نسخه
PDF
شماره ۵۶۹۵ - ۲۵ شهريور ۱۳۸۷ - - ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
روسيه، ساكن خانه شيشه اى
101562.jpg
101613.jpg
نيكولا ساركوزى به عنوان رييس جمهور فرانسه و رييس دوره اى اتحاديه اروپا در بحران گرجستان بسيار موفق عمل كرده است. يعنى توانسته است ضمن اينكه با روسيه به عنوان يكى از قدرت هاى نظام بين الملل درگير نشود، مكانيسمى پيدا كند تا بتواند عليرغم قاطعيتى كه روسيه در مرحله اول عمليات در گرجستان نشان داد، جلوى آن را بگيرد. فرانسه قالبى را ارائه داده است كه در راستاى آن توانست روس ها را سر ميز مذاكره بنشاند و از طرف ديگر گرجى ها را هم تحقير نكند. بنابراين به نظر مى رسد تا اين مرحله موفق بوده است و ما شاهد اين هستيم كه اين پرونده را باز كرده و در دست گرفته است. به گزارش ديپلماسى ايران، مرحله بعدى، مديريت اين پرونده است. ظاهرا ساركوزى تفاهمى با روس ها داشته است. به نظر نمى رسد كه ساركوزى بدون گرفتن امتيازى از روس ها، در مقابل اعمال تحريم هاى بخشى از اتحاديه اروپا در مقابل روسيه ايستادگى كرده باشد. اين مديريت اروپايى براى عدم تحريم روسيه مسلما بدون يك هماهنگى و در قبال تفاهمى پشت پرده با روسيه امكان پذير نيست. اما براى اينكه بتوانيم حدس بزنيم اين تفاهم در چه موضوعى بوده است، به نظرم بايد مواضع روسيه را در روزهاى نخست پس از سفر اول ساركوزى مورد مداقه و توجه قرار دهيم. در آن روزها شاخص ترين موضع روسيه مصاحبه پوتين بود. اگر به خاطر داشته باشيم ولاديمير پوتين پس از ديدار با ساركوزى در مصاحبه اى در خصوص پرونده هسته اى ايران اعلام كرد كه منافع ملى ما بر ساير مسائل ارجحيت دارد و به همكارى با غرب در موضوع ايران ادامه خواهيم داد. اين مى تواند نشانها و فرضى از مواردى باشد كه در گفتگوهاى ساركوزى و پوتين مطرح شده و مورد تفاهم دو طرف واقع شده است. بازگرديم به بحران گرجستان. ساركوزى براى خروج نيروهاى روسى از گرجستان فرصت يك ماهه اى اعلام كرده است، در صورتى كه به نظر نمى رسد روسيه بخواهد نيروهاى خود را به اين سادگى از گرجستان خارج كند. شكى نيست كه اين عمليات را گرجستان آغاز كرد و اشتباه محاسبانى و استراتژيكى بود كه رهبرى گرجستان يعنى ساكاشويلى مرتكب آن شده بود. اينكه گرجستان اين دستور را از كجا گرفته بود مانند داستان حمله عراق به كويت در سال ۹۱ است. در آن زمان خانم سفير آمريكا در ملاقات با صدام اعلام كرده بود كه ما از شما در هر شرايطى حمايت مى كنيم و صدام اين تصور را كرد كه چنانچه به كويت حمله كند جامعه جهانى نيز از وى حمايت خواهد كرد. همين شرايط در تحولات گرجستان نيز صادق است. گرجى ها براساس خطى كه آمريكايى ها داده اند اين مسير را باز كرده اند و عمليات را آغاز كرده اند. واكنش روسيه اگر چه واكنش تندى و قاطعى بود اما بايد آن را يك نوع حركت تدافعى در نظر بگيريم و اين به منزله اين نيست كه روسيه يك برنامه حساب شده اى در اين زمينه داشت. البته روسيه براى افزايش نفوذ خود در قفقاز فشارهاى خود را اعمال مى كرد و برنامه هاى خود را در منطقه قفقاز دنبال مى كرد، اما عمليات نظامى اى كه مآلا منتهى به پذيرش استقلال دو منطقه خود مختار در همسايگى روسيه شود براى كشورى كه خود داراى جمهورى ها و مناطق خودمختار متعددى است چندان مطلوب نبوده و نيست. روسيه در سال گذشته ۵۰ ميليارد يورو سرمايه گذارى خارجى را جذب كرده است. اين سرمايه گذارى نشان دهنده آن است كه اقتصاد روسيه پويايى خاص خود را دارد، ضمن اينكه تورم بالايى را هم دارد. ولى در حقيقت روسيه درعين حال مى خواهد به عنوان يك كشور با ثبات كماكان اين سرمايه ها را جذب كند و نمى خواهد به كشورى تبديل شود كه ريسك سرمايه گذارى در آن به خاطر بروز تحريم ها و يا مشكلات ديگر بالا باشد. بنابراين مى توان به اين نتيجه رسيد كه روسيه به دنبال استفاده از ابزارهاى نظامى در بحران هاى منطقه