«اگر بخواهيم از اظهارات و سخنان واشنگتن برداشت كنيم، استراتژى هجومى آمريكا كه در پى آن ۳۰ هزار نيروى ديگر اين كشور درعراق مستقر شده اند، در به ارمغان آوردن ثبات براى ملتى كه هنوز درگيرى هاى قومى، مذهبى و قبيله اى در آن وجود دارد، موفق بوده است. پنتاگون به خود افتخار مى كند كه زندگى در عراق در حال بازگشت به حالت عادى خود است، اما واقعيت چيزى ديگر مى گويد.» به گزارش ايسنا پاتريك كاكبرن، خبرنگار روزنامه اينديپندنت در گزارشى كامل به بررسى تمام ابعاد و نتايج استراتژى هجومى آمريكا در عراق به ويژه بر زندگى مردم عادى بغداد، پايتخت اين كشور جنگ زده، پرداخته است. وى در اين گزارش آورده است: «من ديگر بسيار كم «بسيم» را مى ديدم. وى يك اهل تسنن حدودا ۴۰ ساله و اهل غرب بغداد است. پس از درگيرى ها در بغداد در سال ۲۰۰۶ و به دليل اين كه سه چهارم پايتخت عراق تحت كنترل شيعيان بود، بسيم ديگر به سختى مى توانست به شغل رانندگى، ادامه دهد. مى شود گفت كه بسيار انگشت شمار بودند مناطقى كه يك فرد اهل تسنن مى توانست در امنيت كامل در بيرون به رانندگى بپردازد. اتفاقى كه براى بسيم افتاده قرار است بر سر ميليون ها عراقى ديگر كه زندگى شان در جلوى چشمانشان توسط مصيبت هاى پى در پى پرپر مى شود نيز بيايد. همان طور كه دنياى اطراف اين مردم فرو ريخته است، آنها مجبور بوده اند تا براى بقا، براى به دست آوردن يك شغل و درآمد كافى داشتن براى سير كردن و آموزش خانواده هايشان دست به كارهايى بزنند كه نشان مى داد از فرط استيصال و از سر ناچارى مجبور به انجام آن ها شده اند.
معيار اصلى در آمريكا و اروپا براى تعيين اين كه آيا جنگ در عراق خوب به پيش مى رود و يا نه، آمار تلفات است. شمار سربازان آمريكايى و غيرنظاميان عراقى كشته شده كاهش چشم گيرى پيدا كرده است تا جايى كه در ماه ژانويه امسال ( ۲۰۰۸) تنها ۳۹ سرباز آمريكايى و ۵۹۹ غير نظامى عراقى جان خود را از دست داده اند كه اين آمار در مقايسه با آمار ماه اوت سال پيش بسياركاهش پيدا كرده است. كاخ سفيد مدام مى گويد كه اگر چه آمريكا در مسير پيروزى در جنگ عراق قرار ندارد، اما بالاخره در مسيرى افتاده است كه به سوى موفقيت به پيش مى رود. در نتيجه اين خوش بينى جديد از جنگ عراق، جان مك كين، سناتور ايالت آريزونا و اول جنگ طلب در ميان كانديداهاى جمهورى خواه انتخابات رياست جمهورى آمريكا كه نهايتا در ماه نوامبر برگزار خواهد شد، توانسته است مبارزه انتخاباتى به زانو در آمده اش را احيا كند و درصدد است تا پيروز نهايى انتخابات شود.» اين گزارش افزوده است: «با وجود شك و ترديد بسيارى از خبرنگاران آمريكايى كه تا پايان جنگ در عراق مستقر شده اند، كانال