نسخه
PDF
شماره ۵۵۵۱ - ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ - ۲۶ صفر ۱۴۲۹ - ۵ مارس ۲۰۰۸ 
گردشگرى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
به عنوان نخستين انيميشن جهان؛
نوروز، آيينى به قدمت تاريخ ايران
084990.jpg
نوروز، بزرگترين جشن ملى ايرانيان درنخستين روز از نخستين ماه فروردين سال شمسى (آنگاه كه روز و شب برابر گردد) است. «نوروز» و «مهرگان» دو جشن بزرگ نزد آرياييان بود و در عهد ساسانيان، نوروز يعنى روز اول سال ايرانى و نخستين روز از فروردين ماه. محمد معين در فرهنگ فارسى خود نوشته است: «آثار و قراينى كه دردست است، مى رساند پس از اسلام همواره جشن نوروز برپا مى شده ومراسم آن با تصرفات وتغييراتى از عهدى به عهد ديگر منتقل مى گرديده است، تا عصر حاضر كه آن بزرگترين جشن ملى ايرانيان محسوب مى شود.» دراين كتاب به نوروزعامه و خاصه اشاره شده است: در نوروز عامه، پنج روز اول ماه فروردين، شاهان حقهاى حشم و لشكر را مى گزاردند و حاجت آنان روا مى كردند و نوروز خاصه، جشنى بوده كه از ششم فروردين به بعد برپا مى داشتند. در اين ايام شاهان زندانيان را آزاد و مجرمان را عفو مى كردند و به شادى مى پرداختند. ايرانيان باستان از چند روز پيش از فرارسيدن بهار و آغاز سال نو به استقبال نوروز مى رفتند و با برپايى مراسم گوناگون، آيين نوروز را هرچه باشكوه تر برگزار مى كردند. اين رسم ديرين كه همچنان ادامه دارد در گوشه وكنار سرزمين پهناور ايران در ميان اقوام مختلف به اشكال گوناگون برگزار مى شود. درمورد خاستگاه نوروز نظرات فراوانى وجود دارد، گروهى آن را به روزگار «جمشيد جم» پادشاه كيانى و گروهى به دوره هاى پيش از اين منسوب مى دانند. «ابوريحان بيرونى» دركتاب«التفهيم» پرواز جمشيد به آسمان را آغاز جشن نوروز دانسته و چنين نوشته است: «چون جمشيد براى خود گردونه بساخت دراين روزسوار شد، ديوها گردونه را به هوا بردند، مردم از ديدن اين امر در شگفت شدند و اين روز را جشن گرفتند. » ابوريحان بيرونى دركتاب «آثارالباقيه» مدت برگزارى جشن نوروزپس ازجمشيد را يك ماه دانسته و ادامه داده است: «چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهاى ماه را عيد گرفتند و آنرا شش بخش نمودند وپنج روز نخست را به پادشاهان، پنج روز دوم را به اشراف، پنج روزسوم را به خادمان و كاركنان پادشاهى، پنچ روز چهارم را به نديمان و درباريان، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنج روز ششم را به بزرگان اختصاص دادند. » از جشن هاى متعددى كه در ايران باستان مرسوم بوده، هيچ يك به طول و تفسير نوروز نيست. نوروز جشنى است كه يك جشن كوچكتر (چهارشنبه سورى) با برافروختن آتش به «پيشواز» آن مى آيد و جشنى ديگر(سيزده بدر) باسپردن سبزه سفره هفت سين به آب روان، آن را «بدرقه» مى كند. با اين جشن از ديرباز تاكنون، مراسم وآيين هايى توأم بوده كه برخى از آنهاشامل خانه تكانى، سفره هفت سين، چهارشنبه سورى، كاشتن سبزه، زيارت اهل قبور درپنجشنبه آخرسال و كمك به فقرا همچنان دربين ايرانيان متداول است. آب پاشى و آب بازى، فالگوش نشينى، قاشق زنى وبخت گشايى، كوزه شكنى وفال كوزه وباطل كردن سحروجادو، پختن آش چهارشنبه سورى برخى از آيين هاى ويژه آخرين چهارشنبه سال است كه هركدام ازآنها نشانه هايى از سنت هاى ريشه دار ايرانيان است. در شب چهارشنبه سورى، در روزگاران قديم تا به امروز با تاريك شدن هوا پير و جوان در كوى و برزن گرد هم آمده و در سه مكان به فاصله اندك آتش مى افروختند. در اين هنگام هر