سرويس گردشگرى: براى بشرى كه در دنياى باستان مى زيست، هرچيزى يا مقدس بود يا نامقدس، يا جزو توتم ها قلمداد مى شد يا جزو تابوها، يا در حريم ها قرار مى گرفت يا در حرم ها، يا فضيلت محسوب مى شد يا رذيلت، مبارك بود يا نحس و بالاخره يا خير بود يا شر. «ميرچا الياده» معتقد است كه «انسان غيرمذهبى وجود ندارد». اين اعتقاد وى از اين جا ريشه مى گيرد كه در درون هر انسانى گونه اى از اعتقادات مذهبى را مى توان مشخص كرد، اعتقاداتى كه يا به صورت آگاهانه است يا ناخودآگاه. مذهبى كه ميرچا الياده به آن اشاره دارد، لزوما همان تصورى نيست كه در ذهن امروزى ما شكل گرفته، بلكه گونه اى از باورها و آيين ها و نمادها و گاهى تركيبى از همه آن هاست. به اين ترتيب مى توان ابعاد گوناگون باورهاى مذهبى را در لحظه به لحظه تاريخ و در تمامى تمدن ها مشاهده و پى گيرى كرد. از اين ميان برخى از فرهنگ ها را مى توان مذهبى تر قلمداد كرد. ايران يكى از آن مذهبى ترين هاست. با يك نگاه دقيق مى توان نمود مذهب و تقدس، با آن مفهومى كه اشاره شد را در ميان ايرانيان از ديرباز تاكنون مورد بررسى قرار داد، كه اين نوشتار به اندكى از آن بسيار مى پردازد: از آن زمانى كه فريدون بهترين قسمت زمين، مركز جهان، ايران را به ايرج داد، مرز و «جغرافياى مقدسى» در ذهنمان شكل گرفت كه به نام ايران مى شناسيمش. اين ناف دنيا بودن و در مركز جهان واقع شدن به خودى خود از «نمادهاى تقدس» به شمار مى رود. (بشر همواره خود را در مركز دنيا حس مى كرده و خانه و شهر و كشورش را در اين مهم ترين بخش از دنيا تصور مى كرده است) و از آن هنگامى كه جمشيد نوروز را جشن گرفت و هوشنگ آتش را شناخت و جشن سده را برگزار كرد و هم از آن شب طولانى در شب چله كه ايزد مهر به دنيا آمد، ايرانى مفهومى را مى شناسد كه امروزى ها «زمان مقدس» مى نامندش. اين هر سه را ما امروز جشن مى گيريم و «باورهاى مقدسى» نسبت به آن ها داريم. به طور مثال، اتفاق نوروز به عنوان يك باور مقدس در زمانى مقدس چنان كاربرد دارد كه در باورهاى اسلامى هم، آفرينش دنيا همگام با آن قلمداد مى شود. در آن جغرافياى مقدسى كه ذكر شد، «كوه هاى مقدسى» وجود دارند كه حتى مورد ستايش قرار مى گيرند. در اوستا آمده است: «كوه هاى آب ريزان را مى ستاييم و مى ستاييم ستيغ كوهى را كه تو بر آن روييدى.» در رابطه با تقدس كوه ها در ايران بد نيست اضافه كنيم كه كوه «اوشيدرنه» در كنار درياچه كيانسه جايگاه وحى اهورامزدا به زردشت انگاشته مى شود. برحسب معتقدات ايرانيان باستان، كوه مقدس البرز در ميانه زمين واقع و به آسمان پيوسته است. الوند، البرز، بيستون، سبلان، كوه رحمت در تخت جمشيد، تانگرى داغ (كوه خدا) در استان گلستان و.. . از كوه هاى مقدس ايران به شمار مى روند. در ميان دشت هاى اين سرزمين گياهان و درختانى ريشه دوانيده اند كه همواره برايمان تقدس داشته اند. گاهى، اين «گياهان مقدس» آن چنارهاى كهن سالى هستند كه در كنار مزار امامزاده ها روييده اند، و يا آن سروهايى هستند كه نماد جاودانگى اند و حتى در طرح بته جقه در فرش ايرانى به نمايش در آمده اند، فرشى كه خود تداعى گر باغ ايرانى و آن باغ خود نمادى از بهشت