|
|
|
|
|
به انگيزه پخش سينمايى «مشت زن» از تلويزيون
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
به انگيزه پخش سينمايى «مشت زن» از تلويزيون
عشق ارزش مبارزه را دارد
|
|
|
«مشت زن» همانند تمامى آثار جيم شريدان فيلمى قوى و خوش ساخت محسوب مى شود. در اين فيلم ارتباط ميان شخصيت ها و درگيرى آن ها به سبك نمايشنامه هاى شكسپير طراحى شده است. «مشت زن» محصول سال ۱۹۹۷ دو كشور آمريكا و ايرلند است كه در مدت زمان ۱۱۳ دقيقه به شيوه رنگى ساخته شده است. اين فيلم با شعار «عشق همواره ارزش آن را دارد كه برايش مبارزه كنى» در ۳۰ كشور جهان به نمايش درآمده است و طى روزهاى آتى ۲۱ و ۲۹ آوريل از شبكه HBO آمريكا به روى آنتن مى رود.
داستان فيلم
فيلمنامه «مشت زن» را كرى جورج با همكارى جيم شريدان در ژانردرام ورزشى به نگارش درآورده است. داستان فيلم درباره يك مشت زن و داوطلب سابق ارتش آزادى بخش ايرلند است كه پس از چندسال از زندان آزاد مى شود، او تصميم مى گيرد با راه اندازى يك باشگاه مشت زنى براى بچه هاى محله زندگى ساده اى در پيش بگيرد و در همين حال مى كوشد به عشق قديمى اش بپيوندد اما گويى رهايى از گذشته براى او آسان نيست.
درباره فيلم
به گزارش ايسنا، سينمايى «مشت زن»، تصويرى از مشكلات جامعه ايرلند در اشكال مختلف را به تصوير مى كشد و كارگردان فيلم همانند ديگر ساخته اش «به نام پدر»، تمام تلاش خود را كرده است تا زشتى هاى جامعه امروزى و صفت هاى حيوانى آدم ها را به نمايش درآورد. سينمايى «مشت زن» تقريبا به وضوح نقطه نظرات سياسى خود را مطرح مى كند؛ چراكه در فيلمنامه اين عقايد به حدى واضح بيان شده است كه اين مجال را به كارگردان نمى دهد تا در خفا اين عقايد را مطرح كند. با اين حال تمامى منتقدان در اين نكته هم عقيده اند كه «مشت زن» در اصل فيلمى سياسى نيست بلكه نيم نگاهى نيز به اين مسأله داشته است. جيم شريدان با ساخت «مشت زن» بيش از همه قصد انتقال اين پيام را به مخاطب خود داشته است كه در جامعه اى كه خشونت تنها اسلحه براى دوطرف دعوا است، در نهايت هيچ برنده اى وجود ندارد.
اكران در سينماها و جوايز فيلم
نخستين اكران سينمايى «مشت زن» در كشور آمريكا بوده است و اين فيلم در سال ۱۹۹۷ به روى پرده رفت. ساخته شريدان سپس به ترتيب در كشورهايى چون ايرلند، آلمان، اسپانيا، تركيه، هلند، فنلاند، استراليا، برزيل، مكزيك، آرژانتين، ژاپن و كويت اكران شد كه تاريخ اين نمايش ها به يك سال پس از ساخت يعنى ۱۹۹۸ برمى گردد. اين فيلم همچنين در سال ۱۹۹۹ در كشور كره جنوبى نيز به نمايش درآمد. فيلم «مشت زن» در اكران جهانى به فروش ۱۶ميليون دلارى دست يافت. اين فيلم همچنين در جشنواره هاى جهانى نيز حضورى موفق داشت به نحوى كه در انجمن فيلمبرداران آمريكا نامزد دريافت جايزه بهترين فيلمبردارى شد. «مشت زن» در سال ۱۹۹۸ جايزه ويژه هيأت داوران جشنواره برلين را نيز دريافت كرد و نامزد خرس طلايى اين جشنواره شد. حضور در جشنواره گلدن گلوب نامزدى بهترين كارگردانى و بازيگرى از ديگر موقعيت هاى اين فيلم محسوب مى شود. ساخته جيم شريدان در جايزه فيلم گويا و انجمن منتقدان فيلم هاى سياسى آمريكا و جشن جهانى انيميشن نيز عناوينى را دريافت كرده است.