كس نيت مى كرد و سه با ازروى آتش هاى سه گانه مى پريد و مى گفت «زردى من از تو، سرخى تو از من». نيت ها عمدتا دوركردن ضعف ناشى از بيمارى، غم و محنت از خود و خانواده و طلب سلامتى و شادى براى خويشان بود. «سيزده بدر» نيز از جشنهاى مربوط به نوروز است كه مردم اين روز را در دامان طبيعت و همراه با خويشان و دوستان خود سپرى مى كنند. سيزدهمين روز فروردين ماه و آخرين روز از نوروز، سيزده بدر موسوم به «روزطبيعت» است. در ايران باستان عدد ۱۳نحس و بدشگون شمرده مى شد و به همين دليل مردم به دامان طبيعت پناه مى بردند. «هفت سين» سفره اى است كه ايرانيان هنگام نوروزمى آرايند، اين هفت قلم سين مى تواند هرچيزى با آواى آغازين «سين» باشد (نمادى از سپنتا). «سبزه، سنبل، سير، سماق، سركه، سيب و سكه» هفت قلم سين است كه آينه، آب وكتاب مقدس در كنار آن، ديگر اجزاى سفره هفت سين عيد نوروزراشامل مى شود. سفره هفت سينى كه امروزه بيشتر مرسوم است شامل سبزه، سنجد، سير، سماق، سركه، سمنو، سيب و سپند مى باشد. اين سفره دردوران باستان هفت شين (شهد، شكر، شيرينى، شراب، شب بو، شالين و شبدر) بوده است كه درپى ممنوعيت شراب درايران درقرن سوم هجرى، هفت سين جاى آن را گرفت. سبزه نمادى از بركت و شگون است و كشت سبزه عيدازمراسمى است كه ازديرباز بوده و هم اكنون نيز در ميان ايرانيان رواج دارد. ايرانيان دراسفند و قبل از نوروز در ظرفهاى كوچك گندم، جو، عدس و امثال اينها را سبز كرده و سرسفره هفت سين مى گذارند و تا روز سيزده بدر از آن نگاهدارى مى كنند. جشن نوروز درحقيقت جشن شكرگزارى آدميان به پروردگار تواناست و توجه به آيين ها و مراسم نوروزايرانى نه تنها به معناى نفى ارزشهاى معنوى جامعه نيست بلكه احترام به سنتها و فرهنگ بومى ايرانى است. «خانه تكانى» از ديگر آيين هاى كهن نوروز است. دراين آيين همه وسايل خانه گردگيرى و شست و شو و بسيارى از لوازم سنگين مانند فرش و كمد تميز و جابجا مى شود. اين آيين در سراسر ايران معمول بوده و بانوان ايرانى در روزهاى پايانى سال و تاپيش از فرارسيدن چهارشنبه آخر سال به خانه تكانى مى پردازند.
سيرجان، يكى از پايگاه هاى معتبر گردشگرى
085002.jpg
رييس سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كرمان مى گويد سيرجان شهرى ريشه دار در تاريخ است كه روزگارى پرچم مركزيت اين استان در آن در اهتزاز بوده است. على كارنما به ايرنا گفت: طرحهاى در دست اقدام براى بازسازى و حفظ و نگهدارى آثار كهن و فراهم ساختن امكانات رفاهى براى ايرانگردان و جهانگردان و قرار گرفتن اين شهرستان در مسير راه بندرعباس ،كرمان ،يزد و شيراز از اهميت اين خطه حكايت دارد. وى گفت: سازمان ميراث فرهنگى تلاش دارد سيرجان را به عنوان يكى از پايگاههاى معتبر گردشگرى مطرح نمايد. يك محقق و پژوهشگر كرمانى هم معتقد است سيرجان از جاذبه هاى گردشگرى بسيارى برخوردار است. محمدعلى گلابزاده در كتاب «سيرجان خطه گهرنشان» معروف ترين آثار تاريخى و جاذبه هاى گردشگرى سيرجان را قلعه سنگ، منبرسنگى، قلعه ها و برجهاى قديمى، شاه فيروز، مير زبير، كاروانسراها و خانه هاى قديمى، بازارها، مساجد، چشمه ها، يخدانها، بادگير چپقى و باغ سنگى معرفى مى كند. بناى قلعه سنگ بر روى كوه سفيد آهكى در وسط جلگه سيرجان با ارتفاع حدود ۲۰۰متر از سطح جلگه واقع شده و محيط آن چهار هزار متر است. در قسمت جنوبى اين قلعه، خانه هاى اعيان و اشراف قرار داشته است. اين قلعه نظامى بوده و زندانيان در آن نگهدارى مى شدند. منبر سنگى هم در قسمت شمال قلعه سنگ مسجدى