نسخه
PDF
شماره ۵۵۵۱ - ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ - ۲۶ صفر ۱۴۲۹ - ۵ مارس ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
آرايش نوين در فضاى سياسى ارمنستان
084993.jpg
كمتر كسى گمان مى كرد شكستن سكوت سياسى نه ساله لئون ترپطروسيان اولين رئيس جمهور ارمنستان، به مجموعه رويدادها و تحولاتى بيانجامد كه در خوشبينانه ترين حالت نويدبخش شكل گيرى آرايشى جديد در فضاى سياسى جمهورى ارمنستان باشد.با فرض صحت ادعاى ترپطروسيان اين بار او قربانى شيوه اى گرديده است كه خود ۱۲ سال پيش در مقابله با وازگن مانوكيان نزديك ترين رقيبش در دومين دوره انتخابات رياست جمهورى ارمنستان در پيش گرفت و سرانجام براى غلبه بر موج اعتراضات گسترده مخالفان، به استقرار تانك هاى ارتش ارمنستان در خيابان هاى ايروان متوسل گرديد! سرنوشت شايد اين بار نيز بازى مشابهى رقم زند و حاكميت ارمنستان براى غلبه بر موج روزافزون اعتراضات مردمى مجبور به اتخاذ روشهاى سركوب گرانه شود. آنان كه تحولات سياسى و اجتماعى ارمنستان را در سال هاى اخير دنبال مى كنند، با نيم نگاهى به تحولات منطقه و چينش هاى جديد مهره ها در صفحه شطرنج ژئوپولتيك قفقاز جنوبى، بارقه هايى از تغييرات گام به گام اما بنيادين را در آرايش سياسى اين جمهورى كوچك اما مهم و استراتژيك مشاهده مى كردند. الزامات بازى ظريف حاكميت ارمنستان با قدرت هاى رقيب جهانى و منطقه اى كه در قرائت طراحان سياست خارجى اين كشور «تكميل متقابل » نام گرفته است،هرچند در دوره اى ( بين سال هاى ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶) موفق به جذب سرمايه گذارى هاى خارجى و اعتماد آفرينى در بازارهاى جهانى و به تبع آن رشد و توسعه اقتصادى چشمگير گرديد اما به نظر مى رسد با حساس شدن رقابت روسيه و غرب به ويژه در دوسال اخير به تدريج كارايى پيشين خود را در برنهادن راهبردى اثربخش و منطبق با منافع ملى ارمنيان از دست مى دهد. شكل گيرى نخستين نشانه ها از خلل و رخنه در صفوف حاكميت ارمنستان كه به ويژه از ماه اكتبر سال ۱۹۹۹ به يكدستى و انسجامى خاص نائل گرديده بود دقيقا از مناقشه در اصول سياست خارجى اين كشور آغاز گرديد. آن هنگام كه آرتور باغداساريان رئيس پارلمان جوان ارمنستان در اواخر سال ۲۰۰۵ ميلادى با نقدى اساسى به رويكردهاى سياست خارجى ارمنستان و تأكيد بر تغيير بنيادين سمت و سوى ديپلماسى اين كشور خرج خود را از جناح حاكم جدا كرده، نمايندگى غرب گراترين گرايش سياسى ارمنستان را عهده دار شد. همانندى هاى پديده باغداساريان با ساكاشويلى در گرجستان چندان زياد بود كه برخى از تحليلگران، ظهور باغداساريان جديد را طليعه اى بر وقوع انقلاب رنگين در ارمنستان دانستند. به گزارش ايراس سال هاى ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ در فضاى سياسى ارمنستان سال هايى مهم و سرشار از وقايع و تحولاتى تأثيرگذار