|
فيروز زنوزى جلالى، نويسنده:
برخورد احساسى، عمده ترين ضعف نقد در جامعه ماست
نبود نقد در حوزه ادبيات سبب مى شود اثرى به اشتباه، شاهكار معرفى شود
|
|
|
فيروز زنوزى جلالى معتقد است: «عمده ترين علت ضعف نقد در ايران به ويژگى احساساتى برخورد كردن ما با مسايل مختلف برمى گردد.» فيروز زنوزى جلالى؛ نويسنده، به شبستان گفت: «مسأله نقد در جامعه به دليل نگاه هاى غيرتخصصى نتوانسته جايگاهى شايسته و بايسته پيدا كند و تقريباً به يك معضل جدى در حوزه ادبيات تبديل شده است.» وى افزود: «متأسفانه نقدهايى كه در حال حاضر در جامعه ما صورت مى گيرد معمولاً از دو حالت خارج نيست يا دلنوازى از دوستان است يا جواب دشمنان را دادن. در واقع نقدها معمولاً با حب و بغض و كلى گويى هايى همراه است كه نقطه نظر نويسنده را مطرح مى كند و يا اينكه به تعريف مجدد اثر مى پردازد.» زنوزى جلالى ادامه داد: «در عرصه دفاع مقدس نيز چنين مشكلاتى وجود دارد حال آنكه ما در اين عرصه نيازمند نقدهاى سالم ترى هستيم چرا كه اين مقوله نسبت به ديگر عرصه هاى داستان نويسى نوتر است و چنين تنش هايى آسيب هاى فراوانى را به آن وارد مى كند.» اين نويسنده خاطرنشان كرد: «به طور كلى نبود نقد در حوزه ادبيات به ويژه داستان نويسى سبب شده است كه يك اثر داستانى بى سبب به عنوان شاهكار معرفى شود حال آنكه اگر اين اثر به شيوه صحيح مورد نقد قرار گيرد ممكن است از نظر شخصيت پردازى، چگونگى متن اثر و غيره با استناد به متن داستان، اثرى ضعيف باشد و همه اينها نشان مى دهد كه ما معيارى درست و منطقى براى نقد در جامعه نداريم.»
وى به دلايل ضعف نقد در جامعه ما اشاره كرد و يادآور شد: «يكى از عمده ترين دلايل ضعف نقد در جامعه ما به ويژگى ها و خلقيات جامعه ما برمى گردد چرا كه بيشتر ما در زندگى شخصى به دنبال تعريف و تمجيد هستيم و با مسايل بسيار عاطفى برخورد مى كنيم و به طور كلى نقد پذير نيستيم حال آنكه نقد، واكاوى يك متن با در نظر گرفتن وجوه مثبت و منفى است.»
وى در پايان عنوان كرد: «نقد صحيح و بدون غرض و مرض چه در حوزه ادبيات منظوم و چه در حوزه نثر و داستان نويسى مى تواند راهگشاى آثار بهترى باشد و ما را در ارائه كارهاى بهتر يارى رساند بنابراين بايد همگى تلاش كنيم كه ديدگاه هاى خود را نسبت به مسأله نقد اندكى تغيير دهيم.»
|