واقع بوده و منبرى از سنگ در آن قرار داشته كه در نوع خود بى نظير است. از روى اثرى كه در سطح جنوبى اين منبر با خط نسخ نوشته شده و اكنون نيز قابل خواندن است معلوم مى شود كه مسجد در زمان سلطان احمد مظفرى در سال ۷۸۹هجرى قمرى بنا شده است. قلعه قديمى محمودآبادسيد، برج و كاروانسراى صفوى سعادت آباد، برج چهارپهلو، قلعه درويش زيدآباد و قلعه هاى على آباد و يحيى آباد از ديگر آثار تاريخى سيرجان به شمار مى روند. شاه فيروز هم اثر ارزشمند تاريخى است كه در ۱۲كيلومترى جنوب شرقى سيرجان قرار دارد و از بناهاى چهارطاقى با ۸ستون و سقف گنبدى است. اين بنا بر بالاى تپه اى در كنار جاده سيرجان - بافت و در سه كيلومترى قلعه سنگ واقع شده است. چهار ستون اين بنا خراب شده و فروريخته اما قسمتى از گنبد آن هنوز بر روى چهار ستون مستحكم ديگر باقى مانده است. بناى مير زبير از ديگر بناهاى تاريخى سيرجان بر فراز تپه اى در كنار قنات شريف آباد قهستان بنا شده است. از جمله قسمتهاى بسيار زيبا و ديدنى اين مجموعه گچ ،بريهاى اطراف محراب است كه بگونه اى استادانه آياتى از قرآن كريم را نشان مى دهد. كاروانسراهاى آقاابراهيم در قسمت جنوبى بازار آقاابراهيم و سعادت آباد، با ۱۵۰سال قدمت از ديگر آثار تاريخى شهرستان سيرجان هستند. بازار اصلى سيرجان به جا مانده از ۱۵۰سال قبل با سقفهاى گنبدى و نماى زيباى قديمى از ديگر جلوه هاى شهر سيرجان به شمار مى رود. بازار كهنه كه بيشتر محل فروش خشكبار است، بازار نو عرضه كننده پارچه و منسوجات، بازار عباس دارابى، بازار رحيمى، بازار مسگرها، بازار كلاه مالها، بازار علافها، تيمچه صدر و بازار آقاابراهيم از ديگر بازارهاى قديمى و معروف سيرجان هستند. مساجد حاج غلامحسين خان، جامع، صفرى، قطبى، امام حسن و خانه حاج رشيد، عمارت صدرزاده، خانه شريف، منزل خواجه كريم الدين و عمارت سعيدنيا را مى توان به عنوان بناهاى تاريخى و ديدنى سيرجان به شمار آورد. بادگير چپقى هم از آثار منحصر به فرد معمارى در ايران است كه در باقيمانده خانه سيد على اصغر رضوى قرار گرفته است. سازنده اين بنا حاج سيد محمد شجاعى است كه آن را در زمان پهلوى اول از روى دودكش كشتى ها ساخته و تلفيقى از معمارى و صنعت است. بادگير چپقى با شبكه هاى هندسى و منظمى كه در زير آن قرار گرفته بر روى فضاى مستطيل شكل شمال شرقى خانه واقع شده است، بادگير چپقى داراى ۴ دهانه است كه از هر طرف باد بوزد آن را از مسير دهليزهاى خود به پايين مى فرستد. باغ سنگى از ديگر جاذبه هاى گردشگرى سيرجان است. اين باغ نمادى از آرزوهاى بر باد رفته و شيوه اى نو براى مبارزه با ظلم و ستم است. درويش خان اسفنديارپور كه شغل اصلى او كشاورزى و دامدارى و از شنوايى و گويايى محروم بود در مقابل ظلمى كه در رژيم سابق بر او رفته و باغى كه با خون دل ساخته بود به زور از او گرفته بودند، اقدام به ساختن باغ سنگى كرد. او با آوردن سنگهاى كوچك و بزرگ از راههاى دور و نزديك و سوراخ كردن آنها سنگها را به تنه درختان خشك شده آويزان كرد و به اين ترتيب باغى منحصربفرد ايجاد كرد. اين باغ در سال ۱۳۴۲در بلورد سيرجان بنا شد و سازنده آن فروردين ماه امسال به رحمت ايزدى پيوست و در همين باغ به خاك سپرده شد. سيرجان در ۱۸۰كيلومترى غرب كرمان قرار دارد
به عنوان نخستين انيميشن جهان؛
جام منقوش شهر سوخته به تصوير در آمد
