نسخه
PDF
شماره ۵۵۷۳ - ۲۷ فروردين ۱۳۸۷ - - ۱۵ آوريل ۲۰۰۸ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
دنياى رايانه
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
«مجنون ليلى»فيلمى با ديالوگ هاى تكرارى
087567.jpg
فيلم سينمايى «مجنون ليلى» قاسم جعفرى كه بر اكران سينماهاست، امتياز ورود به شيوه تازه روايت را تنها به عنوان يك امتياز بالقوه حفظ كرده و نمى تواند در وجوه مختلف فيلم هم اين تازگى را وارد كار كند. به گزارش مهر، جعفرى در پنجمين فيلم سينمايى خود ضمن توجه هميشگى به مسائل روز جوانان براى ساخت فيلمى جوان پسند با ستارگان متعدد، نگاهى تازه به ساختار قصه و شيوه هاى روايت را وارد كار كرده كه در كارنامه او سابقه چندانى ندارد. توجه به ساختار اثر و فاصله گرفتن از شيوه هاى متعارف قصه گويى در سينماى اين فيلمساز آشنا تلويزيون مى تواند به نوعى آشنازدايى تعبير شود كه حركت بر مسير تكرارها را واجد تازگى مى كند. اما اين حركت تنها به عنوان يك امتياز بالقوه در فيلم باقيمانده يا اينكه توانسته به فعليتى هر چند كمرنگ برسد؟ اين شيوه روايت هر چند در سينماى جعفرى تازگى دارد، ولى از ساختارهاى آشناى روايتى در سينما و تلويزيون ايران است كه از فرط تكرار كاركرد خود را از دست داده و به نوعى براى مخاطب هم كدگذارى آشنا دارد. اين وجه به نوعى چرخش محورى در طول فيلم را براى مخاطب قابل پيش بينى كرده و به اين ترتيب كاركردى كه قرار است از اين چرخش نصيب وى شود، از پيش لو رفته است. انتخاب يك روز خاص و شناسنامه دار معاصر به عنوان محور اصلى فيلم كه تاكنون به آن پرداخته نشده نيز از نقاطى است كه از لحاظ مضمونى فيلم را واجد تازگى مى كند. روز ولنتاين كه تا چندى پيش در سطح جامعه هم بروز نداشت، با تمهيدات خاص جعفرى اجازه حضور بر پرده سينما را پيدا كرده و محور پيگيرى مخاطب را بر دنبال كردن يك هديه روز عشق در طول يك صبح تا شب قرار داده است.
فيلمساز با تكيه بر عشق هاى اساطيرى ايرانى كه البته فقط در ديالوگ هاى پرگو برجسته شده، استارت ماجرا را بر مبحثى چالش برانگيز در عشق هاى امروزى قرار داده و در ميان فراگيرى عشق هاى سطحى و كوتاه مدت، دو قهرمان اصلى را در جستجوى رسيدن به ريشه  عشق هاى اساطيرى و افسانه اى قرار مى دهد. فرهاد (محمدرضا گلزار) و پروانه (الناز شاكردوست) زوج محورى فيلم هستند كه قرار است اين كمبود توجه به مفهوم واقعى عشق را در نسل جوان تأمين كنند. اما در اولين گام اين سئوال بى جواب مى ماند كه بر اساس چه كد شخصيتى، پيشينه و. .. پروانه و فرهاد اين نياز را احساس مى كنند و در جايگاه عاشقان معاصر قرار مى گيرند؟ آيا پروانه با داشتن يك جعبه قديمى از اجدادش كه روز عشق هديه داده شده، مى تواند وامدار عشق اساطيرى و احياكننده آن در زمان حال باشد؟ ضمن اينكه آشنايى پروانه و فرهاد با گونه اى از تصادف و اتفاق در لحظه ديدار اتفاق مى افتد كه بيش از عشق اساطيرى يادآور عاشق شدن در يك نگاه است! فيلم در بخش ابتدايى عرض مسير را بر برجسته كردن رابطه ميان فرهاد و پروانه قرار داده، اما در اين مقطع هم چيزى جز پيگيرى هاى معمول، حرف هاى شعارگونه و البته شعرخوانى نمى تواند جنس اين رابطه را متفاوت جلوه دهد و نكته اى تازه در بر داشته باشد. در همين مقطع ابتدايى نويسنده و فيلمساز به بهانه هاى مختلف تلاش كرده اند ساختار روايت خطى را شكسته و نوعى حركت در زمان و مكان را طراحى كنند كه نياز آن مشخص نيست.