است. سرو چنان با معتقدات ما گره خورده كه دسته گلى كه به مناسبت تسليت فرد فوت كرده به خانواده اش تسليم مى كنيم، به شكل سرو آراسته مى شود. نخل و گل نيلوفر نيز از ديگر گياهان مقدسى هستند كه همواره در باور ايرانى ما وجود دارند. آدميان سرزمينى كه ايران نام دارد، هزاران «باور مقدس» دارند، بلكه بيشتر. تكه نان افتاده بر زمين را مى بوسند و به كنارى مى گذارند، براى آمدن باران نذر مى كنند و براى قنات عروسى مى گيرند، شست و سه سالگى اشان (سن پيامبر) را جشن مى گيرند، در هنگام بيمارى خود را به ضريح امامان مى بندند و مراسم «شفاى مقدس» برگزار مى كنند، با آيين «گواتى» نيروهاى اهريمنى را مى رانند و براى دفع شر «زار» برگزار مى كنند. اين آدميان ايرانى قربانى مى كنند و بر بدنشان گل مى مالند و نخل مى گردانند و تعزيه مى خوانند و.. . «معمارى مقدس» را هم در ايران سراغ داريم. اصولا معمارى در زمره «هنرهاى مقدس» است. خانه ايرانى مقدس است، بايد نعلين از پا بيرون كنى و سپس با كسب اجازه داخل شوى. اين خانه براى خود حريم دارد، اندرونى دارد. ايرانى، كاروانسرا و مسجد را هم شبيه به خانه خود مى سازد. در داخل همه آن ها به گونه اى يك باغ طراحى مى كند. باغ ايرانى. باغى كه بهشتى زمينى را تداعى مى كند. «باغ مقدس». در اين باغ، رودها در مركز (مركز بهشت) به هم مى پيوندند. مركز باغ ايرانى، محل تجلى آب است، چنان كه از مركز بهشت هم رودخانه ها جارى مى شوند. اطراف باغ ايرانى ديوار كشيده شده و در نقشه هايى كه از بهشت وجود دارد، مى بينيم كه بهشت هم توسط ديوارها احاطه شده است. اين يك حقيقت است كه بيشتر فرهنگ ها، لغت به معناى «بهشت» را از لغتى ايرانى برداشت كردند.به عبارت ديگر، لغت «پراديزيس» يونانيان از «پايرى دئزه» ايرانى آمده است. «پرديسو» در زبان اكدى، «پردس» در عبرى و «پاردس» ارمنى نيز از همين كلمه اوستايى ايرانى آمده است. بعدها كلمه «فردوس» كه دو بار هم در قرآن آمده از دين يهود و از زبان عبرى به اسلام رسيد. فردوس هم كه بنا بر اظهار دهخدا به معنى «بهشت» و «بهترين جاى در بهشت» است از نظر مفسران قرآن معنى باغ و بستان مى دهد. گويا واژه باغ در زبان پهلوى به همين شكل «bagh»، به كار برده شده و در زبان ايرانى باستان هم با تلفظ «baga» به معنى بخش، تقسيم و زمين زير كشت است، كه البته بى ربط با واژه بغ (bagh) به معنى خدا، نيست. در پديد آمدن معمارى مقدس در ايران مى توانيم اضافه كنيم كه معبد چغازنبيل كه به گونه اى تداعى كننده كوه است و همچنين مجموعه تخت جمشيد و تخت سليمان كه هر دو بر روى بلندى بنا شده اند، تقدس داشته اند، چنان كه آتشكده ها نيز بر بلندى واقع شده اند و مقدس بوده اند، به همين جهت نيز بعدها مساجد جامع بر روى آن ها ساخته شدند. «اماكن مقدس» به خودى خود مقدسند و كمتر اتفاق افتاده كه اديان مختلف با تقدس اماكن در دين ديگر، مخالفتى نشان دهند، چه بسيارند مساجدى كه بر روى آتشكده ها و كليساها بنا شدند و معابدى بودايى اى كه روزگارى به عنوان معابد مانوى ها مورد استفاده قرار گرفته بودند. يا به طور واضح اورشليم امروزه مورد احترام و پرستش سه دين يهوديت، مسيحيت و اسلام است.
