نسخه
PDF
شماره ۵۵۸۰ - ۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - - ۲۳ آوريل ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
عراق و نشست همسايگان در كويت
088224.jpg
«همزمان با برگزارى كنفرانس كشورهاى همجوار عراق كه در كويت برگزار مى شود، كاندوليزا رايس بار ديگر در منطقه حضور يافته اما اين بار نه براى حمايت از روند صلح ميان اسرائيل و فلسطين بلكه براى بررسى تلاش شكست خورده آمريكا در عراق و بهبود اوضاع امنيتى اين كشور.» به گزارش ايسنا پاتريك سيل، تحليلگر روزنامه الحيات -چاپ لندن- در تحليلى تحت عنوان «زمان آن رسيده كه مقامات كشورهاى همجوار عراق حس رهبرى خود را نشان دهند» مى نويسد: «كنفرانس بين المللى كشورهاى همجوار عراق كه در كويت برگزار مى شود زمينه اى است براى قانع ساختن كشورهاى همجوار عراق جهت برقرارى امنيت در كشور ناامن عراق. در واقع اين كنفرانس بايد بسترى را براى جبران اشتباهات آمريكا در عراق فراهم كند.» اين تحليلگر مى نويسد: «كنفرانس هاى بين المللى نظير اين كنفرانس، پيش از اين نيز در شرم الشيخ و استانبول برگزار شده كه هر دو ناموفق بوده اند؛ چرا كه تا زمانى كه آمريكا به تهديد و تحريم ايران ادامه مى دهد و سعى در نابودى اقتصاد اين كشور دارد مسلما نمى تواند از ايران انتظار همكارى در مشكلاتش در عراق را داشته باشد، در اين صورت انتظار آمريكا از ايران كاملا نابجا است. در واقع جورج بوش، رئيس جمهور آمريكا با اظهارات تند خود در طول دوران رياست جمهورى اش نابودى هاى بسيارى به بار آورده است كه همواره براى فرار از اشتباهاتش در عراق، القاعده را پيش كشيده است. در حاليكه القاعده تا قبل از جنگ آمريكا عليه عراق در اين كشور حضور نداشت در واقع جنگ عراق و اشغال اين كشور فرصتى را براى القاعده فراهم كرد تا در عراق حضور مستحكمى داشته باشد. مشكل القاعده در عراق تنها با خروج آمريكا از اين كشور حل مى شود. آمريكا همچنين با جنگ عليه عراق، ايران را تبديل به كشورى قدرتمند درمنطقه  كرد و اكنون نمى تواند از اين واقعيت فرار كند.» اين تحليلگر نابودى توازن داخلى ميان اهل سنت، شيعيان و كردهاى عراق را از پيامدهاى جنگ عراق توصيف كرده و مى نويسد: «توازن منطقه و داخلى در عراق تنها در صورت خروج نيروهاى آمريكايى از عراق و توقف دخالت هاى آ مريكا در اين كشور قابل بازگشت است. ايجاد عراقى امن و متحد به نفع كشورهاى همجوار عراق نظير تركيه، ايران، عربستان، اردن، سوريه و ديگر كشورهاى خليج فارس است. در شرايط كنونى اين كشورها بايد اختلافاتشان را كنار بگذارند و حس رهبرى واقعى شان را نشان دهند.» وى مى افزايد: «زمان  آن رسيده است كه كشورهاى منطقه خود درخصوص سرنوشت منطقه تصميم بگيرند و به مسئوليت هايشان عمل كنند. لذا برگزارى كنفرانس درباره عراق جهت تحقق اين امر بسيار ضرورى است. اين كشورها نبايد به كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا اجازه دخالت در امور منطقه را بدهند.» پاتريك سيل در ادامه تحليل خود درباره مسايلى كه بايد فورا توسط كشورهاى همجوار عراق بررسى شود، مى نويسد: «آمريكا نيازمند يارى كشورها جهت خروج منظم و هماهنگ از باتلاق عراق بر اساس تعيين جدول زمانى دقيق است. اين مسأله مستلزم مذاكرات آمريكا با ايران و سوريه است نه انزواى اين دو كشور. واشنگتن بايد كشورهاى منطقه را در زمينه دفاع از منافع قانونى اش در عراق و سراسر منطقه خليج فارس قانع سازد. نكته دوم و مهمى كه بايد در كنفرانس كويت بررسى شود پايان درگيرى ها ميان ارتش المهدى و نيروى امنيتى عراق و مذاكرات درخصوص مشاركت در روند سياسى است. اگر همچنان شيعيان بر دولت تسلط داشته باشند بايد به اهل سنت نيز جايگاه مشخص در نظام جديد سياسى داده شود. البته اين مسأله نيز نيازمند دخالت ديپلماتيك عربستان، ايران و ديگر كشورهاى همجوار عراق است.» اين تحليلگر در ارزيابى ديگر مسايل مورد بحث عراق در كنفرانس كويت به وضعيت كردهاى عراق اشاره مى كند و مى گويد: «بايد كركوك به كردهاى عراق داده شود و آنها همچنان از نظام خودمختار فعلى برخوردار باشند، مشروط بر اينكه تحت امر دولت مركزى عراق باشند و درصدد استقلال برنيايند، البته اين مسأله مستلزم دخالت تركيه است. تقسيم درآمدهاى نفتى ميان خانواده هاى عراقى، ديگر اولويت اين كنفرانس است.