نسخه
PDF
شماره ۵۸۸۲ - ۴ خرداد ۱۳۸۸ - - ۲۵ مى ۲۰۰۹ 
آيينه هنر
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
به اعتقاد فتح ا... بى نياز، نويسنده و منتقد ادبى؛
در كشور ما ادبيات به عنوان مهمترين بخش فرهنگ به مردم شناسانده نشده است
محمدمهدى بحرينى:
به اعتقاد فتح ا... بى نياز، نويسنده و منتقد ادبى؛
ادبيات حرفه اى، برآيند نگاه حرفه اى به نويسندگى است
در كشور ما ادبيات به عنوان مهمترين بخش فرهنگ به مردم شناسانده نشده است
120168.jpg
فتح ا... بى نياز گفت: «شغل طبق تعريف اجتماعى به جريان و فرايندى گفته مى شود كه مابه ازاى مادى دارد و جامعه نيز آن را پذيرفته است كه با اين تعريف در ايران هرگز شرايطى پيش نيامده است كه نويسندگى يك شغل باشد.» اين نويسنده و منتقد ادبى ريشه اين مسئله را چنين تحليل كرد: «فرهنگ جامعه آنقدر اعتلا نيافته كه نويسندگى را به عنوان يك شغل به مردم بشناساند. وقتى كه از شما مى پرسند شغلت چيست؟ مى گويى نويسندگى باز مى پرسند نه! شغلت چيست؟ نشان از اين دارد كه فرهنگ جامعه هنوز نويسندگى را به عنوان يك شغل نپذيرفته است.» وى افزود: «در كشورهايى كه فرهنگ اعتلا يافته وقتى نويسنده رمانى مى نويسد و آن را براى روزنامه يا نشريه اى مى فرستد با او برخورد حرفه اى مى شود و بلافاصله مبلغى براى او مى فرستند. اينكه مى گويم در زندگينامه نويسندگان جهان هست و در آنجا امرى بديهى محسوب مى شود.» اين نويسنده ادامه داد: «در كشور ما ادبيات به عنوان مهمترين بخش فرهنگ به مردم شناسانده نشده است در حالى كه در كشورهاى پيشرفته قشر ۲۰ درصدى وجود دارد كه به آن مى گويند قشر بالنده، اينها لازم نيست حتما تحصيلكرده باشند و يا همه تحصيلكرده ها عضو اين قشر باشند بلكه اينها افرادى هستند كه ادبيات جدى جهان را مى خوانند.» بى نياز در توصيف «قشر بالنده» به مهر گفت: «اين قشر كتابهايى را مى خوانند كه در كنار دادن لذت خواندن به آنها پرسشهاى معرفت و هستى شناسى در ذهنشان ايجاد مى كند. حال اين ۲۰درصد قافله سالار فرهنگ عرصه هاى علم و دموكراسى در جامعه هستند و وقتى تفكر اينها در جامعه گسترش يابد ديگر اقشار دنباله رو آنها خواهند شد.»اين نويسنده افزود: «اين قشر ۲۰درصدى نه قبل و نه بعد از انقلاب در كشور ما شكل نگرفت. پيش از انقلاب هجوم فيلمهاى فارسى، كلاه مخملى و شوهاى آنچنانى و پس از انقلاب هم سريال هاى بى كيفيت و فيلم هاى صرفا سرگرم كننده مردم را به سمت عوام پسندى سوق داد.» وى در ادامه به نقش رسانه هاى گروهى در قبال ادبيات اشاره كرد و گفت: «لازمه شناخت ادبيات اين است كه كتابهاى خوب به مردم معرفى شود. در اروپا و آمريكا شبكه هاى تلويزيونى كتابهاى مطرح جهان را به مردم معرفى مى كنند و اين باعث مى شود مردم