نسخه
PDF
شماره ۵۹۸۴ - ۶ مهر ۱۳۸۸ - - ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
انتخابات پارلمانى آلمان و ساختار احزاب
001428.jpg
انتخابات پارلمانى (صدراعظمى) آلمان كه هفدهمين دوره اين انتخابات از زمان پايان جنگ جهانى دوم به حساب مى آيد، در حالى برگزار  شد كه براساس اكثر نظرسنجى هاى انجام شده، مركل از بخت بيشترى براى پيروزى برخوردار است. با اين حال طبق اين نظرسنجى ها هنوز خيل عظيمى از مردم آلمان براى اين كه به چه حزبى راى دهند، تصميم گيرى نكرده اند. به گزارش ايسنا، اگر چه در انتخابات پارلمانى آلمان، ۲۹ حزب تلاش مى كنند كه اكثريت كرسى هاى پارلمان را به خود اختصاص دهند، اما بررسى رقابت هاى انتخاباتى اين طور نشان مى دهد كه در اين انتخابات تنها شش حزب اصلى موفق مى شوند نمايندگان خود را وارد بوندستاگ (مجلس فدرال آلمان) كنند.
نگاهى به ساختار انتخابات پارلمانى آلمان
اين احزاب در صورتى مى توانند به مجلس فدرال راه يابند كه پنج درصد آراء شركت كنندگان را به دست آورند. اگر حزبى حتى موفق به كسب ۴‎/۹ درصد آراء بشود، حق ورود به پارلمان را ندارد مگر اين كه سه نماينده اين حزب در انتخابات با كسب اكثريت به طور مستقيم انتخاب شوند. اين استاندارد پنج درصدى از آن جايى مهم است كه از ورود بيش از اندازه احزاب كوچك و ايجاد بى نظمى و بى ثباتى در پارلمان جلوگيرى مى شود. انتخابات پارلمانى آلمان هر چهار سال يك بار برگزار مى شود و در آن براى ورود ۵۹۸ نماينده تصميم گيرى مى شود. در اين انتخابات به هر راى دهنده دو برگه راى داده مى شود. راى دهنده در برگه اول نام كانديداى ايالت خود را انتخاب مى كند و در برگه دوم نيز از بين فهرست احزاب ايالتى، حزب مورد نظرخود را بر مى گزيند. به عبارت ديگر، در انتخابات آلمان به طور همزمان از سيستم حق انتخاب اكثريت و حق انتخاب نسبى استفاده مى شود تا راى دهندگان بتوانند تركيبى از نامزدهاى مورد علاقه خود را به همراه احزابى كه به برنامه هاى آنها علاقه مندند، به مجلس فدرال بفرستند. طبق اين روش، در هر ايالت با توجه به سيستم انتخاب نسبى، نامزدى كه آراء بيشترى كسب كند انتخاب مى شود. در برگه فهرست ايالتى نيز هر يك از راى دهندگان به حزب مورد علاقه خود راى مى دهند. در پارلمان يا مجلس فدرال آلمان ۲۹۹ نماينده به طور مستقيم از حوزه هاى انتخابيه و ۲۹۹ نماينده از طريق فهرست هاى احزاب در ايالات انتخاب مى شوند (مجموعا ۵۹۸ نماينده). احزاب براى تشكيل دولت لازم است ۵۰ درصد آرا را به تنهايى به دست آورند. در غير اين صورت و براى تشكيل ائتلاف، لازم است كه آراء دو حزب مجموعا به ۵۰ درصد برسد.
نگاهى به احزاب در آلمان
شكل گيرى احزاب در آلمان را مى توان به بعد از جنگ دوم جهانى نسبت داد و احزابى چون سوسيال دموكرات، دموكرات مسيحى، سوسيال ليبرال دموكرات، سبزها و چپ ها در پى روندهاى دموكراتيك در اين كشور قوت يافتند.
مهمترين احزابى كه در اين انتخابات حضور دارند عبارتند از:
- اتحاديه (حزب) دموكرات مسيحى (CDU) به رهبرى آنگلا مركل
- اتحاديه (حزب) سوسيال مسيحى (CSU) به رهبرى هورست زهوفر
- حزب سوسيال دموكرات (SPD) به رهبرى فرانتس مونته فرينگ
- حزب دموكراتيك آزاد يا ليبرال دموكرات (FDP) به رهبرى گوايدو وستروله
- حزب ائتلاف احزاب اتحاد ۹۰ و سبزها به رهبرى كلوديو روت و جم اوزدمير
- اتحاد چپ آلمان به رهبرى اسكار لافونتن و گريگور گوسى
البته بايد گفت كه احزاب سياسى در آلمان در كنار نام رسمى و برنامه هاى خود، داراى رنگ هايى هستند كه به گذشته آن ها برمى گردد و حتى در برخى موارد به جاى اسم احزاب، از رنگ آن ها استفاده مى شود.
