نسخه
PDF
شماره ۵۵۸۲ - ۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - - ۲۶ آوريل ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نگاهى به انتخاب مجدد برلوسكنى در ايتاليا
نگاهى به انتخاب مجدد برلوسكنى در ايتاليا
ايتاليايى ها و تجربه اى تكرارى
088533.jpg
«سيلويو برلوسكنى در اوج پختگى و در سن  ۷۱ سالگى بار ديگر توانست پيروزى قاطعانه اى را در انتخابات اخيرايتاليا كسب كند. حزب وى به موجب اين پيروزى توانست اكثريت كرسى ها را در سنا و پارلمان اين كشور بدست آورد.» به گزارش ايسنا پس از پيروزى سيلويو برلوسكنى، نخست وزير جديد ايتاليا در انتخابات عمومى اخيرا اين كشور گمانه زنى هاى فراوانى در مورد علل پيروزى حزب برلوسكنى در محافل خبرى و سياسى ايتاليا و دنيا گزارش شد. مجله اكونوميست در گزارشى با عنوان «مردم ايتاليا شايد بار ديگر از انتخاب برلوسكنى پشيمان شوند» به بررسى علل اين پيروزى و چالش هاى پيش روى وى پرداخته است. در اين گزارش مى خوانيم: «نشانه اى وجود دارد كه دولت برلوسكنى مى تواند برخلاف دولت پيشين اين كشور دوام آورد. به رغم سيستم انتخاباتى عجيب و غريب موجود در ايتاليا كه توسط خود برلوسكنى در سال  ۲۰۰۶ بر اين كشور تحميل شد، ايتاليا ممكن است براى پنج سال يك دولت نسبتا با ثبات به خود ببيند. چرا پس از پيروزى هاى برلوسكنى در سالهاى  ۱۹۹۴ و  ۲۰۰۱ بار ديگر ايتاليايى ها براى سومين مرتبه به وى راى دادند؟ سه جواب را مى توان براى اين سؤال مطرح كرد. مهمترين پاسخ به اين سؤال مى تواند نااميدى مردم ايتاليا به دولت چپ ميانه تحت رهبرى رومانو پرودى باشد. پرودى هرگز نتوانست انتظارات مردم اين كشور را برآورده كند و بدين ترتيب و با توجه به نارضايتى مردم از عملكرد دولت چپ ميانه اين كشور برلوسكنى توانست وارد معركه شود و بار ديگر خود را به عنوان ناجى ايتاليا معرفى كند.» در ادامه اين گزارش مى خوانيم: «دومين عامل پيروزى برلوسكنى را مى توان احاطه وى بر رسانه هاى ايتاليا دانست. برلوسكنى از طريق امپراطورى اش در عرصه رسانه هاى ايتاليا به اكثر تلويزيون هاى خصوصى اين كشور احاطه دارد. حال نيز كه وى در رأس دولت ايتاليا قرار دارد به طور غير مستقيم كنترل تلويزيون دولت ايتاليا را نيز بر عهده خواهد گرفت. بزرگترين چالشى كه پيش روى برلوسكنى است اين موضوع است كه وى اقتصاد ايتاليا را سروسامان ببخشد. اوضاع نابسامان اقتصادى و تلاش وى براى بهبود اين اوضاع دليل سومى است كه مردم ايتاليا در انتخابات اخير اين كشور حزب وى را به حزب چپ ميانه ترجيح دادند.» در ادامه اين گزارش آمده است: «مردم ايتاليا معتقدند كه پرودى هيچ چيز براى آنها به ارمغان نياورده است بجز افزايش ماليات ها. اين مردم نگران اقتصاد كشورشان هستند. طى دو دهه گذشته ايتاليا بى چون و چرا بيمار اروپا لقب گرفته است. بر اساس اعلام تحليلگران اقتصادى، در سال جارى و آتى اقتصاد ايتاليا فقط با رشد  ۳/۰ درصدى روبرو خواهد شد كه اين رقم كمترين رشد در اتحاديه اروپا و در ميان كشورهاى عضو گروه هشت است. در سال جارى توليد ناخالص ملى ايتاليا پايين ترين از ميانگين مورد قبول اتحاديه اروپا بوده است. در سال آينده نيز اين رقم حتى به پايين تر از توليد ناخالص ملى يونان خواهد رسيد. بدين ترتيب دولت برلوسكنى در راستاى بهبود اوضاع اقتصادى ايتاليا با مشكلات فراوان روبرو است و به نظر مى رسد درمان اين بيمارى سال ها به طول انجامد. دولت برلوسكنى، سنا و پارلمان ايتاليا اين فرصت را دارند تا با ايجاد اصلاحاتى به مردم اين كشور ثابت كنند كه هنوز نيز اقدامات و برنامه هاى حزب راست ميانه به رهبرى برلوسكنى مثمر ثمر است. اين در حالى است كه شك و ترديد هايى نيز در مورد معتبر بودن اصلاحات دولت تحت رهبرى برلوسكنى وجود دارد.» در انتهاى اين گزارش آمده است: «برلوسكنى در اين مقطع زمانى مطمئنا به وخيم بودن اوضاع اقتصادى ايتاليا واقف است. بدست آوردن اكثريت كرسى هاى سنا و پارلمان ايتاليا بدين معناست كه برلوسكنى و حزبش ديگر بهانه اى براى به تعويق انداختن و اجرا نكردن اصلاحات در اين كشور ندارند. اين بزرگترين آموزن براى برلوسكنى خواهد بود.»
