نسخه
PDF
شماره ۵۶۸۹ - ۱۸ شهريور ۱۳۸۷ - - ۸ سپتامبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
رئيس جمهور جديد پاكستان و مشكلات پيش رو
100770.jpg
انتخابات رياست جمهورى پاكستان پيش از ظهر روز شنبه ۶ سپتامبر (۱۶ شهريور) برگزار شد. از مجموع ۷۰۲ راى اخذ شده، زردارى توانست ۴۸۲ راى را از آن خود كند. بنا به گزارش ها از ۱۶۸ راى مجالس ايالتى، زردارى ۱۶۲ راى را تصاحب كرده است.به گزارش دويچه وله رقيبان زردارى در اين انتخابات مشاهد حسين، از نزديكان پرويز مشرف و سناتور حزب مسلم ليگ شاخه قائد اعظم و سعيد الزمان صديقى كانديداى مورد حمايت حزب نواز شريف بود. در انتخابات رياست جمهورى پاكستان نمايندگان دو مجلس سنا و ملى و نيز چهار مجلس ايالتى شركت مى كنند و مدت دوره رياست جمهورى در پاكستان ۵ سال است. با انتخاب آصف زردارى به رياست جمهورى، وى در كنار اشفق كيانى، فرمانده ارتش، قدرتمندترين فرد در پاكستان محسوب مى شود. رئيس جمهور پاكستان مى تواند مجلس و دولت آن كشور را منحل كند. تعيين فرمانده ارتش، رئيس كميسيون انتخابات و فرمانداران محلى نيز از اختيارات رياست جمهورى پاكستان است. پس از قتل بى نظير بوتو رهبر حزب مردم پاكستان، آصف على زردارى همسر بوتو، عملا رهبرى حزب را بر عهده گرفت و ماه گذشته در پى استعفاى پرويز مشرف، نامزد مقام رياست جمهورى از سوى حزب مردم شد. زردارى ۵۳ ساله، گذشته بسيار پرماجرايى دارد و بارها به اتهام فساد مالى يا دست داشتن در قتل به زندان افتاده است.
راه دشوار زردارى در مقام رياست جمهورى
پس از كشته شدن خانم بوتو، آقاى زردارى و حزب مردم خيلى محبوبيت و حمايت مردمى پيدا كردند. هم در پارلمان و هم در مجالس ايالتى، اكثريت را به دست داشتند. يعنى آقاى زردارى از اعتبار و محبوبيت همسرشان سود برده است. البته به تدريج طى يكى دو ماه اخير خودش را مستقلا نشان داد و ثابت كرد كه سياستمدار قابلى است و مى تواند زمام امور را به دست گيرد. قانون اساسى پاكستان براى رئيس جمهور اختياراتى در نظر نگرفته اما پس از اصلاحيه هفده در اين قانون، رئيس جمهور مى تواند پارلمان را تعطيل كند، مى تواند نخست وزير را بركنار كند. فرمانداران را تعيين كند. از سوى ديگر اختلاف نظر بين آقاى نواز شريف و خروج ايشان از ائتلاف مى تواند ادامه پيدا كند و در سياست آينده پاكستان تأثير جدى بگذارد. اين  دو از اول اختلاف نظر شديد داشتند اما در مقابل پرويز مشرف به توافق رسيدند. نواز شريف مى گويد بايد با تندروهاى اسلامى مذاكره كرد يا قضات پاكسازى شده را برگرداند. بايد ديد آصف زردارى چه سياستى در پيش مى گيرد كه اين اختلاف ها ادامه پيدا كنند يا نه.اگر آصف زردارى بخواهد روش درگيرى و مخالفت را پيش گيرد، دوباره سيستم دمكراتيك به هم خواهد خورد. آزمايش اصلى براى زردارى از لحظه انتخاب شروع شده. بزرگترين مسأله، درگيرى هاى قبيله اى است. آمريكا هم اينك داخل خاك پاكستان است و حملاتى انجام مى دهد. فعلا سؤال اصلى اينست كه زردارى در قبال اسلامگرايان تندرو چه خواهد كرد. ممكن است در داخل پاكستان امنيت به خطر بيفتد. مسأله ديگر بحران اقتصادى، انرژى و گرانى در پاكستان است. سومين مورد، سيستم قبيله اى و سردارى است كه نسبت به زنان برخوردهاى بسيار بدى دارند.در بلوچستان و مناطق شرقى پاكستان اين مشكلات هستند و زردارى بايد به نوعى اين مسائل را حل كند. قبل از رئيس جمهور شدن زردارى، گفته مى شد كه طالبان محلى تحريم شده اند و حساب هايشان در داخل پاكستان بسته شده. اين كار ناامنى ايجاد خواهد كرد. طالبان هم اعلام كرده كه ما براى حمله هاى انتحارى آماده ايم و مى توانيم به اسلام آباد هم نفوذ كنيم.