تشويق شوند كه نويسنده ها را بشناسند و كتابهايشان را بخوانند . وقتى هم كتابها خريده و خوانده شدخواه ناخواه نويسندگى حرفه اى شكل مى گيرد.» بى نياز با تاكيد مجدد بر نقش «قشر بالنده» در شكل گيرى فرهنگ و به دنبال آن حرفه اى شدن نويسندگى در قالب شغلى مستقل، بيان كرد: «اين ۲۰ درصد در جامعه ما شكل نگرفت وگرنه نويسندگى حرفه مى شد ما حتى مى بينيم گاه خبرنگارى را هم شغل نمى دانند. علت اصلى اين مسأله هم اين است كه فرهنگ جامعه اعتلاى لازم را نيافته است.» اين منتقد ادبى در ادامه گفت: «وقتى فرهنگ زمينه بروز و ظهور حرفه اى نويسندگان را فراهم نياورد نويسنده حرفه اى و ادبيات حرفه اى نخواهيم داشت و اين وارد چرخه اى مى شود كه خودش را بازتوليد مى كند. ما در كشورمان مى بينيم كه نويسندگان اكثرا كارمند اداره هستند يا در بهترين حالت معلم يا روزنامه نگارند. برخى حتى كار دوم و سوم هم دارند.» بى نياز افزود: «اينها كه گفتم عوامل بيرونى هستند كه گاه آنقدر نويسنده را به خود مشغول مى دارند كه او ديگر وقت مطالعه هم نمى يابد. در كشورهاى از لحاظ ادبى پيشرفته نويسندگان از راه نويسندگى به زندگى مرفه دست پيدا مى كنند و ما كسانى چون آليس مونرو يا يوسا را داريم كه تنها درآمدشان نويسندگى است.» وى يكى ديگر از دلايل شكل گيرى اين مشكل در ايران را اينگونه توضيح داد: «در كشورهاى ديگر تيراژ كتاب بالاست. در حالى كه ايران با تيراژ متوسط ۱۶۵۰ نسخه در رده اى پايين تر از اردن قرار دارد. تيراژ كتاب در ايران بين ۱۱۰۰ تا ۲۲۰۰ نسخه در نوسان است و اين رقمى نيست كه نويسنده كه چند سال وقتش را براى نوشتن يك كتاب گذاشته بتواند از طريق آن زندگى كند.» وى تاثير مطالعه آثار ادبى به زبان اصلى را مهم توصيف كرد و گفت: «نويسندگان ما بايد بتوانند بسيارى از آثار جهانى را به زبان اصلى بخوانند چرا كه خيلى از آثار به دلايلى در كشور ما ترجمه نمى شوند و اگر نويسنده از آنها بى خبر باشد بسيارى از تكنيكهاى مطرح را نخواهد شناخت.» بى نياز در پايان صحبتهايش درباره نقش دولت در اعتلاى فرهنگ و ادبيات گفت: «دولت اگر مى خواهد ادبيات در ايران مطرح شود بايد شرايطى فراهم كند كه رسانه هاى گروهى ارزش بيشترى براى ادبيات قائل شوند. آمارهاى بين المللى نشان مى دهد آن ۲۰درصد كه قشر بالند را تشكيل مى دهند كمتر جرم و جنايت مى كنند و از آنجاكه اينها عنصر پيشرو و هدايت كننده جامعه هستند لازم است براى شكل گيرى اين قشر در ايران تلاش بيشترى شود. بودن آنها در هر جامعه اى به نفع آن جامعه است و اگر رسانه ها براى ادبيات ارزش قائل شوند به اعتقاد من كم كم طرفداران ادبيات بيشتر مى شوند و وقتى خريدار باشد بازار رونق مى گيرد و به دنبال آن نويسندگى هم مى تواند شغل مستقلى شود.»
