|
|
|
|
|
غلامحسين اميرخانى:
|
|
يك منتقد:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
غلامحسين اميرخانى:
بدون صفاى دل نمى توان خوشنويس شد
|
|
|
غلامحسين اميرخانى معتقد است كه صفاى دل و تزكيه روح آنقدر براى خطاطى ضرورى است كه بدون آنها نمى توان يك فرد را خوشنويس واقعى ناميد. غلامحسين اميرخانى؛ استاد پيشكسوت خوشنويسى و رئيس انجمن خوشنويسان ايران؛ به شبستان گفت: «داشتن دلى پاك و روحى منزه در جريان ذوق، انديشه و هنر دوستى انسان ها هميشه جايگاهى شايسته و مهم داشته و دارد.» وى افزود: «هر انسان حساس و آگاهى اين قابليت را دارد كه صفاى دل را در وجود خود به صورت بالقوه داشته باشد منتهى شيوه پرورش آن در انسان ها متفاوت است.» وى ادامه داد: «افرادى كه در فضاى فرهنگى مناسب تر و خانواده نزديك تر به مسائل فرهنگى هنرى و معرفتى پرورش پيدا مى كنند، طبيعتا اين توانايى و امكان را دارند كه به نتايج بهترى در هنر برسند.» اميرخانى به تعاريف متعدد صفاى دل و تزكيه نفس اشاره كرد و اذعان داشت: «صفاى دل با تعاريف متعددى قابل درك و دريافت است به عنوان مثال يكدله بودن نيز يكى از وجوه صفاى دل است به اين معنى كه بايد نسبت به يك امرى كاملا معتقد باشيم و براى رسيدن به آن به عنوان يك هدف تلاش كنيم.» وى صفاى دل را اكتسابى دانست و بيان كرد: «صفاى دل در هنر مقوله اى نيست كه از آسمان به زمين وارد شده باشد بلكه ساز و كار و مقدمات خاص خود را مى خواهد. اين وجود خود هنرمند است كه اين صفا را درك كرده و آنرا پرورش مى دهد.» رئيس انجمن خوشنويسان ايران تصريح كرد: «براى كسب صفاى دل و تزكيه نفس، مطالب و گونه هاى مختلفى در عالم هنر، فرهنگ، معرفت و ادبيات ما تعريف شده كه همه آنها به موفقيت انسان در هنر و نيز در كل زندگى مى انجامد.» وى داشتن صفاى دل را در بالا رفتن كيفيت آثار هنرى بسيار مهم و لازم برشمرد و افزود: «اين مساله در هنرى مثل خوشنويسى آنقدر مهم است و آنقدر وجودش لازم مى نمايد كه غالبا فكر مى كنند صفاى دل فقط در عالم هنر و به طور اخص در هنر خوشنويسى كارايى دارد.» اميرخانى خاطرنشان كرد: «صفاى دل تنها متوجه هنرمند خوشنويس نيست بلكه كسانى هم كه مخاطب يك اثر خوشنويسى هستند اگر به صفاى دل برسند و تزكيه نفس را درك كنند مسلما اثر را بهتر مى بينند و آن را بهتر مى فهمند.» وى در پاسخ به سوالى مبنى بر اينكه آيا اين مساله در روزگار امروز هم كاركرد دارد؟ گفت: «اين نكته در هر زمان و هر مكانى در خوشنويسى رعايت مى شود و هنرجويان از قدم اول با معارفى سروكار دارند كه جانشان را پرورش مى دهد.» وى اظهار كرد: «ابزار و سرمشق هايى كه از آنها در هنر خوشنويسى به عنوان مقدمات و الفبا ياد مى شود را مى توان عالى ترين مطالبى دانست كه آذوقه فكر، انديشه و ذوق انسانها و به تبع آن روح آنها را فراهم مى سازد.» اميرخانى در پايان ادبيات كشور را ادبياتى غنى از مسائل روحانى و معنوى عنوان كرد و گفت: «هنرها و هنرمندانى كه مستقيماً با ادبيات سروكار دارند به طور كلى بدون صفاى دل و تزكيه نفس نمى توانند خلق اثر هنرى كنند.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
