نسخه
PDF
شماره ۵۷۰۰ - ۳۱ شهريور ۱۳۸۷ - - ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
بحران قفقاز در كشمكش ديپلماتيك
102138.jpg
اتحاديه اروپا تصميم گرفت، ۲۰۰ ناظر صلح به منطقه اعزام كند. نمايندگان ناتو و گرجستان به مذاكره نشسته اند. رئيس جمهور روسيه اعلام كرد كه كشورش در هفته جارى با آبخازستان و اوستياى جنوبى روابط ديپلماتيك برقرار خواهد كرد. به گفته خاوير سولانا، هماهنگ كننده سياست خارجى اتحاديه اروپا، «ناظران صلح» اروپايى در دو هفته آينده به «مناطق بى طرف» گرجستان فرستاده مى شوند. اتحاديه اروپا اميدوار است كه استقرار ۲۰۰ ناظر اروپايى باعث شود، نيروهاى روسى بطور كامل از گرجستان خارج شوند. به گزارش دويچه وله، سولانا همچنين گفت كه اتحاديه اروپا مايل است، ناظران خود را به مناطق جدايى طلب آبخازستان و اوستياى جنوبى نيز بفرستد. ناظران موظف اند بدون اسلحه، روند صلح در منطقه را كنترل كنند. ديپلمات ارشد اروپايى گفت، اتحاديه اروپا در كنفرانسى كه روز ۱۵ اكتبر در ژنو برگزار مى شود، در مورد صلح و ثبات در منطقه، بازگرداندن آوارگان جنگى و چگونگى استقرار ناظران صلح در آبخازستان و اوستياى جنوبى تصميماتى خواهد گرفت. بر اساس توافقى كه روز هشتم سپتامبر ميان نيكلا ساركوزى، رئيس دوره اى اتحاديه اروپا و دميترى مدودف، رئيس جمهور روسيه صورت گرفت، ارتش روسيه مى بايست تا روز پانزدهم سپتامبر، مناطق غربى گرجستان را ترك كند. روسيه به وعده خود عمل كرد و روز شنبه ، ۱۳ سپتامبر (۲۳ شهريور) سربازان خود را ازبندر پوتى و اطراف شهر سيناكى خارج كرد. روز يكشنبه، ۱۴ سپتامبر نيز سربازان روسى «مناطق بى طرف» را ترك كردند. بدين ترتيب امكان استقرار ناظران اروپايى در اين مناطق ايجاد شده است.
كمك مالى به گرجستان
اتحاديه اروپا قصد دارد به گرجستان ۵۰۰ ميليون يورو كمك كند. اين مبلغ براى جبران خسارت هاى جنگى و پروژه هايى كه توان اقتصادى گرجستان را افزايش مى دهند هزينه خواهد شد. قرار است كه تا پايان سال جارى، ۱۰۰ ميليون دلار در اختيار دولت اين كشور گذاشته شود.
روابط ديپلماتيك روسيه با مناطق جدايى طلب
به موازات اقدامات غرب براى پشتيبانى از گرجستان، روسيه نيز تلا ش هاى خود را براى حمايت از آبخازستان و اوستياى جنوبى افزايش مى دهد. روز دوشنبه ، ۱۵ سپتامبر، دميترى مدودف، رئيس جمهور روسيه اعلام كرد كه كشورش در هفته جارى با آبخازستان و اوستياى جنوبى موافقتنامه اى امضا خواهد كرد كه بر اساس آن، ميان روسيه و اين دو منطقه، روابط ديپلماتيك برقرار خواهد شد. مدودف تاكيد نمود كه اين موافقتنامه همچنين «همكارى نظامى» ميان امضا كنندگان را تنظيم خواهد كرد. در همين راستا روز يكشنبه، ۱۴ سپتامبر، سرگئى لاوروف، وزير امور خارجه  روسيه به آبخازستان رفت. وى در سوخومى اعلام كرد كه به زودى مرز ميان روسيه و آبخازستان از بين خواهد رفت. لاوروف روز دوشنبه به اوستياى جنوبى سفر كرد. اقدامات روسيه در به رسميت شناختن آبخازستان و اوستياى جنوبى به عنوان دو كشور مستقل، استقرار نيروهاى صلح اتحاديه اروپا در اين دو منطقه را عملا غيرممكن مى سازد. هفته پيش ولاديمير پوتين، نخست وزير روسيه، ضمن تاكيد بر استقلال آبخازستان و اوستياى جنوبى گفته بود كه ناظران صلح اروپايى تنها زمانى مى توانند در آنجا مستقر شوند كه «دولت هاى اين دو كشور مستقل» با آن موافقت كنند. وزارت دفاع روسيه گفته است كه بيش از ۷ هزار سرباز روسى در آبخازستان و اوستياى حنوبى باقى خواهند ماند.
