نسخه
PDF
شماره ۵۵۷۰ - ۲۴ فروردين ۱۳۸۷ - - ۱۲ آوريل ۲۰۰۸ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
گفتگو با نويسنده و كارگردان فيلم «جوانى بدون جوانى»
- سحر امينيان
گفتگو با نويسنده و كارگردان فيلم «جوانى بدون جوانى»
كوپولا جوانى را تجربه مى كند
- سحر امينيان
087216.jpg
سرويس سينمايى: «قصد من اين بود كه پس از سالها دورى از كارگردانى و با افزايش سنم، دوباره جايگاهم را در فيلم هايم پيدا كنم.» اين از گفته هاى فرانسيس فورد كوپولا نويسنده و كارگردان فيلم «جوانى بدون جوانى» است.فرانسيس فورد كوپولا پس از وقفه اى طولانى، سال ،۲۰۰۷ فيلم جديدش «جوانى بدون جوانى» را روانه سينماهاى ايتاليا كرد. كوپولا فيلمنامه اين فيلم را براساس رمانى از ميرسيا الى ايد به نگارش درآورده و جلوى دوربين برده است. داستان درام رومانتيك و هيجانى «جوانى بدون جوانى» قبل از جنگ جهانى دوم مى گذرد و روايت ماجراى پروفسور سالخورده زبان شناسى به نام دومينيك ماتى (با بازى تيم روث) است كه پس از حادثه اى عجيب، جوانى  اش معجزه  آسا، احيا مى شود و از سن هشتاد سالگى به بيست و پنج سالگى باز مى گردد. در كنار احياى نيروى فيزيكى، قدرت ذهنى اش نيز نو مى شود؛ چيزى كه او را در معرض خطر از طرف دانشمندان نازى قرار داده به طورى كه نازى ها تصميم مى گيرند او را تبعيد كنند اما دومينيك از اين مسأله باخبر شده و با شخص مورد علاقه اش، لورا (با بازى الكساندرا ماريالارا) كه او را گم كرده بود، روبه رو مى شود. دومينيك با همكارى لورا در زمينه  ريشه هاى زبان انسانها تحقيق مى كند. زمانى كه او پى مى برد كه تحقيقش سلامتى لورا را تهديد مى كند، مجبور به انتخاب ادامه تحقيق يا عشقش مى شود. فرانسيس فورد كوپولا به انگيزه نويسندگى و كارگردانى فيلم «جوانى بدون جوانى» گفتگويى انجام داده كه ترجمه آن را با هم مى خوانيم:
* چرا پس از وقفه اى طولانى، به كارگردانى روى آورديد؟
ـ حقيقت اين است كه بيشتر كارگردان هاى سينما به علت كمبود سرمايه، ميان پروژه هايشان وقفه مى اندازند. البته قصد من اين بود كه پس از سالها دورى از كارگردانى با بالا رفتن سنم، دوباره جايگاهم را در فيلم هايم پيدا كنم. من نمى خواستم كارگردانى يك استوديوى خاص را بر عهده بگيرم، بلكه هدفم ساخت تعداد بيشتر فيلم هاى شخصى بود؛ فيلم هايى كه خود تهيه كننده آنها باشم. همانند زمانى كه سه گانه «پدرخوانده» را مقابل دوربين بردم. نه فقط صرف هزينه و ساخت فيلم هايى مشابه يكديگر. من به دنبال موضوعى بودم كه تفاوت هايى ميان واقعيت دروغين و رويا و تخيل را به من بياموزد. داستان الى ايد مرا با اين چيزها آشنا كرد و به نظرم جذاب آمده بود.
* فيلم «جوانى بدون جوانى» در زمان و هستى انسان كاوش مى كند؛ آيا اين موضوع بر سبك ديدارى شما در اين فيلم تأثير گذاشته است؟
ـ بله، با توجه به اين موضوع و اينكه داستان فيلم «جوانى بدون جوانى»  از سالهاى ۱۹۳۸ تا ۱۹۶۰ مى گذرد تصميم داشتم اين برهه تاريخى را به شيوه كلاسيك به تصوير درآورم. چراكه عقيده داشتم با تصوير فيلم با اين شيوه مخاطب داستان را راحت تر دنبال مى كند.
