نسخه
PDF
شماره ۵۵۷۴ - ۲۸ فروردين ۱۳۸۷ - - ۱۶ آوريل ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
جايگزينى قدرت در كرملين و سياست خارجى روسيه
087600.jpg
فضاى سياسى روسيه در طى ماههاى آخر سال ۲۰۰۷ ميلادى و ماههاى اوليه سال ۲۰۰۸ ميلادى آكنده از شور رقابتى بود كه بر سر تسخير كرسى طلايى رياست بر كرملين برپا شده بود. از ليست بلند مدعيان و نامزدان جانشينى پوتين در عرصه رقابت انتخاباتى ۴ نام باقى مانده بودند: مدودف، زوگانف، ژيرنفسكى و بوگدانف. اگرچه نامزد جريان غربگرايان، كاسيانف، از راهيابى به اين مبارزه بازماند و برهمين اساس محافل اروپايى مدعى فقدان تكثر دراين انتخابات بودند، اما هيجان مبارزه براى كسب كرسى رهبرى روسيه آنقدر بالا بود كه صداى اعتراض و گلايه منتقدان ليبرال چندان به گوش نمى رسيد. محور اين مبارزه انتخاباتى جريان حاكم در روسيه بود كه زيرپرچم حزب روسيه واحد و دستيار جوان پوتين يعنى ديميترى مدودف به ميدان آمده بود. با اين حال گزارش ها حاكى از آن بود كه موقعيت اين حزب همچنان ازسوى حريف چپگراى مدودف يعنى گنادى زوگانف به چالش كشيده مى شود. با اين حال مدودف را در اين كارزار مجموعه اى از نخبگان سياسى و امنيتى همراهى مى كردند كه در شبكه اى به بزرگى خود روسيه گرد آمده بودند، شبكه اى كه با تابلو «حزب روسيه واحد» شناخته مى شود. حزب روسيه واحد در واقع اكنون روح مجسم پوتين و نماد قدرت روسيه اى است كه به عنوان رقيب بزرگ مقابل غرب قد افراشته است.بنابراين هر پيش بينى در رابطه با اين انتخابات در قبل از برگزارى آن نيازمندتحليل دقيق از موقعيت حزب حاكم يعنى حزب روسيه واحد و استراتژى ها و ابتكاراتى بود كه اين حزب به صورت گام به گام براى انتقال قدرت از پوتين به جانشينانش پيش مى برد. حزب روسيه واحد هم اكنون به عنوان مهمترين حامى دولت فعلى روسيه در مجلس دوماى اين كشور است.اين حزب در فروردين ماه ۱۳۸۰ (آوريل ۲۰۰۱) در نتيجه ادغام احزاب ميهن، تمام روسيه و حزب اتحاد، شكل گرفت و هر چند حزبى تازه تأسيس است، اما عمدتاً به واسطه محبوبيت پوتين در انتخابات فدرال و محلى سال هاى اخير به موفقيت هاى قابل ملاحظه اى دست يافته است. در انتخابات چندى قبل دوماى روسيه، كه پنجمين دوره آن محسوب مى شد، اين حزب توانست با كسب حدود ۶۵ درصد آرا، ۳۱۶كرسى از ۴۵۰ كرسى موجود در دوما را كسب نمايد كه خود اين امر موفقيت بسيار بزرگى در راه تثبيت موقعيت اين حزب در افكار عمومى اين كشور محسوب مى گردد. «بوريس گريزلف» رئيس فعلى حزب روسيه واحد و وزير پيشين كشور، از آبان ماه سال ۱۳۸۱ (نوامبر ۲۰۰۲) تاكنون رئيس دوما است. با نگاه به مختصات سياسى اين حزب مى توان گفت كه اين تشكيلات تحت رهبرى پوتين اكنون همه مصادر كليدى كشور را در قبضه خود دارد. اين حزب هم اكنون بيش از يك ميليون و ۱۱۵ هزار عضو رسمى، ۲۶۰۰ دفتر محلى و ۱۹ هزار و ۸۵۶ دفتر موقت در سراسر روسيه دارد.البته در حال حاضر به جهت منع قانونى، در ظاهر پوتين نمى تواند رياست حزب را عهده دار گردد، اما حدس غالب اين است پس از برگزارى انتخابات، وى بدون هرگونه دغدغه اى اين مسئوليت را رسماً عهده دار خواهد شد.كما اينكه در جريان برگزارى انتخابات مجلس دوما نيز شاهد قرار گرفتن نام وى به عنوان سر ليست در صدر فهرست اسامى نامزدهاى اين حزب در انتخابات بوديم. حزب روسيه واحد داراى دو جناح عمده: جناح تكنوكرات ها (ديوان سالارهاى اقتصادى) و طيف بزرگ سن پترزبورگى ها (ديوان سالارهاى سياسى) است. هر چند پوتين به جناح سن پترزبورگى ها نزديك تر است، اما در عمل او نقش حلقه ارتباطى را ميان طيف هاى مختلف اعضاى حزب ايفا مى كند. شايد سؤالى كه هنوز ذهن بدنه خود حزب روسيه واحد وهواداران پوتين را به خود مشغول كرده اين است كه چه عواملى موجب شد از ميان خيل مردان كاركشته حزب، پوتين تكنوكرات جوان گاز پروم را كانديداى منصب جانشينى خويش كند اين پرسشى است كه سياست تبليغى حزب برپايه آن طراحى شده است و مى توان انتظار داشت كه بيش از همه خود پوتين براى مجاب كردن افكارعمومى نسبت به انتخاب مدودف در مقام پاسخگويى به اين سؤال بر آمده است. به نظر ناظران آنچه بيش از همه مدودف ۴۳ ساله را در نگاه كرملين ممتاز ساخته است اعتماد بى اندازه ولاديمير پوتين (رهبرى روسيه) به او و نيز كارنامه اى است كه او در مقام حسابرس پروژه هاى بزرگ مالى و نيز اداره امپراتورى شركت گاز پروم برجاى گذاشته است.