محمدمهدى بحرينى:
عرفان اسلامى، مبناى هنر خوشنويسى است
آموزش عرفان اسلامى در خوشنويسى كه امروزه هيچ وقعى به آن گذاشته نمى شود جزء لاينفك هنر خوشنويسى و مبناى آن به شمار مى رود. محمدمهدى بحرينى؛ هنرمند خوشنويس؛ در مورد تاثير نرم افزارهاى خوشنويسى بر اين هنر به شبستان گفت: «نرم افزارها هم مى توانند تاثير مثبت داشته باشند و هم تاثير منفى اما بايد مرزهاى استفاده از اين دو مشخص شود.» وى افزود: «به عقيده من بايد مرز استفاده و كاركرد ميان نرم افزارهاى خوشنويسى و خطاطى دستى مشخص شود و هر كدام در جايگاه خود استفاده شوند كه متاسفانه اين مرزها در ايران نامشخص است.» وى ادامه داد: «آنچه امروزه از آن به عنوان مشكل ياد مى شود از تداخل و نبود مرزهاى مشخص بين هنر دست خطاطان با تكنولوژى سرچشمه گرفته است اين مرزها در كشور ما درست تعريف نشده و معطل باقى مانده است.» بحرينى اظهار كرد: «خوشنويسان ما هنوز براى مخاطبانشان تعريف نكرده اند كه خطى كه با اين نرم افزارها نوشته مى شود چه كاربردى دارد و در كجا بايد استفاده شوند و از همه مهمتر بايد با چه نگرشى به آنها نگريست.» وى در پاسخ به سوالى مبنى بر اينكه خود شما اين مرزها را چگونه تعريف مى كنيد؟ گفت: اين مرزها بايد طورى تعريف شود كه استفاده بهينه از تكنولوژى در جاهايى كه نيازى نداريم كه يك هنرمند خوشنويس از ذوق و هنرش استفاده كند، رايج شود به عنوان مثال در كارهاى روزمره مردم.» وى تصريح كرد: «وقتى مى خواهيم وارد عرصه هاى معنوى و عرصه هاى روحانى خوشنويسى شويم و يا اينكه معنويت و شيدايى خط برايمان ارزش پيدا مى كند نرم افزارهاى خوشنويسى حرفى براى گفتن ندارند.» وى ادامه داد: «اگر مرز ميان اين دو مشخص گردد و تفاوت بين نرم افزارهاى خوشنويسى با خطاطى دستى تميز داده شود و هر كدام جامعه هدف و جايگاه خود را داشته باشند ديگر هيچكدام ديگرى را نفى نخواهد كرد.» بحرينى همچنين ادامه داد: «ما نمى توانيم جلوى پيشرفت تكنولوژى و حضور همه جانبه كامپيوترها را در زندگى امروزى بگيريم بلكه بايد از كامپيوتر در كنار هنر استفاده كنيم.» وى در ادامه با انتقاد از بى تفاوتى نسبت به عرفان اسلامى و حضور پررنگ آن در خوشنويسى، اذعان كرد: «عرفان اسلامى كه متاسفانه امروزه هيچ وقعى به آن گذاشته نمى شود. جزء لاينفك هنر خوشنويسى و از مبناى آن به شمار مى رود.» وى ادامه داد: «قدما و بزرگان هنر خوشنويسى ما يا خود از عارفان بزرگ جهان اسلام بودند و يا اسلام شناسانى مطرح بودند. آنها عرفان اسلامى را درك كردند كه خط آنها ماندگار شده است.»
«باشه» غلامى در بازار موسيقى
آيينه هنر:مهرشاد غلامى اولين آلبوم خود را به بازار موسيقى عرضه كرد. اين خواننده جوان آلبوم «باشه» را پس از سالها تلاش به تهيه كنندگى غلامرضا ترابى منتشر كرده و در آن از اشعار سيامك خسروانى و سعيد دبيرى بهره جسته است.اين اثر حاوى ۱۲ قطعه است كه قطعات «انتظار» و «بى قرار» از آن جمله اند. غلامى آهنگسازى آلبومش را خود برعهده داشته اما تنظيم آهنگ ها را برعهده انوشيروان تقوى، على منصورى، ميلاد ترابى، ايرج همدمى و مجيد كاشانى گذاشته است.آلبوم «باشه» توسط «پخش آونگ» تهيه و توزيع شده است.