يك منتقد:
دچار اختلاط نقد كتاب كودك با بزرگسال شده ايم
|
|
|
نقدهاى ادبيات كودك و نوجوان ما بيشتر ويژه متخصصان نوشته شده است و ما در حوزه نقد نسبت به نقدى كه براى والدين و بچه ها نوشته شده باشد بى توجه بوده ايم. على اصغر سيدآبادى در نشست «جايگاه و كاركرد نقد در ادبيات كودك» با بيان و با اشاره به اين كه نقد هر گفتگو پيرامون يك اثر ادبى را شامل مى شود، گفت: «من فكر مى كنم صحبت كردن در حوزه نقد براى بچه ها هم ممكن است. همان طور كه ما در مورد نقاشى با آن ها صحبت مى كنيم، مى توانيم رويكرد انتقادى را نسبت به اثر مكتوب با بچه ها در ميان گذاريم، البته همان طور كه در وصف نقاشى ها براى بچه مجاز نيستيم كه از مكاتب نقاشى صحبت كنيم اين موضوع در نقد آثار ادبى آن ها هم صدق مى كند.» اين نويسنده و شاعر تصريح كرد: «هر اثر عناصرى را داراست كه مى تواند در مورد آن ها با بچه ها وارد گفتگو شد، مى توان در مورد ظرفيت ها، شباهت هاى يك اثر با اثر ديگر يا داستان هاى ديگر با بچه ها صحبت كرد اما اين بخش در ميان ادبيات كودك ما مغفول مانده است.» در ادامه، عباس رئوف؛ متخصص علوم تعليم و تربيت؛ گفت: «ما نيازمند نقد كتاب كودكان نيستيم و من به شخصه نتوانسته ام با نقدهاى اين حوزه ارتباطى بگيريم چون نه تنها صداقتى در آن ها نيست بلكه غرض ورزى هم مى شود.» اين مدرس علوم تعليم و تربيت تاكيد كرد: «ما نمى توانيم و نبايد به كتاب كودك با بهاى كم بپردازيم، اين واقعيتى است كه ما دچار فقر شده ايم؛ بنابراين اغلب بدون شناخت حرف مى زنيم و نظر مى دهيم و مچ گيرى مى كنيم.» وى تصريح كرد: «ما بايد مشخص كنيم چه كتاب با چه ويژگى هايى براى كودك مناسب تر است و اين مقوله را جايگزين نقد ادبيات كودك كنيم، اما ما هنوز در زمينه نوع كتاب مناسب براى كودكان مشكل داريم.» رئوف گفت: «اگر به كودك خودآموزش دهيم كه ادبيات هم همان زندگى است و همچون زندگى داراى شادى و خنده و رنج و اندوه و آداب و رسوم و راه هاى درست و غلط است، اگر او بداند كه گاه ادبيات قدرتمندتر از زندگى است و مى تواند زندگى نيز ببخشد و زندگى در لابه لاى كتاب ها خفته است همه كودكان ما در بزرگسالى خودشان منتقد هر كتابى خواهند بود.» اين متخصص علوم تعليم و تربيت تصريح كرد: «بچه ها بايد كتاب هايى را بخوانند كه در آن ها متفكر بودن، پرنشاط بودن، پرانرژى بودن و دوست داشتن زندگى را ايجاد مى كند اما ناقدان كتاب هاى كودك، نوجوان ما هرگز نمى خواهند و نمى توانند با نقد خود اين لذت ها را به بچه ها بچشانند.» وى تاكيد كرد: «بايد كتاب هاى داستان كودك و به ويژه كودكان پيش دبستانى عصاره كشى شوند و با مشخص كردن درصد موفقيت اين آثار در حوزه فضاسازى، شخصيت پردازى، گفتگو