- اتحاد دموكرات مسيحى - سوسيال مسيحى: سياه
- حزب سوسيال دموكرات: قرمز
- حزب چپ: قرمز تيره
- حزب سبز: سبز
- حزب دموكراتيك آزاد يا ليبرال دموكرات: زرد
معرفى احزاب
حزب دموكرات مسيحى (CDU)
كونراد آدنائور، هلموت كهل و آنگلا مركل، سه صدر اعظم آلمان بعد از جنگ دوم جهانى از حزب دموكرات مسيحى بوده اند. اين حزب همراه با حزب متحد هميشگى اش، سوسيال مسيحى از ايالت بايرن، مدت زيادى بر آلمان حكومت كرده است. اتحاد اين دو حزب سياه رنگ است آن هم به اين دليل كه زمانى كشيش ها با جامه هاى سياه رنگ در پارلمان حضور مى يافتند. عنوان مسيحى براى هر دو حزب به كار مى رود و در ميان احزاب به مثابه محافظه كار دسته بندى مى شوند. از اين دو حزب به دليل اتحاد هميشگى شان، به عنوان احزاب خواهر نيز ياد مى شود. اين احزاب تا امروز حزب دموكراتيك آزاد آلمان (FDP) را بر ديگر احزاب ترجيح داده اند؛ اما اگر نياز باشد به ائتلاف بزرگ با حزب سوسيال دموكرات (SPD) نيز دست مى زنند.
حزب سوسيال دموكرات (SPD)
بعد از دو حزب فوق و متحد هميشگى، حزب سوسيال دموكرات در تشكيل دولت ها در آلمان نقش اساسى داشته است. ويلى برانت، هلموت اشميت و گرهارد شرودر، صدر اعظم هاى آلمان از اين حزب كه قديمى ترين حزب آلمان محسوب مى شود،  در راس حكومت قرار داشته اند. رنگ سرخ پرچم اين حزب، حكايت از ريشه هاى جنبش كارگرى آن در نيمه دوم قرن نوزدهم دارد. اين حزب در سال ۱۸۶۹ با اين عنوان تاسيس شد. در دوران حكومت نازى ها، فعاليت اين حزب همانند احزاب ديگر از طرف حزب كارگران ناسيونال سوسياليست آلمان به رهبرى هيتلر ممنوع بود و  سرنوشت بسيارى از اعضاى آن به زندان هاى وحشتناك انجاميد.
حزب سبزها (Green)
پيشتر براى حزب سوسيال دموكرات آلمان براى انتخاب شريك ائتلاف، فقط يك گزينه وجود داشت: ائتلاف با حزب ليبرال دموكرات، اما بعدها شريك ائتلافى ديگرى براى اين حزب در صحنه سياسى آلمان ظهور كرد؛ حزب سبزها. ريشه اين حزب را بايد در جنبش صلح و مخالفت با انرژى هسته  اى، جنبش حمايت از حقوق زنان و فعاليت هاى مدنى جستجو كرد. به همين ترتيب آنان در زمينه هاى حفاظت از محيط زيست و تساوى حقوق زن و مرد فعال هستند. اين حزب تدريجا در دولت ها در سطوح محلى و ايالتى شريك شد تا اين كه در زمان صدارت گرهارد شرودر در سطح كشورى نيز در دولت ائتلافى حضور پيدا كرد.
حزب ليبرال دموكرات (FDP)
حزب ليبرال دموكرات كه با پرچم به رنگ زرد مشخص مى شود، قاعدتا با حزب سوسيال دموكرات آلمان و احزاب متحد دموكرات مسيحى و سوسيال مسيحى ائتلاف تشكيل مى دهد، اما اين حزب در اين ميان اين موقعيت را از دست داده است. اين حزب قبلا تقريبا هميشه به عنوان يك حزب ائتلافى كوچك در دولت ها شريك بوده است، اما بعد از آن چنين نبوده است.