زردارى در مسير دشوار
«آصف على زردارى در حالى به عنوان رئيس جمهور جديد پاكستان انتخاب شد كه به نظر مى رسد چالش هاى جديدى پيش روى وى خواهد بود.» به گزارش ايسنا روزنامه ديلى تلگراف در گزارشى با اشاره به انتخاب آصف على زردارى به عنوان رئيس جمهور جديد پاكستان نوشته است: «يكى از چالش هاى پيش روى آصف على زردارى، رئيس جمهور جديد پاكستان اين موضوع است كه وى به احتمال فراوان هدف اصلى براى شبه نظاميان القاعده و طالبان محسوب مى شود. با توجه به تشديد خشونت ها در پاكستان و حمله ناكام اخير عليه يوسف رضا گيلانى، نخست وزير اين كشور مسئولان پاكستان بايد حفاظت هاى امنيتى شان را براى زردارى افزايش بدهند. آصف على زردارى پيشتر در سمت هاى سياسى اش به هيچ وجه در دفتر سياسى ثابت فعاليت نكرده است اما با توجه به اينكه وى رئيس جمهور پاكستان لقب گرفته بايد در كاخ رياست جمهورى اين كشور حضور يابد و اين موضوع كه زردارى هدف اصلى القاعده و طالبان قرار خواهد گرفت يكى از نگرانى هاى اصلى مقامات اين كشور است؛ به گونه اى كه اين نگرانى كمتر از نگرانى ها در مورد آينده امور هسته اى پاكستان و جنگ عليه تروريسم نيست.» اين گزارش افزوده است: «پس از حملات ۱۱ سپتامبر پاكستان شاهد حضور گسترده رهبران و شبه نظاميان القاعده و طالبان بوده است. يكى از چالش هاى جدى پيش روى زردارى چگونگى مقابله با تهديد هاى عليه خود و مردم پاكستان است. زردارى همچنين بايد موضوع گسترش افراطى گرى در پاكستان را نيز هر چه زودتر حل و فصل كند. يكى از نگرانى هاى اصلى در پاكستان اين است كه اگر دولت غير نظامى اسلام آباد ضعيف شود ممكن است شبه نظاميان از فرصت استفاده كنند و در راستاى سقوط دولت غير نظامى پاكستان بر آيند. زردارى بايد هرچه زودتر در راستاى بازگرداندن حزب نواز شريف، نخست وزير سابق پاكستان و رئيس حزب مسلم ليگ شاخه نواز به ائتلاف حاكم گام بر دارد. به گفته كارشناسان اگر زردارى در مقابله با يكسرى از مشكلات در پاكستان موفق شود ممكن است اتهاماتى كه عليه او اعلام شده بود و هيچ گاه ثابت نشد براى هميشه به بوته فراموشى سپرده شود.» ديلى تلگراف نوشته است: «زردارى براى ايجاد ثبات سياسى و اقتصادى بايد دولت غير نظامى اين كشور را حفظ كند و مانع بروز هرگونه تنش جديد در ائتلاف حاكم شود. رئيس جمهور جديد پاكستان با به دست آوردن قدرت در پاكستان مى تواند از اين فرصت براى مبارزه جدى با تروريسم و مشكلات اقتصادى استفاده كند. البته اين مسأله بستگى به اين موضوع دارد كه وى چگونه مى خواهد از قدرتش استفاده كند. يكى از نقاط قوت براى زردارى اين است كه حزب مردم تنها حزبى در پاكستان است كه از بيشترين حمايت ها در چهار استان اصلى اين كشور برخوردار است. يكى ديگر از چالش هاى پيش روى زردارى روابط سرد حزب مردم با ارتش پاكستان است. زردارى بايد در راستاى ايجاد يك روابط نزديك با ارتش پاكستان نيز اقدامات جدى انجام بدهد. حل و فصل مناقشه كشمير نيز از ديگر چالش هاى پيش روى رئيس جمهور جديد پاكستان خواهد بود به طوريكه وى بررسى اين مناقشه را احتمالا در اولويت هاى كارى خود قرار خواهد داد. موضوع سر و سامان دادن فعاليت هاى سرويس جاسوسى پاكستان (ISI) نيز چالش ديگرى براى زردارى محسوب مى شود. با توجه به اينكه اين سرويس با موجى از اتهامات روبرو بوده است لازم است زردارى در راستاى بر طرف كردن اين اتهام ها گام بر دارد.» در انتهاى اين گزارش آمده است: «زمان آن فرا رسيده كه زردارى برنامه هاى جدى براى تجهيز ارتش در مقابله با افراطيون در اين كشور تدوين كند و سياست هاى پيشين سرويس جاسوسى اين كشور را كنار بگذارد. روابط نزديك با اشفق كيانى، رئيس ارتش ايجاد كند و در راستاى تثبيت قدرت دولت فعلى گام بر دارد. اگر اين اقدامات توسط زردارى انجام شود مطمئنا ثبات نسبى در پاكستان حكمفرما خواهد شد و غرب به ويژه آمريكا از اقدامات وى استقبال خواهد كرد. مى توان گفت آينده پاكستان، افغانستان و جنگ عليه تروريسم به نوعى به اقدامات زردارى در پاكستان عليه افراطيون بستگى دارد.»