بودند. تحولاتى كه آشكارترين رهاورد خود را در انتخابات پارلمانى سال ۲۰۰۷ به نمايش گذارد و از شكسته شدن ساختار صلب سياسى حاكم در اين كشور خبر داد. انتخاباتى كه با فشار غرب و نهادهاى حقوق بشرى با ميزان بالايى از آزادى و سلامت برگزار گرديد و شايد براى اولين بار نمايندگانى از احزاب اپوزيسيون به معناى واقعى را روانه پارلمان ارمنستان ساخت. تحليل جامعه شناختى آراء ارمنيان در انتخابات پارلمانى ارمنستان تصويرى كلى از آرايش سياسى در حال شكل گيرى در اين كشور ارائه نمود. گفتمان هاى امنيت، رفاه و هويت به عنوان سه گفتمان غالب در فضاى سياسى ارمنستان واقعيت هاى جامعه ارمنى را به نمايش گذارد و در كنار آن ها اپوزيسيونى كم شمار ولى فعال، منسجم و داراى ايده و حرف، نمايندگى گفتمان دگرانديش ارمنستان را بر عهده گرفت. احزاب «كشور قانونمند » و « ميراث » به عنوان دو حزب اپوزيسيون راه يافته به پارلمان جدى ترين رويكرد مخالف در عرصه سياسى ارمنستان را نمايندگى كرده و با وجود اشتراكات بسيار، داراى ديدگاه هاى متفاوتى در برخى زمينه ها هستند. در نگاهى كلى اگر قائل به تصادم و تباين منافع آمريكا و اروپا در ارمنستان ( لااقل در برخى عرصه ها) باشيم مى توان گفت حزب كشور قانونمند به رهبرى آرتورباغداساريان جناح اروپايى و حزب ميراث به رهبرى رافى هوانسيان جناح آمريكايى اپوزيسيون غرب گراى ارمنستان را تشكيل مى دهند. بازگشت لئون ترپطروسيان نخستين رئيس جمهور ارمنستان و رهبر جنبش ملى ارامنه (ه.ه.ش) به عرصه سياسى كشور كه در اواسط سال ۲۰۰۷ با اعلام عزم وى مبنى بر شركت در كارزار انتخابات رياست جمهورى همراه شد، مهم ترين رويداد سياسى اين كشور در شش ماه گذشته محسوب مى شود. حضورى كه آرايش سياسى اين كشور را بيش از پيش متحول و دستخوش تغيير ساخت.ترپطروسيان كه حاكميت كنونى ارمنستان را آشكارا وامدار خود مى دانست - چرا كه خود وى كوچاريان و سركيسيان را از قره باغ وارد ساختار حاكميت ساخته بود - صريح ترين و بى مجادله ترين انتقادات را متوجه دوگانه كوچاريان - سركيسيان نمود و در اين مسير تا مرز رمزگشايى از بسيارى رويدادها و تحولات مهم همچنان مكتوم در عرصه جنگ قدرت در ارمنستان پيش رفت. هرچه به ايام انتخابات نزديك مى شديم تمركز رقابت بر سر كرسى رياست جمهورى بين سرژسركيسيان و لئون ترپطروسيان تشديد مى شد و دامنه رقابت چندان بالا گرفته بود كه شمارى از آگاهان و تحليلگران، به دور دوم افتادن انتخابات را تقريباً مسجل مى دانستند. اعلام نتايج انتخابات رياست جمهورى و پيروزى سرژسركيسيان كه با تائيد روند برگزارى آن از سوى ناظران پرشمار بين المللى همراه گرديد همچنانكه انتظار مى رفت با موج گسترده اى از اعتراضات مردمى مواجه شد. دامنه روبه گسترش اين اعتراضات كه در نوع خود در تاريخ رقابت هاى سياسى اين كشور كم نظير است واكاوى و تحليل دقيق تر تحولات سياسى جارى در اين كشور را ضرورى مى سازد.