هاى تلويزيونى و روزنامه ها ى نيويورك و واشنگتن به طور گسترده اين ادعا را كه استراتژى هجومى آمريكا استقرار ۳۰ هزار نيروى ديگر آمريكايى از فوريه سال ۲۰۰۶ به موفقيت دست يافته است، باور كرده اند. اين در حالى است كه در لندن نسبت به اين موضوع با ترديد نگريسته مى شود. اما براى هر گونه ارزيابى واقعى از خوشبختى و يا تيره روزى عراقى ها بايد از معيارى استفاده شود كه به خامى آمار تلفات نباشد. در اين گونه ارزيابى ها معيار اصلى بايد اين باشد كه آيا مردم (عراق) از خانه هايشان رانده شده اند و آيا اين كه مى توانند به محل هاى اقامت خود بازگردند؟ همچنين اين سؤال بايد مطرح شود كه آيا آن ها شغلى دارند و آيا اصلا شانسى براى به دست آوردن آن دارند و يا خير؟ در اين دسته از ارزيابى ها بايد اين مسأله توضيح داده شود كه چرا تنها تعداد بسيار انگشت شمارى از ۲/۳ ميليون نفرى كه در سوريه، اردن و يا حتى در داخل عراق ولى در جاهايى غير از خانه هاى اصلى شان پناه گرفته اند، به خانه هاى خود باز مى گردند؟»
گزارش افزوده است: «هم خارجيان و هم عراقى ها معتقدند كه زندگى در عراق در حال بهبود است. رسانه هاى خارجى يك نفس تصاويرى را نشان مى دهند كه كودكان اهل تسنن بار ديگر در پارك «الزهرا» نزديك منطقه سبز (بى خطر) در حال فوتبال بازى كردن هستند. اين در حالى است كه يك سال پيش در همين مكان بسيارى از اين كودكان كشته شدند. يكى از خبرنگاران آمريكايى مسقتر در بغداد در گزارشى از اين گلايه مى كرد كه مشكل اين است كه رسانه هاى آمريكايى دو گروه هستند: گروهى معتقد به تداوم جنگ و ديگرى معتقد به پديدار شدن آرامش و ثبات در عراق هستند. ادعاى قبلى مقامات آمريكايى و يا عراقى در مورد بهبود وضع امنيتى كاملا دروغ بوده است.» كاكبرن مى نويسد: «به ياد دارم كه پل برمر، فرماندار آمريكايى عراق پيش از تشكيل دولت، در نخستين سال اشغال عراق ادعا كرده بود كه شورشيان در حال جنگ با يك «عراق جديد» هستند. هنگامى كه برمر در سال ۲۰۰۴ عراق را ترك كرد، تصاوير تلويزيونى او را در حالى نشان دادند كه به سختى سوار هليكوپتر مى شد و هنگامى كه دوربين ها آن محل را ترك كردند، او دوان دوان به سوى يك هواپيماى ديگر شتافت تا از خطر حمله شورشيان به هليكوپترش در امان ماند. درست در مقابل نقاط عطف دروغين گذشته مى شود گفت كه آخرين تغييرهاى سياسى در عراق كه منجر به كاهش تلفات نيروهاى آمريكايى و عراقى شده است، تقريبا واقعى هستند. اما ميان تصوير اين وقايع در دنياى خارج و واقعيت آن ها تفاوت شاخصى وجود دارد و بيشتر از آن كه به جنگ ميان آمريكايى ها ربط داشته باشد، مربوط به درگيرى مداوم ميان شبه نظاميان و شورشيان بر سر قدرت است.»
