|
بحران مالى مانع نظامى گرى جمهوريهاى پسا شوروى
|
|
|
اخيرا پژوهشگاه بين المللى امور صلح در استكهلم سوئد نتايج بررسى و دورنماى امنيت بين المللى و مخارج نظامى كشورهاى جهان را منتشر كرد. در اين گزارش تاكيد شده است؛ تهديدات امنيت عليه امنيت و ثبات بين المللى در سال ۲۰۰۹ نيز افزايش خواهد يافت. اين مركز در گزارش تازه خويش به اين نكته نيز اشاره مى كند كه عليرغم ادامه بحران مالى جهانى انتظار مى رود در بسيارى از كشورهاى جهان در سال ۲۰۰۹ هزينه نظامى، فروش تسليحات و تجهيزات نظامى افزايش خواهد يافت. به گزارش ايران شرقى، بيتز جيل (مدير پژوهشگاه ياد شده) در مراسمى كه به مناسبت انتشار گزارش جديد اين مركز برگزار گرديد، تاكيد نمود نهاد هاى مسئول در تامين صلح و امنيت جهانى در سال ۲۰۰۹ نيز با مشكل جدى در اين زمينه مواجه خواهند شد كه مثال روشن اين نگرانى ادامه درگيرى ها و ناامنى در افغانستان است. از سوى ديگر نقاط به اصطلاح «داغ و بحرانى» در نزديكى روسيه وجود دارند. به همين دليل مسكو از احتمال بروز هر نوع بحران و ناامنى در مناطق پيرامونى خويش نگران است. در اين خصوص كافى است به بودجه نظامى كشورهاى عضو جامعه همسود نگاهى بياندازيم. در گزارش پژوهشگاه بين المللى امور صلح در سوئد، جماهير گرجستان و تركمنستان هم شامل جامه همسود شده اند، حال آنكه اين دو جمهورى در فعاليت اين جامعه شركت ندارند. در گزارش مركز ياد شده تاكيد مى شود كه عليرغم بحران مالى جهانى؛ بودجه نظامى بسيارى از كشورهاى عضو جامعه همسود نه تنها بدون تغيير خواهد ماند، بلكه مجموع هزينه هاى نظامى اين كشورها در مقايسه با سال ۲۰۰۸ افزايش ۹ درصدى را نشان خواهد داد. تنها استثناء در اين بين كشور روسيه است كه هزينه هاى نظامى آن در سال ۲۰۰۹ با كاهش ۸ درصدى روبرو خواهد شد. نكته جالب اين كه روسيه در اين شرايط و فشار فزاينده بحران مالى جهانى، از بابت فروش تسليحات نظامى هزينه هاى دفاعى خود را سه برابر افزايش خواهد داد. اين شاخص كمترين ميزان افزايش بودجه نظامى روسيه از سال ۲۰۰۰ به حساب مى آيد. در همين حال آمارها نشان مى دهد كه طى ۸ سال گذشته بودجه نظامى روسيه ۲/۵ برابر افزايش يافته است. در مجموع مقايسه آمار و ارقام حاكى از اين واقعيت است كه در فاصله سالهاى ۲۰۰۸ ۲۰۰۰ بودجه نظامى بسيارى از جمهوريهاى عضو جامعه همسود افزايش داشته است. همانطورى از گزارش جديد مركز مذكور بر مى آيد، هزينه هاى نظامى در جهان از سال ۲۰۰۶- ۱۹۹۷۷ ۳/ درصد افزايش داشته است. اين ميزان طى سالهاى ۲۰۰۷- ۲۰۰۵ - ۳/۵درصد بود كه نشان دهنده روند نزولى هزينه هاى نظامى است. اما جمهوريهاى پسا شوروى در اين ميان استثناء مى باشند. زيرا در سال ۲۰۰۶ در مقايسه با سال ۲۰۰۵ مجموع هزينه هاى نظامى اين كشورها (بدون احتساب سه جمهورى حوزه كرانه درياى بالتيك) ۲/۸درصد افزايش يافته است. اين شاخص طى سالهاى ۲۰۰۸- ۲۰۰۵ افزايش ۲/۰۸ درصدى را نشان مى دهد. از سوى ديگر افزايش بودجه نظامى جمهوريهاى قلمرو پسا شوروى به معنى هزينه كردن بخش عمده درآمد اقتصادى اين كشورها براى مخارج نظامى است. در اين ميان جمهورى گرجستان در صدر فهرست قرار دارد. بودجه اين كشور در سال ۲۰۰۸ بالغ بر يك ميليارد دلار بود كه ۵ درصد توليد ناخالص ملى را تشكيل مى داد. اين در حالى است كه طى سالهاى ۲۰۰۸ -۲۰۰۴ دولت گرجستان بودجه نظامى خود را ۱۰ برابر افزايش داده است. بسيارى ار كارشناسان با ملاحظه اين آمار و ارقام در آن زمان پيش بينى مى كردند كه گرجستان براى جنگ آماده مى شود. جنگ كوتاه مدت اوت ۲۰۰۸ در اوستياى جنوبى