نسخه
PDF
شماره ۵۸۶۸ - ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - - ۹ مى ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
معماى مقاصد رئيس جمهور روسيه
119142.jpg
«ولاديمير پوتين زمانى ليبرال ها و رهبران گروه هاى حقوق بشر را «شغال هايى» كه به دنبال كمك  از جانب سفارت خانه هاى خارجى هستند توصيف كرد، اما ديميترى مدودف شاگرد و جانشين پوتين، اخيرا با برخى از اين افراد ديدار كرد و ضمن تحسين كار آنها گفت كه با آنها ناعادلانه رفتار شده است». به گزارش ايسنا، در آستانه هفتم مه (پنجشنبه) اولين سالروز تصدى ديميترى مدودف بر رياست جمهورى روسيه، روزنامه نيويورك تايمز در گزارشى درباره ابهامات پيرامون رهبرى مدودف نوشته است: در حالى كه حدود يك سال از تصدى ديميترى مدودف سومين رئيس جمهور روسيه مى گذرد، وى همچنان همانند يك معما باقى مانده و بحران مالى فقط به تعميق سوالات و ابهامات درباره اهداف و مقاصد وى كمك كرده است. آيا وى نقش يك رهبر صورى خوش برخورد را براى افراطيون كرملين بازى مى كند يا يك رئيس جمهور فرمايشى است كه سخنان آرامش بخش به زبان مى راند و يا يك اصلاح طلب واقعى است كه در حال دور كردن روسيه از اقدامات مستبدانه تر پوتين است كه براى تاثير گذارى خود به زمان نياز دارد؟ نيويورك تايمز مى افزايد: به نظر مى رسد مدودف به تازگى براى نشان دادن تمايلات ليبرال ظاهرى خود و متمايز كردن خود از پوتين كه هم اكنون نخست وزير است، خود را به دردسر انداخته است. مدودف ابتدا با روزنامه نوايا گازتا كه شديدا مخالف كرملين است و خبرنگاران آن در سال هاى اخير كشته يا مورد آزار و اذيت قرار گرفته اند مصاحبه كرد. وى سپس در ۱۵ آوريل با فعالان حقوق بشر و گروه هاى حامى مرتبط با آنها ديدار كرد. اين گروه ها مدت ها از آزار و اذيت دولت عليه خود شكايت كرده و اكنون در چنان جو ارعاب و تهديدى فعاليت مى كنند كه برخى رهبرانشان براى خود محافظ شخصى استخدام كرده اند. مدودف در اين نشست نوعى عذرخواهى را اعلام كرد كه به ندرت از طرف پوتين صورت گرفت و اظهار داشت «بر كسى پوشيده نيست كه درك و استنباط از فعاليت هاى حقوق بشر در كشور ما به طور جدى تحريف شده است. بسيارى از مقامات اكنون بر اين باورند كه تمام سازمان هاى غير دولتى دشمن كشور هستند و بايد با آنها مبارزه كرد تا آنها نوعى بيمارى را كه ممكن است پايه هاى جامع ما را تضعيف كند،  انتقال ندهند. فكر مى كنم چنين تفسيرى كاملا خطرناك است». اگر سخنان مدودف براى اين گروه ها دلگرم كننده بوده ولى با عمل همراه نشده است و در كل حتى تشخيص يك تغيير كوچك در نحوه حفظ قدرت از سوى كرملين تحت رهبرى مدودف دشوار است. در بخش ديگرى از اين مطلب را مى خوانيم: به نظر مى رسد انتخابات اخير شهردارى در سوچى، ميزبان المپيك زمستانى سال ،۲۰۱۴ با همان تكنيك هاى رايج در دوره پوتين سازماندهى شده است. كانديداهاى مخالف يا از انتخابات اخراج شدند و يا تحت تبليغات تلويزيونى شديدا خصمانه قرار گرفتند. كانديداى مورد نظر كرملين ۷۷ درصد آرا را از آن خود كرد. آلكسى سيمونف، رئيس بنياد دفاعى گلاسنوست در مسكو كه براى ارتقاى آزادى رسانه ها تلاش مى كند و در نشست حضور داشت، گفت: اكنون مدودف تنها سخنان خوب به زبان مى راند. وى اين كار را زياد انجام داده است، اما در اين خصوص يك فقدان عمل كامل وجود دارد. نيويورك تايمز در ادامه مى افزايد: سخنان مدودف اغلب به عنوان نشانه