جام منقوش شهر سوخته(درخت آسوريك و بز) كه از آن به نخستين انيميشن جهان ياد مى شود؛ توسط معاونت فرهنگى سازمان ميراث فرهنگى، گردشگرى و صنايع دستى به صورت فيلم درآمد. به گزارش روابط عمومى معاونت فرهنگى سازمان ميراث فرهنگى، گردشگرى و صنايع دستى، اين فيلم با عنوان «درخت زندگى» در قالب يك كوتاه ۱۱ دقيقه اى به كارگردانى محسن رمضانى ساخته شده است. براساس گزارش اداره كل فرهنگى، اين جام قدمتى ۵۰۰۰ ساله دارد و در حقيقت پويا نمايى داستان منظومه كهن و معروف «درخت آسوريك و بز» است. اين گزارش مى افزايد: فيلم كوتاهى كه با هدف معرفى اين جام منقوش (درخت آسوريك و بز) توليد شده؛ هم اكنون در بخش فروش و پخش جشنواره هاى بين المللى سينماى جوان قرار گرفته است. اين جام منقوش به عنوان يكى از آثار مكشوفه مهم در اين سايت باستانى تاكنون مورد توجه بسيارى از پژوهشگران داخلى و خارجى بوده است و بازتاب هاى علمى فراوانى به همرا داشته است. براساس گفته، «دلارام كى منش»، كارشناس ارشد فرهنگ و زبان هاى باستانى «اين جام منقوش سفالينه كه به نادرست «بز شهر سوخته» معروف شده است؛ در حقيقت پويا نمايى داستان منظومه كهن و معروف «درخت آسوريك و بز» است. تاييد اين عقيده از سوى ساير صاحب نظران، نه تنها هويت بخش سفالينه اى(جام منقوش) است كه هم اكنون به عنوان نماد آسيفا در دنيا مطرح شده بلكه گامى مثبت به منظور گشودن و تكميل پرونده ثبت جهانى يكى از آثار منحصر به فرد ميراث فرهنگى ملموس و ملى ايران در يونسكو خواهد بود. بر اساس اين گزارش، درخت آسوريك منظومه مفاخره آميزى است ميان بز و نخل كه به زبان پارتى سروده شده ولى اكنون به خط پهلوى در دست است.
كاوش يكى از بزرگترين ويلاهاى تمدن رم
085095.jpg
يكى ازبزرگترين ويلاهاى تمدن رم باستان كه نزديك به دو هكتار وسعت دارد و به فرمانرواى انگليس در زمان تسلط تمدن رم متعلق است، كاوش مى شود. به گزارش ايسنا، پروژه كاوش يكى از بزر گ ترين ويلاهاى تاريخى تمدن رم باستان كه از آن به عنوان بزرگ ترين ويلاى تاريخى به جا مانده از اين تمدن در غرب اروپا و انگليس نامبرده مى شود و پنج سال پيش به طور تصادفى كشف شد، از فردا آغاز مى شود. اين ويلاى تاريخى در سال  ۲۰۰۳ ميلادى كشف شد و از آن زمان تاكنون فقط  ۱۵ درصد از مساحت  ۶/۱ هكتارى آن كاوش شده است. تا به حال در مدت پنج سال كاوش، بقاياى تعدادى موزاييك تاريخى، ظرف هاى شيشه اى ، سلاح و سكه هاى طلا و نقره كشف شده اند. در اين مدت، بيش از سه ميليون پوند براى كاوش در اين ويلا و حريم آن هزينه شده است. طبق بررسى هاى باستان شناسان، اين ويلا به يكى از حكمرانان انگليس تعلق دارد. قرار است، اين ويلا و حريم آن توسط گروهى از باستان شناسان دانشگاه آكسفورد به سرپرستى يكى از باستان شناسان كاوش شود. تاكنون مسئولان وزارت فرهنگ انگليس از هر اظهار نظرى درباره مدت زمان اين پروژه خوددارى كرده اند.
طرح تعريض ورودى آرامگاه حافظ در حال اجراست
طرح تعريض محل ورودى آرامگاه حافظ در شيراز از ۲۵بهمن ماه سال جارى آغاز شده و در حال اجراست. به گزارش روابط عمومى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى وگردشگرى فارس، اين طرح با توجه به ضرورت اجرا و تصويب شوراى فنى سازمان مركزى و نيز افزايش تعداد گردشگران و بازديدكنندگان اجرايى شده است. اين طرح باتوجه به فرارسيدن تعطيلات سال نو به صورت شبانه روزى در حال انجام است و تا ۲۵اسفندماه به پايان مى رسد. براساس اين گزارش، ابعاد در ورودى آرامگاه حافظ از ۲‎/۵متر به پنج متر افزايش مى يابد. همه ساله در ايام نوروز به دليل تعداد زياد گردشگران متقاضى بازديد از آرامگاه حافظ صف هاى طولانى براى خريد بليت و همچنين ورودبه اين بناى فرهنگى و تاريخى تشكيل مى شود.