نزديكى گرجستان و ناتو
به گفته ناظران سياسى، بحران قفقاز باعث شده است كه روابط گرجستان با پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) تنگتر شود. روز دوشنبه، ۱۵ سپتامبر، همزمان با نشست وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا، نمايندگان ناتو با مقامات گرجى به مذاكره نشستند. اين نشست كه در تفليس، پايتخت گرجستان برگزار شده، واكنشى است به تهاجم نظامى روسيه عليه گرجستان. گرجستان مايل است كه هر چه زودتر به پيمان آتلانتيك شمالى بپيوندد. اعضاى ناتو اما در اين مورد هنوز تصميمى قطعى نگرفته اند. ياپ دهوپ شيفر، دبير كل ناتو، گسترش اين سازمان نظامى، يا اتحاديه اروپا به سمت شرق را «گسترش دمكراسى و رعايت حقوق بشر» در اين بخش از جهان مى داند كه به گفته وى، نبايد حس محاصره شدن را به مسكو القا كند. شيفر تاكيد كرد كه اگر كشورهاى عضو ناتو تصميم بگيرند كه گرجستان به اين پيمان بپيوندد، روسيه حق ندارد، جلوى اين تصميم را بگيرد. دميترى مدودف تهديد كرده است كه «اگر گرجستان رسما براى ورود به پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) كانديدا شود، روسيه وارد عمل خواهد شد». مدودف خطاب به اعضاى ناتو گفت، «نزديكى به مرز روسيه تنش هاى جهانى را كاهش نمى دهد» بلكه «عواقب وخيمى» خواهد داشت.
گرجستان مسبب اختلاف ناتو و اتحاديه اروپا
«ياپ دى هوپ شيفر» دبير كل ناتو كه براى شركت در اجلاس شوراى ناتو به گرجستان سفر كرده بود، اعلام كرد كه با طرح «مدويديف- ساركوزى» براى حل مناقشه قفقاز موافق نيست. اظهارات وى مغاير با موضع ملايم تر اتحاديه اروپا است. كارشناسان در ارزيابى از اينكه مغايرت ها بين اتحاديه اروپا و ناتو در رابطه با گرجستان تا چه حد مى توانند پيشروى كنند، اختلاف نظر دارند. به گزارش نووستى بعقيده «الكساندر كاناوالوف» رئيس انستيتو ارزيابى هاى استراتژيك روسيه، اتحاديه اروپا در حقيقت با آمريكا همبستگى دارد، اما مجبور است موضع خود را ملايم كند، زيرا «بعيد است كه اتحاديه اروپا موافق اين باشد كه نيروهاى نظامى روسى در آبخازى و اوستياى جنوبى افزايش پيدا كنند (اروپا و آمريكا همچنان آنها را بخشى از گرجستان مى دانند). اگر ساركوزى در مذاكرات با رئيس جمهور روسيه فعلا توجه زيادى به اين مسأله معطوف نكرده، تنها بدين دليل بوده است كه مذاكرات بدون اين نيز كم مانده بود به بن بست برسند. آنها بسختى توانستند توافق كنند كه روسيه مقرهاى خود در بخش اصلى گرجستان را جمع كند و مسأله نيروهاى روسى در جمهورى هاى آبخازى و اوستياى جنوبى همچنان حل نشده اند». «سرگى كاراگانوف» رئيس دانشكده اقتصاد و سياست جهانى دانشگاه دولتى «مدرسه عالى اقتصاد» يقين دارد كه اختلاف نظر بين ناتو و اتحاديه اروپا وجود دارد، اما موضع ناتو تاثير كمى بر روند حل مسائل دارد: «دبير كل ناتو تنها مى خواست كارى خوشايند براى گرجى ها انجام دهد و اعلاميه وى را نمى توان چيزى بيش از يك ژست سياسى دانست. بين ناتو و اتحاديه اروپا مدت بسيارى است كه مقابله هاى كوچكى وجود دارند و آمريكا مصرانه مزاحم اروپا براى توسعه بلوك نظامى- سياسى مى شود. در اينجا ناتو در وراى مناقشه قرار گرفت و منافع