اختلاف نظر وى با پوتين كه رهبر بسيار مهم روسيه به حساب مى آيد، نگريسته مى شود و ممكن است به سرزنش سبك پوتين منجر شود؛ اما آنچه محتمل تر به نظر مى رسد اين است كه پوتين تصميم گرفته به مدودف اجازه دهد تا جايى كه وى مسير حركت دولت روسيه را تغيير نداده، روش خود را اتخاذ كند. ديميترى مدودف يك استاد سابق حقوق است كه به نظر مى رسد با مشكلات گروه هاى حقوق بشر همدردى داشته باشد؛ اما با اين وجود رهبران اين گروه ها تنها مى توانند به يك اقدام اخير دولت كه بيانگر بهبود روابط است اشاره كنند كه شامل حكم دادگاه براى آزادى سوتلانا باخمينا، يك وكيل بازداشت شده است كه در پرونده تنبيه شركت نفتى يوكوس و ميخائيل خودوركوفسكى رئيس آن توسط پوتين، با اتهامات كمترى مواجه بود. اگر چه در عين حال دادستان ها به دنبال اتهامات تازه عليه خودوركوفسكى هستند كه زمانى ثروتمند ترين مرد روسيه بود و پس از عصبانى كردن ولاديمير پوتين از طريق دخالت در سياست در سال ۲۰۰۳ زندانى شد. اين اتهامات تازه كه مى تواند دو دهه ديگر خودوركوفسكى را پشت ميله هاى زندان نگه دارد، به طور گسترده بيانگر اين است كه كرملين هيچ قصدى براى كم كردن كنترل ها ندارد. در ادامه اين مطلب مى خوانيم: ايرينا ياسينا، يك تحليلگر موسسه اقتصادى در مسكو كه در نشست با مدودف حضور داشت گفت «ما آنقدر خواهان بهتر شدن امور هستيم كه گاهى اوقات در انتظارات خود از آنچه كه در حال وقوع است دچار اشتباه مى شويم. آنقدر خواستار تفاوت بين پوتين و مدودف هستيم كه گاهى وقت ها اميد هايمان مانع ديدن واقعيت مى شوند». علاوه بر مناظرات درباره صداقت ديميترى مدودف، يك مساله ديگر نيز وجود دارد؛ آيا وى قدرت انجام تغييرات بزرگ در زمينه آزادى هاى مدنى، كثرت گرايى سياسى و موضوعات مرتبط بويژه در دوران بحران اقتصادى را دارد يا خير؟ البته ولاديمير پوتين همچنان زمام امور را در دست دارد و همانند دوره شوروى سابق، گروه هاى رقيب از مقامات ارشد در كرملين حضور دارند كه برخى ليبرال و برخى به طور آشكارا و قاطعانه غير ليبرال هستند. برخى به طور ضمنى گفته اند كه از دست دادن زمام امور در برهه كنونى كه روسيه با بيكارى گسترده و نگرانى ناامنى در مراكز منطقه اى مواجه است، يك اشتباه بزرگ محسوب مى شود. در بخش پايانى گزارش نيويورك تايمز مى خوانيم: ولاديسلاو سوركف كه اغلب به عنوان استراتژيست سياسى اصلى كرملين به حساب مى آيد، در ماه مارس علنا درخواست ها براى اصلاحات را به سخره گرفت و گفت « اين نظام كارآمد است و با اين بحران مقابله خواهد كرد و آن را پشت سر خواهد گذاشت. » در حقيقت، اصلا مشخص نيست كه بيشتر روس ها به ژست هاى مدودف اهميت مى دهند. اكثريت جمعيت روسيه نگران اقداماتى هستند كه دولت براى حفظ ثبات و دستاورد هاى اقتصادى يك دهه گذشته در حال انجام آن است. به علاوه دولت در دوره تصدى پوتين آنچنان عليه ليبرال ها و گروه هاى حامى آن تبليغات منفى كرده كه آنها به شدت بى اعتبار شده اند. يوگنى فدرف، يك عضو برجسته پارلمان از حزب پوتين گفت « بيشتر مردم به اين سازمان ها كه از خارج آمده اند اعتماد ندارند. آنها در خصوص مسايل سياسى، اقتصادى و يا ديگر منافع آن دسته از افرادى كه آنها را به اينجا فرستاده و پول فعاليت هايشان را تامين مى كنند،  لابى گرى مى كنند. اكنون ليبرال ها مى گويند، به رغم اينكه آنها بسيار تضعيف شده اند ولى از مقاومت در برابر مدودف دست نكشيده اند».