* آيا فكر مى كنيد بيننده در ارتباط برقرار نمودن با داستان مشكلى ندارد؟
ـ داستان اين فيلم ساده و جذاب است. فردى سالخورده، دوباره جوان مى شود. اما از آنجايى كه زندگى مادر جهان خاكى است، تماشاگر مى داند كه در پس احياى نيروى جوانى او چيزى نهفته است، چيزى مثل افسانه و بدين ترتيب به دنبال كشف آن نكته مرموز است. البته سعى من در جهت ساخت فيلمى بود كه مخاطب براى درك داستانش، نياز به انديشيدن زياد نداشته باشد و از آن لذت ببرد.
* شما داستان اين فيلم را براساس يك رمان به نگارش درآورده ايد؛ ممكن است درباره چگونگى اين نگارش بگوييد؟
ـ من فيلمنامه  اين فيلم را مطابق رمان نوشته ميرسيا الى ايد نوشتم و ردپاى او را دنبال كردم.
* شما در فيلم جديدتان، مفاهيم فلسفى را در قالب داستانى تعليق دار معرفى كرده ايد، اين طور نيست؟
- بله، درست است. اين مفاهيم را به صورت به تصوير درآوردم كه مخاطب از فيلمم لذت برده و پس از يك مرتبه مشاهده فيلم بخواهد آن را دوباره ببيند، نه آنكه آنقدر داستان فيلم عجيب و نيز قابل درك باشد كه نتواند مخاطب را جذب كند.
* ممكن است درباره انتخاب بازيگران اين فيلم توضيح دهيد؟
- فيلم «جوانى بدون جوانى» حاصل همكارى آمريكا و كشورهاى اروپايى آلمان، ايتاليا، فرانسه و رومانى است. بنابراين از بازيگرانى با مليت هاى مختلف استفاده كردم.
* اگر قرار بود شما در زندگى واقعى تان شخصيت دومينيك ماتى را داشته باشيد، به چه سنى در جوانى ترجيح مى داديد، بازگرديد؟
- سن شش سالگى را ترجيح مى دادم، زيرا در شش سالگى همه چيز در نظرم زيبا بود و ذهنيتى خوب درباره دنيا داشتم.
*به نظر شما چرا تعداد فيلم هايى كه در استوديوهاى فيلمسازى ساخته مى شوند، كاهش يافته اند؟
- زيرا استوديوهاى فيلمسازى به دنبال كسب منافع مالى بيشتر هستند. در واقع هدف آنها، ساخت فيلم نيست، كسب ثروت بيشتر است. البته بدست آوردن سود مالى خوب است، مشروط به اينكه آن را صرف ساخت و توليد فيلم هايى لذت بخش نمايند.
* پروژه سينمايى بعدى تان چه نام دارد ، درباره آن توضيح دهيد.
- درام «تترو» است كه مانند «جوانى بدون جوانى» يكى از فيلم هاى شخصى من محسوب مى شود. نويسندگى و كارگردانى آن برعهده خودم است. «تترو» داستان رقابت ميان يك خانواده هنرمند ايتاليايى است. فهرست بازيگران اين فيلم كامل شده است.
* چه زمانى فيلمبردارى «تترو» را آغاز مى كنيد؟
- قرار بود از ماه آينده فيلمبردارى آن را آغاز كنيم؛ اما اكنون آغاز فيلمبردارى آن به بعد از كريسمس موكول شده است.