تهيه نسخه اى متفاوت از متن دست نويس كتيبه بيستون
يك محقق زبان هاى باستانى گفت: با كمك پايگاه ميراث فرهنگى بيستون، نسخه اى متفاوت از متن دست نويس كتيبه كوه بيستون كه جريان به پادشاهى رسيدن داريوش را از سال نخست آن دارد، تهيه مى شود. عبدالمجيد ارفعى در گفتگو با ايسنا، ادامه داد: براساس عكس هاى فتوگرامترى، ديجيتالى و ليزرى كه پايگاه ميراث فرهنگى بيستون قرار است از كوه بيستون تهيه كند، نسخه اى متفاوت از نسخه هاى چاپ شده گذشته اين كتيبه تهيه مى شود. وى بيان كرد: در سال ۱۸۴۷ ميلادى متن فارسى باستان و در سال ۱۸۵۱ ميلادى متن بابلى و سال ۱۸۵۷ متن ايرانى نخستين كتيبه خط ميخى با حروف تايپى و كليشه اى خوانده و چاپ شده اند. اين محقق زبان هاى باستانى اظهار داشت: تلاش مى كنيم، اگر امكان آن فراهم شد، اين نسخه را به صورت دست نويس و مطابق آنچه روى متن است، بر كاغذ پياده كنيم تا در يك كتاب همراه با حروف نويسى، آوانويسى و ترجمه واژه نامه اش به محققان ارائه شود. او درباره اين سنگ نوشته توضيح داد: كوه بيستون يك سنگ نوشته بزرگ دارد كه به عنوان كليد همه خط هاى ميخى دنيا مورد استفاده است. در اين سنگ نوشته جريان به پادشاهى رسيدن داريوش از سال نخست پادشاهى و از زبان او مطرح شده است. ارفعى افزود: دكتر قريب در بخش فارسى باستان اين متن، به كمك من مى آيد و بخش هاى ايلامى و بابلى آن را خودم كار مى كنم. همچنين چاپ دوم فرمان كوروش بزرگ نيز درحال تهيه است كه در روزهاى آينده به پايان مى رسد.
رقابت ۳ اثر تاريخى براى جهانى شدن
بافت تاريخى شهر يزد، مجموعه شيخ صفى و بازار تاريخى بزرگ تبريز رقابت خود را براى ثبت در فهرست آثار جهانى يونسكو در سال ۲۰۱۰ را آغاز كردند. اين آثار يك سال وقت دارند تا پرونده خود را كامل كنند. سازمان ميراث فرهنگى پس از بررسى پرونده يكى از اين سه محوطه را به يونسكو به عنوان يازدهمين اثر ايرانى معرفى مى كند. كارشناسان سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى وگردشگرى فعاليت هاى خود را براى آماده سازى پرونده جهانى شدن بافت تاريخى يزد، مقبره شيخ صفى اردبيل و بازار تاريخى تبريز براى ثبت در فهرست آثار جهانى آغاز كردند. آماده ترين پرونده يازدهمين نامزد ايران براى ثبت در فهرست آثار جهانى يونسكو در سال ۲۰۱۰ است. بازار قديم تبريز كه از آن به عنوان بزرگترين و وسيع ترين مجموعه مسقف و به هم پيوسته جهان ياد مى شود، شبكه اصلى و قلب شهر تبريز به شمار مى رود و نقش عمده اى در بافت شهر دارد. «بهروز عمرانى» مسئول تهيه پرونده جهانى شدن بازار تبريز در گفتگو با ميراث خبر از انتخاب اين سه محوطه براى آماده شدن تا سال ۲۰۱۰ از سوى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كشور خبر داد. وى گفت: «تهيه حريم و عرصه بازار تاريخى، جمع آورى اسناد و مدارك تاريخى موجود، سابقه گزارش هاى مرمت ده سال گذشته، برنامه هاى كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت و مصالح شناسى و كتاب شناسى از جمله برنامه هاى در دست اجرا براى تهيه پرونده جهانى شدن بازار تبريز (بزرگترين بازار تاريخى مسقف جهان) است.» درحال حاضر مهمترين مسأله براى تهيه پرونده جهانى شدن بازار مسقف تبريز تهيه نقشه هاى دقيق اين بازار است. بازار تبريز كه بزرگترين بازار مسقف تاريخى جهان است يك كيلومتر مربع وسعت و ۸ هزار واحد تجارى دارد. عمرانى تهيه دقيق نقشه هاى بازار تبريز را مستلزم همكارى و هم سويى مسئولان شهرى و همكارى انجمن بازار تبريز دانست.
