|
ديوان محاسبات در واكنش به نامه رحيمى به لاريجانى:
گزارش تفريغ بودجه ۸۵ در زمان رياست رحيمى در ديوان تصويب و ارائه شده است
• به جاى پاسخ ناكافى ، برداشت هاى غيرقانونى را به حساب بانك مركزى واريز مى كرديد
ديوان محاسبات كشور به نامه معاونت حقوقى رئيس جمهور به رئيس مجلس پاسخ داد. به گزارش ايسنا، متن كامل اين نامه به شرح ذيل است: در پى نامه رحيمى معاونت حقوقى رئيس جمهور به رياست مجلس شوراى اسلامى كه از طريق برخى رسانه ها انتشار يافت نكاتى پيرامون گزارش تفريغ بودجه سال ۱۳۸۵ ذكر شده كه در صدد برآمده اند با بيان اين نكات، اشتباه محاسباتى آن را اثبات كنند. به گزارش واحد اطلاعات و اخبار اداره كل روابط عمومى و اموربين الملل ديوان محاسبات، سؤال اين است اگر اشتباه محاسباتى بوده با توجه به اين كه تفريغ بودجه سال ۱۳۸۵در زمان رياست جنابعالى تصويب و به مجلس ارائه شده چرا در دوران مديريت، بر آن صحه گذاشتيد و به عنوان گزارش تفريغ بودجه به مجلس فرستاديد؟! روابط عمومى ديوان محاسبات در پاسخ به انتشار اين نامه مى افزايد: تناقض و تفاوت نظر ديروزتان كه رئيس ديوان محاسبات كشور بوديد با نظر امروزتان كه در كسوت معاونت محترم رئيس جمهور هستيد چگونه برطرف مى كنيد؟ اگر اعتراف مى كنيد كه اشتباه محاسباتى بوده و چنانچه اين اشتباه در مسير رسيدگى در دادسرا و هيأت هاى مستشارى اثبات شود مسئوليت مستقيم آن كه در شرايط حساس انتخابات رياست جمهورى موجب چالش دولت و تشويش افكار عمومى گرديده بر عهده شماست. در اين جوابيه آمده است: قانونگذار در پاراگراف چهارم جزء (۱) بند (هـ) تبصره (۱۱) تصريح مى نمايد كه ارزش نفت خام براى محموله هاى صادراتى عيناً برابر درآمد حاصل از فروش نفت خام در مبادى اوليه صادرات بوده و براى نفت خام تحويلى به پالايشگاههاى داخل،مبناى محاسبه در هر ماه برابر با متوسط بهاى محموله هاى صادراتى در مبادى اوليه در همان ماه خواهد بود. بنابراين بايد كل ارزش نفت خام توليدى اعم از صادرات و فروش به پالايشگاه هاى داخلى بر مبناى حكم فوق محاسبه و پس از كسر %۶سهم شركت نفت به حساب بستانكار دولت گذاشته شود. در ادامه پاسخ روابط عمومى ديوان محاسبات تصريح شده است كه براساس جزء (۴) بند مذكور در سال ۱۳۸۵ بازپرداخت تعهدات سرمايه اى وزارت نفت از طريق شركت هاى دولتى تابعه ذى ربط از جمله طرح هاى بيع متقابل كه به موجب قوانين مربوط قبل و بعد از اجراى اين قانون ايجاد شده و يا مى شود از محل منابع داخلى وزارت نفت از طريق شركت هاى دولتى تابعه ذى ربط از جمله درآمد حاصل از صادرات فرآورده هاى نفتى و گازى به عهده شركت ياد شده خواهد بود. در حالى كه مقدار ۱۵/۹۸۰/۰۹۶ بشكه نفت خام صادراتى به ارزش ۸۴۲/۹۶۸/۳۲۷ دلار كه صادر و به فروش رفته به حساب خزانه دارى كل كشور نزد بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران واريز نشده و بابت تعهدات بيع متقابل شركت نفت مصرف شده است. در بخش ديگرى از اين جوابيه آمده است: در جزء (۵) بند فوق، وزارت نفت از طريق شركت هاى دولتى تابعه ذيربط مكلف شده ۱۰۰درصد وجوه حاصل از صادرات نفت خام را به طور مستقيم از طريق بانك مركزى به حساب هاى مربوط در خزانه دارى كل كشور (از جمله حساب ذخيره ارزى) واريز كند. روابط عمومى ديوان محاسبات مى افزايد: سؤال اين است وزارت نفت با توجه به صراحت اجزاء (۴) و (۵) بند مزبور، به استناد كدام مجوز قانونى دلارهاى حاصل از فروش صادرات نفت خام براى بازپرداخت بيع متقابل كه موظف بوده از محل منابع داخلى خود تأمين كند را مورد استفاده قرار داده است؟ آيا نبايد اين مبالغ را به حساب خزانه دارى كل نزد بانك مركزى (ذخيره ارزى) واريز مى نمود؟ در ادامه اين جوابيه آمده است: پاراگراف دوم جزء (۷) بند (هـ) قانون بودجه سال ۱۳۸۵ كل كشور مبين آن است كه « مانده بستانكارى حساب دولت (خزانه دارى كل كشور) از وزارت نفت از طريق شركت هاى دولتى تابعه ذى ربط موضوع جزء (۱) اين بند در پايان سال ،۱۳۸۵ پس از وصول بايد به « حساب سپرده ريالى دولت » به نام خزانه دارى كل كشور نزد بانك مركزى واريز شود. برداشت از اين حساب منحصراً با تصويب مجلس شوراى اسلامى ميسر خواهد بود. اين جوابيه مى افزايد: منابع وجوه ريالى حاصل از واردات فرآورده هاى نفتى از محل معاوضه نفت خام كه از جنس صادرات است و قاعده صادرات بر آن مترتب است آيا نبايد مطابق مفاد جزء (۷) بند مرقوم منابع ريالى حاصله از محل عرضه بنزين وارداتى به حساب سپرده ريالى نزد بانك مركزى واريز مى شد؟ در بخش ديگرى از جوابيه روابط عمومى ديوان محاسبات آمده است: كداميك از احكام قانون بودجه به وزارت نفت اجازه داده تا هزينه اى به نام سيف (CIF) ( هزينه، بيمه و كرايه حمل كالا تا بندر مقصد) به مبلغ ۳۵۱/۶۰۰/۰۰۰ دلار از محل سهم دولت از نفت آن هم قبل از واريز به حسابهاى خزانه دارى كل نزد بانك مركزى را مورد استفاده قرار دهد. اين در حالى است كه اين مبلغ طبق جزء (۵) مى بايست به حساب خزانه دارى كل نزد بانك مركزى واريز مى شد. آيا ذكر نمونه هاى فوق از ميان چندين مورد انحراف و تخلف، بيانگر استفاده غير قانونى وزارت نفت در منابع حاصل از صادرات نفت خام كه احكام صريح قانونى دارد، نيست؟ در اثر همين تخلفات اختلاف حساب ها و مغايرت هاى مندرج در گزارش تفريغ بودجه سال ۱۳۸۵ به وجود آمده است. روابط عمومى ديوان محاسبات تصريح مى كند كه به جاى رسانه اى كردن و ارائه پاسخ ناكافى و متفاوت از سوى دستگاه هاى اجرايى مرتبط از جمله وزارت نفت، وزارت امور اقتصادى و دارايى، خزانه دارى كل كشور و بانك مركزى و نامه اخير شما، شركت هاى تابعه وزارت نفت را مكلف مى كرديد برداشت هاى غيرقانونى ذكر شده در بندهاى فوق (از ميان تخلفات متعدد با ارقام بزرگتر و كوچكتر مندرج در گزارش تفريغ بودجه) از منابع ارزى حاصل از فروش نفت خام كه در حكم تصرف غير قانونى در اموال عمومى است به حساب بانك مركزى واريز مى نمودند . تا ديوان محاسبات كشور در اعلام نظر فنى و تخصصى خود تسريع به عمل آورد. در اين جوابيه تأكيد شده است: آيا با تحليل يك جزء و يا يك صفحه از گزارش تفريغ بودجه مى توان قضاوت نهايى كرد؟ بلكه بايد اجزاء بند (هـ) تبصره (۱۱) با موضوع نفت و گاز را بايد مطابق احكام صريح ذكر شده مربوط در قانون بودجه محاسبه و تحليل شود تا در پايان چنانچه مغايرتى وجود دارد مشخص شود. اين جوابيه مى افزايد: بر اساس ماده (۶) قانون تفريغ بودجه سا ل هاى بعد از انقلاب، ديوان محاسبات كشور موظف است بعد از تسليم گزارش تفريغ بودجه به مجلس شوراى اسلامى، تخلفات از اين قانون را در مسير دادسرا و هيأت هاى مستشارى و محكمه مورد رسيدگى قرار دهد كه هم اكنون پرونده هاى متعدد و از جمله پرونده يك ميليارد دلار در مسير قانونى ديوان محاسبات كشور مطرح و در حال رسيدگى است و هر نتيجه اى كه در فرآيند رسيدگى حاصل شود به اطلاع عموم خواهد رسيد. در جوابيه روابط عمومى ديوان محاسبات همچنين آمده است كه مرجع رسيدگى به هر گونه مغايرت منتهى به عدم واريز به خزانه (سهم دولت) در ماده (۷۳) قانون محاسبات عمومى معين شده و محل رسيدگى و تاييد يا رد گزارشات حسابرسان داخلى يا خارجى دستگاه ها، مرجع بند (ط) ماده (۲۳) قانون ديوان محاسبات كشور است. بنابراين ورود افراد غيرمسئول و طرح موضوع در خارج از سازوكار قانونى به منظور نفى يا اثبات، موضوعيت ندارد. در پايان اين جوابيه تأكيد شده است: ديوان محاسبات كشور در راستاى قانون و التزام به آيين رفتار حرفه اى بنا ندارد در هيچ شرايطى از حيطه تخصصى و قانونى خود خارج شود.»
|