* لوكيشن هاى فيلمبردارى اين فيلم كجا است؟
- در بوئنوس آيرس
«ديزنى» از اكران ده انيميشن جديد خبر داد
087213.jpg
شركت فيلمسازى «والت ديزنى» از اكران ده فيلم انيميشن جديد در طول چهار سال آتى خبر داد. به گزارش ايسنا، از جمله آثار جديد ديزنى مى توان به سرى جديد «داستان اسباب بازى»، «ماشين ها» و دو انيميشن جديد از مجموعه «حكايت هاى آتشى» اشاره كرد. بنا بر اعلام رويترز، نخستين فيلم از اين مجموعه با عنوان « ديوارى» با موضوع يك ماشين عاشق از ۲۸ ژوئن (اوايل تير ماه) به اكران خواهد رسيد. انيميشن هاى «پرنسس و قورباغه» نيز كه يك كارتون با نقاشى دست است كريسمس سال آينده در نيواورلئان براى نخستين بار به روى پرده مى رود. هشت فيلم بعدى اين مجموعه انيميشن در قالب ديجيتال « ترى دى» و با بهره گيرى از تكنولوژى كامپيوترى آماده نمايش خواهد شد. يكى از پروژه هاى سنگين اين پروژه  «آذرخش» نام دارد كه داستان سگى را روايت مى كند كه سعى دارد يك ابرقهرمان شود. صداپيشگى اين سگ كه « بولت» نام دارد برعهده « جان تراولتا» (هنرپيشه هاليوودى) است. اكران اين فيلم از ۲۶ نوامبر (اوايل آذر ماه) در سطح گسترده آغاز خواهد شد. از ديگر پروژه هاى انيميشن مطرح در اين مجموعه مى توان به فيلم «آپ»، « داستان اسباب بازى ۳»، « سمندر آبى»، « خرس و كمان» و « ماشين ها ۲» اشاره كرد.
سينماى مستند، راوى حقيقت در نهاد سينماى داستانى
سينماى مستند به دليل جايگاه آن در تاريخ هنر هفتم جهان و پرداختن به واقعيت كه برگرفته از ذات اين نوع سينماست، به نوعى پايه گذار داستان و روايت در دل سينماى داستانى به شمار مى رود. تاثير اين بخش از سينما بر ذات فيلم بلند و داستانى با مرور تاريخ سينماى جهان و نوع سليقه مخاطب از ابتدا تاكنون بيشتر نمايان شده به نحوى كه سينماى مستند در بهترين شكل خود بايد وقايع را طورى نشان دهد كه بيننده بتواند در آن داستانى را دنبال كند. به گزارش ايرنا،داستان مستند «عبور زهره از برابر خورشيد» را پيرژول سزار جانسن در سال ۱۸۷۴با اختراع دستگاهى كه خودش آن را تپانچه عكاسى ناميد بود، ثبت كرد تا سندى در تاريخ نجوم و همچنين عكاسى و سينماى مستند باشد. پس از جانسن نيز ديگران به فكر افتادند كه در اين زمينه ايفاى نقش كنند به نحوى كه ادوارد مويبريج عكاس انگليسى مقيم كاليفرنيا سلسله عكس هايى از تاخت اسب ها و ديگر حيوانات را در چراغ جادو نمايش داد. رابرت جى فلاهرتى نخستين مستندسازى است كه ضرورت داستانى بودن فيلم مستند را تشخيص داد و حاصلش فيلم نانوك شمالى در سال ۱۹۲۰بود. اين مستند به زندگى اسكيموها، شكار، ساختن كلبه يخى و سفر با سورتمه مى پرداخت و در زمان خود با استقبال گسترده مخاطبان روبه رو شد. اين فيلم درست در زمانى ساخته و در مقابل مخاطبان قرار گرفت كه سينماى داستانى، تنها سينماى مورد علاقه مردمان در نقاط مختلف جهان بود و همچنان با گذشت چندين دهه در صدر فهرست بهترين هاى مستند جهان قرار دارد. به عقيده مينو فرشچى فيلمنامه نويس، سينماى داستانى وفادار به داستان و قصه زمانى موفق است كه واقعى به نظر بيايد، بنابراين سينماى مستند و داستانى مرز مشتركى در حقيقت و مجاز دارند كه آنها را از هم جدا مى سازد. سينماى ايران پس از شروع و گسترش سينما در جهان آغاز به كار كرد و حوزه مستند در سينماى ايران قدمتى برابر با تاريخ هنرهفتم دارد. در سال ۱۲۶۹شمسى سينماى ايران صاحب نخستين فيلم خود با سفر مظفراليدن شاه قاجار