087570.jpg
به اين ترتيب كه ابتدا چند نما از بخش ميانى فيلم كه پروانه در ترديد براى گرفتن جواب آزمايش خون به سر مى برد و. .. نشان داده مى شود و پس از آن آشنايى او و فرهاد به تصوير در مى آيد. اين از پيش دانستن براى مخاطب نه امتيازى دارد و نه تعليق يا كاركردى فراتر پيدا مى كند جز سردرگمى در پيگيرى روند ماجرا. در ادامه هم آشنايى اين دو جوان و رد و بدل شدن ديالوگ هايى نامفهوم كه ملغمه اى از شعر و شعار است، به طور موازى به تصوير درمى آيد كه از امتياز قرينه پردازى كلام آنها بى بهره است و تنها قرينه پردازى تصاوير را در نظر داشته است. طراحى يك تصادف براى حركت جعبه هديه در سطح شهر هم به نظر مى آيد در ادامه روند اتفاقات تصادفى فيلم چندان غريب به نظر نمى آيد. از اين مقطع به بعد نويسنده و فيلمساز تلاش كرده اند كاراكترهايى نمونه وار از سطح جامعه را در مقابل اين هديه قرار دهند تا به زعم خود برشى آسيب شناسانه به جايگاه عشق در سطح جامعه زده باشند. يك نكته مهم كه به نظر مى آيد سازندگان «مجنون ليلى» مى توانستند بهره اى بيشتر از آن ببرند و بار دراماتيك مقاطع و كاراكترهاى بخش ميانى را بيشتر كنند، بازى با اين مفهوم است كه جعبه قديمى در دست هر فردى كه قرار مى گيرد او را صادق و راستگو مى كند تا ديگر دروغ نگويد؛ حداقل به عشق اش. اين تمهيد بالقوه كه در فيلم وجود دارد، به اندازه كاركردى كه دارد مورد بهره بردارى قرار نگرفته و در مقاطعى به آن بى توجهى شده است. كاركرد برجسته اين وجه را مى توان در آخرين مقطع جابجايى جعبه قديمى مورد توجه قرار داد كه جوانى حاشيه نشين (حامد بهداد) با اين تصور كه جعبه به هر كس هديه داده شود عاشق اش مى شود، يك شرط بندى انتحارى مى  كند تا جعبه را به دست آورد. هر چند در اين مقطع هم اشاره نشدن به چرايى پيشنهاد اين نوع شرط بندى از سوى جوان كه حاضر مى شود روى ريل قطار طناب پيچ شود، منطق كلى آن را زير سئوال برده است. اما طبق معمول حضور گرم بهداد و باورى كه او خود از شيوه بازيگرى خود به كاراكتر و نقشى كه بازى مى كند مى بخشد، راه را بر بسيارى از سئوالات منطقى ايجاد شده مى بندد. در فاصله صبح تا شبى كه جعبه از پروانه و فرهاد جدا مى شود تا شب در بيمارستان به دستشان برسد، به واسطه دست به دست شدن جعبه افرادى مختلف به تصوير درمى آيند كه قرار است آسيب شناسى عشق در جامعه معاصر را برجسته كنند. اما نكته مهم درباره اين كاراكترها اين است كه بيش از آن كه شخصيت پردازى شده باشند، برآمده از تيپ هاى آشناى بازيگران و به شدت متكى بر حضور چهره هاى جوان هستند. نيما شاهرخشاهى، رضا رويگرى، يوسف تيمورى، السا فيروزآذر، حميد گودرزى و. .. كاراكترهايى هستند كه تنها به