|
نگاهى به عملكرد ناتو در افغانستان
|
|
|
در افغانستان دو ساختار بطور موازى عمل مى كنند: نيروهاى بين المللى كمك به امنيت در افغانستان (ISAF) تحت فرماندهى ناتو و ائتلاف ضد تروريستى به فرماندهى آمريكا. در اجلاس اخير سران كشورهاى ناتو در بخارست، آلمان به درخواست آمريكا از شركت كنندگان در ISAF براى اعزام نيروهاى بيشتر به اين كشور بى اعتنايى كرد. ساير كشورهاى اصلى شركت كننده، همچون فرانسه، ايتاليا، هلند و تركيه نيز اشتياقى نشان ندادند. همين را نيز مى توان در رابطه با متفقين اصلى آمريكا در ائتلاف ضد تروريستى، يعنى كانادا و انگليس گفت. به گزارش نووستى همين نيز بهانه اى براى بسيارى از كارشناسان غربى و روسى شد تا اوضاع در افغانستان را بسيار بدبينانه ارزيابى كنند و پتانسيل صلح آفرينى ناتو در اين كشور را مورد ترديد قرار دهند. اما آيا حقيقتا اوضاع اينقدر بد است ؟ طبق ارزيابى رسمى افغانستان، يعنى از سوى وزارت دفاع، وزارت كشور و وزارت امور خارجه اوضاع كنونى در كشور اميدوار كننده به نظر مى رسد. پس ارزيابى كارشناسان بر اساس چيست ؟ معمولاً نقطه مبداء را اقدامات تروريستى و البته در كابل مى گيرند. اقدامات تروريستى بويژه اقداماتى كه توسط يك تروريست انجام مى شود را بعيد است كه بتوان بروز جنبشى سياسى، دينى و يا اجتماعى و سازمان يافته دانست. به همين دليل به دشوارى مى توان با اقدامات تروريستى كه بدست يك نفر اجرا مى شوند، مبارزه كرد. معيارهاى ديگرى نيز وجود دارند. مثلاً موشكباران شهرها و بويژه موشكباران هاى «سيستماتيك» كه بعلت تعداد زياد مجريان آن، قابل جلوگيرى نيست. اما آخرين بار چه زمانى يك چنين موشكباران «سيستماتيك» در پايتخت افغانستان ديده شده بود ؟ در دسامبر .۲۰۰۳ و تا چه حد موشكباران ها در مراكز استان هاى شمالى افغانستان كه چندان نيز ثباتمند نيستند، «سيستماتيك» هستند ؟ در اين باره آمارى وجود ندارد. پس اين گوياى چيست ؟ به عقيده عموم، اوضاع در شمال از ثبات كافى برخوردار است، مسأله ديگر استان هاى شرقى و جنوبى افغانستان است. در اين منطقه موضع طالبان، همانند موضع حزب اسلامى افغانستان به رهبرى گلبدين حكمتيار قوى است. اما امروز اقتدار سابق را ندارد. آيا كلا امروز در افغانستان، طالبان بعنوان اپوزيسيون مسلح رژيم كنونى از حمايت اجتماعى برخوردار است ؟ اگر به اين توجه داشت كه طبق انتخابات رياست جمهورى و پارلمان، بخش اعظم مردم افغانستان از سياست «حامد كرزاى» رئيس جمهور افغانستان حمايت مى كند و تعداد بيشترى از حضور ناتو در كشور استقبال مى كنند، مى توان فهميد كه چيزى براى طالبان و كلا اپوزيسيون مسلح باقى نمى ماند. آنطور كه معلوم شد، رهبران ائتلاف شمالى، برهان الدين ربانى رئيس جمهور سابق و محمد فهيم وزير سابق دفاع، طى ماه هاى اخير با نمايندگان جنبش طالبان و حزب اسلامى افغانستان درباره دورنماى آشتى بين اپوزيسيون مسلح و حكومت مركزى مذاكراتى انجام دادند. انجام اين مذاكرات، رويدادى نمادين است. صحبت بالواقع درباره آشتى ملى است. اين گوياى اطمينانى معين از سوى حكومت مركزى نسبت به نيروهاى خود است كه بطور مسلم ناتو نيز در آن سهم دارد. شايد بتوان گفت كه ناتو در افغانستان بهترين عمليات صلح آفرينى خود را انجام مى دهد: بهترين، از نظر وظايفى كه در برابر آن قرار دارد و ويژگى هاى اجراى آنها در افغانستان. و اين عليرغم اوضاع بحرانى در رياست ائتلاف در مسأله افزايش حضور خود در اين كشور است. اما بحران در ناتو، با بحران ناتو در افغانستان، تفاوت دارد. مسلم است كه افزايش حضور ناتو در افغانستان ضرورت دارد. حداقل بدين دليل كه اين بطور قابل توجهى توان مذاكره براى حكومت مركزى را در مذاكرات با اپوزيسيون مسلح افزايش مى دهد.