بازگشت برلوسكنى
نيويورك تايمز نيز در تحليلى آورده است: «غول رسانه اى عرصه سياسى  ايتاليا، سيلويو برلوسكنى، براى سومين دوره به عنوان نخست وزير پا به معركه سياسى اين كشور گذاشت. به عقيده بسيارى پيروزى برلوسكنى در اين دوره به گذشته وى و دستاوردهايش در آن دوران باز مى گردد يعنى شكوفايى اقتصادى و سياسى و اكنون نيز وى با قول بهبود شرايط اقتصادى نابسامان اين كشور و ايجاد رفاه براى مردم توانست آراى ايتاليايى ها را جلب كند.» گفته مى شود دور شدن برلوسكنى از ائتلاف چپ ميانه و پيشنهادهايش در مورد اخلاقيات و پرداختن به مسايل اقتصادى و پيشنهاد وى براى كاهش ماليات ها دليل اصلى پيروزى وى نبوده است، بلكه اين ميلياردر و غول رسانه اى و ورزشى مشاركتى جدى و قوى با پوپوليست ها و اتحاديه شمالى حامى مهاجران داشته است. اين گزارش مى افزايد: «به نظر مى رسد برخى از شعارهاى تبليغاتى در انتخابات ايتاليا برگرفته از شعارهاى تبليغاتى كانديداهاى رياست جمهورى آمريكا بوده است. اتحاديه شمالى تصويرى شرم آور از يك مهاجر آمريكايى بسيار غمگين را به تصوير كشيده كه در زير آن نوشته شده آنها نمى توانند امر مهاجرت را قانونمند سازند همه مهاجران اكنون در اردوگاه زندگى مى كنند، كمى به آنها بينديشيد. والتر ولترونى، شهردار سابق رم و از اپوزيسيون چپ ميانه با بهره گيرى از تبليغات باراك اوباما، نامزد دموكرات انتخابات رياست جمهورى آمريكا تا حدودى شعار « بله ما مى توانيم» را پيشه خود ساخته بود. به هر حال به نظر مى رسد ايتاليا مشكلات اساسى و واقعى دارد و تمامى طرف هاى انتخاباتى سعى كرده اند در تبليغات خود از پرداختن به آنها طفره بروند. اين مشكلات شامل عدم رقابت هاى جدى، كسرى هاى مداوم بودجه، از بين رفتن سرويس هاى اوليه دولتى (ناپل در حال حاضر در زير زباله هاى جمع آورى نشده از سطح اين شهر مدفون مى شود) ، فساد و بروكراسى كه ميزان غير قابل باورى از زمان و پول هر نامزدى را هدر مى دهد، است. ايتاليايى ها معمولاً به اندازه همسايگان خود كار مى كنند اما آنچه در قبال اين كار دريافت مى كنند از لحاظ مالى بسيار پايين تر از همسايگانشان است. آنچه اين كشور واقعا به آن نياز دارد مقابله با كسانى است كه ماليات پرداخت نمى كنند، سوبسيدهاى توجيه ناپذير عمومى، بى نظمى و بى قانونى و فساد جدى فرهنگى و سياسى است. همه اين مشكلات از مردى كه زندگى شخصى و تجارى اش توجه بسيارى از دادستان ها را به خود جلب كرده اما تاكنون هيچ گونه اتهامى را عليه وى وارد نساخته، انتظارات زيادى را برانگيخته است. دو دوره اول نخست وزيرى برلوسكنى بسيار ضعيف و ناخوشايند بودند. ايتاليا و مردمش اكنون و در اين زمان از وى انتظار عملكردى بهتر و جدى ترى دارند.»