كشف نقش برجسته اى ۲ هزار ساله در فارس
سرپرست كاوش هاى باستان شناسى محوطه پشت سد سلمان فارسى، از كشف نقش برجسته دوره فرا هخامنشى مربوط به ۲۲۰۰سال پيش در جريان عمليات كاوش هاى باستان شناسى اين محوطه در استان فارس خبر داد. به گزارش ايرنا، عليرضا جعفرى زند افزود: اين نقش برجسته منحصر به فرد با فاصله يك كيلومترى از كارگاه هيأت باستان شناسى اين محوطه روى يك تخته سنگ صاف كه شخصى را در حال تيراندازى نشان مى دهد، كشف شد. وى اظهار داشت: لباس شخصى كه در اين نقش برجسته ديده مى شود شبيه لباس هاى دوره هخامنشى است و اين نشان مى دهد كه در دوره فرا هخامنشى هنوز سنت هاى دوره هخامنشى وجود داشته است. جعفرى زند تصريح كرد: به خاطر تغييراتى كه اين نقش برجسته نسبت به دوره هخامنشى داشت متوجه شديم كه اين مربوط به دوره فرا هخامنشى است. به گفته وى، تمام گروه هايى كه در اين محوطه در سال هاى گذشته تحقيق كرده اند، براين باورند كه اين منطقه جزء مناطق فرا هخامنشى است. اين كارشناس باستان شناسى افزود: از آثارى كه در اين محوطه پيدا كرديم متوجه شديم كه اين منطقه قلمروى خاندان هخامنشى بوده كه در زمان اسكندر بارها با لشكريان اسكندر جنگيدند.
همايش «پاسداشت يادمان هاى تاريخى» در دانشگاه كاشان برگزار شد
همايش «پاسداشت يادمان هاى تاريخى» به مناسبت روز بناها و محوطه هاى تاريخى كشور در دانشكده هنر و معمارى دانشگاه كاشان برگزار شد. موسس و مدير مسئول خانه هنرمندان كاشان گفت: هنر معمارى همواره برترين جلوه بيان فرهنگ و تمدن يك منطقه بوده است. به گزارش ايرنا، «على اكبر حلى» در اين همايش افزود: معمارى نوعى تقويم فيزيكى است كه بيننده را با معنويت و شخصيت انسانها آشنا مى كند. وى با بيان مطالبى پيرامون ارزشهاى پايدارى در بافت كهن كاشان اضافه كرد: نبايد تجربه و قدمت دو هزار ساله معمارى را ناديده بگيريم و بايد از ارزشهاى قديم در معمارى امروز استفاده كنيم. حلى، از جمله ويژگيهاى معمارى قديم را تركيب و پيوستگى، بافت، حرمت و حجاب، درونگرايى معمارى و عشق معمار در ايجاد بنا عنوان كرد. طراح، مجرى و ناظر پروژه هاى فرهنگى ومجرى طرح استحكام بخشى خانه تاريخى «تهامى» نيز در اين همايش در مورد پايدارى علمى و عملى بناى تاريخى در برابر زلزله مطالبى بيان كرد. «شعله بلوچ» ويژگيهاى مهم يك طرح مقاوم سازى را علمى بودن آن، قابل اجرا بودن با نيروى كارى موجود و ابزار معمول و مهمتر از همه حفظ و جلوگيرى از آسيب ديدن بنا ذكر كرد. در اين همايش كه از سوى دانشگاه كاشان با همكارى اداره ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى اين شهرستان برگزار شد، مواضع انجمن علمى معمارى سنتى دانشكده معمارى و هنر دانشگاه كاشان پيرامون چالشهاى موجود در مسير مرمت معمارى بافتهاى كهن در بيانيه اى ارائه شد. در اين همايش جمعى از مسئولان و استادان دانشگاه كاشان و اداره ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى حضور داشتند.