نبود. روسيه زمانى كه با حمله گرجستان مواجه شد با موضوعى روبرو شد كه با حريم امنيتى اش ارتباط داشت و اينجا بود كه پوتين اعلام كرد كه بايد قاطع و كوبنده عمل كنيم و لذا مى بينيم كه چنين نيز عمل كردند. روسيه هم به مانند بسيارى از كشورها در يك خانه شيشه اى نشسته است. بنابراين نبايد سنگى را به بيرون پرتاب كند. چراكه همان سنگ ممكن است خانه اش را به كلى ويران كند. روسيه خودش مناطق خودمختار زيادى دارد. اگر قرار باشد كه استقلال آبخازيا و اوستيا به رسميت شناخته شود، اين امر هزينه هاى بسيار بالايى براى افكار عمومى اقليت ها و جمهورى هاى خودمختار خود روسيه دارد. در حال حاضر اوستيا به دو حوزه شمالى و جنوبى تقسيم مى شود. حوزه شمالى در اختيار روس ها بوده و امروز حوزه جنوبى اش به عنوان يك جمهورى خود مختار شناخته مى شود. اين به منزله پذيرش حوزه شمالى در اين قالب به حساب مى آيد. اين تناقض براى روسيه نيز هزينه هاى سنگينى خواهد داشت. نمونه ديگر تعديل مواضع سنتى روس ها در پس اين اقدام موافقت با جايگزينى نيروهاى ناظر سازمان امنيت و همكارى اروپا و مشروعيت بخشيدن به حضور آنها در حاشيه هاى مرزهاى خود است. البته برخى با اشاره به پايگاه هاى دائمى كه روسيه از آنها در اين دو منطقه ياد مى كند چنين نتيجه مى گيرند كه روسيه با پذيرش ناظران در حقيقت در دهان اروپا شيرينى نهاده است. اما نگاه به تاثير روانى حضور پايگاه هاى نظامى در خارج مرزها چه تركيه، يا ژاپن و آلمان طى نيم قرن اخير مويد آنست كه اين سياست در ميان مدت هزينه هاى زيادى را خواهد داشت. به جهت ديگر بنظر مى رسد تاثير حضور پانصد نيروى ناظر اروپايى با آموزش ها و تربيت خاص خود - كه در منطقه آزادانه تحرك داشته و امكان تاثير گذارى بر افكار عمومى را دارند، بيشتر از سربازانى است كه در پادگان ها و يا مناطق تحت حفاظت استقرار دائمى مى يابند خواهد بود. از طرف ديگر روسيه به دنبال اين نيست كه در اين درگيرى امتيازى را از دست بدهد، بلكه به دنبال اين است كه فرصت ها و امتيازهايى نيز كسب كند. من فكر مى كنم بر خلاف برخى از تحليل ها كه معتقدند كه روسيه به سمت يك جنگ سرد پيش مى رود، چنين نيست و روسيه مسير تفاهم با غرب را بر اساس سنت و الگوى روسى دنبال خواهد كرد. هرچند اين مسير چندان دوستانه و كوتاه نخواهد بود. اتحاديه اروپا هم حساب سود و زيان خود را خواهد كرد. به نظر نمى رسد كه اتحاديه اروپا هم از اين موضوع ترسيده باشد. اتحاديه اروپا مى داند كه اين تحولى كه در قفقاز اتفاق افتاد پاسخى بود به تحولات كوزوو. بنابراين يك نوع حركت برابرى بود براى حفظ تعادل در اروپا و قفقاز. اين محاسبه را اروپايى ها از چند سال قبل كرده بودند. بعد ديگر اين است كه به لحاظ وابستگى اروپا به انرژى روسيه ميزان بازى آنها با روسيه، ميزان قابل كنترلى است و هيچ وقت به سمت درگيرى با روسيه نخواهند رفت. اروپا همچنان بر اين باور است كه روسيه يك متحد براى اروپايى ها در مقابل بحران هاى جهانى است. نكته ديگر اين است كه اين بحران در كنار افزايش بهاى نفت در ماه هاى اخير تاثير مهمى در تغيير افكار عمومى اروپائيان داشت. بدين معنا كه براى پذيرش سياست هاى دولت هاى اروپايى در توسعه فناورى هسته اى براى رفع دغدغه هاى انرژيك قيمت بالاى نفت و رفتار روسيه موهبت بزرگى براى كشورهاى اروپايى طرفدار برق هسته اى بود. به عنوان مثال مى دانيم كه در آلمان با فعاليت گسترده سبزها و چپ ها سياست توسعه انرژى هسته اى امرى تقريبا محال بوده است اما امروز افكار عمومى اروپا و حتى احزاب سبز هم با تهديدهايى كه از ناحيه مسائل گازى از طرف روسيه به ذهنشان خطور مى كند به نوعى مشروعيت استفاده از انرژى هسته اى را در ذهن خود پرورش داده اند. اين براى بخشى از اروپا چون فرانسه كه اين فناورى را دارد و مى خواهد اين تكنولوژى را گسترش دهد فرصت گرانبهايى است. پس دور از انتظار نخواهد بود.