حزب چپ (The Left)
اين حزب با رنگ قرمز تيره از چند سال پيش به اين سو در صحنه سياسى آلمان فعال بوده است. ريشه اين حزب در نظام تك حزبى آلمان شرقى به نام حزب متحد سوسياليستى آلمان (SED) نهفته است. مهمترين موضع گيرى هاى احزاب چپ در حيطه سياست خارجى است كه روى مواضعى مثل عقب نشينى فورى از افغانستان و عدم شركت در حضور نظامى ناتو در ديگر كشورها تاكيد مى كنند كه اين مواضع كار را براى ديگر احزاب جهت تشكيل دولت ائتلافى با اين حزب سخت مى كند.
لزوم تشكيل دولت ائتلافى در آلمان
براساس آمارها و نتايج نظرسنجى هايى كه تاكنون به دست آمده است، هيچ حزب آلمانى در شرايط كنونى در انتخابات پيش رو به تنهايى قادر به تشكيل دولت در اين كشور نخواهد بود؛ زيرا صرفا حزبى مى تواند دولت تشكيل دهد كه دست كم ۵۰ درصد آرا را كسب كند. سوابق انتخابات پارلمانى آلمان در گذشته نيز نشان مى دهد كه تاكنون هيچگاه يك حزب به صورت مستقل نتوانسته ميزان لازم راى را كسب كند تا بتواند به تنهايى دولت را تشكيل دهد. سخنان مركل نيز در دوران رقابت هاى انتخاباتى اش حاكى از اين است كه وى رد صورت پيروزى به دنبال ائتلاف با حزب دموكرات هاى آزاد است، چون برنامه هاى خود را با اين حزب بهتر به پيش مى برد. اين احزاب در زمينه موضوعات اقتصادى، گسترش سيستم سرمايه دارى و تقويت آموزش و پرورش و تحقيقات در حيطه آموزش عالى ديدگاه مشتركى دارند؛ اما با وجود ديدگاه هاى مشترك اقتصادى، احزاب مذكور در پاره اى از مسايل ديگر نظير اصلاحات مالياتى، تحديد حقوق فردى به واسطه گسترش سيستم هاى امنيتى و نيز عضويت تركيه در اتحاديه اروپا، با يكديگر اختلاف نظر دارند. از سوى ديگر، در صورت پيروزى مركل و انتخاب وى به عنوان صدر اعظم و تحقق اين ائتلاف، انتظار مى رود كه حزب دموكراتيك آزاد حداقل خواهان دريافت چند پست وزارتى شامل امور خارجه، دارايى، اقتصاد و كار و حتى وزارت كشور باشد. حزب سوسيال مسيحى نيز در اين ائتلاف در پى كسب حداقل دو پست وزارتى از مجموع ۱۳ وزارتخانه دولت خواهد بود كه وزارت «حمايت از مصرف كنندگان و كشاورزى» يكى از آنها خواهد بود. درباره گزينه هاى ديگرى نيز كه ائتلاف آنها غيرممكن مى نمايد، يكى ائتلاف حزب دموكرات مسيحى با سبزها و ديگرى ائتلاف سوسيال دموكرات ها با چپ ها است. اين دو گزينه به رغم اعلام غيرممكن بودن اين ائتلاف در سطح ملى، در سطح ايالتى شكل گرفته و دولت تشكيل داده اند.
