نسخه
PDF
شماره ۵۵۶۶ - ۱۹ فروردين ۱۳۸۷ - ۳۰ ربيع الاول ۱۴۲۹ - ۷ آوريل ۲۰۰۸ 
آيينه هنر
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
اسرافيل شيرچى، هنرمند خوشنويس:
پيوند خوشنويسى با قرآن باعث رشد و بالندگى اين هنر شده است
به اعتقاد كامران شرفشاهى؛
اسرافيل شيرچى، هنرمند خوشنويس:
هنر قدسى در نهاد هنرمند است
پيوند خوشنويسى با قرآن باعث رشد و بالندگى اين هنر شده است
086787.jpg
پيوند عميق خوشنويسى با قرآن، باعث رشد و بالندگى اين هنر در دامان دين شده است؛ خط كوفى را مى توانيم اولين خط قرآنى بدانيم. اسرافيل شيرچى؛ هنرمند خوشنويس؛ در گفت وگو با خبرگزارى قرآنى با بيان اين مطلب گفت: «هنگامى كه قرآن بر پيامبر اسلام وحى شد، پيامبر احساس كرد كه بهترين راه ترويج اسلام و قرآن گسترش آن از راه كتابت است و به پيروان خود امر كرد كه نوشتن را بياموزند. » وى افزود: «اين حس ترويج اسلام از راه كتابت قرآن از آغاز اسلام جلوه و نمود پيدا كرد و خط به عنوان يار و رفيق قرآن راه خود را در پيش گرفت. همنشينى هنر خوشنويسى با قرآن، باعث بالندگى آن شده است.» اين مدرس خوشنويسى در رابطه با چگونگى هماهنگى رابطه اشكال حروف در خوشنويسى با مفاهيم آيات الهى توسط خوشنويس گفت: «اگر خوشنويس معتقد به فضاى قدسى نباشد نمى تواند كار معطرى انجام دهد. ممكن است هنرمندى در طول ساليان سال خطاطى كند ولى حاصل كارش فاقد بار هنرى باشد. بار قدسى هنگامى رخ مى نمايد كه در وجود هنرمند آن حس قدسى وجود داشته باشد و هنرش را وظيفه دينى خود بداند. اين پديده بايد در روح و روان هنرمند شكل گيرد.» اين خطاط درباره اين مطلب كه چگونه مى توان فهميد كه يك اثر هنرى، هنرى قدسى است، اظهار داشت: «از زيبايى اى كه در اثر مشاهده يك كار هنرى احساس مى شود مى توانيم درك كنيم كه آيا اين هنرمند، هنرمند حقيقى است. ممكن است كارى مكانيكى باشد و روح هنرى و قدسى نداشته باشد اين آثار خيلى مشخص هستند. به طور مثال با ديدن يك قرآن عصر سلجوقى محو تماشاى آن مى شويد و دوست داريد مدت ها آن را نگاه كنيد. هنر قدسى و قرآنى هنرى نهانى است كه در نهاد هنرمند است. » وى ظرفيت هنر خوشنويسى در رابطه با عوامل قدسى را بسيار عميق ارزيابى و بيان كرد: «خوشنويسى ايرانى- اسلامى گونه هاى مختلفى دارد. اين ميدان وسيع نياز به نوآورى، خلاقيت و وصل شدن به دنياى وحدت و عرفان را دارد. پذيرش دنياى عرفانى به آسانى ممكن نيست. هنرمند وقتى مى خواهد وارد اين ميدان شود بايد خيلى پخته باشد.» اين هنرمند درباره جايگاه خطوط جديد در هنر خوشنويسى ابراز داشت: «خطوط جديد به غير از خط معلى بيشتر يك مانور است، بايد زمان بگذرد تا بر ماندگارى هنرى صحه گذاشت. خيلى از هنرها مى آيند و مى روند. اين هنرها معمولا تفننى هستند و هنرمند نمى خواهد در قاعده كاركند.» وى خط معلى را متفاوت از ديگر خطوط جديد دانست و بيان كرد: «خط معلى، نزديك تر به حس درونى ايرانى است. با خط معلى نمى توانيد تغزل بياوريد و شعرى عاشقانه را خطاطى كنيد. چون خطى جدى  است. مبدع خط معلى، آدمى قدسى است و اين حرف ها را صرف اين كه معاصر اين خوشنويس هستم، نمى گويم چون مى بينم اين خط خطى روحانى است و مى تواند جان مايه خطى قدسى و قرآنى را داشته باشد، بنابراين، درد معاصريت مرا نمى گيرد.» اين خوشنويس اذعان داشت: «خطوط جديد مثل نخل كوچكى مى مانند كه بايد آنقدر با قطرات اشك آبيارى شوند تا به موقع باران بيايد و آن ها را بارور كند. خوشنويسى چون با دين، معمارى، زندگى مردم و شعر عارفانى چون حافظ و مولانا گره خورده ماندگار شده است.»