جهان هفت سال پس از حادثه ۱۱ سپتامبر
101574.jpg
«جهان در حالى با هفتمين سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر روبرو شده كه در سايه سياست هاى جنگ طلبانه دولت مردان كاخ سفيد طى اين هفت سال رنگ آرامش و ثبات را به خود نديده است؛ جنگى كه با سر دادن داعيه مبارزه عليه تروريسم آغاز شد و كل جهان به ويژه خاورميانه را به كانون تنش، بحران، جنگ و خونريزى تبديل كرد.» به گزارش ايسنا روزنامه اخبارالعرب -چاپ امارات متحده عربى- در سرمقاله خود با اشاره به سالگرد حادثه ۱۱ سپتامبر به رخدادهاى جهان پس از اين حادثه پرداخته است. اخبار العرب مى نويسد: «حادثه ۱۱ سپتامبر در آمريكا و جهان به يك گاه شمار سياسى و فكرى جديد تبديل شده كه پس از فروپاشى ديوار برلين و جنگ دوم خليج فارس مى توان آن را ديگر رخداد مهم سياسى اخير توصيف كرد. جهان در حالى هفت سال از حادثه تروريستى ۱۱ سپتامبر را پشت سر گذاشته است كه طعم ثبات، آرامش و صلح را نچشيده است و اين حادثه به يك گاه شمار زمانى تبديل شده كه تاريخچه اى از جنگ ها، خشونت ها و درگيرى هاى خونبار را به همراه دارد.» اين روزنامه مى نويسد: «با گذشت هفت سال از حادثه ۱۱ سپتامبر آيا مردم آمريكا با مراجعه به وجدان خود اين سوال را مطرح مى كنند كه پيامدهاى ناشى از اين حمله قابل پيش بينى بوده است و چنانچه اين حادثه چند بار ديگر تكرار شود چه سرنوشتى در انتظار جهان خواهد بود؟ و اينكه آيا بهتر نيست آمريكا به جاى سياست مقابله و جنگ و خشونت به راهكار صلح و همكارى هاى ديپلماتيك روى آورد؟ در رسانه هاى آمريكايى اين طور وانمود شده كه آمريكا تنها كشور هدف قرار گرفته در جهان است كه متحمل خسارت هاى غير قابل جبران ناشى از تروريسم شده است! بدون آنكه به ارزيابى سياست هاى جنگ طلبانه دولت كنونى آمريكا بپردازند كه چنين فضاى ناآرام و پرتنشى را در جهان به ويژه خاورميانه حاكم كرده است.» اين روزنامه همچنين با اشاره به سياست هاى دولت جورج بوش، رييس جمهور آمريكا آورده است: «اكثر سياست هاى دولت بوش در مسيرى نادرست اتخاذ شده است كه در راستاى تحقق هدفى اشتباه و نادرست پيگيرى شده است و ادامه اين مسير موجب شده كه خشم و انزجار ملت ها از آمريكا افزايش يابد.» اخبار العرب در پايان اين سرمقاله از دولت فعلى و آتى آمريكا خواسته تا در سياست هايشان در قبال مسلمانان به ويژه مسلمانان جهان عرب تجديد نظر كرده و اين سياست ها را بر پايه اصل عدالت و احترام به منافع مشترك بنا نهند تا بتوانند از طريق راهكارهاى هوشمندانه ديپلماتيك و دوستى هاى حقيقى و اصول ثابت، روابط زيان ديده  با جهان را ترميم كنند.