انتخابات آمريكا؛ رقابتى پرحاشيه
088530.jpg
«قبل از آن كه از انتخابات آمريكا سخن به ميان آوريم، بايد نگاهى به اساسنامه تشكيلاتى دو حزب سياسى آمريكا يعنى حزب دموكرات و حزب جمهورى خواه داشته باشيم. اساسا قبل از آن  كه يك حزب سياسى تشكيل شود هرم رياستى اين حزب تشكيل مى شود و پس از آن اين حزب به رياست تعيين شده اداره مى شود. جالب است بدانيم هيچ يك از دو حزب دموكرات و جمهوريخواه آمريكا از اين مزيت اصلى كه يك حزب سياسى از آن برخوردار است، برخوردار نيستند. يك حزب سياسى استراتژى واحد و مشخصى را از خود ارائه مى دهد و معمولاً تمامى نمايندگان اين حزب بر اساس اين استراتژى حركت مى كنند. آيا نمايندگان حزب دموكرات آمريكا كه در حال حاضر با ارائه برنامه هاى مختلف به رقابت شديد با يكديگر مى پردازند هر دو استراتژى واحدى در قبال قضاياى داخلى و خارجى آمريكا دنبال مى كنند؟ آيا موضع گيرى آنها در مقابل اين قضايا واحد يا اندكى مختلف است؟» احمد عمرابى، تحليلگر روزنامه البيان با ارائه تحليلى درباره انتخابات آمريكا تحت عنوان «انتخابات آمريكا روندى بيهوده در قالب ظاهرى دموكراتيك» مى نويسد: «براى توضيح دادن بيشتر اين امر كافى است نگاهى به برنامه انتخاباتى حزب دموكرات آمريكا داشته باشيم. در حالى كه باراك اوباما، نماينده حزب دموكرات آمريكا اعلام مى دارد در صورتى كه موفق به پيروزى در انتخابات آمريكا شود گفت وگوهاى مستقيمى را با هر يك از كشورهاى ايران، كوبا و كره شمالى برقرار خواهد ساخت. هيلارى كلينتون، ديگر نماينده حزب دموكرات آمريكا با اتخاذ موضع گيرى بسيار متفاوت ترى نسبت به اوباما اعلام مى دارد كه اين كشورها بزرگترين خطر براى آمريكا را تشكيل مى دهند و برقرارى هرگونه ارتباط با اين كشورها به مثابه ايجاد خطر براى امنيت ملى آمريكا محسوب مى شود. سؤالى كه در اينجا مطرح است آن است كه چه كسى از اين دو يعنى اوباما و كلينتون نماينده اصلى حزب دموكرات آمريكا است يا به عبارتى ديگر برنامه انتخاباتى كدام يك از اين دو كانديدا به استراتژى اصلى حزب دموكرات آمريكا نزديك است. با اندكى تأمل مى بينيم كه هرگونه تلاش و تقلايى براى پاسخ دادن به اين سؤال به در بسته برخورد مى كند و ما مجبوريم سؤال ديگرى در اين زمينه مطرح كنيم كه آيا اصلا حزب دموكرات آمريكا موضع گيرى رسمى و مشخصى در قبال قضاياى داخلى و خارجى دارد و اگر دارد تاكنون با چه عنوانى مطرح ساخته است. اين گونه سؤالها تنها بر حزب دموكرات آمريكا منطبق نيست بلكه شامل حزب جمهوريخواه آمريكا نيز مى شود كه آيا اين حزب از ايدئولوژى و استراتژى مشخصى در قبال قضاياى داخلى و خارجى آمريكا برخوردار است و اصلا آيا بر اساس اين ايدئولوژى و استراتژى منتسب به هر يك از اين دو حزب مى توان دو حزب دموكرات و جمهوريخواه آمريكا را رسما در دايره تعاريف احزاب سياسى قرار داد.» در ادامه عنوان شده است: «تا به امروز رقابت  انتخاباتى ميان دو نماينده حزب دموكرات آمريكا مشخص ساخته است كه دو نماينده اين حزب يعنى اوباما و كلينتون بيشتر برنامه بزرگ نمايى و غوغاسازى در اين كشور را دنبال مى كنند و تا به