اين مسأله نيز مستلزم حمايت موسسات و سازمان هاى جهانى است.» پاتريك سيل درباره بازسازى عراق مى نويسد: «اقامت دو ميليون آواره عراقى مسئوليت مهم ديگر كشورهاى همجوار عراق است و كشورهاى حوزه خليج فارس بايد به سرمايه گذارى در اين زمينه بپردازند تا مانع كشيده شدن بى ثباتى عراق به كشورهايشان شوند. اگر آمريكا خواهان نابودى تندروى ها است، بايد دست از كشتار مسلمانان در عراق و افغانستان و جنگ گسترده اش عليه تروريسم بردارد. آمريكا ناگزير است براى جبران اشتباهاتش دست از تلاش نظامى، تك روى و پيش دستى كه از هفت سال پيش تاكنون در پيش گرفته، بردارد.» در انتهاى اين تحليل آمده است: «بوش با كشتار ده ها هزار عراقى تنها كشور عراق را نابود نكرده؛ بلكه آبرو و وجهه خودش را از بين برده و براى ارتش آمريكا مشكلات جبران ناپذيرى را ايجاد كرده و خود را در مشكلات مالى داخلى غرق كرده است؛ لذا رئيس جمهور آينده آمريكا بايد در ريشه هاى سياست آمريكا در قبال كشورهاى عربى و اسلامى بازنگرى كند؛ اما انجام تحقيقات صريح و روشن در نحوه عملكرد افراد و كشورهايى كه آمريكا را به جنگ وا داشتند، از مستلزمات اين بازنگرى است.»
عراق پنج سال بعد از سقوط صدام حسين
اما خبرگزارى دويچه وله در تحليلى از جنگ عراق آورده است.تا به امروز پايان جنگ عراق هرگز بطور رسمى اعلام نشده است. به همين جهت روز نهم آوريل، روزى كه مجسمه بزرگ صدام حسين در مركز بغداد به پايين كشيده شد، بطور نمادين به عنوان روز سقوط رژيم سابق عراق تعيين گرديده است.
نهم آوريل سال ۲۰۰۳ ميلادى: در مقابل دوربين هاى تلويزيونى در مركز بغداد مجسمه بزرگ صدام توسط عراقى ها و نيروهاى آمريكايى به زير كشيده مى شود. تقريبا سه هفته بعد از شروع جنگ عراق سربازان آمريكايى به مركز بغداد رسيده اند. از اين تاريخ رژيم ديكتاتورى صدام كنترل پايتخت را بطور قطعى از دست داد. اين موضوع باعث تعجب همسايگان عراق نيز شد كه چطور همه چيز با سرعت پيش رفت. دولت آمريكا پيروزى خود را اعلام كرد، اگرچه همزمان به سربازان آمريكايى اعلام شد كه هنوز جنگ به پايان نرسيده است. در اين زمان ديك چنى، معاون رئيس جمهور آمريكا اظهار داشت: «در بغداد ما امروزتوانستيم شاهد سرنگونى قدرت خشن دولتى باشيم. خيابان ها مملو از مردمى است كه جشن گرفته اند. اگرچه هنوز مقاومت هايى از سوى نيروهاى دولتى در گوشه و كنار به چشم مى خورد، به نظر نمى آيد كه آن ها داراى نيروى موثرى باشند.» تصور ديك چينى از دوران بعد از سرنگونى صدام در عراق چنين بود: نيروهاى آمريكايى فقط بايد تا زمانى در عراق باقى بمانند كه واقعا حضورشان ضرورى است: «من اميدوارم كه كه مردم منطقه بتوانند در آينده اقدامات بعدى ما در اين كشور را مورد قضاوت قرار دهند. ما مى خواهيم هرچه سريعتر دولتى دموكراتيك و توانا در عراق مستقر گردانيم. ارتش ما بايد هرچه سريعتر از عراق خارج شود. ما قدرت تصاحبگر در اين كشور نيستيم.» در آن زمان جورج دبليو بوش، رئيس جمهور آمريكا نيز اين موضوع را مورد تصديق قرار داد كه نيروهاى آمريكايى بزودى از عراق خارج خواهند شد. او خطاب به مردم عراق گفت: «همه خلق هايى كه در كشور شما زندگى مى كنند، كردها، شيعيان، سنى ها و بقيه از تعقيب و آزار وحشتناكى كه تحت فشار آن بودند، رها خواهند شد. كابوسى كه صدام در كشور شما ايجاد كرده بود، بزودى به پايان خواهد رسيد. شما مردم خوب و با استعدادى هستيد و وارثان تمدنى بزرگ كه به فرهنگ جهانى كمك رسانده است. شما شايسته داشتن دولت بهترى از دولتى ديكتاتور، رشوه خوار و شكنجه گريد. شما بايد بتوانيد آزاد زندگى كنيد و من به همه عراقى ها اين اطمينان را مى دهم كه به زودى آزاد خواهند شد.» حال پنج سال از اين تاريخ سپرى شده است. صدام دستگير، محاكمه و در پايان سال ۲۰۰۶ ميلادى اعدام شد. اما تصوير امروزين عراق همچنان نااميد كننده است. ارتش آمريكا به همراه نيروهاى نظامى كشورهاى متحدش به حضور خود در عراق ادامه مى دهند. در مجموع ۳۰۰ هزار سرباز در اين كشور بسر مى برند كه ۲۵۰ هزار تن آنان آمريكايى اند. تا بحال بيش از ۴۳۰۰ سرباز آمريكايى و بنا به تخمين هايى كه زده مى شود ده ها هزار غير نظامى در عراق كشته شده اند. تنها بعد از رسوايى شكنجه زندانيان عراقى در زندان ابوغريب بود كه بوش اظهار داشت، ديگر محل هايى وجود نخواهند داشت كه در آن زندانيان عراقى شكنجه شوند.
