|
سوريه دروازه لبنان به سوى جهان
|
|
|
در دنياى سياست آنچه كه جايى براى تعريف كردن و ثابت ماندن ندارد، اختلافات و دشمنى هاست. تاريخ بشريت از ابتدا تاكنون همواره نمونه هاى بسيارى از اين گونه حركات را به خود ديده و تجربه اى از اختلافات نيست كه در دوره اى به دوستى و رفع كدورت منجر نشود. آنچه در طول روزهاى گذشته جامعه ملتهب و سياست زده لبنان را به خود مشغول كرده بود، همين اختلاف هاى سياسى و دسته بندى هاى خاص گروهى بود، لبنانى ها علاوه بر اختلافات درونى به شدت با سورى ها هم اختلاف داشته و دارند كه باز هم اين اختلاف ها در چند سطح تعريف مى شود. هفته گذشته اولين هيأت بلندپايه لبنانى به سوريه سفر كرد، در اين مجال برآنيم تا به بررسى چند روند مهم در اين حوزه و تاثيرات سياسى آن در منطقه بپردازيم. لبنان تازه دولت خود را شناخت و اين دولت توانست از مجلس ملى راى لازم با تاييد بالايى را كسب كند. ميشل سليمان وارد دمشق شد، در كادر همراه خود برخى از وزيران دولت را داشت. تا بتواند با قدرت بيشترى با سورى ها صحبت كند، اما چند سوال مهم در اين ميان مطرح مى شود كه شايد مهمترين آن چرايى انتخاب دمشق به عنوان مقصد اول رئيس جمهور لبنان باشد؛ على رغم طرح دعاوى بسيار توسط جريان موسوم به ۱۴ مارس است؟ براى پاسخ به اين سوال بايد نگاهى به جغرافيا و تاريخ سوريه و لبنان داشته باشيم تا به اين موضوع بهتر و بيشتر واقف شويم. لبنان با مساحتى بالغ بر ۱۰هزار كيلومترمربع، در غرب خود در ساحل درياى مديترانه واقع شده و از شمال و مشرق هم با سوريه هم مرز است، جنوب لبنان را هم سرزمين هاى اشغالى فلسطين در برگرفته است؛ همين جغرافيا بسيارى از مسايل را ميان سوريه و لبنان به صورت مشترك در آورده است كه اين خود علاوه بر تاريخ بلند روابط دو سرزمين است. سوريه و لبنان تا پايان جنگ جهانى اول تابع عثمانى بودند و طبق معاهده ورساى تحت قيمومت فرانسوى ها درآمدند و جدايى از اينجا آغاز شد. اين روابط در طول دوران ۶۰ ساله گذشته همواره دستخوش تحولات گوناگون بوده كه اوج آن را مى توان به حادثه ترور رفيق حريرى در فوريه سال ۲۰۰۵ مربوط دانست. به گزارش ديپلماسى ايران، ترور حريرى روابط دو طرف را وارد مرحله بسيار حساس كرد، جريان ها و احزاب مخالف نظام سوريه، از اين حادثه نهايت بهره بردارى را كرده و از آن به عنوان حربه اى در راستاى تحت فشار قرار دادن دمشق استفاده كردند. سوريه در بهار سال ۲۰۰۵ نيروهاى نظامى خود را از لبنان خارج كرد و اين پس از آن بود كه جريان تشكيل شده موسوم به ۱۴مارس ترور حريرى را به دمشق و دستگاه اطلاعاتى آن نسبت داد. پس از ترور رفيق حريرى موج ترورها در لبنان همچنان ادامه يافت و برخى از نمايندگان پارلمان و شخصيت هاى ديگر هم هدف قرار گرفتند كه در تمام اين موارد هميشه سوريه به عنوان متهم معرفى مى شد امرى كه صحت آن تاكنون ثبت نشده است. در بعد ديگر مى توان به بهره بردارى برخى از كشورهاى غربى مخالف سوريه از اين ماجرا اشاره كرد، اما آنچه در دمشق در حال رخ دادن است، نه تنها سفر ساده رئيس جمهور لبنان به يك كشور ديگر