درباره كارگردان
جيم شريدان، كارگردان «مشت زن»، ۶ فوريه ۱۹۴۹ در ايرلند متولد شد. او كارگردانى را از سال ۱۹۸۹ با ساخت فيلم «پاى چپ من» آغاز كرد كه اين فيلم نيز از تلويزيون ايران پخش شده است. شريدان تاكنون ۶ فيلم از جمله «در آمريكا»، «پولدارشو يابمير»، «به نام پدر» و «مزرعه» را كارگردانى كرده است و هدايت ۷ بازيگر كه نامزد جايزه اسكار بوده اند را در اين آثار برعهده داشته است. او علاوه بر كارگردانى در حوزه نويسندگى نيز فعاليت دارد و در ۴ فيلم بازى كرده است. جيم شريدان مدت سه سال است كه هيچ فيلمى را كارگردانى نكرده و قصد دارد به زودى ساخت فيلم «برادران» را آغاز كند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چشم انداز تابستانى صنعت سينماى آمريكا تيره است
كاهش سه درصدى مجموع فروش فيلم ها در آمريكا از ابتداى امسال نسبت به موعد مشابه پارسال و كم بودن ميزان فروش هفتگى فيلم ها در ۹ هفته اخير چشم اندازى تيره را براى استوديوهاى هاليوود رقم زده است. به گزارش مهر، هاليوود ريپورتر اعلام كرد با وجود شكست هاى اخير هاليوود و به ويژه كاهش ۱۹ درصدى مجموع فروش فيلم هاى فصل بهار در مقايسه با سال ۲۰۰۷ كه مى تواند تا حدى ناشى از نمايش مجموعه فيلم هاى ناموفق ژانرهاى مختلف باشد، تعداد زيادى از دست اندركاران صنعت سرگرمى آمريكا طورى واكنش نشان مى دهند كه گويى از اين مسأله نگران نيستند. مسئول ارشد يك شركت توزيع كننده در اين باره گفت: «همه چيز به نوع محصول بستگى دارد. در يكى دو ماه اخير فيلم هاى بسيار به نمايش درآمدند كه تماشاگران تمايلى به ديدن آنها نداشتند، اما فقط كافى است منتظر نمايش فيلم «آيرون من» بمانيد تا ببينيد تماشاگران چه استقبالى مى كنند و از اينجا كار تازه آغاز مى شود.» «آيرون من» با بازى رابرت داونى جونير و گوئينت پالترو از دوم مه (۱۳ ارديبهشت) اكران مى شود و آغازگر تابستان سينمايى امسال است. يكى ديگر از مسئولان رده بالا گفت: «تابستان به زودى از راه مى رسد و فوق العاده از كار درمى آيد. سالى بسيار پربار را پشت سر مى گذاريم. اگر در پايان سال فروش فيلم ها به اندازه پارسال نشود يا از آن فراتر نرود، باعث تعجب است.» با اين حال حتى اينگونه صحبت هاى خوشبيانه نگرانى ها را برطرف نمى كند. پارسال فروش كلى ۱۶/۴ ميليارد دلارى فيلم ها در فصل تابستان يك ركورد بود، اما بخش زيادى از اين موفقيت از فروش بسيار خوب «اسپايدرمن ۳»، «شرك سوم» و «دزدان دريايى كارائيب ۳» حاصل شد كه هر سه ماه مه به نمايش درآمدند و در نهايت از مرز ۳۰۰ ميليون دلار فروش عبور كردند. ماه مه امسال نيز فيلم هاى «آيرون من»، «اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين» (۲۲ مه) ، «وقايع نگارى نارنيا: شاهزاده كاسپين» (۱۶ مه) و شايد «راننده مسابقه سرعت» (۹ مه) بيشترين احتمال موفقيت را دارند. بسيارى از كارشناسان پيش بينى مى كنند حداقل يكى از اين چند فيلم از مرز ۳۰۰ ميليون دلار فروش عبور كند، اما هر چيزى فراتر از آن نامشخص است. بروس اسنايدر رئيس بخش توزيع داخلى استوديو فاكس گفت: «حتى با وجود نام هاى بزرگ تابستان امسال، خيلى سخت مى شود مقايسه اى انجام