ازبكستان جاى «گازپروم» را تنگ مى كند
088251.jpg
روابطى كه اخيرا كمپانى «گازپروم» روسيه تلاش مى كند كه به طور برنامه ريزى شده با چين برقرار كند به احتمال قوى هدر دادن زمان و هزينه است. چندى پيش معلوم شد كه ازبكستان و چين مؤسسه مشتركى تحت عنوان Asia Trans Gas تشكيل داده اند كه هدف آن احداث خط لوله گاز براى انتقال گاز تركمنستان و ازبكستان به چين است. به اعتقاد كارشناسان طرح آسيايى مذكور مى تواند جايگاه كمپانى گازى روسيه را در بازار گازى چين به مخاطره اندازد. كمپانى «ازبك نفت و گاز» و كمپانى ملى انرژى چين «China National Petroleum Corporatio» قصد دارند كه شاهرگ هاى جديد گازى را تا آخر سال جارى تأييد كنند. حجم سرمايه گذارى و منابع سرمايه گذار از سوى طرفين تا اول ژوئن سال جارى تعيين خواهد شد. اما قرار است كه اولين مناقصه صدور تجهيزات و امور اجرايى طى هفته هاى آينده تعيين گردد. بخش خط لوله مذكور كه از ازبكستان عبور مى كند قسمتى از طرح جهانى انرژى تحت عنوان «خط لوله گازى آسيا» خواهد بود كه چين را با تركمنستان، ازبكستان و قزاقستان مرتبط خواهد ساخت. ارزش محاسبه شده اين طرح در حدود ۶ ۷، ميليارد دلار تخمين زده مى شود. تا سال ۲۰۲۰ فدراسيون روسيه اميدوارست كه سالانه در حدود ۷۰ درصد ميليارد متر مكعب گاز به چين صادر كند. اين حجم اجازه مى دهد كه گاز پروم تا ۷۰% از نيازهاى چين به منابع خام خارجى را تأمين كند. صادرات مذكور بايد از طريق دو خط لوله «آلتاى» (۳۰ ميليارد متر مكعب) و خط لوله انتقال گاز شرق (۳۸ ميليارد متر مكعب) منتقل شوند. آغاز احداث خط لوله آلتاى از سوى كمپانى روسى در اوائل سال ۲۰۰۸ برنامه ريزى شده بود و آغاز صادرات از طريق آن براى سال هاى ۲۰۱۱-۲۰۱۲ در نظر گرفته شده است.به گزارش نووستى، اما زمان تعيين بهاى گاز مذاكرات به بن بست رسيد. نمايندگان طرف چينى اعلام كرده بودند كه ۱۰۰ دلار به ازاى هر متر مكعب آخرين رقمى خواهد بود كه آنها درباره آن به مذاكرات ادامه مى دهند كه از سوى طرف روسى اين مبلغ مضحك ناميده شد چرا كه تا سال ۲۰۱۲ گاز روسى گرانتر از ارزش امروزى نيز خواهد رسيد. كارشناسان از پيش بينى آنكه چه زمان در اين زمينه طرفين سازش خواهند كرد، خوددارى مى كنند. چرا كه براى چين تحويل گاز از روسيه مهم است اما مسأله اصولى نيست. چين با برخوردارى از ذخاير هنگفت ذغال سنگ و پتانسيل استفاده نشده عظيم انرژى آبى، توان هاى مولد برق خود را بدون وابستگى به گاز روسيه توسعه مى دهد. در همين حال در ۵  تا۱۰ سال آينده چين بايد واردات گاز خود را افزايش دهد. اگر از همين زمان روسيه در اين بازار وارد نشود، اين جايگاه را به صادر كنندگان خارجى ديگر خواهد داد كه به نظر مى رسد آنها را كشورهاى آسياى ميانه تشكيل خواهند داد. كارشناسان بر اين عقيده اند كه «گاز پروم» با طولانى كردن روند مذاكراتى ابتكار عمل را به ديگران وا گذاشته است.