|
ميرجلال الدين كزازى، پژوهشگر ادبى و مدرس دانشگاه:
بايد «كتاب» را از وانهادگى رهانيد
پديده كتابسازى جز اينكه نيروها و هزينه ها را هرز بدهد سودى ندارد
|
|
|
مير جلال الدين كزازى معتقد است نمايشگاه هاى كتابى كه در ايران برگزار مى شود بيشتر بازار بزرگ كتاب است. ميرجلال الدين كزازى، پژوهشگر ادبى و مدرس دانشگاه؛ به شبستان گفت: «نه جايگاه پيشينى كه نمايشگاه كتاب در آن برگزار مى شد و نه جايگاه فعلى، هيچ كدام، آنچنان كه مى سزد شايسته برگزارى نمايشگاه كتاب نيست.» وى افزود: «اين جايگاه ها براى برگزارى نمايشگاه كتاب طراحى و ساخته نشده است.» كزازى در ادامه با اشاره به طرح شهردارى تهران براى ساخت باغ كتاب، ابراز اميدوارى كرد كه ساخت چنين مكانى براى برگزارى نمايشگاه كتاب شايسته ارج كتاب و ايرانيان باشد. وى ضمن مقايسه نمايشگاه هاى بزرگ دنيا چون فرانكفورت و.. . با نمايشگاه كتاب تهران يادآور شد: «نمايشگاه هاى بزرگ دنيا براى اينكه به راستى نمايشگاه كتاب باشند ساخته شده اند و پيش بينى هاى بايسته انجام گرفته است و شما هر غرفه يا هر كتابى را كه بخواهيد مى يابيد و همچنين جايى بسنده وجود دارد كه گفتگويى برگزار شود. » اين نويسنده در ادامه، نمايشگاه هاى كتاب در سطح ايران را بازار بزرگ كتاب توصيف كرد و گفت: «اين بازار سودمندى هاى خود را دارد اما اين سود با زمان و هزينه هايى كه به كار گرفته مى شود سازگار و هماهنگ نيست.» كزازى با بيان اينكه نمايشگاه كتاب بايد جايى براى شناساندن و بردن كتاب به دامان ذهنى مردمان باشد افزود: «فروش كتاب هم در كنار معرفى كتاب به جامعه، يكى از خواسته هاست ولى در نمايشگاه، برترين خواسته و آرمان خريد و فروش كتاب شده است. اگر آرمان اين باشد شما چنين بازارى را در هر جايى مى توانيد برگزار كنيد.» وى همچنين با انتقاد از مدت زمان برگزارى نمايشگاه كتاب، تصريح كرد: «نمايشگاه كتاب بايد هميشگى باشد نه ده روز در سال تا خريداران كتاب دل آسوده باشند كه هر كتابى بخواهند خواهد يافت نه اينكه به ده ها كتاب فروش سربزند. » به گفته كزازى برگزارى نشست هاى پيرامون كتاب و كتابخوانى بايد آگاهانه، سودمند و سنجيده باشد و به يارى آنها بتوان كتاب را از وانهادگى رهاند و فرهنگ پيوند و آشنايى با كتابخوانى را اندك اندك به كمك آنها گستراند. وى در ادامه تاكيد كرد: «هر نمايشگاه بايد پيوندى تنگ و ساختارى با نمايشگاه پيشين و پسين داشته باشد نه آنكه با تلاش يگانه و گسسته برگزار شود.» اين پژوهشگر ادبى درباره ادعاى افزايش آمار انتشار كتب ادبى نسبت به سال گذشته گفت: «آنچه من در اين حوزه مى بينيم آزمون سال هاى پيشين است ولى پديده اى كه در چاپ كتاب در اين ساليان پيدا شده است پديده كتاب سازى است.» كزازى در ادامه آنچه را كه پديده كتاب سازى در سال هاى اخير خواند زيانبار و آسيب شناسانه توصيف كرد و يادآور شد: «با اندكى دگرگونى در متن ادبى، كتابى انگاشته مى شود، كارى فرهنگى و دانشورانه انجام مى شود اما به راستى چنين نيست و هنگامى كه كتابى را مى خوانيم مى بينيم چندان با كتاب هاى ديگر تفاوتى ندارد. » به گفته اين نويسنده، پديده كتاب سازى جز اينكه نيروها و هزينه ها را هرز بدهد سودى ندارد. وى در ادامه مصداق بارز اين پديده را در حوزه چاپ كتاب هاى درسى خواند و تصريح كرد: «كتاب هاى كمك درسى كه پاسخ پرسش هاى كتاب هاى درسى در آن آمده، نه تنها سودآور نيستند بلكه زيانبار هم هستند چرا كه دانش آموزان را از پويه و تلاش ذهنى بازمى دارد. » كزازى در پايان تاكيد كرد: «اگر از چاپ كتاب هاى اين چنينى كاسته شود و بر چاپ كتاب هاى راستين افزوده شود آن زمان نويدى براى افراد كتاب دوست خواهد بود. »
|