد داشته باشد و پاسخگوى نيازهاى جامعه باشد. » اين نويسنده تصريح كرد: «در حال حاضر در حوزه نقد ادبى شايع ترين نوع نقد، نقد هرمنوتيك است كه اساس آن بر مبناى تفكر روانشناسان نقد ادبى و كسانى چون «يونگ» باز مى گردد كه الزاما اين نوع تفكرات در سرزمين ما نيست و اين وظيفه پژوهشگران ادبى است كه با شناخت دقيق جامعه ما همين برداشت ها را از آثار خودمان داشته باشند.» اين مدرس ادبيات عنوان كرد: «وظيفه دانشگاه ها و پژوهشگران اين حوزه است كه با يك ريشه يابى دقيق در حوزه فرهنگى ريشه بسيارى از اين مسايل را در فرهنگ خودى جستجو كنند.» وى در پايان اظهار كرد: «عاطفى بودن مردم جامعه و همچنين ملاحظات رفتارى كه افراد نسبت به يكديگر دارند، سبب شده است كه فرهنگ نقد در جامعه پيشرفت چندانى نداشته باشد كه بايد سعى كنيم فرهنگ نقد پذيرى را در جامعه درونى كنيم.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
كارگاه مفهوم و كاربرد رنگ در نقاشى و مواد مجسمه سازى
آيينه هنر: كارگاه هاى تخصصى هنر با كارگاه مفهوم، كاربرد و ارتقاء رنگ در نقاشى و مواد مجسمه سازى طى دو روز برگزار مى شود. به گزارش روابط عمومى موسسه فرهنگى هنرى صبا وابسته به فرهنگستان هنر، اين مجموعه اولين كارگاه تخصصى هنر را براى هنرمندان و دانشجويان هنر با عنوان مفهوم، كاربرد، فضاسازى وارتقاء رنگ در نقاشى و مواد مجسمه سازى برگزار مى كند. اين كارگاه ها طى دو روز (۵ و۶ اسفند ماه )، از ساعت ۱۰صبح لغايت ،۱۸ توسط فرهاد ابراهيمى مدرس هنرهاى تجسمى با هدف آشنايى علاقمندان مباحث تخصصى در زمينه نشانه شناسى، مفهوم، فضاسازى و سطوح فرم و ابعاد بصرى رنگ در نقاشى و مواد مجسمه سازى برگزار مى شود. موسسه صبا از اين پس در كنار نشست هاى تخصصى وكلاس هاى آموزش هنر، كارگاه هاى هنرى خود را نيز براى علاقمندان برگزار مى كند. شركت براى كليه علاقمندان آزاد است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
برنامه تئاترى اميررضا دلاورى در سال ۸۷
|
|
|
اميررضا دلاورى گفت: «با يارى خدا در سال ۸۷ احتمالا در نمايش اين كدوم پنجشنبه است به كارگردانى حميدرضا آذرنگ، ماچيسمو به كارگردانى محمد يعقوبى و در نمايش حسين كيانى كه براى سال ۸۷ در نظر دارد ايفاى نقش خواهم داشت. » اميررضا دلاورى بازيگر باسابقه تئاتر و تلويزيون با اعلام اين خبر به سايت ايران تئاتر گفت: «در بيست و ششمين جشنواره بين المللى تئاتر فجر در نمايش ماچيسمو به كارگردانى محمد يعقوبى ايفاى نقش داشتم كه احتمالا نيمه نخست سال ۸۷ نيز اجراى عمومى خواهد داشت.» وى با اشاره به همكارى اش با حميدرضا آذرنگ در نمايش «اين كدوم پنجشنبه است» كه سال ۸۴ در تالار سايه مجموعه تئاترشهر اجرا شد گفت: «نمايش «اين كدوم پنجشنبه است» علاوه بر حضور در جشنواره تئاتر فجر اجراى عمومى نيز داشت و مورد استقبال عموم نيز قرار گرفت، آذرنگ نيز قصد دارد سال آينده آن را اجرا كند، اما اين كه اين اجرا در مجموعه تئاترشهر خواهد بود يا سالن ديگرى اطلاع دقيقى ندارم. همچنين با توجه به همكارى كه پيش از اين با حسين كيانى داشته ام، طى صحبتى با ايشان، چنانچه سال ۸۷ موقعيت اجراى نمايش داشته باشد با او نيز همكارى خواهم داشت. »
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
برگزارى مراسم اهداى جايزه ادبى واو
انجمن مطالعاتى آثار داستانى متفاوت موسوم به «واو» پس از رايزنى هاى فراوان مكانى را براى برگزارى مراسم اهداى جايزه پيدا كرد. به گزارش مهر، اين انجمن تا سال گذشته مراسم خود را در اولين پنجشنبه بهمن ماه و در خانه هنرمندان ايران برگزار مى كرد كه امسال به دليل تغيير مديريت خانه هنرمندان فرصت برگزارى مراسم در اين مكان از انجمن «واو» گرفته شد. اين مراسم با يك ماه تأخير روز شنبه چهارم اسفند در سالن آمفى تئاتر خانه شهرياران جوان واقع در خيابان كريم خان زند، خيابان نجات الهى(ويلا)، نبش خيابان ورشو ساعت ۱۷ تا ۱۹ برگزار مى شود. اين انجمن پس از شناسايى و معرفى ۱۳ اثر متفاوت سال ۱۳۸۵ از ميان ۳۴ رمان و داستان بلند، شش اثر را براى راه يافتن به مرحله ماقبل نهايى انتخاب كرده است. اين آثار به ترتيب حروف الفبا عبارت اند از: «اندوه جنوبى» نوشته محمد ايوبى، «ديلماج» از حميدرضا شاه آبادى، «سالمرگى» به قلم اصغر الهى، «عقرب روى پله هاى راه آهن انديمشك» نوشته حسين مرتضائيان آبكنار، «فرشته ها بوى پرتقال مى دهند» به قلم حسن بنى عامرى و «ميم» نوشته عليمراد فدايى نيا.
|
|
|
|
|
|
|
|