وظايف مجلس فدرال آلمان
مجلس نمايندگان آلمان موسوم به بوندستاگ، قوه مقننه جمهورى فدرال آلمان محسوب مى شود كه وظيفه تصويب قراردادهاى بين المللى و بودجه عمومى كشور را برعهده دارد. نمايندگان مجلس پس از پيروزى در انتخابات، در فراكسيونهاى حزبى و در صورت ضعيف بودن حزبشان به لحاظ كمى، در گروههاى حزبى گرد آمده و خط سياسى خود را پيش مى برند. رئيس مجلس فدرال بنابر سنت، از بين اعضاى بزرگ ترين فراكسيون انتخاب مى شود. وى وظيفه اداره جلسات علنى و نظارت بر حفظ نظم در پارلمان را برعهده دارد. مهم ترين وظايف بوندستاگ علاوه بر قانونگذارى، انتخاب صدراعظم و نظارت بر كار دولت است. صدراعظم تنها عضو كابينه آلمان است كه با راى مستقيم نمايندگان پارلمان انتخاب مى شود و از اين رو در برابر مجلس پاسخگو است. وزراى عضو كابينه نيز با واسطه، چنين مسئوليتى دارند. برگزارى انتخابات پيش از موعد براى حل بحران هاى سياسى عمده كه با تعادل موجود در مجلس نمى توان آن را حل كرد، امكان پذير است؛ اما انحلال قبل از موعد پارلمان فقط در شرايط استثنايى امكان پذير است و اجراى آن نيز از اختيارات رئيس جمهور اين كشور به شمار مى رود. يكى از وجوه تمايز انتخابات اين دوره آلمان با دوره هاى قبلى، اين است كه در اين انتخابات نخستين بار يك هيات ناظر از سازمان امنيت و همكارى اروپا به آلمان اعزام مى شود. برخى صاحب نظران آلمانى معتقدند كه سازمان امنيت و همكارى اروپا به اين علت ناظر به آلمان اعزام مى كند كه در مورد ممنوعيت شركت برخى احزاب كوچك در اين انتخابات تحقيق كند. از ديگر نكات متمايز كننده اين انتخابات با انتخابات قبلى آلمان، اين است كه احزاب خاكسترى، تشكلى موسوم به «حزب اتحاد آزاد» متشكل از ۳۰ حزب تشكيل داد ه اند كه كميسيون انتخابات اين كشور از مشاركت آنها در انتخابات مجلس آلمان جلوگيرى كرده است. گروه هاى منع شده از شركت در انتخابات نمى توانند قبل از برگزارى انتخابات به هيچ مرجع قانونى يا دادگاهى مراجعه كنند.
همكارى تاجيكستان بااتحاديه اروپا
پارلمان اروپا در نشست هفته گذشته خود وضعيت همكارى هاى اتحاديه اروپا و تاجيكستان را مورد بحث و بررسى قرار داد. موضوع تصويب پيمان مشاركت و همكارى اتحاديه اروپا با تاجيكستان از جمله مهمترين موضوعات مورد گفتگو در اين نشست بود. يكى از مسائلى كه بررسى آن در پارلمان اروپا بر دولت مردان تاجيك چندان خوشايند نبود، وضعيت حقوق بشر، رعايت معيارهاى دموكراسى و گسترش فساد مالى در ساختارهاى حكومتى تاجيكستان بوده است. به گزارش ايران شرقى در گزارش ويژه پارلمان اروپا در مورد اين مسائل شديدا از دولت دوشنبه انتقاد شده است. در اين گزارش از نقض حقوق زنان، عدم استقلال عمل دادگاه ها و موانع فراوان در راه فعاليت سازمان هاى غيردولتى ابراز نگرانى شديد شده است. هرچند در گزارش هاى قبلى نمايندگان اتحاديه اروپا از تاجيكستان بعنوان كشورى با ثبات از نگاه سياسى ياد كرده بودند، ولى شيوه هاى اداره حكومت، برخورد با احزاب سياسى، گسترش روزافزون فقر و فساد و حركت حاكمان به سوى خودكامگى هميشه موضوع بحث در روابط دوشنبه و اتحاديه اروپا بوده اند. در نشست اخير اتحاديه اروپا از دولت تاجيكستان درخواسته شده، در راستاى گسترش هرچه بيشتر همكارى هاى دوجانبه با تجديد نظر در سياست ها و رويكردهاى خويش اوضاع سياسى، اقتصادى و اجتماعى را در كشور بهبود بخشد. در بخش اقتصادى اين درخواست به اين نكته اشاره شده است، كه گسترش فساد مالى در ساختارهاى حكومتى تاجيكستان و روند كند اصلاحات مانع حضور فعال تر و سازنده تر اقتصادى و تجارتى اتحاديه اروپا در تاجيكستان شده است. همين امر باعث شده است، تصويب پيمان مشاركت و همكارى اتحاديه اروپا با تاجيكستان طولانى شود. با اين حال بررسى اوضاع تاجيكستان در پارلمان اروپا در