چشم انداز آينده تحولات سياسى
پيروزى سرژسركيسيان در انتخابات رياست جمهورى ارمنستان از پيش مسجل و قطعى بود. اندك آشنايى با روانشناسى اجتماعى ارمنيان به اضافه تسلط بى چون و چراى سركيسيان بر تمامى اركان كشور و به ويژه رسانه هاى جمعى، گوياى اين مهم بود كه توان رقابت از ديگر نامزدهاى رياست جمهورى عملا سلب گرديده است. با اين حال با عطف به تجربيات پيشين و مشخصا انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۳ كه به رقابت پايانى روبرت كوچاريان و استپان دميرچيان در دور دوم انجاميد، گمان ها بر اين بود كه سرژ پيروزى نهايى خود را پس از رقابت در دور دوم با لئون ترپطروسيان جشن خواهد گرفت. تحولات روى داده در روزهاى اخير كه در اعتراض به تخلفات گسترده در انتخابات رياست جمهورى آغاز شد صرف نظر از نتيجه يا ميزان توفيق آن، بيش از هرچيز گوياى تعميق شكاف در بدنه حاكميت و انسجام و شكل گيرى اپوزيسيون قدرتمند حول شخصيت ترپطروسيان است.اين مدعا را شواهد و نمونه هاى ذيل تأييد مى كند:
۱ - استعفاى واهان هوانسيان معاون پارلمان ارمنستان و نامزد حزب ملى گرا و پرنفوذ داشناكتسوتيون در انتخابات رياست جمهورى از سمت خود رويدادى عجيب، كم سابقه و در جاى خود شايان توجه و تامل جدى است. داشناك ها كه حق بزرگى بر گردن تيم كوچاريان دارند با عطف به آموزه ها و رهيافت هاى ايدئولوژيك خود، از اواسط دوره دوم رياست جمهورى كوچاريان و با طرح مواضع جديد، عملگرايانه و خاص جانشين محتوم وى (سرژ سركيسيان ) شروع به فاصله گرفتن از دوگانه كوچاريان - سركيسيان كردند.
۲ - استعفاى معاون وزير خارجه ارمنستان، معاون دادستان كل اين كشور و شمارى از سفراى جمهورى ارمنستان در كشورهاى خارجى كه با حمايت سخنگو و سه تن از مديران ارشد وزارت خارجه اين كشور نيز همراه شده است.
۳ - حمايت گروه موسوم به يرگراپاه از ترپطروسيان كه جمعى از شبه نظاميان متشكل از جنگاوران برجسته جنگ قره باغ بوده و به عنوان يك گروه فشار متنفذ در عرصه سياسى كشور مطرح هستند، صف بندى هاى سياسى متاثر از رويدادهاى روزهاى اخير را وارد مرحله ويژه اى ساخته است. به ياد داشته باشيم كه حل موضوع قره باغ و مواضع دو رقيب كارزار انتخاباتى بر سر اين موضوع يكى از مهم ترين زمينه ها و سوژه هاى هماوردى سرژسركيسيان و ترپطروسيان بود و در اين ميان ترپطروسيان به عنوان نماد سازشكارى در موضوع قره باغ معرفى مى گرديد.
۴ - پيوستن آرتور باغداساريان و رافى هوانسيان به عنوان دو نماد مهم اپوزيسيون مورد اقبال و توجه مردم به صفوف حاميان ترپطروسيان، به نوعى وحدت بخش جريان هاى مخالف حاكميت ارمنستان حول محور ترپطروسيان شده است.
