|
هيلارى و رايس؛ يك تفكر در دو جسم
|
|
|
شعارهاى تبليغاتى باراك اوباما كه مهمترين رمز موفقيت وى در انتخابات رياست جمهورى آمريكا بود، اين شبهه را در محافل بين المللى به وجود آورد كه با تغييرى اساسى در رويكردهاى آمريكا روبه رو خواهند شد؛ اما با گذشت بيش از ۱۰۰ روز از روى كار آمدن دولت جديد آمريكا، شاهد هستيم كه مهمترين قطب اين دولت و ترسيم كننده اصلى سياست هاى خارجى آن (هيلارى كلينتون) اظهاراتى متناقض با شعارهاى اوباما بيان مى كند. به گزارش ايسنا، روزنامه اماراتى البيان در تحليلى به قلم ممدوح طه، تحليلگر اين روزنامه به ارزيابى اظهارات هيلارى كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا و وجه تشابه و تمايز وى با كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه سابق آمريكا پرداخته است. اين تحليلگر عرب مى نويسد: از ابتدا همه ما مى دانستيم كه هيلارى كلينتون، كاندوليزا رايس نيست. هيلارى دموكرات است و كاندو جمهوريخواه. اولى سفيد است و دومى سياه. رايس به دليل موفقيتش در سمت مشاور كاخ سفيد موفق به احراز پست وزير امور خارجه آ مريكا شد؛ اما هيلارى به دليل شكست در ورود به كاخ سفيد به عنوان رئيس جمهور جديد آمريكا در رويارويى با رقيب سياه پوست و باهوشش باراك اوباما، به اين سمت رسيد. در ادامه اين تحليل آمده است: چه در دوره سياه رئيس جمهور سفيد پوست آمريكا (جورج بوش) و چه در دوره اى كه تمام جهان از رئيس جمهور سياه اين كشور (اوباما) انتظار نشان دادن وجهه اى سفيد و مثبت از آمريكا را دارند، جهان عرب و اسلام بايد هوشيار باشند كه چه در دوران رياست جمهورى سياه بوش و چه آغاز دوره سفيد اوباما، با يك زن آهنين به عنوان وزير امور خارجه آمريكا روبه رو هستند. شايد آنها (وزيران خارجه) از نظر رنگ پوست و يا گرايش حزبى و پيشينه سياسى متفاوت باشند اما در خصوص رويكردهايشان در قبال مسايل جهان عرب و اسلام به ويژه فلسطين، لبنان و عراق تفاوتى ندارند. ممدوح طه مى نويسد: يكى از وجوه تفاوت اين دو با يكديگر اين است كه اولى در دوره رئيس جمهورى جنگ طلب فعاليت مى كرد و دومى در دوره رئيس جمهورى فعاليت مى كند كه مى گويد قصد خارج نمودن آمريكا از بحران هاى به جاى مانده از سياست دولت قبلى را دارد. از سوى ديگر اين دو وزير امور خارجه از نظر ميزان تعهداتشان به رئيسانشان نيز با يكديگر تفاوت دارند. رايس در تمامى سياستگذارى ها حتى به عنوان يك مشاور به نظريات بوش پايبند و مطيع اوامر او بود؛ اما كلينتون حتى از نظر سخنرانى هاى سياسى نيز سخنانى مغاير با شعارهاى اوباما بيان مى كند. اما در همين حال سخنان كلينتون به ويژه پس از اولين سفرش به منطقه بسيار ما را به ياد سخنان رايس مى اندازد كه منعكس كننده سياست هاى بوش در حمايت از اسراييل و پايمال نمودن حقوق اعراب و مسلمانان بود. سياست هايى كه در راستاى حمايت از هم پيمانان عرب آ مريكا موسوم به ميانه روها و اعمال فشار و به انزوا كشيدن اعراب مخالف با سياست هاى آمريكا موسوم به افراط گرايان اعمال مى شد. سياستى كه مخالفان آمريكا اعم از اعراب و مسلمانان و نيروهاى مقاومت آنها را تروريست مى دانست و سعى داشت افكار عمومى را به جاى اسرائيل به عنوان دشمن اصلى اعراب و مسلمانان به سوى دشمنى جديد معطوف سازد. در ادامه اين تحليل آمده است: اين طور به نظر مى رسد كه توصيه رايس به جانشينش پيش از ترك پست وزير امور خارجه، مبنى بر ضرورت نابودى مقاومت در فلسطين و لبنان و حمايت از ميانه روها جهت حل و فصل مسالمت آميز بحران با اسرائيل، كارساز بوده است. نكته عجيب اين است كه بوش طى هشت سال نتوانست حتى با كنفرانس آناپوليس در تحقق اين هدف موفق شود و مذاكرات سياسى بين فلسطينيان و اسرائيلى ها در دوره حكومت اولمرت نافرجام بود. آيا با اين تفاصيل آمريكا با ادامه اين سياست در سايه دولت راست و افراطى بنيامين نتانياهو به موفقيت دست خواهد يافت؟ در پايان اين تحليل آ مده است: عجيب تر از همه آن است كه تلاش جهت فتنه انگيزى بين اعراب كه رايس در دوره بوش با تشكيل جبهه «ميانه روهاى عرب و اسرائيل تندرو» جهت رويارويى با آنچه كه گروه هاى تندروى عرب خواند آغاز كرد، اينك توسط جانشينش كلينتون ادامه مى يابد و اين امر كاملا در اظهارات وزير امور خارجه جديد آ مريكا به چشم مى خورد و در واكنش به اين موضوع تنها بايد گفت، وعده ديدار ما فردا!
|