شرايطى كه تاجيكستان براى انتخابات جديد پارلمانى آماده مى شود، از اهميت والايى برخوردار است. ازاين رو اتحاديه اروپا با طرح مسائلى نظير رعايت حقوق بشر، آزادى هاى دموكراسى، فعاليت احزاب مخالف، آزادى بيان و امثال اين قصد دارد افكار عمومى را در جامعه تاجيكستان به سمت سياست هاى خويش متمايل كند و ضمن تحت فشار قرار دادن دولت دوشنبه، خواسته هاى خود را بر آن تحميل كند. ازسويى ديگر در شرايطى كه چين به تدريج نبض فعاليت هاى اقتصادى را درمنطقه استراتژيك آسياى مركزى به دست مى گيرد، اتحاديه اروپا با تاكيد بر تصويب پيمان مشاركت و همكارى با تاجيكستان،درصدد است حضور فعال ترى در رقابت براى گسترش نفوذ در آسياى مركزى داشته باشد و سياست هاى پكن را از نزديك مورد كنترل قرار دهد. يكى ديگر از نكات جالب توجه در درخواست هاى اتحاديه اروپا از تاجيكستان، تاكيد نمايندگان پارلمان اروپا به دولت مردان تاجيك درمورد اتخاذ سياست مسئولانه در امر استفاده از ذخاير هيدروانرژى است. در اين زمينه اشاره شده است، تاجيكستان در راستاى برآورده نمودن نيازهاى خود به انرژى احداث نيروگاه هاى برق آبى بررودخانه هاى فرامرزى بايد به گونه اى عمل كند، كه منافع كشورهاى پايان آب خدشه دار نشود. البته اجراى چنين درخواستى از طرف تاجيكستان، كه در شرايط كنونى ساخت نيروگاه هاى برق آبى تنها راه حل بحران انرژى در اين كشور است، موضوع بحث ديگرى است، اما طرح چنين موضوعى از طرف نمايندگان پارلمان اروپا حاكى از موفقيت ديپلماسى تاشكند است. يعنى ديپلماسى ازبك با بزرگ نمايى خطر نيروگاه هاى در حال ساخت در تاجيكستان، عقايد خود را در راستاى مانع تراشى در مسير برنامه هاى هيدروانرژى تاجيكستان، به اتحاديه اروپا قبولانده است. در آستانه شروع آمادگى هاى احزاب سياسى تاجيكستان براى شركت در انتخابات پارلمانى سال ،۲۰۱۰ تاكيد اتحاديه اروپا بر رعايت اصول دموكراسى در تاجيكستان و فراهم آورى شرايط براى برگزارى انتخابات شفاف و عادلانه ظاهرا اين عقيده را تقويت مى كند، كه كشورهاى اروپايى از شرايط بد فعاليت احزاب سياسى و نحوه برگزارى انتخابات در تاجيكستان نگرانند. اما اصل واقعه آن است، كه در تاجيكستان دل گرمى به پشتيبانى هاى ظاهرى كشورهاى غربى وجودندارد. زيراروشن فكران و احزاب سياسى تاجيك گول دموكرات بازهاى غرب را خورده اند و تجربه كرده اند، كه كشورهاى غربى فقط در موردى مسائل رعايت دموكراسى، حقوق بشر و آزادى بيان را مطرح مى كنند، كه دولت ها خلاف ميل و اراده آنها عمل كنند. در شرايط فعلى اصلى ترين نياز كشورهاى اروپايى مساعدت كشورهاى آسياى مركزى در ترانزيت كالا و تجهيزات غيرنظامى به افغانستان است. رضايت تاجيكستان جهت همكارى در اين مسأله، موضوعات مربوط به دموكراسى را از نگاه مدعيان غربى دموكراسى پيشاپيش حل شده تلقى مى شود. به عبارت ديگر اين نكته ثابت شده است، كه موضوعات دموكراسى و حقوق بشر در سياست كشورهاى غربى شعار و اهرمى بيش نيستند، كه از آنها در چارچوب اهداف خويش استفاده مى كنند. يكى از دلايل توجه اتحاديه اروپا به تاجيكستان آن است، كه در مرحله كنونى كشورهاى اروپايى عضو ناتو بيش از هر زمان ديگرى نياز به همكارى هاى كشورهاى آسياى مركزى، از جمله تاجيكستان دارند. زيرا ناكامى هاى غرب در اجراى برنامه هايشان در افغانستان و افزايش هزينه هاى جنگ، بر اهميت كشورهاى همسايه افغانستان افزوده است. در مقطع كنونى كشورهاى آسياى مركزى از ارزان ترين و مساعدترين مسير براى انتقال كالاهاى غرب براى نيروهاى ناتو در افغانستان هستند. چنين وضعى امكانات بيشترى را براى كشورهاى آسياى مركزى قرار داده است تا بتوانند از غرب به اصطلاح «باج خواهى» كنند. طبيعى است كه در چنين شرايطى مهم كنار آمدن اين كشورها با غرب است، نه رعايت مقررات دموكراسى يا آزادى بيان.