كوزوو؛ كشورى نيمه مستقل
084996.jpg
«اگرچه كوزوو به عنوان كشورى مستقل اعلام شده است، اما با نگاهى دقيق تر متوجه مى شويم كه واقعيت حاكى ازعدم استقلال كامل اين استان است.» به گزارش ايسنا بر اساس تحليلى كه در پايگاه اينترنتى استاندارد آمده هاشم تاچى،  جنگجوى سابق و نخست وزير فعلى كوزوو در حالى خبر استقلال كوزوو را اظهار كرد كه روسيه با فراخواندن شوراى امنيت سازمان ملل، خواهان يكپارچگى اين استان با صربستان شده است. بنا بر اين تحليل در حالى كه  آلبانيايى هاى كوزوو در پريشتينا به شادى براى استقلال خود مشغول بودند، اين امر كاملا آشكار بود كه روسيه ايجاد و تشكيل كشورى جديد در جنوب شرقى اروپا را بيش از هر چيز در جهت منافع و بازى ژئوپولتيك خود به كار خواهد برد. اينكه بسيارى از كشورهاى اروپايى و همين طور آمريكا بر خلاف ميل خود، كوزوو را به رسميت شناخته اند دليل خوبى براى روسيه است تا خود را در اين مورد رنجيده خاطرنشان دهد و در مسائل ديگرى چون انرژى و سياست هاى انرژى خود وارد رقابت سرسختى با ديگر كشورها شود. اين در حالى است كه اگر در وضعيت تقريباً دو ميليون تن از ساكنان كوزوو تغييرى حاصل نشود نزاع بين آمريكا و روسيه بر سر تأسيسات شرق اروپا وارد مرحله جديدى خواهد شد. كوزوو فقط تا حدى استقلال خود را اعلام كرده است، به عبارت ديگر اين استان تا حدى مستقل شده است چرا كه كاملا مشخص است كه اين استان در آينده هم بدون موافقت واشنگتن و بلژيك نمى تواند در مورد مسائل مختلف تصميم گيرى قطعى كند. از ديگر سو بسيارى از كشورهاى عضو سازمان ملل هم در ابتدا تمايلى به رسميت شناختن اين كشور نداشتند، علاوه براين على رغم استقلال كوزوو اين احتمال وجود دارد كه بلگراد مرزهايش را براى كوزوهايى ها غير قابل نفوذ كند و از اين رو امكان سفر كوزووهايى ها محدود خواهد شد و دراين شرايط است كه اتحاديه اروپا چاره ديگرى ندارد جز آن كه در انتظار بنشيند و منتظر تغيير نگرش بلگراد در اين مورد شود، اما مشكل بزرگ و اصلى در اين زمينه اين خواهد بود كه دولتى كه به سختى تشكيل شده، بزودى سرنگون شود چرا كه بخش صرب نشين شمال كوزوو خواهان جدايى از كوزوو است. براى آلبانيايى هاى مقدونيه و جنوب صربستان نيز اين تغيير مرزها بهترين استدلال است كه از طريق آن تلاش هاى جدايى طلبانه خود را تغذيه كنند و يا حداقل نفعى سياسى را عايد خود كنند. استقلال كوزوو كه بعد از سالها نهايتاً آشكارا براى مردم آن مطرح شد، راه را براى همه كشورهاى بالكان براى ورود به اروپا باز كرد البته صربستان هم نهايتاً نمى تواند بدون تأييد وضعيت كوزوو عضو اتحاديه اروپا شود. اينكه آيا رهبرى سياسى كوزوو براى استقلال اين كشور شايسته خواهد بود يا به عبارت ديگر آيا رهبرى سياسى كوزوو استقلال اين استان را تقويت خواهد كرد، مسأله اى است كه نامشخص مانده است چرا كه تجربه سالهاى گذشته نيز نشان داده است كه در طى سال هاى گذشته سياست هاى اين استان استانداردهاى لازم براى بازگشت پناهندگان به اين استان مهيا نكرده است و همين طور فاقد استراتژى سياسى است كه با داشتن مسئوليت در قبال اقليت ها و همين طور آلبانيايى ها بتواند اداى وظيفه كند. علاوه بر اين ناكارآمدى ها حتى احزاب مختلف در اين استان به طور مرتب به دليل رسوايى آن هم به دليل ارتشاء جلب توجه مى كنند و مطرح مى شوند و برخى از نمايندگان محلى اين دولت را به عنوان سلف سرويس شخصى خود مى دانند. سرپرستى سازمان ملل در كوزوو نيز تا آن حد موفق نبوده است و حتى مدل رهبرى اين سازمان درمورد كوزوو باعث شهرت منفى براى سازمان ملل شد و اگرچه ميلياردها يورو وارد كوزوو شده است اما همچنان جنايت و بيكارى جزو بزرگترين مشكل اين كشور است.