است، بلكه سفر سليمان به سوريه پيام هاى ديگرى هم دربر دارد. از ۷ ماه مارس ۲۰۰۵ كه ديدارى ميان بشار اسد و اميل لحود رئيس جمهور وقت لبنان صورت گرفت، اين اولين ديدار ميان دو مقام بلندپايه سورى- لبنانى است. نكته دوم در مورد اين سفر به زمان آن باز مى گردد؛ ۲۴ مردادماه مطابق است با پايان جنگ ۳۳ روزه اسراييل عليه لبنان و پيروزى مقاومت اسلامى لبنان. سليمان كه در آن زمان فرمانده ارتش لبنان بود، توانست با همكارى گسترده با مقاومت اسلامى، اين جنگ را به پايان برساند و از اين رو مى توان گفت، او به نوعى پيامدار اين جنگ براى طرف سورى است كه در طول دوران جنگ به شدت از مقاومت اسلامى لبنان حمايت مى كرد و با پيروزى مقاومت اسلامى در جنگ، اين كشور هم به عنوان شريك پيروز جنگ شناخته شد. البته در بعد ديگر سفر رئيس جمهور لبنان به سوريه مى تواند پيام هاى مختلف ديگرى هم به همراه داشته باشد. امروز منطقه خاورميانه ميان دو موج متفاوت تقسيم شده است. موج اول كه به عنوان محور مقاومت شناخته مى شود و به رهبرى ايران، سوريه، مقاومت لبنان، مقاومت اسلامى فلسطين و برخى از گروه هاى مقاومت در عراق را با خود دارد. موج دوم كه تحت رهبرى آمريكا قرار دارد، شامل كشورهاى مصر، اردن و كشورهاى عضو شوراى همكارى خليج فارس است. رژيم اسراييل از اين كشورها حمايت مى كند و در اصطلاح سياسى آمريكا و غرب اين كشورها، جبهه ميانه روها را در خاورميانه شكل مى دهند. در لبنان نيز تلاش شد تا گروه هاى طرفدار غرب با انجام اقدامات متفاوت، خود را وارد حوزه كشورهاى معتدل كنند كه اين امر با پيروزى مقاومت اسلامى لبنان در جنگ ۳۳ روزه راه به جايى نبرد. سفر سليمان به دمشق پيام آشكارى بود به رهبران جريان غربگرا در لبنان كه اين كشور همچنان در محور مقاومت قرار دارد و اگر در غير اين صورت بود، بايد سليمان ابتدا به مصر و يا عربستان مى رفت؛ سوريه دروازه لبنان به سمت كشورهاى عربى است و آنچه امروز در حال رخ دادن در منطقه است، نشانگر تغيير بازى هاى سياسى در منطقه است، بازى هايى كه نشان مى دهد محور مقاومت در خاورميانه از پتانسيل هاى بالايى برخوردار است و ايران و سوريه به عنوان رهبران اصلى اين محور توانايى ها و ظرفيت هاى بسيارى دارند. سعد حريرى كه عليه مقامات سورى بسيار حرف زده و شخص رئيس جمهور اين كشور را متهم به دخالت در ترور پدرش كرده، اعلام كرد به سوريه نخواهد رفت، اما از رئيس جمهور مى خواهد تا به مسايل موجود ميان دو كشور رسيدگى كند، نظر او در مورد همكارى سوريه با دادگاه بين المللى ترور حريرى بود در ديدار سليمان با اسد در مورد آن صحبت نشد. در اين ديدار مسايل مختلفى از جمله تبادل سفير و آغاز روابط ديپلماتيك، تعيين حدود مرزى و سرنوشت نهايى مزارع شبعا، سرنوشت زندانيان لبنانى در سوريه و همچنين روابط اقتصادى و سرمايه گذارى مطرح شد. به هر حال سورى ها به صورت بى سابقه اى از سليمان پذيرايى كردند و سليمان نيز با دست پر از دمشق به بيروت بازگشت. سوريه بازى كردن نقش هاى بزرگ تر در خاورميانه را شروع كرده و كسى هم نمى تواند چندان مانع اين امر گردد.
|