واسطه تيپ پردازى خاص محور و بيش از شخصيت هاى پرداخته شده و شناسنامه دار مورد توجه قرار گرفته اند. خط فرعى مربوط به هر يك از اين كاراكترهاى فرعى هم بار داستانى در حد همان گذر كوتاه دارد و ديالوگ هاى به شدت سطحى و مستقيم هم جايى براى عميق شدن اين خطوط باقى نمى گذارد. «مجنون ليلى» فيلمى است كه امتياز وارد شدن به حيطه هاى تجربه نشده در كارنامه فيلمساز را تنها به عنوان يك امتياز بالقوه براى خود حفظ كرده و نمى تواند در وجوه مختلف فيلم هم اين تازگى را وارد كار كند. فيلم بر مسيرى آشنا از بسط جذابيت هاى گيشه اى حركت مى كند بدون آنكه بتواند اندكى اين گرايش را به عمق ببرد. فيلم سينمايى «مجنون ليلى» با فيلمنامه فرهاد نورى و مسعود صحت سال ۸۶ ساخته شد و اكران نوروز ۸۷ سينماهاست. فيلم عاشقانه اى شهرى است كه دو شخصيت اصلى قصه آن فرهاد و پروانه به عنوان نماد عشق هاى اسطوره اى در مسيرى پرفراز و نشيب كنار هم قرار مى گيرند، اما روز ولنتاين حادثه اى آنها را از هم جدا مى كند... گلاره عباسى، احمد پورمخبر، رامين راستاد، ابوالفضل پورعرب و. .. ديگر بازيگران «مجنون ليلى» هستند و ديگر عوامل توليد آن عبارتند از عليرضا زرين دست مدير فيلمبردارى، يوسف صمدزاده مدير توليد، حميد سيفى تدوينگر، فريدون خوشابافرد صداگذار، حسن رحيم منفرد و صديقه صحت سرمايه گذاران و صحت مجرى طرح.
توجه ويژه جشنواره كن به سينماى مستقل آمريكا
087564.jpg
حضور چهره هايى مانند شان پن، جيم جارموش و كوئنتين تارانتينو در شصت و يكمين جشنواره فيلم كن از توجه برگزاركنندگان اين جشنواره معتبر به سينماى مستقل آمريكا خبر مى دهد. به گزارش مهر، در فاصله يك ماه به آغاز جشنواره كن، انتخاب شان پن به عنوان رئيس هيأت داوران، تقدير از جيم جارموش در بخش جنبى دوهفته كارگردانان، برپايى كلاس پيشرفته فيلمسازى كوئنتين تارانتينو، اعلام فيلم هاى بخش جنبى آتليه، نمايش فيلم هاى برگزيده سال ۱۹۶۸ و نمايش قطعى چند فيلم از جمله جديدترين اثر استيون اسپيلبرگ تنها اخبار قابل استناد جشنواره امسال بوده است. شان پن، بازيگر برنده اسكار و كارگردان فيلم تحسين شده «درون طبيعت وحشى» كه زمانى او را «فرزند ناخلف» هاليوود لقب داده بودند، به رك بودن و داشتن ديدگاههاى سياسى بسيار شفاف معروف است و كارنامه كارى بسيار موفقى نيز دارد و از اين رو به نظر بهترين گزينه براى قرار گرفتن در صدر هيأت داوران معتبرترين جشنواره سينمايى دنيا مى آيد. جارموش چهره مطرح سينماى مستقل آمريكا و خالق فيلم هاى «قطار اسرارآميز» و «مرد مرده» امسال در كن و در جريان چهلمين سال برگزارى بخش جنبى دوهفته كارگردانان، جايزه يك عمر دستاورد هنرى مربى طلايى سازمان كارگردانان فرانسه