اقدامات اخير چاوز؛ چالش جديد بين المللى
101556.jpg
«با توجه به شدت گرفتن تنش ها ميان روسيه - آمريكا، در اين ميان رييس جمهور ونزوئلا كه يك منتقد سرسخت كاخ سفيد است با اقدامات اخيرش به نوعى به آمريكا هشدار داده كه همراهى ونزوئلا با روسيه مى تواند چالشى جدى براى واشنگتن در اين مقطع زمانى پر تنش محسوب شود.» به گزارش ايسنا هفته نامه نيوزويك در گزارشى نوشته است: «هوگو چاوز، رييس جمهور ونزوئلا در اقدام اخير خود سفير آمريكا از اين كشور را اخراج كرد. وى تصريح كرده است كه پاتريك دادى، سفير آمريكا در ونزوئلا طرح هايى براى ايجاد كودتا و به دنبال آن سرنگونى دولت كاراكاس داشته است. چاوز همچنين در اقدامى فورى به وزير خارجه خود دستور داد كه سفير ونزوئلا در آمريكا را هر چه زودتر فرا بخواند. اين اقدام چاوز در حالى انجام گرفته است كه اوو مورالس، رييس جمهور بوليوى نيز سفير آمريكا در اين كشور را اخراج كرده است. از سوى ديگر چاوز از حضور دو بمب افكن استراتژيك ۱۶۰-TU روسيه در خاك ونزوئلا استقبال كرده است و معتقد است كه حضور اين بمب افكن ها نشان از همكارى نزديك نظامى ميان مسكو-كاراكاس دارد. حال اين سوال مطرح است كه با توجه به تنش هاى اخير ميان روسيه - آمريكا چاوز چه نقشى در اين بحران ايفا مى كند؟» نيوزويك افزوده است: «مسلما چاوز از اقدامات ضد آمريكايى در هر نقطه اى از جهان حمايت مى كند، حال اگر اين اقدامات از سوى يكى از هم پيمانانش (روسيه) باشد، اين حمايت ها دو چندان خواهد شد. روسيه و ونزوئلا بر اين موضوع تاكيد دارند كه حضور اين دو بمب افكن با هدف برگزارى مانورهاى نظامى است اما چرا اين مانور نظامى در بحبوحه افزايش تنش ها ميان كرملين - كاخ سفيد انجام شده است؟ آيا اين موضوع جز اين است كه روسيه با هدف مقابله با آمريكا هواپيماهاى خود را در ونزوئلا مستقر كرده و كاراكاس نيز به شدت از اين اقدام مسكو استقبال مى كند؟ قطعا مانور نظامى مشترك ونزوئلا - روسيه در ماه نوامبر از ديد آمريكا به عنوان يك تهديد ژئوپلتيكى ياد خواهد شد.
كارشناسان معتقدند كه روسيه با اين كار تلاش مى كند به آمريكا بفهماند كه اگر واشنگتن در راستاى اقدامات خصمانه عليه مسكو برآيد، روسيه نيز به راحتى مى تواند مواضع آمريكا را هدف قرار بدهد. ماريو ديوان كاراتو، يك ژنرال بازنشسته ونزوئلا مى گويد: مانور نظامى روسيه - ونزوئلا در ماه نوامبر نشان دهنده نزديكى هرچه بيشتر امور نظامى ميان دو كشور است. اين مانور قطعا پاسخى است به اقدامات آمريكا براى ايجاد سپر دفاع موشكى در شرق اروپا و تلاش هايش براى گسترش ناتو. در اين ميان ونزوئلا نيز تلاش مى كند با روسيه هم پيمانى خود را ثابت كند و با اين كار به اقدامات خصمانه آمريكا اعتراض كند.» اين مجله آمريكايى افزوده است: «هم پيمانى ونزوئلا - روسيه و تلاش هاى چاوز براى خريد تسليحات از روسيه نشان از اين موضوع دارد كه رييس جمهور ونزوئلا با اين كار همچنين قصد دارد به طور غير مستقيم با حمله احتمالى آمريكا عليه ونزوئلا مقابله كند. با توجه به اينكه آمريكا به هم پيمانانش اعلام كرده از فروش سلاح به ونزوئلا خوددارى كنند، چاوز از هم پيمانى با روسيه استفاده كرده و از اين كشور سلاح هاى مدرن خريدارى مى كند. با توجه به شدت تنش ها ميان روسيه - آمريكا به نظر مى رسد كه تنش ها ميان واشنگتن - كاراكاس با حضور اين دو بمب افكن روسيه در خاك ونزوئلا و اخراج سفير آمريكا از اين كشور شدت بگيرد. حال اين سوال مطرح است كه آيا چاوز از روسيه و در راس آن ولاديمير پوتين، نخست وزير روسيه خط مى گيرد؟ به طور قطع اين موضوع مشخص است كه روسيه به خاطر انزوايش به دنبال شركاى ضد آمريكايى است كه در اين ميان تنش اخير در قفقاز و حمايت هاى واشنگتن از گرجستان باعث شده تا مسكو به سوى ونزوئلا و ايران كشيده شود. با توجه به نزديكى قواى نظامى روسيه به آمريكا، وقوع درگيرى ها ميان دو كشور بيشتر از هر زمان ديگرى محتمل است و آمريكا به اين موضوع پى برده كه تهديدهاى روسيه جدى است بنابراين يا بايد منتظر درگيرى ميان آمريكا با روسيه و هم پيمانانش از جمله ونزوئلا و يا شاهد حل و فصل مسالمت آميز تنش ها ميان دو ابرقدرت جهان باشيم.»