|
هوالشاهد
از: محمد حسن اصغرنيا مسئول بنياد جانبازان هفتم تير حزب جمهورى اسلامى
به: آقاى عزت الله ضرغامى مسئول سازمان صداوسيماى جمهورى اسلامى ايران
باسلام و احترام، ديروز ۵/۴/۱۳۸۸ از سيماى جمهورى اسلامى ايران خبرى پخش شد و نام يكى از بازماندگان ۲۸ سال پيش واقعه هفتم تير ۱۳۶۰ را به عنوان بازمانده واقعى حادثه نام برد. متاسفانه هر ساله از اينگونه مسائل را شاهديم كه مثلاً شخصى بنام آقاى اسد الله بادامچيان به عنوان شاهد زنده حادثه ۷/۴/۱۳۶۰ در همه شبكه ها به چشم مى خورد... دوستان شما گهگاه براى مصاحبه تماس مى گيرند و دوستان ما و برخى از خانواده شهداى هفتم تير طفره مى روند چون تكه تكه مى كنند و بريده ها را تحويل ملت مى دهند لذا گفته ايم اگر مصاحبه زنده باشد حاضريم و سال هاست كه مصاحبه هاى چندين سال قبل مرا پخش مى كنند كه جاى سؤال است؟يكى از دوستان هرساله در اوايل تير حالم را بيشتر مى پرسد تا يادم بياورد كه بازهم زنده ام و آيا كار جديدى براى بازشناسى خودم و انقلاب سوم كرده ام يا خير؟ كه به او گفتم در روزنامه ابرار روزهاى پنجشنبه و شنبه چهارم و ششم تير مطلبى تحت عنوان (يادى از مربى منصف ما، سيد محمد حسينى بهشتى) نوشته ام.جالب اينكه امسال تبريك و تسليت بيست و هشتمين سال زندگيم همراه با شك و دودلى از طرف رفيقم اعلام شد چون او مى گفت تلويزيون ديروز از بازمانده اى واقعى نام برد مگر شما جامانده اى از حادثه هفتم تير ۱۳۶۰ غيرواقعى هستيد؟!!مانده بودم كه جوابش را چه بدهم، گوشى تلفن را برداشتم و از ۱۱۸ شماره مستقيم رئيس سازمان صداوسيما را خواستم كه گفتند با ۲۲۱۶۰ تماس بگيريد، شماره را گرفتم از من پرسيد با كجا كار داريد گفتم آقاى ضرغامى، سؤال كرد چه كار داريد و از كجا تماس مى گيريد !! گفتم جانبازى هستم و از بيتم تماس مى گيرم كه عصبانى شدند و قطع كردند. مجدداً از حوزه معاونت مالى و ادارى كمك خواستم كه موفق شدم با آقاى بخشى نامى تماس بگيرم كه انصافاً برخوردش مناسب و قابل تقدير بود. مطلب را به ايشان گفتم كه چرا صدا وسيما بى دقتى مى كند معمم و مكلا مى كند، خودى و غيرخودى و بالاخره تبعيض قائل مى شود.حال كه فرصتى دست داد تا از طريق بنان و قلم بيان معروفى داشته باشم تذكرى در باب مصاحبه ها ، تحليل ها و گفتگوها مى نويسم.آقاى ضرغامى اگر يادتان باشد چند سال پيش با ابتكار مسئول صدا وسيما و استاندار وقت كردستان آقاى مهندس رازانى به همراه آقاى دكتر على لاريجانى رئيس سازمان و استانداران قبلى و اسبق كردستان و مرحوم مهندس ادب نماينده محترم مردم سنندج از تهران عازم سنندج بوديم. در هواپيما فرصت خوبى بود كه مطلبى را به آقاى دكتر على لاريجانى بگويم كه آنروز گفتارى بود ولى امروز نوشتاريش مى كنم تا در نامه هاى وارده به صدا و سيما ثبت و ضبط شود.چرا بايد هركسى با هر عنوانى در صدا و بويژه سيما اظهار فضل كند بدون آنكه مدركى از استادى دانشگاهش يا مدرسى در حوزه اش يا مدرك دكترايش و مهندسى اش و كارشناسى ارشدش در تاريخ و سياست و علوم قديم و جديد اخلاق و علم و عرفان عرضه شود كه انصافاً آقاى لاريجانى با بزرگوارى حرف مرا پذيرفت و گفت آقاى اصغرنيا ما مانده ايم چه كنيم اغلب راست نمى گويند و دوستان مجبورند هرآنچه مى گويند زيرنويس كنند!لذا با يادآورى موضوع فوق توجه خود و شما را به همين بهانه ها به چند نكته جلب مى كنم۱:- در استخدام كلمات دقت كنيم۲.- مجريان گفتارها را از روى نوشته ها بخوانند۳- هواى زبان دوم جهان اسلام يعنى فارسى را بيشتر داشته باشيم
۴- درمورد تاريخ ايران به ويژه حوادث سى ساله انقلاب از خبرگان همه خط و خطوط استفاده كنيم۵.- درمورد اسامى شهداى هفتم تير ۱۳۶۰ كه هفتادو سه نفرند و جانبازان و بازماند گان كه ۲۷ نفرند مجموعا يكصد نفر كه آقايان فردوسى پور و عليزاده به ملكوت اعلى پيوسته اند و الباقى ۲۵ نفريم.
با سپاس محمدحسن اصغرنيا
جامانده اى از قافله هفتم تير ۱۳۶۰ حزب جمهورى اسلامى
|