|
|
|
در ادامه گزارش مى خوانيم: «شورشيان عراق از زمان سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ تا تابستان سال ۲۰۰۶ مدام در حال نزاع با نيروهاى آمريكايى و دولت شيعه و كرد اين كشور بوده اند اما تقريبا به طور ناگهانى بسيارى ازگروه هاى شورشى در سال گذشته تغيير عقيده دادند و با نيروهاى آمريكايى همراه شدند و جنبش «السحوه» و يا «بيدارى» را تشكيل دادند و عليه القاعده اعلام جنگ كردند. البته تغيير ناگهانى عقيده و ديدن تصاويرى همچون هنگامى كه دشمنان يكديگر را در آغوش مى گيرند، در جو سياسى عراق چيز عجيبى نيست و ريشه در سنن جنگ هاى قبيله اى دارد. براى نمونه، هنگامى كه من در سال ۱۹۹۶ در كردستان عراق به سر مى بردم، مسعود بارزانى، رهبر كرد ها و كسى كه صدام بسيارى از اعضاى خانواده و قبيله اش را به قتل رسانده بود، از تانك هاى صدام خواست تا شهر اربيل را بگيرند و حمله جلال طالبانى، رهبر كرد رقيب او و رئيس جمهور كنونى عراق را دفع كنند. ژنرال ديويد پترائوس، فرمانده ارشد نيروهاى آمريكايى در عراق و رايان كروكر، سفير آمريكا در بغداد، بسيار مواظب هستند كه در مورد موفق بودن استراتژى هجومى آمريكا اظهارنظرهاى واهى نكنند. اما كاخ سفيد و جمهورى خواهان سريعا اعلام كردند كه در جنگ عراق به يك نقطه عطف دست پيدا كرده اند. در سال ۲۰۰۳ پس از سقوط صدام توسط نيروهاى آمريكايى به آسانى مى شد دموكرات ها و بسيارى از رسانه هاى آمريكايى را از اين ترساند كه ميهن پرست نيستند و با پيروز شدن ارتش آمريكا در اين كشور مخالف هستند. احمد چلبى از اپوزيسيون سابق صدام و يكى از هوشيارترين ناظران اوضاع عراق، به من مى گويد: مشكل عراق اين است كه تحولات اين كشور در آن تأثيرگذار نيستند بلكه تصور آمريكايى ها از اتفاقات آن بر اوضاع اين كشور تأثير مى گذارد. مشكل ديگر اين است كه سياستمداران و مفسران آمريكايى بسيار فراتر از واقعيت فكر مى كنند كه نيروهاى اين كشور بر اوضاع عراق تسلط دارند. آرى درست است! آمريكا از قدرتمندترين بازيگران اوضاع عراق است اما مسلما تنها بازيگر اين ميدان نيست. دليل هاى زيادى وجود دارد كه چرا دسته هاى شورشى مثل «تيپ انقلاب ۱۹۲۰» و «ارتش اسلامى» به نيروهاى آمريكايى پيوستند، از جمله اين دلايل اين است كه اين شورشيان در شهر الانبار واقع در غرب بغداد از اقدامات القاعده براى در دست گرفتن اختيار كامل اين منطقه و جايگزينى و قتل رهبران سنتى آن ها و ايجاد يك ايالت به شكل و تحت اداره طالبان به خشم آمده بودند. در همين حال شورشيان شاهد اين بودند كه اگر چه جنگ آن ها با نيروهاى آمريكايى موثر بوده است اما شيعيان كه پس از انتخاب سراسرى اين كشور در سال ۵ ۲۰۰كنترل دولت و نيروهاى مسلح عراق را در دست گرفتند، كاملا تمام تلاش هاى آن ها را تضييع كرده اند. تنها منبع مالى در عراق درآمدهاى نفتى است. تنها شغل هاى موجود نيز شغل هاى دولتى است. شيعه ها همراه با كرد ها كنترل هر دوى اين ها (درآمدهاى نفتى و مشاغل دولتى) را به دست گرفته اند. قاسم احمد سلمان، يك سنى تحصيلكرده از غرب بغداد در اين باره مى گويد: اهل تسنن سپس متوجه شدند كه تنها راه حفاظت از خود، اتحاد با آمريكايى هاست. در غير اين صورت ما در وضعيت بسيار نااميدانه اى قرار مى گرفتيم. استراتژى هجومى آمريكا، استقرار ۳۰ هزار نيروى ديگر آمريكايى به منظور برقرارى امنيتى جديد درعراق به امن تر شدن بغداد كمك كرده است.
بدين صورت كه پايتخت عراق به بخش هايى تقسيم شده است كه دور آن ها ديوارهاى سيمانى كشيده شد و تنها يك راه ورود و خروج دارند. بسيم نيز ديگر نه مى تواند به خانه اش در منطقه جهاد بغداد سربزند و نه مى تواند ادعاى پس گرفتن آن را داشته باشد.