داد.» قيمت متوسط هفت دلار بليت سينما و هزينه هاى ديگر گروهى را به فكر فرو برده كه شايد تماشاگران، ديگر مانند گذشته فيلم ديدن را كارى ارزان ندانند. گروهى نيز ناكامى هاى اخير را به ركود اقتصادى فراگير در آمريكا ربط مى دهند. دليل اين ناكامى هر چه باشد، از اول ۲۰۰۸ تاكنون انيميشن «هورتن صداى يك هو مى شنود» تنها فيلمى بوده كه در بازار آمريكا بيش از ۱۰۰ ميليون دلار فروخته است. فروش اين فيلم تا يكشنبه پيش به ۱۴۰ ميليون دلار رسيد. اين در حالى است كه تا اواسط آوريل ۲۰۰۷ فيلم هاى «۳۰۰»، «روح سوار»، «تيغه هاى افتخار» و «گرازهاى وحشى» از مرز ۱۰۰ ميليون دلار گذشته بودند. كاهش ۱۹ درصدى فروش فيلم ها در فصل بهار، در پى كاهش ۱۷ درصدى فروش زمستانى به نسبت سال ۲۰۰۷ حاصل شد و در شرايط فعلى احتمال تكرار ركورد چهار ميليارد دلارى تابستان پارسال بسيار دور از ذهن است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«مسافرخانه سعادت» در شبكه اول افتتاح مى شود
سرويس سينمايى: سياوش كردجان مشغول تدوين مجموعه تلويزيونى «مسافرخانه سعادت» به كارگردانى محمد رحمانيان است. سرپرستى فيلمنامه اين مجموعه كه گروهى به نگارش درآمده بر عهده رحمانيان است. داستان مجموعه نيز درباره رضا سعادت مدير يك مسافرخانه است. در مسافرخانه او اتاقى وجود دارد كه رضا آن را اتاق سعادت مى نامد و هر بار با آمدن مسافران تازه به اين مسافرخانه اتفاقى جالب در اين مكان مى افتد. مجموعه اپيزوديك «مسافرخانه سعادت» براى گروه خانواده شبكه اول تهيه مى شود و على عمرانى، هومن برق نورد، آشا محرابى، پرستو گلستانى، خسرو احمدى، افشين هاشمى، اشكان خطيبى، فروغ قجاملكى و رزيتا شيخ عليزاده در آن به ايفاى نقش پرداختند. پيش از اين رحمانيان مجموعه هاى «نيمكت» و «توى گوش سالمم زمزمه كن» را براى شبكه اول سيما كارگردانى كرده است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بازيگر بيل را بكش به كمدى « مادرى» پيوست
«اوما تورمن» بازيگر آثارى چون «بيل را بكش» (تارانتينو) در فيلم كمدى « مادرى» نقش آفرينى مى كند. به گزارش ايسنا پروژه سينمايى «مادرى» به كارگردانى «كاترين ديكمن» به توليد مى رسد. از ديگر بازيگران اين فيلم كمدى مى توان به «مينى دريور» و «آنتونى ادوارد» اشاره كرد. داستان فيلم درباره «مادرى» است كه در حال تدارك برگزارى جشن تولد دختر ۱۶ ساله اش مى باشد. او بايد با يكسرى اتفاقات خنده دار و با مزه پيش از خاموش كردن شمع توسط دخترش، دست و پنجه نرم كند. آنتونى ادوارد ايفاى نقش همسر «تورمن» را برعهده دارد و بنا به ا علام تهيه كنندگان اين فيلم، «مادرى» در ۲۵ جلسه فيلمبردارى در شهر نيويورك آماده ميكس خواهد شد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
هارولد لويد، خنده ماندگار سينماى صامت
|
|
|