به فرنگ شد و ميرزا ابراهيم خان عكاسباشى، عكاس دربار به عنوان نخستين فيلمبردار و فيلمساز ايرانى در تاريخ سينماى ايران ثبت شد. پس از ابراهيم خان، خان بابا معتضدى كار تهيه فيلم را دنبال كرد و مهمترين مستندهاى تاريخى سينماى ايران را در كارنامه خود ثبت كرد. در همين سالها نيز چند مستند با ارزش كه داراى جنبه هاى مردم شناسانه و كاوشگرانه قوى بودند، توسط فيلمسازان خارجى در ايران ساخته شد و فيلم «علف» كه سال ۱۳۰۴شمسى از مراسم كوچ طايفه بابااحمدى ايل بختيارى تهيه شد از اين دست به شمار مى رود. مستند «راه آهن ايران» نيز در همان سالها توسط اتحاديه راه آهن آلمان كه سازنده راه آهن ايران بود، ساخته شد و مستندهاى بعدى بواسطه تقارن با جنگ جهانى دوم و حضور متفقين در ايران، بيشتر خبرى بودند توسط خبرنگاران تهيه مى شدند. در تاريخ سينماى مستند ايران، بهترين فيلمسازان كسانى بودند كه در زمينه تهيه و توليد فيلم هاى داستانى توفيق داشتند. ابراهيم گلستان با مستند از «قطره تا دريا» در سال ۱۳۳۶در اين زمره جاى دارد، اين فيلمساز در دوران كوتاه كارى خود چند اثر برجسته ساخت اما متاسفانه به دليل نبود مكان مناسبى براى آرشيو (فيلمخانه) نسخه هاى آثار اين دست فيلمسازان امروزه در دسترس نيست. يك دهه پس از گلستان ناصر تقوايى دنباله رو اين سبك شد و عباس كيارستمى ديگر سينماگر ايرانى نيز از اواخر دهه چهل پاى در اين مسير گذاشت و به نوعى پايه گذار موج نو سينماى مستند در دوره معاصر شدند. تقوايى با ساخت مستندهاى تحسين شده اى همچون «بادجن»، «اربعين»، «آرايشگاه آفتاب»، «پنج شنبه بازار ميناب»، «تاكسيمتر»، «تلفن»، «مشهد قالى»، «نان خورهاى بى سوادى» و «نخل» و اندوختن تجارب بسياردر حوزه سينماى مستند توانست پاى در عرصه سينماى داستانى بلند گذاشته و آثار ماندگارى نظير آرامش در حضور ديگران و «ناخدا خورشيد» را در كارنامه خود ثبت كند. اگر فيلم مستند سندى از واقعيت معنى شود، گزارش چيزى جز يك فيلم مستند نيست، مقطعى از زمان، يك طبقه اجتماعى، يك سن خاص و يك دوره مشخص از تلخى ها و شيرينى هاى زندگى كه فرصت ثبت در مديوم سينما را مى يابد. در فهرست مستندسازان ايرانى نام هاى ديگرى همچون خسرو سينايى، هژير داريوش، ابراهيم فروزش، كامران شيردل، منوچهر طياب، پرويز كيمياوى، حسين ترابى و از نسل جديد كه اندك نيستند را مى توان اشاره داشت. سينماى ايران حيات خود را با فيلم مستند آغازكرده و تاثير اين بخش از هنر هفتم بر وجه بلند و داستانى آن در تاريخچه سينماى جهان نيز مشهود است، روايت واقعى مردمان در گذر زمان، سير تحول و تكامل زمين، حيوانات و نقبى به ديروز براى درك امروز و ترسيم آينده، نقشى است كه در سينماى مستند حك شده و مخاطب را به سوى خود براى ديدن و دانستن مى خواند.
تدوين «صداها» آغاز شد
087210.jpg
سرويس سينمايى:مصطفى خرقه پوش تدوين فيلم سينمايى «صداها» ساخته فرزاد موتمن را آغاز كرد. اين فيلم كه سازندگان آن معتقدند اثرى متفاوت با ويژگى هاى خاص است، اواخر خردادماه آماده نمايش مى شود. اين فيلم در ژانر جنايى ساخته شد و آتيلا پسيانى، رويا نونهالى، مهدى احمدى، رضا كيانيان، پگاه آهنگرانى، نازنين فراهانى، شهين نجف زاده، طناز طباطبايى و ميكائيل شهرستانى در آن به ايفاى نقش پرداخته اند. اين فيلم بر اساس فيلمنامه سعيد عقيقى به نمايش درآمده و داستان آن درباره قتلى در يك مجتمع مسكونى است كه همسايه ها را به نحوى درگير مى كند.