به اعتقاد كامران شرفشاهى؛
«نيايش» در انديشه شاعران پارسى گوى متجلى است
شاعران و اديبان كلاسيك با الهام گرفتن از قرآن كريم به نيايش پروردگار پرداخته اند؛ بر همين اساس مى توان گفت روح دعا و نيايش در ادبيات كلاسيك بيانگر مفاهيم قرآنى است. كامران شرفشاهى؛ شاعر و پژوهشگر ادبى؛ در گفت وگو با ايكنا با بيان اين مطلب گفت: «جلوه هاى نيايش خداوند به زيبايى در شاهكارهاى ادبيات كلاسيك به تصوير كشيده شده است؛ به عنوان مثال در داستان هاى شاهنامه فردوسى، قهرمانان در مواجهه با ناملايمات و دشوارى ها نخست به نيايش خداوند مى پردازند. » وى با اشاره به عظمت نيايش در انديشه شاعران پارسى گو تصريح كرد: «نيايش خداوند در بسيارى از آثار كلاسيك از جمله ساقى نامه ها و مناجات نامه ها به گونه اى مستقيم بيان شده است همچنين بخش مهمى از اين نيايش ها به خاندان وحى و نبوت اختصاص دارد. » اين نويسنده با اشاره به مفهوم نيايش در آثار سعدى تأكيد كرد: «سعدى تمام موجودات جهان هستى را تسبيح گوى خداوند مى داند و با زبانى بسيار ساده و شيوا از خواب غفلت انسان ها هنگامى كه پرندگان در سحرگاه به نيايش پروردگار مشغول هستند، شكايت مى كند. » او با اشاره به ديدگاه مولانا نسبت به ستايش خداوند اظهار كرد: «مولانا در آثار خود نيايش و تسبيح را وسيله قرب انسان به پروردگار مى داند و معتقد است چنانچه انسان ها با زبان دل و خلوص نيت با پروردگار خود سخن بگويند به طور قطع اين نيايش آنان مقبول درگاه حق تعالى قرار خواهد گرفت. » وى يادآورى كرد: «بخشى از ادبيات كلاسيك ما با زبان رمز و استعاره به نيايش هاى ادبى اختصاص دارد؛ به عنوان مثال حافظ همواره با زبانى بسيار لطيف و رمزآلود به نيايش خداوند پرداخته است. » اين شاعر در پايان تأكيد كرد: «نيايش و ستايش خداوند يك نياز فطرى در انسان محسوب مى شود و اين نياز نه تنها در اديان توحيدى، بلكه در مكاتب الحادى و غيرالهى نيز به چشم مى خورد؛ بنابراين بهتر است اديبان توجه جدى ترى را نسبت به بيان آموزه هاى موجود در دعاهاى ارزشمند فرهنگ اسلامى داشته باشند. »
چاره ديگرى نيست
شده يك روز انگشت بگذاريد روى ديوار؟ يك روز انگشت مى گذاريد روى اين ديوار و جاى آن باقى مى ماند روى اين ديوار. آن وقت از خودتان مى پرسيد: تو ديوار را كثيف كرده اى يا قدرى از كثافت ديوار مانده روز انگشتان تو؟ - ديوار مثل است، خانم آنيوشكا. صحبت بر سر لوزه هاست. دو زائده  كوچك صورتى رنگ كه تاب مى خورند پشت گلو. دو پرده كرباس كه آويخته مانده اند ميان ارسى و در. روشن تر بگويم: دو دستمال كوچك غبارگير- بى در و پيكر مى گويم، خانم آنيوشكا. اول از ديوارها و حالا از پرده ها و دستمال ها. غرض اين كه پرده ها و ديوارها تميز نمى مانند براى هميشه. هرچند كه مى شود پرسيد: مگر چه چيز تميز مى ماند در اين جهان؟ - هيچ چيز، خانم آنيوشكا، هيچ چيز. حتى دست هاى ما. دست هاى شما امروز تميزند و جوان. زندگى دارند. اما يك روز ديگر، اين طور نمى مانند. آن ها چروكيده مى شوند. پر از رگ هاى ورم كرده و كبود. اين دست ها كسالت آور مى شوند و محزون. دست هايى كه آماده اند براى لمس تن مرگ. اما اين ها مهم نيست. مهم اين است كه ما آن جا كه نبايد كثافت ها را مى بينيم. آن ها را مى شوييم، تميزشان مى كنيم، اما دوباره مى شوند همان كه بايد بشوند؛ كثافتى كهنه و فرسوده و چرك مرده و عاقبت يك روز مى رسد كه بايد چاره اى به حال آن ها كرد. يك روز مى رسد كه عاقبت چاره اى به حال همه چيز بايد كرد و چاره  اين لوزه ها كندن و دور انداختن است- نمى گويم دور انداختن كار آسان و راحتى ست. به هر حال وقتى چيزى از اين زندگى دور انداخته مى شود، كمبودى عارض مى شود؛ اتاق لخت مى ماند بى پرده و بى حجاب. حفره اى آن جا خواهد ماند براى هميشه. مى شود با آن كنار آمد، از يادش برد، يا براى هميشه غمگين ماند براى آن- و ما هميشه مى دانيم چاره  ديگرى نيست و حقيقتاً براى اين لوزه ها، چاره  ديگرى نيست.
* محمد چرم شير
پاره اى از نمايشنامه «گذر پرنده اى از كنار آفتاب»
مهرجويى در انديشه اجراى نمايشى از يونسكو
086781.jpg
داريوش مهرجويى با هدف به روى صحنه بردن دو نمايش از اوژن يونسكو دو نمايشنامه از وى را ترجمه كرده است. داريوش مهرجويى، فيلمساز موفق كشورمان با ترجمه دو نمايشنامه «درس» و «آوازه خوان طاس» از آثار اوژن يونسكو، نمايشنامه نويس بزرگ رومانيايى از زبان فرانسه به فارسى براى كارگردانى و اجراى صحنه اى آنها، علاقه خود به هنر نمايش را كه پيش از اين به بيان آن اكتفا مى كرد جامه عمل پوشاند. مهرجويى در گفتگو با شبستان با بيان اين نكته كه اين دو نمايش را به قصد اجرا- كه هنوز ميسر نشده ترجمه كرده ام گفت: «دو نمايشنامه درس و آوازه خوان طاس كه از كارهاى اوليه اوژن يونسكو است را نيز مى توان جزو مهم ترين آثار وى از آن جهت كه تر و تازگى بيشترى نسبت به ساير آثارش دارند نيز دانست و همچنين مى توان گفت كه بهترين وجه جوهر محتوايى تئاتر پوچ گرا- آبزورد- را برملا مى كند. درست آنجا كه معنا پادرهوا و چندپهلو و طنزآميز و گزنده مى شود.» وى در ادامه افزود: «اين نويسنده نوآور و پيشرو به شدت از تئاتر متعهد وسنتى پرهيز مى كند و پرداختن به مسايل سياسى، تاريخى و اجتماعى را خارج از كار نمايشنامه نويسى آوانگارد مى داند و در برابر تئاتر سنتى تك  بعدى، تئاتر انتزاعى و ماوراءالطبيعه را ارايه مى كند. »
برگزارى جشنواره سراسرى نماز و نيايش
086778.jpg
آيينه هنر: همزمان با روز تبليغ و اطلاع رسانى دينى، هفتمين جشنواره«نماز و نيايش» اول تير ۸۷ در تهران برگزار مى شود. اين جشنواره با هدف ايجاد انگيزه بيشتر در برنامه سازان و هنرمندان براى ابداع و نوآورى در برنامه هاى مربوط به نماز، معرفى نيروهاى خلاق، تلاشگر و تجليل شايسته از آن  ها و همچنين انتقال و تبادل تجربه هاى نو در امر برنامه سازى شكل گرفته است. بر اين اساس و به نقل از كميته تبليغات و اطلاع رسانى جشنواره هفتم«نماز و نيايش»، در اين جشنواره مسئولان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران، نهادهاى فرهنگى كشور، هنرمندان عرصه راديو و تلويزيون و ساير رسانه هاى گروهى حضور خواهند داشت. همچنين تا كنون ۳۸۱ اثر و برنامه راديويى، تلويزيونى، خبر و بخش آزاد به دبيرخانه جشنواره ارسال شده است و مقرر شده كه آثار منتخب هر بخش در مراسم اختتاميه جشنواره در رسانه ملى معرفى و تجليل شوند.