اول ارديبهشت، صد و پانزدهمين سالگرد تولد هارولد لويد كمدين برجسته سينماى كلاسيك بود، او در كنار چاپلين و باستركيتون از برجسته ترين كمدين هاى سينماى صامت جهان به شمار مى رود. هارولد كلايتون لويد در سال ۱۸۹۳ميلادى در نبراسكا متولد شد و پس از مهاجرت خانواده اش به كاليفرنيا فرصت بازى در نمايش هاى كوچك را يافت و پس از مدتى در نخستين نقش سينمايى خود ظاهر شد. لويد بزودى با توماس اديسون و كمپانى توليد فيلم او و هال روچ كارگردان مشهور سينما مشغول به كار شد و به پركارترين و محبوب ترين كمدين هال روچ در نيمه دوم دهه نخست قرن بيستم بدل شد. همكارى او با هال روچ تا سال ۱۹۱۸و ساخت بيش از ۶۰فيلم كوتاه كمدى ادامه يافت. در اين سال لويد و هال روچ، شخصيت سينمايى هارولد را پديد آوردند، مرد عينكى سمپاتيكى كه درگير مشكلات روزمره زندگى است اما سر از ماجراهاى عجيب در مى آورد، اين شخصيت سينمايى كه در آن سالها براى اغلب تماشاگران سينماى آمريكا شناخته شده بود به زودى به محبوبيت فراوانى رسيد و توانست جايگاه هارولد لويد را تا حد چاپلين ارتقاء دهد. موفقيت فيلم هاى او در همين سال، سبب تثبيت اين شخصيت سينمايى شد. شخصيتى كه در تاريخ سينما با نماهايى به ياد ماندنى همچون آويزان شدن از عقربه هاى ساعت بالاى يك خيابان در فيلم ايمنى در آخر ثبت شده است. هارولد لويد اغلب عمليات بدل كارى در فيلمهايش را كه شامل صحنه هاى خطرناكى هم بودند خود انجام مى داد كه بارها منجر به مصدوميتش شد و حتى در فيلم اشباح شكار شده دو انگشت شصت واشاره اش را بر اثر انفجار بمب از دست داد كه از آن پس ناچار به پوشيدن دستكشى مخصوص شد.به گزارش ايرنا پس از موفقيت در توليد فيلم هاى بلند، هارولد لويد از روچ جدا شد و از سال ۱۹۲۴خود مستقلا تهيه كنندگى و كارگردانى فيلمهايش را برعهده گرفت. اين اتفاق در زمانى افتاد كه سينماى ناطق در حال تغيير دادن سنت سينماى كمدى بود و هارولد لويد نيز با فيلم هايى كه تلفيقى از شيوه هاى كمدى هاى سينماى صامت و فيلم ناطق بود وارد اين عرصه شد و توانست به موفقيت برسد. فيلم هاى لويد چون پنجه گربه، اول پاها و پر سرعت با موفقيت بسيار زيادى روبه رو شدند. اما هارولد در آغاز دهه چهل به تدريج از سينما كناره گرفت و در سال ۱۹۴۷خود را كاملا بازنشسته كرد. وى پس از بازنشستگى به فعاليت هاى خيرخواهانه به ويژه براى كودكان معلول مشغول شد و يكى از فعال ترين مؤسسه هاى خيريه براى كمك به كودكان معلول را تأسيس كرد. در طول دوران بازنشستگى از سينما وى نه تنها در زمينه عكاسى بلكه مطالعات مربوط به سينماى سه بعدى و تكنيك هاى رنگى در سينما نيز فعال بود، برخى از عكس هاى او از بازيگران و مدل ها از جمله عكس هايش از مرلين مونرو پس از مرگ اين بازيگر بسيار شهرت يافتند. در اوايل دهه شصت او دو فيلم از مجموعه فيلم هايش با نام هاى دنياى كمدى هارولد لويد و سوى مسخره زندگى تهيه كرد. نمايش اين دو فيلم سبب جلب توجه دوباره به فيلم هاى لويد و چاپ نقدهاى مثبت بسيارى درباره فيلم هاى او در مطبوعات شد. پس از مرگ وى در سال، ۱۹۷۱حقوق انحصارى فيلم هايش در اختيار كمپانى تايم لايف قرار گرفت كه برخى از آنها در مجموعه تلويزيونى هارولد روى آنتن رفت كه در بسيارى از كشورها از جمله ايران پخش شد. هارولد لويد در سال ۱۹۵۲اسكار افتخارى آكادمى را براى استادى در سينماى كمدى و شهروند خوب بودن دريافت كرد. اين كمدين برجسته سينماى جهان ۲۰اسفند سال ۱۹۷۱ميلادى در سن ۷۷سالگى درگذشت.
|
|
|
|
|
|
|
|