آن خدشه دار شدند: اكنون گرجستان بعلت حاد شدن مناقشه نمى تواند در ناتو پذيرفته شود». در ضمن اين كارشناس معتقد نيست كه اين منجر به شكافى جدى بين ناتو و اتحاديه اروپا خواهد شد. «نيكلاى ازلوبين» مدير برنامه هاى روسى انستيتو امنيت بين المللى آمريكا نيز معتقد است كه تمامى طرفين كه در حل مناقشه شركت دارند، مجبور خواهند شد كه بدنبال سازش باشند. «حفظ وضعيت كنونى نه براى آمريكايى ها مساعد است، نه براى اروپاييان، نه براى مسكو. روسيه در وضعيتى است كه برد بيشترى دارد، اما اين كشور نيز علاقه اى به قطع همكارى هاى فنى با آمريكا و نيز مخارج سنگين مالى و نظامى در جمهورى هاى برسميت شناخته نشده ندارد. بدين ترتيب ناگزير بايد در جستجوى سازش بود. سازش، زمانى ممكن است كه همه ناراضى باشند، زيرا همه مجبورند كوتاه بيايند. در اينجا گزينه هاى بسيارى مى توانند وجود داشته باشند، مثلا روسيه مى تواند اجازه دهد ناظرين بين المللى در منطقه حضور يابند و يا منطقه تحت مسئوليت روسيه و پاسداران صلح خارجى تقسيم شود. از سوى غرب جاى بيشترى براى كوتاه آمدن وجود دارد: از ثبت حقوقى ضمانت هاى امنيتى در اوستياى جنوبى و آبخازى تا برسميت شناختن اين جمهورى ها».
ترسيم جهان توسط قدرتهاى بزرگ
102171.jpg
«چند وقتى است كه سياست خارجى و موضوعات پرحرارت  آن در تبليغات و رقابت هاى انتخاباتى  آمريكا كمرنگ شده است. شايد دليل آن اين است كه موضوعات بسيار مهم ترى همانند آرايش و رنگ لباس هاى خانم سارا پيلين همگان را به خود جلب كرده است! اما موضوع ديگر اين است كه تفاوت ميان نامزد هاى رياست جمهورى آمريكا هم اندكى كمرنگ تر شده است.» به گزارش ايسنا فريد زكريا، مسئول بخش بين الملل مجله  نيوزويك در شماره اخير اين هفته نامه در مقاله اى مى نويسد: «اختلاف نظر جان مك كين، كانديداى جمهوريخواهان با باراك اوباما، كانديداى دموكرات ها در انتخابات رياست جمهورى ۲۰۰۸ آمريكا در مورد سياست واشنگتن در مقابل عراق در حال حاضر به كمترين حد خود رسيده و شايد اين موضوع به خاطر تغييرات در وضعيت اين كشور جنگ زده باشد. دولت عراق به شدت به دنبال تعيين جدول زمانى براى خروج نظاميان آمريكايى از اين كشور است. هر دو نامزد انتخاباتى عملكرد روسيه در گرجستان را محكوم مى كنند و هر دوهمچنين از نبرد با طالبان در افغانستان و پاكستان هم حمايت مى كنند. اما نگاه اين دو كانديداى انتخاباتى به دنيا با تفاوت هايى نيز همراه بوده است. اين اختلاف را مى توان با يك پرسش از آنها فهميد: ما در چه نوع جهانى زندگى مى كنيم؟ هيچ كدام از اين دو كانديدا تاكنون با چنين پرسشى روبرو نشده  است و ترديد دارم كه به صراحت من به اين سوال پاسخ بدهند. اما من با توجه به نوشته ها و سخنرانى هاى آنها درباره پاسخ هر كدامشان حدسى مى زنم. جان مك كين در اين رابطه مى گويد: ما در دنياى خطرناكى زندگى مى كنيم. از نگاه او تندرو هاى افراطى چالش  بزرگ عصر ما محسوب مى شوند. يكسرى شبه نظاميان كه توسط بعضى دولت ها تامين مالى و لجستيكى مى شوند تهديد اصلى آمريكا به شمار مى آيند. مك كين همچنين ظهور چين، روسيه و هند را هم خطرناك مى داند. روسيه و چين البته خطرات ويژه اى هستند.