وكيلى كه حرفه سياست پيشه كرد
هر چند برخى ناظران گفته اند كه برخلاف پوتين، مدودف هيچ نقش امنيتى و نقش كليدى در رابطه با كا گ ب و يا سيستم هاى امنيتى روسيه نداشته است اما مدودف در دو دهه فعاليت سياسى هميشه نقش بازرس امين پوتين را داشته است. ديميترى مدودف كه چهاردهم سپتامبر سال ۱۹۶۵ ميلادى متولد شده است تنها پسر آناتولى مدودف استاد مؤسسه فناورى لنينگراد است.او كه مدتى كرسى تدريس رشته حقوق در برخى دانشگاه هاى روسيه را هم دارا بوده، هم اكنون ۴۳ سال سن دارد.اين دانش آموخته وكالت همه پيشرفت سياسى خود را مديون پوتين است كه در دهه ۱۹۹۰ وى را به عنوان وكيل حقوقى در دفتر خود استخدام كرد. مدودف به عنوان مسئول دفتر مبارزات انتخاباتى پوتين فعاليت داشت و پس از پيروزى پوتين درانتخابات سال ۲۰۰۰ ميلادى، پوتين وى را به سمت رئيس دفتر رياست جمهورى در كرملين منصوب كرد و سپس به عنوان رئيس شركت گازپروم ـ شركت دولتى بزرگ گاز روسيه ـ فعاليت خود را ادامه داد. مدودف جوان همچنان پلكان رشد سياسى را يكى پس از ديگر با موفقيت طى مى كرد.پوتين سال ۲۰۰۵ ميلادى او را به عنوان معاون اول نخست وزير در امور طرح هاى ملى منصوب كرد و در همان حال قويترين بازوى قدرت روسيه يعنى شركت گاز پروم را به او سپرده. در ايام رياست اين شركت بود كه نام مدودف برزبان غربى ها افتاد زيرا هم او بود كه تحت راهبرى پوتين با بستن شير لوله هاى انرژى به سوى اوكراين، گرجستان، روسيه سفيد و اروپا توانست اقتدار روسيه را به نمايش بگذارد و حريفان آن سوى آتلانتيك را پاى مذاكره اى تاريخى براى تقسيم حوزه نفوذ جهانى فرا خواند.
انتخاب مدودف
همانگونه كه پيش بينى مى گرديد و با سناريوى از قبل طراحى شده پوتين، بالاخره انتخابات رياست جمهورى روسيه در دوم مارس ۲۰۰۸ ميلادى برابر با ۱۲ اسفندماه ۱۳۸۶ برگزار گرديد و ديميترى مدودف نامزد مورد حمايت پوتين و حزب حاكم در روسيه و كرملين، با حدود ۷۰ درصد آراء، با پيشى گرفتن از ساير رقباى خود به پيروزى رسيد.