هيلارى و رايس؛ يك تفكر در دو جسم
119154.jpg
شعارهاى تبليغاتى باراك اوباما كه مهمترين رمز موفقيت وى در انتخابات رياست جمهورى آمريكا بود، اين شبهه را در محافل بين المللى به وجود آورد كه با تغييرى اساسى در رويكردهاى آمريكا روبه رو خواهند شد؛ اما با گذشت بيش از ۱۰۰ روز از روى كار آمدن دولت جديد آمريكا، شاهد هستيم كه مهمترين قطب اين دولت و ترسيم كننده اصلى سياست هاى خارجى آن (هيلارى كلينتون) اظهاراتى متناقض با شعارهاى اوباما بيان مى كند. به گزارش ايسنا، روزنامه اماراتى البيان در تحليلى به قلم ممدوح طه، تحليلگر اين روزنامه به ارزيابى اظهارات هيلارى كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا و وجه تشابه و تمايز وى با كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه سابق آمريكا پرداخته است. اين تحليلگر عرب مى نويسد: از ابتدا همه ما مى دانستيم كه هيلارى كلينتون، كاندوليزا رايس نيست. هيلارى دموكرات است و كاندو جمهوريخواه. اولى سفيد است و دومى سياه. رايس به دليل موفقيتش در سمت مشاور كاخ سفيد موفق به احراز پست وزير امور خارجه آ مريكا شد؛ اما هيلارى به دليل شكست در ورود به كاخ سفيد به عنوان رئيس جمهور جديد آمريكا در رويارويى با رقيب سياه پوست و باهوشش باراك اوباما، به اين سمت رسيد. در ادامه اين تحليل آمده است: چه در دوره سياه رئيس جمهور سفيد پوست آمريكا (جورج بوش) و چه در دوره اى كه تمام جهان از رئيس جمهور سياه اين كشور (اوباما) انتظار نشان دادن وجهه اى سفيد و مثبت از آمريكا را دارند، جهان عرب و اسلام بايد هوشيار باشند كه چه در دوران رياست جمهورى سياه بوش و چه آغاز دوره سفيد اوباما، با يك زن آهنين به عنوان وزير امور خارجه آمريكا روبه رو هستند. شايد آنها (وزيران خارجه) از نظر رنگ پوست و يا گرايش حزبى و پيشينه سياسى متفاوت باشند اما در خصوص رويكردهايشان در قبال مسايل جهان عرب و اسلام به ويژه فلسطين، لبنان و عراق تفاوتى ندارند. ممدوح طه مى نويسد: يكى از وجوه تفاوت اين دو با يكديگر اين است كه اولى در دوره رئيس جمهورى جنگ طلب فعاليت مى كرد و دومى در دوره رئيس جمهورى فعاليت مى كند كه مى گويد قصد خارج نمودن آمريكا از بحران هاى به جاى مانده از سياست دولت قبلى را دارد. از سوى ديگر اين دو وزير امور خارجه از نظر ميزان تعهداتشان به رئيسانشان نيز با يكديگر تفاوت دارند. رايس در تمامى سياستگذارى ها حتى به عنوان يك مشاور به نظريات بوش پايبند و مطيع اوامر او بود؛ اما كلينتون حتى از نظر سخنرانى هاى سياسى نيز سخنانى مغاير با شعارهاى اوباما بيان مى كند. اما در همين حال سخنان كلينتون به ويژه پس از اولين سفرش به منطقه بسيار ما را به ياد سخنان رايس مى اندازد كه منعكس كننده سياست هاى بوش در حمايت از اسراييل و پايمال نمودن حقوق اعراب و مسلمانان بود. سياست هايى كه در راستاى حمايت از هم پيمانان عرب آ مريكا موسوم به ميانه روها و اعمال فشار و به انزوا كشيدن اعراب مخالف با سياست هاى آمريكا موسوم به افراط گرايان اعمال مى شد. سياستى كه مخالفان آمريكا اعم از اعراب و مسلمانان و نيروهاى مقاومت آنها را تروريست مى دانست و سعى داشت افكار عمومى را به جاى اسرائيل به عنوان دشمن اصلى اعراب و مسلمانان به سوى دشمنى جديد معطوف سازد. در ادامه اين تحليل آمده است: اين طور به نظر مى رسد كه توصيه رايس به جانشينش پيش از ترك پست وزير امور خارجه، مبنى بر ضرورت نابودى مقاومت در فلسطين و لبنان و حمايت از ميانه روها جهت حل و فصل مسالمت آميز بحران با اسرائيل، كارساز بوده است. نكته عجيب اين است كه بوش طى هشت سال نتوانست حتى با كنفرانس آناپوليس در تحقق اين هدف موفق شود و مذاكرات سياسى بين فلسطينيان و اسرائيلى ها در دوره حكومت اولمرت نافرجام بود. آيا با اين تفاصيل آمريكا با ادامه اين سياست در سايه دولت راست و افراطى بنيامين نتانياهو به موفقيت دست خواهد يافت؟ در پايان اين تحليل آ مده است: عجيب تر از همه آن است كه تلاش جهت فتنه انگيزى بين اعراب كه رايس در دوره بوش با تشكيل جبهه «ميانه روهاى عرب و اسرائيل تندرو» جهت رويارويى با آنچه كه گروه هاى تندروى عرب خواند آغاز كرد، اينك توسط جانشينش كلينتون ادامه مى يابد و اين امر كاملا در اظهارات وزير امور خارجه جديد آ مريكا به چشم مى خورد و در واكنش به اين موضوع تنها بايد گفت، وعده ديدار ما فردا!