كه با حمله نظامى گرجستان آغاز و در نهايت با شكست گرجستان همراه شد. گرجستان عليرغم شكست در جنگ ياد شده قصد دارد تا بودجه نظامى خويش را در سال ۲۰۰۹ افزايش دهد. بر اساس آمار رسمى دولت گرجستان در سال ۲۰۰۹ ۴/۴درصد از كل توليد ناخالص ملى خويش را به بخش نظامى اختصاص خواهد داد. اين رقم نه تنها در قلمرو جامعه همسود بلكه در كل منطقه اوراسيا از همه بيشتر است. به نظر مى رسد كه رژيم ميخائيل ساكاشويلى در گرجستان از طرح هاى ماجراجويانه خويش در زمينه حمله نظامى احتمالى به آبخازستان و اوستياى جنوبى دست برنداشته است. در سال جارى (۲۰۰۹) كشورهاى ارمنستان و ازبكستان نيز بخش عمده اى از درآمد هاى اقتصادى خويش را به بخش نظامى اختصاص خواهند داد. به طورى كه ارمنستان ۳/۶ و ازبكستان ۳/۴درصد از توليد ناخالص ملى خود را در بخش هاى نظامى هزينه خواهند نمود. افزايش بودجه نظامى ارمنستان به اين علت است كه هنوز نزاع بر سر منطقه جدايى طلب قره باغ بين آذربايجان و ارمنستان ادامه دارد. اما اوضاع نابسامان اجتماعى به علت افزايش جمعيت، رشد فقر و بيكارى و تحركات گروههاى مذهبى افراطى در ازبكستان سبب آن شده است تا دولت اين كشور بودجه نظامى خويش را افزايش دهد. دولت اين كشور اعتقاد دارد كه تنها از راه افزايش توان دفاعى نيروهاى مسلح خويش مى تواند با عوامل ذكر شده در بالا مقابله كند. دو كشور ديگر قزاقستان و آذربايجان كه اقتصادشان مبتنى بر فروش نفت است، بودجه نظامى خود در سال ۲۰۰۹ را در مقايسه با سال ۲۰۰۸ حدود ۱۵-۱۰ درصد افزايش داده اند. از سوى ديگر در بودجه نظامى كشورهاى بلاروس، تركمنستان و تاجيكستان نيز افزايش مشاهده مى شود. در همين حال بودجه نظامى دو كشور فقير در قلمرو پسا شوروى (مولداوى و قرقيزستان) تنها يك درصد توليد ناخالص ملى اين كشورها را تشكيل مى دهد. بودجه نظامى قرقيزستان در سال ۲۰۰۹ ۷/۷ درصد كاهش خواهد يافت. قرقيزستان و ساير جماهير آسياى مركزى اميدوارند كه از روسيه كمكهاى نظامى دريافت نمايند. جمهورى مولداوى نيز روى كمك هاى نظامى رومانى و اتحاديه اروپا حساب مى كند. در مجموع ادامه سياست نظامى گرى و افزايش بودجه نظامى جمهوريهاى شوروى سابق نشان مى دهد كه اين قلمرو يكى از مناطق بالقوه بى ثبات باقى مى ماند. زيرا ميزان افزايش بودجه نظامى در اين قلمرو به مراتب بيشتر از ساير مناطق جهان است. به همين ترتيب امكان بروز درگيرى و جنگ ميان برخى از كشورها همچنان وجود دارد و اختلافات كنونى بين برخى از جمهوريهاى با يكديگر مى تواند به جنگ همه جانبه تبديل شود. از مناطق بحرانى كه امكان وقوع درگيريهاى نظامى در آنها وجود دارد، مى توان به قفقاز جنوبى و ترانس دنستر اشاره كرد. در جنوب تاجيكستان، ازبكستان و تركمنستان نيز منشأ اختلافات و درگيرى ها وجود دارد و هر لحظه مى تواند نزاع و جنگ در اين مناطق بروز كند. يورش گروههاى افراطى اسلامى به داخل اين سه جمهورى از افغانستان و يا درگيرى با باندهاى مافيايى قاچاق مواد مخدر زمينه ساز درگيرى ها خواهد بود. حتى در داخل اوكراين مساله شبه جزيره كريمه، لاينحل ماندن سرنوشت شهر اسواستاپول و ناوگان نظامى روسيه در درياى سياه نيز از عوامل بالقوه تهديد زا عليه امنيت ملى اوكراين به حساب مى آيد. به نظر مى رسد كه رهبرى سياسى بسيارى از كشورهاى قلمرو پسا شوروى سابق با احساس خطر از وجود چنين عوامل ناامنى تنها راه مقابله با تهديدات امنيتى را در افزايش بودجه نظامى مى بينند. به همين دليل حتى ادامه بحران مالى جهانى و عميق تر شدن آن نمى تواند مانع نظامى گرى در اين كشورها شود.
|