روايتى عكاسانه از طبيعت كردستان در صبا
آيينه هنر: نگارخانه «لرزاده» مجموعه صبا ميزبان نمايشگاه آثار اسعد گازرانى كه روايتى از طبيعت، معمارى، فرهنگ و آداب و رسوم خطه كردستان از منظر هنر عكاسى، است. اسعد گازرانى؛ عكاس جوان سنندجى؛ با فعاليت در سالهاى اخير به تأسيس گالرى عكس «سنه دژ» با فعاليت در زمينه پژوهش عكسهاى قديم سنندج و تهيه و نشر كارت پستال و مناظر كردستان و پژوهش و گردآورى عكسهاى قديم سنندج به صورت تحقيق ميدانى و كتابخانه اى اقدام كرده و همچنين برگزارى نمايشگاه انفرادى با عنوان عكسهاى قديم سنندج طى سالهاى ۷۹ تا ۸۷ و نيز دو نمايشگاه انفرادى با عنوان (با كوهستان) شامل مضامين طبيعت، معمارى، اجتماعى و ... را در كارنامه هنرى خود دارد. ولى هم اكنون بصورت گسترده حاصل تحقيقات خود را در زمينه پيشينه تاريخى و فرهنگى سنندج و كردستان جمع آورى كرده و قرار است آنرا بصورت مجموعه اى نفيس به انتشار رساند. گفته مى شود: نمايشگاه تازه ترين آثار اين هنرمند در مجموعه ى «صبا» حاصل چند سال تلاش و سياحت، او در گوشه گوشه سرزمين پر رمز و راز كردستان و جلوه هاى طبيعت آن در تمامى فصلها است.
فرصت طلبى سياستمدار آمريكايى در نشر كتاب خاطراتش
ديك چنى معاون جورج بوش رييس جمهور سابق آمريكا، به دنبال انعقاد يك قرارداد چند ميليون دلارى با يكى از ناشران آمريكايى است تا خاطرات خود را تبديل به كتاب كند. به گزارش خبرگزارى كتاب به نقل از نيويورك تايمز، ديك چنى كه در چهار دولت آمريكا حضور داشت اكنون در جامعه آمريكا آنقدر شناخته شده هست كه خود را براى انعقاد يك قرارداد چند ميليون دلارى براى انتشار كتاب آماده كند. به گفته دوستان و مشاوران چنى، او طى روزهاى گذشته با ناشران زيادى تماس برقرار كرده و به طور جدى به دنبال بازاريابى براى منتشر كردن خاطرات خود است؛ خاطراتى كه در سايه حملات اخير او به دولت اوباما جذابيت زيادى خواهند داشت. به گفته يكى از افرادى كه در جريان انتشار كتاب چنى قرار دارد، او به ناشران گفته كه بيش از دو ميليون دلار براى چاپ كتابش مى خواهد ولى در شرايط اقتصادى فعلى اين مبلغ براى ناشران خيلى سنگين است. با اين وجود، نزديكان ديك چنى مدعى اند كه مسايل مالى براى او خيلى اهميت ندارد و چنى بيشتر به دنبال منتشر كردن اثرى است كه جواب منتقدانش را بدهد. گفته مى شود چنى براى چاپ كتابش با انتشارات «هارپر كالينز» و «سيمون اند شوستر» مذاكراتى داشته است.