كوبا در انتظار آينده
084999.jpg
فيدل كاسترو در حالى از سياست كناره گيرى كرد كه برادر وى يعنى رائول كاسترو از مدت ها پيش وظايف وى را عهده دار بوده است. سؤالى كه اكنون مطرح است آن است كه اوضاع كوبا بعد از كناره گيرى انقلابى بزرگ كوبا چگونه تغيير خواهد كرد ؟ به گزارش ايسنا بر اساس تحليلى كه در پايگاه اينترنتى دويچه وله آمده، «تغييرات» واژه اى است كه در حال حاضر اغلب از سوى كوبايى ها اظهار مى شود.البته اين واژه بيشتر از سوى نسل جوان كوبا به گوش مى رسد، نسل جوانى كه تاكنون رئيس جمهورى غير از فيدل كاسترو و برادرش رائول را نمى شناخته است. بنابر اين تحليل، سه چهارم كوبايى ها بعد از انقلاب سال ۱۹۵۹ و با شعار«يا سرزمين پدرى يا مرگ» به دنيا آ مده اند. با عقب نشينى فيدل كاسترو بار ديگر كارمندان و نهادهاى دولتى اميدى دوباره براى تغييرات كسب كرده اند. البته با تعمق در اين مسأله به نظر مى رسد كه در كشورى كه دشمن سرسخت آمريكاست، مردم نمى توانند اميدى به تغيير سياست و يا ايجاد سياست جديد در كشور داشته باشند. «تغييرات» كلمه اى است كه در آمريكا نيز كانديداى دموكرات ها توانسته با كمك آن طرفداران بسيارى را به سوى خود جلب كند. البته براى ساختن سياستى جديد بين كوبا و آمريكا راهى طولانى وجود دارد. اين را مى توان به راحتى از واكنش ها نسبت به اظهارات اوباما كه گفته بود بعد از احراز پست رياست جمهورى براى گفتگو و ملاقات با رهبر كوبا آمادگى دارد، فهميد. بعد از آن بود كه موجى از اختلافات از جمله اعتراضات هيلارى كلينتون نسبت به گفته هاى اوباما آشكار شد. البته رائول كاسترو كه او را مى توان با ۷۶ سال سن به عنوان رئيس جمهور دولت انتقالى ناميد نيز اگرچه راهش را براى گشايش در مشكلات كوبا ادامه خواهد داد، اما تلاش هاى سياسى اقتصادى وى به كمك هاى اتحاديه اروپا متكى شده است. البته بهبود روابط با آمريكا نيز جزو رئوس سياست خارجى كوبا قرار ندارد چرا كه با وجود عقب نشينى فيدل كاسترو وى همچنان به عنوان سياستمدار بزرگتر و ارشد در صفحه سياسى اين كشور حضور دارد و پيشنهادهاى سياسى اش را در روزنامه «گرانما» كه متعلق به حزبش است، منتشر خواهد كرد. البته در كوبا مشكلات ديگرى هم وجود دارد كه بايد براى حل آن ها راه حلى انديشه شود: كمبود تأمين مايحتاج زندگى يا وضعيتى كه در آن كوبايى ها به طور متوسط با ۳۰ يورو در ماه زندگى مى كنند، اگرچه حداقل به ۸۰ يورو در ماه براى زندگى احتياج دارند. مشكل ديگرى نيز كه گريبانگير كوبايى ها است، مشكل جوانان تحصيلكرده در اين كشور است كه شانس و بخت خود را در مكزيك، آمريكا و يا اروپا جستجو مى كنند. طبق اين تحليل كارهاى زيادى براى رائول كاسترو كه از سوى مجمع ملى جديد و شوراى دولت اكنون به طور رسمى به عنوان نهمين زمامدار ناميده خواهد شد، وجود دارد؛ كارهايى كه تا حد ممكن بايد هرچه سريعتر انجام شود، چرا كه كوبا در اول ژانويه سال ۲۰۰۹ بار ديگر پنجاهمين سال انقلابش را جشن خواهد رفت.