امروز برنامه سياسى مشخصى از خود ارائه نداده اند، برنامه اى كه بتوانند تا واپسين لحظات اين رقابت انتخاباتى به آن پايبند باشند. چندى پيش اوباما در سخنرانى خود كه در چارچوب رقابت انتخاباتى انجام مى گرفت با انتقاد شديد از كلينتون اعلام داشت كه وى در راى گيرى مجلس سناى آمريكا به نفع جنگ عليه عراق راى داده است و اين نشان مى دهد كه وى فاقد حكمت و دانش لازم براى عهده دار شدن رياست جمهورى آمريكاست. كلينتون در پاسخ به اين اتهام اوباما اعلام داشت كه وى از تجربه سياسى لازم براى عهده دار شدن زمام امور آمريكا برخوردار نيست و در صورتى كه وى در انتخابات پيروز شود نخواهد توانست كه در وضعيت اضطرارى تصميم گيرى مناسب را اتخاذ كند؛ كلينتون اوباما را به مرد حرف نه مرد عمل توصيف كرد. اين گونه رقابت انتخاباتى ميان اوباما و كلينتون بعضا به درجه اى مى رسد كه بايد از آن به عنوان رسوايى سياسى براى حزب دموكرات آمريكا ياد كرد. از سياست بزرگنمايى و غوغاسازى نمايندگان حزب دموكرات آمريكا سخن به ميان آورديم و لازم است كه نمونه اى از اين بزرگنمايى را در اين جا بياوريم. كلينتون در يكى از سخنرانى هاى خود كه در چارچوب رقابت انتخاباتى انجام مى داد از ضرورت داشتن بى باكى و شجاعت لازم در شخصيت رئيس جمهور آينده آمريكا سخن به ميان آورد و پس از آن داستانى از سفر خود به بوسنى در سالهاى جنگ را براى حاضران روايت كرد.به گزارش ايسنا،وى داستان سفر خود به بوسنى را اين چنين آغاز كرد كه در حالى كه صداى گلوله هاى تك تيراندازان مستقر در اطراف فرودگاه به اوج خود رسيده بود از ميان اين گلوله ها عبور كرده و وارد بوسنى شد اما اندكى بعد يكى از شبكه هاى آمريكايى براى افشاى ساختگى بودن اين داستان فيلمى از ورود كلينتون به بوسنى را پخش كرد كه نشان مى داد وى در حالى از هواپيما پياده و وارد زمين فرودگاه بوسنى شد كه دو رديف از كودكان بوسنيايى با در دست داشتن گلهاى سرخ به استقبال وى رفته بودند. اين همان رسوايى است كه اندكى پيش از آن سخن گفتيم.» در انتهاى اين تحليل آمده است: «اما نتيجه اى كه مى توان پس از ارائه مختصر مفيدى از ساختار احزاب سياسى آمريكا و روند انتخاباتى در اين كشور گرفت آن است كه انتخابات آمريكا چيزى بيش از يك بازى بيهوده در چارچوب يك نظام حزبى بى هويت و غير واقعى نيست و گرداننده هاى واقعى و اصلى تمامى روند انتخاباتى و سياست گذارى هاى داخلى و خارجى در آمريكا به تعبيرى با چشم مسلح ديده نمى شوند. اين گرداننده ها گروه هاى مخفى فشار هستند كه در چارچوب منافع و اهداف گروه هاى لابى صهيونيسم در آمريكا و شركت هاى نظامى آمريكايى عمل مى كنند و در واقع اين گروه ها همان كسانى هستند كه حمايت هاى مالى از رقابت هاى انتخاباتى جارى در آمريكا را چه از سوى دموكرات ها و چه از سوى جمهورى خواهان تأمين مى كنند و در آخر سرنوشت هر يك از كانديداهاى جمهورى خواه و دموكرات آمريكا به دست اين گروه هاى فشار رقم زده خواهد شد و مردم آمريكا و اين برنامه هاى متنوع انتخاباتى چيزى جز عروسك هاى خيمه شب بازى نيستند كه توسط اين گروه ها به هر سويى سوق داده مى شوند.»