ياد الگوهاى موجود در متن يك اثر و جزئيات داستانى و غيره بهترين ها به آنان داده شود.» به گزارش ايسنا، مهدى يوسفى نيز از ديگر مدعوين اين نشست با اشاره به تاريخچه پردازش به ادبيات كودك و فقدان آن در سطح جهانى گفت: «پس از جنگ جهانى دوم، رشته هاى عام مثل فرهنگ مورد توجه قرار گرفت و نقد ادبيات كودك همزمان با متحول شدن دوران كودكى شكل گرفت اما در ايران ادبيات كودك پيوسته ذيل ادبيات بزرگسال بررسى شده است و ما هميشه تلاش كرده ايم اين نوع ادبيات و نقد آن را با ادبيات و نقد ادبيات بزرگسال پيوند زنيم.» اين منتقد ادبيات كودك و نوجوان تصريح كرد: «ما در نقد ادبيات كودك بيشتر به نقد كار بررسى، كارگاهى پيش مى رويم كه دغدغه اصلى آن معرفى كتاب است.» وى گفت: «ما در ايران دچار اختلاط نقد كتاب كودك با نقد ادبيات بزرگسال شده ايم حالا اگر بخواهيم به واسطه ها- والدين- راهنمايى كنيم بايد اين راهنمايى در بخش مرور كتاب باشد و بحرانى كه در اين شرايط پديد مى آيد اين است كه منتقد جايگاهى ندارد و پس نقد فاقد معناى واقعى خود است.» مهدى يوسفى با تاكيد بر اين كه ما به معناى واقعى منتقد كودك و نوجوان نداريم، گفت: «نقد به كنش اجتماعى پرداخته است نه صرفا مطالعه موردى يك اثر. ادبيات كودك ايران به شدت ايزوله شده است و اين به سبب نوع ساختار ايدئولوژيك حاكم است ادبيات كودك سعى مى كند استقلال خود را حفظ كرده و اين واكنش خود نشان از ايزوله بودن آن دارد.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شك ۲ نويسنده درباره آخرين اثر «ونگوگ»
در آستانه افتتاح نمايشگاهى از آثار «ونسان ونگوگ»، كتابى جنجالى با عنوان «گربه گمشده» منتشر شد. به گزارش خبرگزارى كتاب به نقل از خبرگزارى سوئيس، «هانس پيتر بورن» و «بنوت لانداس» نويسندگان كتاب «گربه گمشده» در اثر خود ادعا كرده اند آخرين اثر «ونگوگ» جعلى است. اين در حالى است كه ونگوگ پيش از خودكشى نامه اى را براى برادرش «تئو» برجاى گذاشت كه تنها مشتمل بر اين چند كلمه بود: در پيش زمينه يك گربه سياه-سبز كمرنگ» اين نويسندگان در اين كتاب ادعا كرده اند كه يك نقاش پاريسى آخرين اثر ونگوگ را خريدارى و از روى آن كپى كرده است و اين كپى است كه تا امروز به عنوان شاهكار واقعى ونگوگ شناخته شده است. «هانس پيتر بورن» و «بنوت لانداس» با طرح سوالاتى همچون: چگونه يك اثر جعلى يك قرن دنياى هنر را فريب داده؟ و يا چگونه كارشناسان هنرى از اين كلك و حقه سر در نياورده اند؟ در جستجوى رد پاى جاعلان هستند. با برپايى اين نمايشگاه در موزه هنر شهر «بازل» سوئيس، جهان هنر يك بار ديگر از اين نقاش بزرگ تجليل مى كند. نقاشى كه تا پاى رسيدن به جنون به هنر خود وفادار ماند و با قلم مويش آثارى گيرا و ناب را تصوير كرد.«هانس پيتر بورن» نويسنده اى سوئيسى است كه در سال ۱۹۳۸ در «برن» متولد شده و «بنوت لانداس» پيش از اين نيز در مورد ونگوگ كتاب نوشته است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
