|
نگاهى به برنامه هاى مناسبتى ماه رمضان
مجموعه هايى كه وقت مردم را هدر مى دهند
|
|
|
سريال هاى ماه مبارك رمضان امسال،متاسفانه انتظارها را برآورده نكرده اند. ضعفى كه باعث شده تا ساخته هاى مناسبتى اين ماه از رونق بيافتد، تنها در تكنيك و ساختار آن ها تجلى ندارد بلكه از نظر موضوعى و محتوايى نيز علاوه بر اينكه طراوت و تازگى به چشم نمى خورد برخى گرايشات آن ها پرسش انگيز است. اگر تا حدودى از رويكرد فرهنگى «مثل هيچ كس» ساخته «عبدالحسن برزيده» و خوش آب و رنگى و تعليق هاى «روز حسرت» كار «سيروس مقدم» بگذريم به واقع آثار ويژه اين ماه در برخى جوانب تعرض هايى به مبانى اين ماه هم دارند. اتفاق امسال ثابت كرد كه هزينه و چهره، حرف اول را نمى زند. شايد مديران سيما از اين بابت كه مى توانند به اين گروه ها اعتماد كنند كه در صورت سپردن كار به آن ها بالاخره «چيزكى» خواهند آورد و خيالشان راحت خواهد بود كه آنتن خالى نخواهد ماند، اما حالا بايد بپذيرند كه با «چيز، چيز» گفتن نمى توانند سر مردم را گرم و آن ها را از نزديك شدن به «چيز» متنبه كنند. على ايحال برنامه هاى اين ماه ثابت كرد كه به جاى گروه هاى دائمى و حرفه اى بايد به دنبال ايده خوب، قصه هاى ناب، هنرمندان با انگيزه و متعهد و فرصت توليد باشند تا خداى نا كرده اين جورى نشود كه ميليون ها پول صرف وقت كشى مردم در محبوب ترين ماه خدا بشود. مصداق بارز كارهاى كم هزينه اما با دستاورد مناسب را مى توان در كنار اين سريال هاى گران قيمت برنامه «ماه من سلام» در شبكه دوم ذكر كرد. اين برنامه كه به صورت زنده قبل از اذان شروع مى شود كارى پلاتويى است كه توسط «كاردان» و «مدرس» اجرا مى شود. اگر چه اين برنامه به سياق كارهاى از اين دست با حضور مهمان طراحى شده است اما هم محتواى برنامه و هم سبك و سياق اجرا به صورت آشكار با نمونه هاى مشابه فرق دارد. «ماه من سلام» از رويكردى فرهنگى برخوردار است كه در طول اجرا دعا، شعر، لطيفه، مباحث ادبى، پند واندرز اخلاقى، حديث هاى مذهبى و اشاره هاى تاريخى، يك هارمونى را بوجود مى آورند كه باعث تاثير زيادى بر مخاطب مى شود. اجراى برنامه با فاصله از عوام گرايى هاى متداول اما كاملا عامه فهم است حتى حضور نخبگان و ادبا و هنرمندان هم باعث به قول معروف خشكى برنامه نمى شود. دو نمونه بارز «ماه من سلام» حضور «جواد پورمخبر» و «مصطفى رحماندوست » بود كه اگر چه هر كدام فاصله بسيارى از هر نظر با يكديگر و حوزه هاى كارى خود داشتند اما تو گويى فرم كار ايجاب مى كرد كه فرقى با هم نداشته باشد. تركيب كاردان و مدرس كه يكى جدى و ديگرى طناز است زمينه ضد و نقيض منتهى به حلاوت را به برنامه مى بخشد. تكه پرانى هاى كاردان، خنده هاى مدرس را به دنبال دارد كه خنده گيرى از بيننده را تشديد مى كند. خلاصه برنامه اى كه باعث مى شود تا مخاطب در عين روحيه گرفتن و آماده افطار شدن چشم هايش را بشويد تا جور ديگرى همه چيز را ببيند. در جايى از برنامه كاردان مى گويد: «من افسوس مى خورم كه بعضى ها برنامه ما را نمى بينند و دارند سريال هاى شبكه هاى ديگر را تماشا مى كنند » كه شايد اين جمله كاردان براى پر كردن وقت برنامه ابراز شده بود اما به واقع هم همين طور است. حيف كه برنامه هايى از اين دست كم،اما سريال هاى وقت پر كن فراوان داريم. برنامه هايى كه در آن ها «چيز» فراوان، اما تعهد و تنبه اخلاقى كم است. وجود برنامه هايى مانند «ماه من سلام» ثابت مى كند كه در صورت برنامه ريزى سنجيده، دادن كار به كارشناس و مخاطب شناسى در خور هر ماه و مناسبت مى توان حتى با هزينه هاى كمتر هم سرگرمى سالم و فرهنگى توليد و پخش كرد. بى ترديد چنين نظرى بر اين نيست كه همه تلويزيون بشود «ماه من سلام » اما اين نظر هم پر بيراه نيست كه رويكرد هايى از اين دست را تكثير و «چيز» ها را تعطيل كنيم بهتر است تا حداقل در ماه خدا، تلويزيون همان دستگاهى شود كه بنيانگذار انقلاب اسلامى از آن تعبير دانشگاه داشتند.
|