هديه تنديس شاعر عراقى به روسيه
جلال طالبانى؛ رئيس جمهورى عراق؛ تنديس «محمدمهدى جواهرى» شاعر نامدار اين كشور را براى رونمايى در مسكو به مسئولان فرهنگى روسيه اهدا كرد. به گزارش مهر، تنديس «محمدمهدى جواهرى» شاعر عراقى۲۵ مى برابر با ۴ خرداد ماه در روسيه رونمايى مى شود. اين مجسمه كه به صورت نيم تنه ساخته شده، به رئيس بنياد «فورونيج» (مركز فرهنگى عراق در روسيه) اهدا شده است. قرار است پس از رونمايى از اين مجسمه، سمينارى با عنوان «ديالوگ عراق- روسيه» برگزار شود كه در آن درباره پيوندهاى فرهنگى اين دو كشور و ارتباطات نخبگان آنها در زمان هاى نه چندان دور بحث و تبادل نظر خواهد شد. محمد مهدى الجواهرى معروف به «سراينده بزرگ عرب» نخستين ديوان شعر خود را در سال ۱۹۲۱ منتشر كرد. وى در سال ۱۹۲۸ نجف را به سمت بغداد ترك كرد و در آنجا مشغول به تدريس شد. جواهرى در سال ۱۹۲۸ دومين ديوان شعر خود را با نام «بين شعور و عاطفه» منتشر كرد. اين شاعر عراقى كه موسس اتحاديه نويسندگان اين كشور و نخستين رئيس اتحاديه مذكور نيز بود، جزو نخستين روزنامه نگاران عراقى محسوب مى شود.
اجراى كنسرت موسيقى گروه «پرشياد» به مناسبت روز مادر
120171.jpg
گروه موسيقى «پرشياد» به  سرپرستى و خوانندگى «پريچهر خلوتى» در روز مادر و به  نفع زنان بى سرپرست در تالار وحدت كنسرت مى دهد. «پريچهر خلوتى» در كنسرتى كه روز ۲۹ خرداد ماه كه به نام «مادر» نامگذارى شده است، در كنار اجراى قطعات قديمى و كارهاى تازه  گروه، دو قطعه را با اشعارى از خودش براى مادران اجرا مى كند. در اين كنسرت يك روزه دو قطعه از ساخته هاى پريچهر خلوت در كنار قطعاتى «ساقى بده بهر خدا پيمانه امشب» با شعرى از بيژن ترقى، «داستان عشق» با اجراى پيانو توسط خلوتى، «وطن» از ساخته هاى سحر سرير، «ستاره ها را شمردم نيامدى و نمردم» از ساخته هاى توكل، «اگه يه عاشق تو دنيا باشه منم» را اجرا خواهد كرد. به گزارش ايسنا، همچنين در اين برنامه گروه حركات موزون به سرپرستى «كيشى پور»، چهار قطعه فولكلور و اصيل ايران را كه در ارتباط با رابطه انسان و خدا است را در بخش هاى مختلف اين برنامه اجرا مى كنند.
روايت ۷ قصه از جنگ در تالار مولوى
120177.jpg
آيينه هنر: «روى ريل جنگ» به كارگردانى مشترك جواد نورى و خيرا... تقيانى پور و نويسندگى حسين زارعى روى صحنه مى رود. اين نمايش در ۷ اپيزود درباره نويسنده اى است كه داستان هايى از جنگ را در ذهنش مى پروراند و نمايش اين طور پيش مى رود كه در هر اپيزود يكى از داستان ها عينيت مى يابد... اين اثر رئاليستى كه با حمايت هاى خانه تئاتر دانشگاهى ايران، اداره كل امور فرهنگى وزارت علوم و انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس فرصت اجرا پيدا كرده با بازى خيرا... تقيانى پور، سارا عباس پور، روح ا...كمالى، هومن خدادوست، ساناز رسولى، عليرضا مهران و فريد كشكولى تا آخر خرداد ماه ساعت ۱۵/۱۹ در سالن كوچك تالار مولوى روى صحنه مى رود. همچنين تالار اصلى مولوى ميزبان نمايش «باغ من پاييز است» به نويسندگى سيروس همتى و كارگردانى سيد احمد نگهبان است. اين نمايشنامه  كه براساس نوشته اى از على قادرى به نگارش درآمده است، روايت باغ فدك را قبل از بخشش اين باغ و بعد از رحلت حضرت رسول اكرم (ص) به تصوير مى كشد. اين نمايش با حضور بازيگرانى هم چون احمد علامه دهر، سيروس همتى، على يعقوب زاده، على ناظم، ميكائيل حاتم زاده و كوروش زارعى از ۲ تا ۸ خرداد ماه به صحنه مى رود.