ناتو عامل تنش هاى بين المللى
100761.jpg
يك ايده اى كه شما ديگر هرگز آن را نخواهيد شنيد و در اين دوره هم توسط باراك اوباما و هم توسط جان مك كين در رقابت هاى رياست جمهورى مطرح شده است، اين عقيده كلى است كه كار اصلى در سياست خارجى آمريكا، در دوره بعدى رياست جمهورى اين است كه با يك مديريت درست تعادل نادرست قدرت جهانى را تغيير دهند و به طور چشمگيرى از تأثير آمريكا در جهان بكاهند. اين يك فرضيه نيست، بلكه موضوعى است كه امروز با آن روبه رو هستيم. به گزارش ديپلماسى ايران تا نتوانيم اين تغييرات قدرت در جهان را درك كنيم حوادثى است كه در حمله روسيه به گرجستان اتفاق افتاد. از زمان حكومت يلتسين، آمريكا سياست هاى متفاوتى را در قبال روسيه اتخاذ كرده است؛ از جمله اين سياست ها توسعه ناتو، بالكان، سيستم دفاع موشكى، سياست هاى آمريكا در قبال ايران و حقوق بشر در روسيه است. ديپلماسى، همانطور كه تا امروز بوده است، يعنى متقاعد كردن روسيه براى پذيرفتن تمام آنچه كه در ليست ما وجود دارد و اعلام اين نكته كه ترس ها و نگرانيهاى آنها بى مورد است. آمريكا هرگز به رابطه خود با روسيه به چشم يك رابطه چانه زنى نگاه نكرده است. آمريكا هرگز از خواسته هاى خود به خاطر خواسته هاى روسيه كوتاه نيامده است. آمريكا گويى در مقابل كسى قرار دارد كه حرفش را نمى فهمد، بنابراين تصور مى كند كه اگر خواسته هاى خود را با صداى بلند مدام تكرار كند مى تواند به نتيجه برسد.ژست دولت جورج بوش توازن قدرت دهه ۱۹۹۰ را كه در آن روسيه ضعيف بود و تنها چند كارت براى بازى در اختيار داشت را برهم زده است. اكنون ديگر شرايط آن دوره تغيير كرده است. تضاد بين حمله مسكو به چچن در سال ۱۹۹۴ و حمله به گرجستان در سال ۲۰۰۸ نمايشى است: همان قدر كه آمريكا از رفتار روسيه در مقابل جدايى طلبان چچن استقبال نمى كرد، عمليات ارتش روسيه نيز بسيار ناكارآمد بود. اما امروز، همه در اين انديشه اند كه قدرت نمايى بعدى روسيه كجا خواهد بود.اگر بتوانيم زمان را به عقب برگردانيم و به ماه فوريه، زمانى كه كوزوو با حمايت آمريكا اعلام استقلال كرد برگرديم به عوامل اين معامله مى رسيم. در ليست آمريكا استقرار سپر دفاع موشكى و استقلال كوزوو در صدر قرار داشت. استقرار سپر دفاع موشكى موضوعى آزاردهنده براى روسيه بود، چرا كه اين كشور هرگز گفته هاى آمريكا در خصوص استقرار اين سيستم براى مقابله با ايران را باور نكرد. استقلال كوزوو نيز امنيت مردم كوزوو را بالا نبرد اما يك بخش جدايى طلبى را به رسميت شناخت كه موجب خشنودى هيچ كس نيست. به همين دليل است كه برخى از اعضاى ناتو از جمله اسپانيا از اين استقلال حمايت نكردند. سخت ترين انتخاب نيز در عضويت گرجستان و اوكراين در ناتو بود. اين كشورهاى دموكراتيك به شدت محق حمايت آمريكا هستند. اما آنجلا مركل، صدراعظم آلمان، بر اين باور است كه