حمله روسيه به گرجستان براى مك كين اولين بحران جدى بعد از پايان جنگ سرد است. نقش آمريكا در چنين فضايى استفاده بيش از حد از زور و قدرت سخت براى مقابله با «اهريمن»، گسترش آزادى و شكست دشمنان است. در غير اين صورت ما در قرن ۲۱ بازنده خواهيم بود.» «اما تلقى اوباما از دنيا خوشبينانه تر است. خطرات واقعى است اما چنان فراگير كه مك كين در افكارش مى پروراند، نيست. اوباما كمتر از تندروى هاى اسلام گرا سخن مى گويد و بيشتر درباره القاعده و گروه هاى نزديك به آن حرف مى زند. استدلال اوباما اين است كه اكثريت دنياى اسلام خواستار توسعه و زندگى بهتر است نه درگيرى. نقش آمريكا در چنين دنيايى از نظر اوباما احياى قدرت نظامى مبارزه با القاعده و گروه هاى مرتبط با آن است اما اين كارها بايد در عين آرامش صورت گيرد چرا كه در مقابل خطرات، مشكلات و بحران هاى تازه اى هم بروز مى كند. جنگ عراق براى اوباما نمونه يك واكنش بيش از حد است كه براى آمريكا هزينه هاى زيادى به همراه آورده است. اگر آمريكا بتواند خونسردى خود را حفظ كند و كمك هايى را كه كشورها به دنبال آن هستند ارايه كند در مسير توسعه و نوسازى و ايجاد دموكراسى گام برداشته و امنيت خود را هم تامين كرده است. هر دوى اين ديدگاه ها نسبت به دنيا، بخشى از واقعيت را درون خود دارند. اما از نظر من اوباما و ديدگاه او به واقعيت نزديك تر است. اكثر سياستمداران آمريكايى هم اين نظر را تاييد كرده اند كه ما در مقايسه با گذشته در جهان آرام ترى زندگى مى كنيم.» زكريا نوشته است: «مطالعه اى كه دانشگاه مريلند آمريكا انجام داده نشان مى دهد، مرگ و مير ناشى از جنگ از هر نوع آن در ۲۰ سال گذشته كاهش يافته و به پايين ترين حد خود در نيم قرن گذشته رسيده است. مطالعه ديگرى كه دانشگاه سيمون فريزر انجام داده نشان مى دهد كه خسارت ناشى از تروريسم از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به بعد كاهش يافته است. انتخابات  در كشورهاى اسلامى از اندونزى تا عراق هم نشان مى دهد كه مردم بيشتر به دنبال ميانه روى هستند تا بنيادگرايى. اما نكته قابل توجه ديگر اين موضوع است كه از جنگ جهانى دوم به بعد آمريكا بيشتر به دنبال اين بوده كه اشتباهات راهبردى خود را با بزرگ نمايى خطرات پوشش بدهد. در دهه ۱۹۵۰ محافظه كاران مى گفتند كه دوايت آيزنهاور به دنبال مهار كمونيسم است تا عقب نشاندن آن. به همين دليل او را سرزنش مى كردند. وحشت روانى از كمونيسم به رويش مك كارتيسم در داخل و حمايت از بعضى رژيم ها در خارج دامن زد. كندى، نيكسون را با اين شعار كنار زد كه ميان توان موشكى آمريكا و شوروى شكاف خطرناكى وجود دارد. اين در حالى بود كه در آن زمان آمريكا ۲۰ هزار موشك داشت و شوروى كمتر از ۲ هزار. در دهه ۱۹۷۰ گفته مى شد كه شوروى از نظر نظامى در حال پيشى گرفتن از آمريكاست. اما واقعيت آن بود كه درست در زمانى كه نو محافظه كاران دنيا را متقاعد مى كردند كه اتحاد جماهير شوروى در حال فتح جهان است اين كشور در آستانه فروپاشى بود. بعد از پايان جنگ سرد هشدارهاى مشابهى از سوى آمريكايى ها شنيده مى شد. در دهه ۱۹۹۰ كميته مطالعاتى به نام كميته كوكس اعلام كرد كه چين در حال ساختن توان نظامى برابر با آمريكاست. در اين گزارش به آمار و ارقامى اشاره شده بود كه خيلى زود عدم صحت آن مشخص شد. سپس ماجراى صدام، ديكتاتور سابق عراق پيش آمد و توصيفات عجيبى كه از او ارايه مى شد؛ گفته شد كه او فورى ترين تهديد عليه آمريكاست! در حقيقت بزرگترين مشكلى كه ما در عراق با آن روبرو بوديم، ضعف اين كشور و ناكارآمدى آن بود. حرف هاى تكرارى درباره خطرات جدى و تهديد هاى مرگبار، ذهن و روح مردم آمريكا را تسخير كرده است.» در انتهاى مقاله آمده است: «اين حرف ها سياست خارجى آمريكا را هم به انحراف برده و هزينه هاى زيادى براى خود اين كشور و دنيا به بار آورده است.»