وى فقط مى تواند به عنوان يك راننده تاكسى در مناطق اهل تسنن فعاليت كند. زينب جعفر، يك زن شيعه تحصيلكرده كه در منطقه «الحمراء» در غرب بغداد زندگى مى كند، مى گويد: مردم مى گويند اوضاع از قبل بهتر شده است اما منظور آن ها از قبل سال ۲۰۰۶ است كه آن حمام خون به راه افتاده بود. اوضاع هنوز بسيار بد است.» اينديپندنت در ادامه يادآور مى شود: «هنوز هر وقت كه به بغداد نگاه مى كنيد، اين احساس به شما دست مى دهد كه پايتخت عراق هنوز درگير جنگ است. در تمام نقاط اين شهر تاريخى ايست هاى بازرسى وجود دارند. زينب جعفر مى افزايد: شما به ندرت شاهد حضور دختران جوان در خيابان ها و يا رستوران ها هستيد چون خانواده هاى آن ها نگرانند كه آن ها به گروگان گرفته شوند، بنابراين آنها دخترانشان را از مدرسه با يك ماشين خصوصى مستقيم به خانه مى آورند. مغازه هاى جديد باز مى شوند اما تنها در مركز مناطقى كه مختص يك محله است، اين بدان دليل است كه هيچ كس نمى خواهد جان خود را به خاطر خريد از مغازه اى دور از محل زندگى اش به خطر اندازد. با وجود تمام حرف و حديث ها در مورد برقرارى امنيت بيشتر در بغداد اما اين شهر هنوز به طرز عجيبى خطرناك است: براى نمونه، يك شركت امنيتى غربى براى اين كه يك نفر را از فرودگاه به يك هتل در مركز بغداد (شش مايل) منتقل كند، از وى سه هزار دلار مى گيرد. اما نبايد فراموش كرد كه تعداد اجسادى كه پليس هر روز صبح از خيابان ها جمع آورى مى كند به سه تا چهار جسد كاهش يافته است. اين در حالى است كه سابقاً پليس عراق هر روز ۵۰ تا ۶۰ جسد را از خيابان هاى بغداد جمع مى كرد. يك رهبر شيعه در اين باره مى گويد: مردم ديگر در خيابان هاى اصلى كشته نمى شوند. بلكه آن ها را در خيابان هاى فرعى و كوچه ها مى كشند. تعداد كشته شدگان دو برابر بيشتر از آن چيزى است كه دولت مى گويد. با وجود اين، آمار كشته شدگان نسبت به ۱۸ ماه گذشته بسيار كاهش يافته است و بعيد به نظر مى رسد كه به سطح قبل بازگردد مگر اين كه القاعده دوباره بخواهد عمليات انتحارى خود را از سر گيرد. در صورتى كه حملاتى نظير آنچه در اول فوريه در بازار پرنده فروشان عراق اتفاق افتاد و منجر به كشته شدن ۹۹ تن شد، دوباره تكرار شود، جوخه هاى مرگ، كشتارها را آغاز خواهند كرد. عراق هنوز همانند چاهى مى ماند كه نزول كرامت انسانى و فقر در آن امرى عادى است. بدتر اين كه استراتژى هجومى آمريكا هيچ گونه تأثيرى بر بهبود وضعيت اسفناك و غير انسانى آن نداشته است. تحسين شيخلى، سخنگوى غير نظامى طرح امنيتى بغداد، به اين نكته اشاره كرد كه در پى بسته شدن و شكستن لوله هاى فاضلاب، بغداد غرق فاضلاب شده است. حتى در بخشى از اين شهر فاضلاب آن قدر زياد است كه به بزرگى يك درياچه شده و مى شود آن را از طريق برنامه Google Earth مشاهده كرد.» پاتريك كاكبرن، خبرنگار روزنامه اينديپندنت، در جمع بندى گزارش جامع خود از اوضاع عراق پس از استراتژى تهاجمى آمريكا مى نويسد: «جنگ عراق باعث شده است ميليون ها عراقى همچون بسيم خانه، شعل و اغلب زندگى شان را از دست بدهند. آن ها از اين جنگ چيزى جز فلاكت عايدشان نشده و اميد آنها را براى «روزى بهتر» بر باد داده است. اين جنگ عراق را ويران كرده است.»