را مى گيرد. اين جايزه كه سال ۲۰۰۲ خلق شد، براى تقدير از ابداعات، شجاعت و سازش ناپذيرى يك كارگردان به او اعطا مى شود. جارموش سال ۱۹۸۴ با «عجيب تر از بهشت» در بخش دوهفته كارگردانان برنده جايزه دوربين طلايى شد. ژاك روزيه، كلينت ايستوود، نانى مورتى، عثمان سمبنه، ديويد كراننبرگ و آلن كاواليه از برندگان قبلى مربى طلايى هستند. برنامه هاى بخش دوهفته كارگردانان نيز ۲۲ آوريل اعلام مى شود. بخش هفته منتقدان بين المللى نيز ۲۱ آوريل برنامه خود را اعلام مى كند. در همين حال چندى پيش اعلام شد كوئنتين تارانتينو فيلمساز صاحب نام آمريكايى امسال در كن كلاس پيشرفته فيلمسازى برپا مى كند. اين فيلمساز ۴۵ ساله پارسال نيز با فيلم «ضدمرگ» در بخش مسابقه حضور داشت. او سال ۱۹۹۴ براى فيلم «داستان عامه پسند» برنده جايزه نخل طلا شد و چهار سال پيش نيز رئيس هيأت داوران كن بود. سيدنى پولاك، وونگ كار واى، نانى مورتى، استفن فريرز و مارتين اسكورسيزى در سال هاى اخير كلاس هاى پيشرفته جشنواره كن را برپا كرده اند. تارانتينو سازنده فيلم هاى «سگدانى»، «جكى براون»، «بيل را بكش: جلد يك» و «بيل را بكش: جلد دو» است. در ميان فيلم هاى بخش مسابقه فعلا تنها حضور «سكوت لورنا » برادران داردن قطعى شده كه تاكنون دو بار براى «روزتا» و «كودك» جايزه نخل طلا را برده اند. ضمن اينكه شايد «اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين» چهارمين قسمت از مجموعه فيلم هاى ماجراجويانه اينديانا جونز فيلم افتتاحيه امسال باشد. شصت و يكمين جشنواره فيلم كن از ۱۴ تا ۲۵ مه برگزار مى شود.
تاركوفسكى كارگردانى با «ذهن زيبا»
087522.jpg
هنر هفتم عرصه اى براى بيان و ارائه تصوير ذهنيات فيلمساز به شمار مى رود و تخيل به عنوان وجه جذاب اين عرصه كه جميع هنرها را براى ارائه تصوير در برمى گيرد، اما كارگردانانى دراين ميان ماندگارند كه علاوه بر تصويرسازى داراى بيان عميق همچون آثار آندره تاركوفسكى روس در سينماست. اين كارگردان برجسته روس كه نگاهى شاعرانه اما تلخ و واقعگرا در آثارش به زندگى و محيط خود داشت با خلق آثارى ماندگار نام و آوازه اش در تاريخ سينما جاودانه شد. تاركوفسكى ۲۶فروردين سال ۱۹۳۲در روسيه متولد شد، پدرش شاعر برجسته آرسنى تاركوفسكى و مادرش ماريا ايوانووا ويشنياكووا بود. پيش از نام نويسى در مدرسه فيلم در دو رشته موسيقى و عربى تحصيل مى كرد، او زير نظر ميخائيل رم در مدرسه سينمايى مسكو VGIKتحصيل كرد و در هنگام تحصيل دو فيلم كوتاه با عنوان امروز مرخصى در كار نيست (۱۹۵۹) و غلتك و ويولن (۱۹۶۰)  ساخت و جايزه جشنواره نيويورك را دريافت كرد. تاركوفسكى با ساخت نخستين فيلم بلند خود با عنوان كودكى ايوان در سال ۱۹۶۲پانزده