روستاها مهمترين جاذبه هاى گردشگرى يزد
رئيس سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان يزد گفت: روستاهاى اين استان به دلايل گوناگون از جمله بافت معمارى سنتى، نظام اجتماعى و طبيعت جذاب، مهمترين جاذبه هاى گردشگرى محسوب مى شود. به گزارش ايرنا« عزيزالله سيفى» در جلسه كارگروه گردشگرى استان بر توسعه گردشگرى روستايى و «اكوتوريسم روستايى» تأكيد كرد. وى افزود: يكى از گامهاى اساسى در جهت ارتقاء توسعه هر منطقه اى استفاده بهينه از تمامى امكانات و منابع آن با مديريت علمى و به كار بردن پژوهش هاى محققان در زمينه هاى «اكوتوريسم يا بوم گردى روستايى» است. سيفى ادامه داد: توسعه اكوتوريسم در مناطق روستايى و كويرى، حمايت از فعالان طبيعت گردى، ترويج فرهنگ پژوهش و تحقيق در راستاى طبيعت گردى، در رونق اين صنعت نقش موثرى دارد. وى افزود: استان يزد با تاريخى كهن، داراى بافت تاريخى با ارزش، يكدست و دست نخورده و اماكن فرهنگى تاريخى متفاوتى منطبق با سليقه هاى گوناگون است كه اين امر موجب جذب بيشتر توريست است. «عباس توكلى» مدير عامل شركت توسعه ايرانگردى و جهانگردى استان يزد نيز در اين جلسه در خصوص طرح ها و زيرساختهاى صنعت گردشگرى كه مصوب هيأت دولت به استان يزد است، گفت: تجهيز كردن اين زير ساخت ها در توسعه صنعت گردشگرى استان نقش موثرى دارد. در اين جلسه كليات اجراى طرح «مزرعه قبله» كه توسط بخش خصوصى براى ايجاد مركز گردشگرى رفاهى در مسير يزد - تفت ارائه شده بود و ايجاد ۳۰سرويس بهداشتى بين محورهاى گردشگرى استان مورد تصويب كار گروه گردشگرى قرار گرفت. استان يزد داراى ۲۱منطقه نمونه گردشگرى است كه در نقاط مختلف روستايى استان قرار دارد.
كشف يك گور ايلامى در حفارى هاى غيرمجاز شوش
سخنگوى انجمن دوستداران ميراث فرهنگى خوزستان (تاريانا) اعلام كرد: يك گور ايلامى در نتيجه حفارى غيرمجاز در شوش كشف شده است. مجتبى گهستونى در گفتگو با ايسنا، اظهار داشت: براثر حفارى غيرمجاز در دامنه غربى شهر صنعتگران شوش، يك گور ايلامى كشف شده كه شبيه گورهاى موجود در محوطه باستانى هفت تپه است. وى ادامه داد: اين گور طاق و آجرهايى در ابعاد ۳۳*۳۳ سانتى متر دارد و از آنجا كه ايلامى ها همراه با مردگان خود اشيايى را دفن مى كردند، احتمال دارد كه اشياى قيمتى نيز در اين گور بوده باشد كه به سرقت رفته اند و فقط مشتى استخوان در گور باقى مانده است. او تصريح كرد: متأسفانه اداره ميراث فرهنگى شوش و يگان حفاظت از انتشار اين خبر خوددارى كرده اند. گهستونى توضيح داد: تعيين حريم محوطه ۴۰۰ هكتارى شوش ناتمام مانده و اين مسأله سبب تشديد تعرض ها به اين منطقه شده است. اين تعرض ها شامل حفارى هاى غيرمجاز، ساخت وساز املاك، ساختمان پيش دانشگاهى، ساخت ترمينال و احداث ۱۲ تيرك دروازه فوتبال هستند. يكى از كارشناسان حوزه ميراث فرهنگى نيز با تأييد اين خبر، تصريح كرد: اين اتفاق به حدود پنج ماه پيش و شايد هم حدود يك سال پيش مربوط مى شود. در واقع، آنچه از اين حفارى غيرمجاز در محل داريم، تكه هاى شكسته تابوت و يك آرامگاه نيمه خراب است، مانند آنچه در هفت تپه بود. وى ادامه داد: اين كه داخل اين آرامگاه چه بوده و اين كه آيا ايلامى بوده است يا خير را به طور قطع و يقين نمى توان گفت و چيزى به شكل دقيق مشخص نيست؛ ولى براساس تكه هاى تابوت سفالى كه باقى مانده اند، ممكن است كه اين گور ايلامى يا پارتى بوده باشد. به گفته او، پس از اين حفارى غيرمجاز، يگان حفاظت اداره ميراث فرهنگى شوش منطقه را زير پوشش خود قرار داده است.