زندگينامه هيتلر راهنماى مديريت دانشجويان هندى
انتشار زندگينامه «آدولف هيتلر» رهبر آلمان نازى به سرعت توجه دانشجويان اقتصاد و مديريت را در هند جلب كرد و طى ماه هاى اخير به فروشى چشمگير دست يافت. به گزارش ايبنا به نقل از روزنامه تلگراف، دانشجويان اقتصاد و مديريت در هند كتاب «نبرد من» زندگينامه «آدولف هيتلر» را به عنوان منبعى براى تقويت آموزش و راهنمايى براى استراتژى هاى مديريت مناسب دانسته و به همين دليل اين كتاب طى ماه هاى اخير به شدت توجه آنها را جلب كرده است. به گفته كتاب فروشان، اگر اين كتاب در بسيارى از كشورها به عنوان «انجيل نازيسم» شناخته مى شود، ولى دانشجويان هند اين كتاب را به عنوان «راهنماى مديريت» و همپايه كتاب هايى چون «چه كسى پنير مرا برد؟» اثر «اسپنسر جانسون» مى دانند. براساس گزارش ها، يك شركت چاپ و نشر هندى براى پاسخگويى به تقاضاى فزاينده اى كه اين كتاب داشته، از زمان انتشار، تاكنون آن را سالى دوبار تجديد چاپ كرده است. به گفته «آر. اچ. شرما» رئيس انتشارات جايكو، چاپ اول كتاب در سال ۲۰۰۳ دوهزار نسخه بود كه بلافاصله به فروش رسيد و از آن زمان به بعد، شمارگان كتاب هر سال افزايش پيدا كرد و به حدود ۱۵ هزار جلد رسيد. اين در حالى است كه سال پيش، طى ۶ ماه ۱۰ هزار جلد از اين كتاب در كتابفروشى هاى دهلى نو به فروش رسيد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آغاز دور جديد «چهار فصل تئاتر» از اواخر ارديبهشت
مسئول پروژه چهار فصل تئاتر ايران از اجراى دور جديد اين پروژه با انجام تغييرات بنيادين و به احتمال زياد تا اواخر ارديبهشت ماه خبر داد. ايوب آقاخانى در اين باره به مهر گفت: «طرحى متفاوت براى ادامه اين پروژه نسبتا موفق داشتيم كه نيازمند امكانات ويژه بود، امكاناتى كه باعث مى شود اين پروژه دائمى شده و فرصت سرويس دهى بيشتر را فراهم كند.» او افزود: «جلسات مختلف با مدير مركز هنرهاى نمايشى داشتيم و خوشبختانه شكل پيشنهادى ما مورد قبول قرار گرفت. به خاطر رسيدن به نتيجه قطعى چند جلسه ديگر نيز برگزار شد و در حال حاضر در مسير تأمين شرايط مورد نظر هستيم.» آقاخانى ادامه داد: «زمان فعاليت پروژه را به طور رسمى اعلام نمى كنم، اما به احتمال زياد دوره جديد اين پروژه تا اواخر ارديبهشت ماه آغاز مى شود. باعث خوشحالى است كه شكلى جذاب از سرويس دهى به هنرمندان شهرستانى را مديريت خواهيم كرد. جزئيات اين پروژه پس از فراهم شدن تمام امكانات و انجام برنامه ريزى هاى لازم اعلام مى شود.» مسئول پروژه چهار فصل تئاتر ايران درباره اجراى آثار توليد شده در اين پروژه توضيح داد: «يكى از خواسته هاى من براى ادامه اين پروژه اين بود كه كارهاى توليد شده پارسال به فرجام برسد. اين خواسته مورد قبول مدير مركز هنرهاى نمايشى قرار گرفت. در نتيجه ممكن است بعضى از اجراها مقارن با فصل يك دوره جديد باشند.»
|
|
|
|
|
|
|
|