جايزه بين المللى از جمله شير طلايى جشنواره بين المللى فيلم ونيز و جايزه بزرگ جشنواره سان فرانسيسكو را دريافت كرد. ديد تلخ شاعرانه و ذهنيت بى نظير او در نخستين فيلم بلندش متجلى است، پس از اين فيلم در سال ۱۹۶۶آندره روبلوف را كارگردانى كرد. سولاريس فيلم بعدى اين كارگردان است كه در سال ۱۹۷۲ساخته شد، تاركوفسكى آينه (فيلم) را در سال ۱۹۷۴ساخت. اين فيلم جنجالى اتوبيوگرافى تاركوفسكى است كه بيشتر بر نوجوانى اش در دوران وحشت استالينى متمركز است. تاركوفسكى با ساخت استاكر (۱۹۷۹) با  ز به دنياى داستان هاى علمى خيالى با شالوده اى از جامعه شناسى و روان شناسى روى آورد. نخستين فيلمى كه تاركوفسكى به كلى خارج از اتحاد شوروى ساخت نوستالژيا (۱۹۸۳) بود، او زمانى كه دولت شوروى اجازه ساخت نوستالژيا را به وى نداد، به ايتاليا رفت و پس از پايان فيلمبردارى اين فيلم، با گرفتن پناهندگى سياسى در اروپا ماند و ديگر به كشورش بازنگشت. تاركوفسكى آخرين فيلمش ايثار را در سال ۱۹۸۶در جزيره گوتلند به مديريت سون نيك ويست فيلمبردارى كرد، ايثار به جشنواره كن رفت و جايزه ويژه هيأت منتقدان جشنواره را دريافت كرد. بسيارى از منتقدان تاركوفسكى را پس از سرگئى آيزنشتاين مطرح ترين سينماگر سينماى شوروى مى شمرند و او را فيلمسازى نخبه گرا مى دانند. تاركوفسكى در طول سال هاى كارگردانى خود ۱۲فيلم كوتاه و بلند ساخت، او ۲۹دسامبر ۱۹۸۶درگذشت و در پاريس به خاك سپرده شد.
«مديوم» ۳۵ ميليمترى مى شود
سرويس سينمايى: فيلم سينمايى «مديوم» به كارگردانى على توكل نيا براى اكران عمومى به نسخه ۳۵ ميليمترى تبديل مى شود. داستان «مديوم» درباره دخترى به نام مهتاب است كه پس از مرگ پدرش دچار افسردگى و بيمارى روانى شده است. همسرش احسان براى بهبودى او خانه اى خارج از شهر مى سازد، اما بيمارى مهتاب با ورود به اين خانه شدت مى يابد. مريلا زارعى، شهراد وثوقى و عسگر قدس بازيگران اين فيلم را تشكيل مى دهند.
«خانه بى  پرنده» مجموعه اى كه هنوز كارگردان ندارد
سرويس سينمايى: مجموعه تلويزيونى «خانه بى پرنده» به تهيه كنندگى اميرحسين شريفى براى گروه فيلم و سريال شبكه تهران ساخته مى شود. «اين مجموعه در ۳۰ قسمت ۴۵ دقيقه اى ساخته خواهد شد. تاكنون آرش برهانى هفت قسمت از اين مجموعه را نوشته است.» داستان «خانه بى پرنده» درباره دخترى به نام زهراست كه در پنج سالگى گم مى شود و پدر و مادرش بعد از ۲۲ سال او را پيدا مى كنند. با وارد شدن زهرا به زندگى حاج عباس و مرضيه اتفاقاتى رخ مى دهد. اين مجموعه اواخر ارديبهشت كليد مى خورد و توليد و نگارش فيلمنامه همزمان انجام مى شود.» لازم به ذكر است هنوز كارگردانى براى ساخت اين مجموعه انتخاب نشده است.