فرانسه ميزبان نقاش مدرنيست قرن ۱۸ و ۱۹
موزه ورساى در شهر پاريس براى نخستين بار بزرگترين نمايشگاه از آثار«لوئيس كورينس»؛ مدرن ترين نقاشى قرن ۱۸ و ۱۹ اروپا؛ را به نمايش مى گذارد. به گزارش باشگاه خبرنگاران، در اين نمايشگاه ۱۱۰ اثر شامل ۸۰ نقاشى و ۳۰ اثر در ديگر رشته هاى هنرى در معرض علاقمندان قرار مى گيرد. همچنين، اين آثار از برجسته ترين آثار اين نقاشى به شمار مى روند كه از موزه هاى مختلف ديگر كشورهاى گردآورى شده است. كورينس در سال ۱۸۵۸ ميلادى در آلمان متولد شده و در سال ۱۹۲۵ ميلادى نيز در نزديكى آمستردام در گذشته است.
نشر خاطرات زندگى ايزابل آلنده
ايزابل آلنده؛ نويسنده سرشناس شيليايى؛ آخرين كتابش را با نگاهى به خاطرات زندگى اش نوشت. به گزارش خبرگزارى كتاب، اين كتاب كه با عنوان«همه روزهاى ما» منتشر شده، دربرگيرنده خاطرات اين نويسنده شيليايى، زندگى او و خانواده بزرگش و نيز مسايلى است كه دنيا با آن از سال ۱۹۹۲ تاكنون مواجه بوده است.«همه روزهاى ما» ادامه كتاب«پائولا» است كه آن نيز كتاب خاطراتى بود كه نويسنده آن را در حالى براى دخترش نوشت كه او در كما به سر مى برد. اين كتاب نيز چون كتاب پيشين آلنده به شيوه محبوب نامه نگارى نوشته شده است.
بررسى فضايل انسانى در شاهنامه
086784.jpg
آيينه هنر: چهارمين مجموعه درس گفتارهايى درباره فردوسى از اين هفته در شهركتاب آغاز مى شود. گوهر انسانيت و اخلاق انسانى در رفتار عقلانى يا خردورزى او آشكار مى شود. خرد، گوهر انسان و وجه امتياز او از هر موجود غير انسانى است. اگر ذات الوهيت خردورزى باشد آن گاه ذات انسان همان ذات الوهيت است. خردورزى انسان در عمل و كردار او آشكار مى شود و عمل خردورزانه عمل شجاعانه است. شجاعت به عنوان كردار خردمندانه پايه آموزشهاى شاهنامه فردوسى است. چهارمين مجموعه درس گفتارهايى درباره فردوسى در روزهاى چهارشنبه ۲۱ و ۲۸ فروردين ماه ساعت ۱۷ در شهركتاب برگزار مى شود و طى آن منوچهر صانعى دره بيدى؛ مدرس دانشگاه شهيد بهشتى؛ درباره فضايل انسانى در شاهنامه سخن مى گويد.