سياست خارجى روسيه در قبال جمهورى اسلامى ايران
در دنياى ديپلماسى آنچه موجب تمايز مدودف با ديگر حريفانش شد همانا شهرت ميانه روى او بود، يعنى همان خصلتى كه او را به چهره اى مقبول براى رقيبان غرب نشين روسيه تبديل كرده است، تاحدى كه حتى كاندوليزا رايس نيز به تحسين او پرداخته است. اگرچه اعتقاد غالب اين است كه مدودف در سياست خارجى بيش از سياست داخلى تابع انديشه هاى پوتين خواهد بود اما به لحاظ رده بندى فكرى مدودف هم اكنون در زنجيره مردان حزب روسيه واحد به طيف ميانه روهاى كرملين تعلق دارد كه به واسطه ديدگاه هاى اقتصادى حامى بخش خصوصى شناخته مى شوند. تمايلات اقتصادى او موجب شده كه برخى به اين باور برسند كه وى مخالف رويكردهاى تقابل جويانه در حوزه خارجى خواهد بود وحتى مدعى شوند كه در بين گفتمان هاى جارى روسيه يعنى آتلانتيك گرايان و ناسيوناليست ها ديدگاه مدودف هم راستا باگروه اول است. برخى نيز گفته اند كه او با الهام از درگيرى هاى ايام پوتين بر اروپايى بودن روسيه و ايجاد روابط گسترده با اروپا تأكيد مى كند و برخلاف آتلانتيك گرايان به گسترش روابط با آمريكا خوشبين نيست. اما در نهايت نبايد ترديد داشت كه مدودف در كارزار ديپلماسى به ويژه در موضوعات راهبردى از جمله: سياست انرژى، خلع سلاح، روابط راهبردى با آمريكا و موضوعات امنيتى بر سنت و راه ده ساله روسيه وفادار خواهد بود. عدم تجربه كافى در چالش هاى بزرگ سياست خارجى به ويژه موضوعات «سخت» امنيتى و راهبردى او را مجبور مى كند كه همچنان متكى بر توان مرشد واستاد خويش، يعنى ولاديمير پوتين، در ميادين رقابت جهانى گام بردارد.
مدودف و خطوط ديپلماسى روسيه آينده
۱ - اگر از عمل گرايى و هنجارمندى سياست خارجى روسيه مسامحه و مصالحه در برابر برخى زياده طلبى هاى آمريكا برداشت نگردد، در آن صورت در يك ارزيابى كلان، سياست خارجى اين كشور در دوره پوتين - به  رغم برخى استثنائات - عمل گرا و هنجارمند بوده است.
۲ - پوتين تسريع فرايند نو سازى روسيه به منظور جبران پسرفت هاى آن (در دوران فروپاشى اتحاد جماهير شوروى سابق و به ويژه در دوران زمامدارى بوريس يلتسين) از جايگاه بايسته خود در نظام بين الملل را، هدف بلندمدت اين كشور مى داند و در اين راستا بر همكارى، عدم تقابل و تعامل مثبت با جامعه جهانى به عنوان پيش شرط هاى اساسى تحقق آن تأكيد مى كند.ضمن اينكه وى به جهت تداوم و حفظ محبوبيت خود در بين مردم روسيه و بالاتر بردن جايگاه روسيه در نظام بين الملل، در برخى از مسائل بين المللى و در تقابل با يكه تازيهاى آمريكائيها و غربيها در برخى از نقاط جهان،به ويژه در يكسال و اندى اخير اقداماتى را انجام داده است.
۳ - اين گونه انتخاب ها (انتخاب مدودف) از سوى پوتين بى سابقه نيست. به عقيده بسيارى كارشناسان، يكى از مهم ترين علل به حاشيه رفتن ايگورايوانف در دولت پوتين، ذهنيت هاى سنتى وغليظ جنگ سردى او بود. پوتين در اشاره به ناكارآمدى اين گونه ديدگاه ها در شرايط جديد و با اشاره به اينكه، ديپلمات هاى روسيه هنوز به تحولات جديد جهانى از جمله بازار آزاد و تغيير ماهيت تهديدهاى دوره جنگ سرد اعتقاد پيدا نكرده  اند و بهتر است از ديپلمات هاى جوان تر كه با جهان جديد آشنايى بهترى دارند، استفاده شود، اسفند ۱۳۸۲ لاوروف را جايگزين ايوانف كرده بود.
۴ - حمايت پوتين از مدودف به عنوان يك مدير اقتصادى، ناشى از تأكيد او بر ضرورت تقويت قدرت «نرم» روسيه در عرصه بين الملل به ويژه در حوزه اقتصادى نيزهست. به اعتقاد او، تمركز بر اقتصاد، واكنشى مناسب به تحولات جهانى شدن و اولويت قدرت اقتصادى در شرايط فعلى نظام بين الملل است. از منظر او، اگر كشورى مايل به ايفاى نقش برتر در جهان معاصر است بايد قادر به عملكرد مؤثر در سيستمى باشد كه وجه غالب آن روابط و قدرت اقتصادى است. در اين سيستم، قدرت اقتصادى موثرترين سازوكار ارتقاء جايگاه روسيه در عرصه بين الملل و تحقق اهداف سياست خارجى آن است.
۵ - ايران (به واسطه اينكه كشورى بزرگ در منطقه و عرصه بين المللى است) براى مدودف و سياست خارجى آتى وى مى تواند نقش و اهميت بسيار مهمى را داشته باشد. ايران و روسيه مى توانند توأم با همكارى هاى كلان اقتصادى و انرژى، به ويژه در تحقق پروژه هايى نظير شكل گيرى و ايجاد سازمان اوپك گازى و امثالهم، در بعد سياسى و بين المللى نيز در قالب سازمانهايى همچون شانگهاى و... همانند يك متفق استراتژيك عمل نمايند، موضوعى كه بدون شك خواست آمريكا و جريان غرب نبوده و نيست.
منبع: ايراس