اصل همكارى ناتو بر اين پايه استوار است كه حمله به يكى از كشورهاى عضو ناتو در واقع حمله به كل كشورهاى عضو است. اين بدان معنا است كه آمريكا بايد نيروهاى خود را در پايگاههايى دائمى براى دفاع از هريك از اعضاى ناتو مستقر كند، همان طور كه طى جنگ سرد در داخل مرزهاى آلمان چنين كرده بود. عضويت در ناتو جادويى نيست كه خود به خود از كسى حمايت كند. اين حمايت ها نيازمند برنامه هاى عملياتى و تعهدات دفاعى با هزينه هاى بالا است.دولت بوش نمى تواند در خصوص عضويت گرجستان و اوكراين به ناتو جدى باشد. چراكه در صورت عضويت اين كشورها به ناتو آمريكا نمى تواند امنيت واقعى اين كشورها را تضمين كند، بنابراين گرجى ها به سرعت به اين نتيجه خواهند رسيد كه عضويت آنها در اين كلوپ يك اشتباه بزرگ بوده است.تصورى كه چند سال پيش مى توانست به واقعيت تبديل شود امروز ديگر كارايى ندارد. دولت بوش كوزوو را به رسميت شناخته است و قرارداد استقرار سيستم دفاع موشكى را در لهستان امضا كرده است. حالا در شرايطى كه نيروهاى روسى همچنان در بخش هايى از گرجستان حضور دارد، سازگار كردن روسيه كار خردمندانه اى نيست. اين جمله ها به معناى معذرت خواهى از رفتار مسكو نيست. روسيه از حق تجاوز به خاك گرجستان و يا تغيير دولتى كه در يك انتخابات دموكراتيك انتخاب شده است برخوردار نيست. سخنان آقاى پوتين در خصوص نسل كشى گرجستان و توطئه آمريكا به طور قطع يادآور « دروغ بزرگ» دوران شوروى سابق است. اين واقعيت كه احساسات روس ها خدشه دار شده است به معناى اين نيست كه آنها حق هر كارى را دارند. كيشور محبوبانى، استاد دانشگاه ملى سنگاپور معتقد است كه يكى از دلايل كاهش قدرت آمريكا در دهه اخير اعتبار معنوى اين كشور است. پس از آنكه روسيه به گرجستان حمله كرد، مقامات آمريكايى اعلام كردند كه قدرت هاى قرن بيست و يكم براى تغيير حكومت كشورهاى ديگر استقلال آنها را به مخاطره نمى اندازند. ترويج دموكراسى كه البته چيز خوبى است توسط مروجان آن در عراق با شكست بزرگى رو به رو شد.دو دولت پيشين آمريكا مى توانند وانمود كنند كه بر اقتصاد و امنيت تسلط كافى داشتند. اما دولت بعدى نمى تواند چنين ادعايى داشته باشد. اقدام بعدى براى ايجاد تعادل بين چيزهايى است كه ما مى خواهيم و آن چيزهايى كه در واقعيت مى توانيم به دست آوريم.اين به آن معنا نيست كه از اهدافمان كه همان ترويج دموكراسى است صرف نظر كنيم. اما رئيس جمهور بعدى بايد از معناى واژه ترويج دموكراسى زهرزدايى كند. ما بايد به دنبال راه هاى جديدى براى حمايت از اوكراين و گرجستان باشيم. اكنون بايد برنامه هايى براى دفاع از كشورهاى عضو ناتو مانند لهستان و كشورهاى حوزه بالتيك داشته باشيم تا آنها را از گزند يك روسيه خشن باز احيا شده نجات دهيم.اين مقاله توسط فرانسيسن فوكوياما نوشته شده و در فايننشيال تايمز به چاپ رسيده است.