جنگ با فقر
با گذشت چندين سال از تهاجم آمريكا به افغانستان و محقق نشدن وعده هاى اقتصادى ، فقر گسترده زندگى مردم اين كشور را فلج كرده است. در شرايطى كه مبارزه دولت افغانستان براى دراختيار گرفتن كنترل بخشهاى مختلف اين كشور ادامه دارد ، مردم افغانستان درگير جنگ خودشان با فقر هستند. از زمان حمله آمريكا به افغانستان در هفت سال پيش و سرنگون شدن حكومت طالبان در اين كشور، وضع زندگى شمار زيادى از مردم افغانستان تغيير محسوسى نداشته است. حدود پنجاه درصد مردم افغانستان در شرايط بسيار بدى زندگى مى كنند و حتى امكانات اساسى از قبيل آب و برق در اختيار ندارند. وضعيت زندگى اين افراد از زمان سرنگونى حكومت طالبان تغيير نكرده است. درواقع ، وضع زندگى اين افراد بغرنج تر شده است. افزايش هزينه ها سبب شده است مردم افغانستان نتوانند از عهده تأمين هزينه هاى خانواده هاى خود برآيند. اين خانواده هاى افغان درباره آينده فرزندان خود نگران هستند. كودكان و نوجوانان افغان در شرايطى بزرگ مى شوند كه ميزان بيكارى بيش از شصت درصد است. در حال حاضر كودكان افغان به آموزش رايگان دسترسى دارند اما بعيد است اين آموزشها بتواند در آينده براى آنها اشتغالزايى داشته باشد زيرا افغانستان همچنان كشورى خطرناك است. حمدالله فاروقى استاد علوم اقتصاد دانشگاه كابل در اين خصوص مى گويد : وضعيت امنيت نامطلوب افغانستان سبب افزايش هزينه ها در اين كشور شده است ، سرعت تغيير وضعيت زندگى مردم افغانستان به اندازه اى نيست كه انتظار و اميد داشته اند، متأسفانه وضع زندگى مردم روزبه روز بدتر و بدتر مى شود. بسيارى از كشاورزان افغانستان ديگر قادر به ادامه كشاورزى نيستند و به فعاليتهاى ديگرى روى آورده اند، فساد نيز در دستگاههاى دولتى و امنيتى افغانستان گسترش يافته كه همين مسأله مانع فعاليتهاى اقتصادى است، مغازه داران و دست فروشان افغان بايد براى ادامه فعاليت خود به نيروهاى پليس رشوه بدهند. نتايج بررسى ها نشان مى دهد پنجاه درصد فروشندگان افغانستان براى ادامه فعاليت خود رشوه مى دهند. كسانى كه قادر به پرداخت رشوه نباشند در شرايط بسيار سختى امرار معاش مى كنند. فقدان صنايعى كه بتواند براى افغانهاى بيكار اشتغالزايى كند سبب بدتر شدن وضع زندگى اين افراد شده است. نبود رشد صنعتى افغانستان نيز بخاطر بى ثباتى اين كشور است. در چنين شرايطى مردم افغانستان در «تله اى از فقر» افتاده اند كه امكان گريختن آنها از اين تله وجود ندارد.
|