نسخه
PDF
شماره ۶۰۱۸ - ۱۸ آبان ۱۳۸۸ - - ۹ نوامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
اتحاديه اروپاو نرمش در قبال «اسلام كريم اف»
002865.jpg
اتحاديه اروپا اخيرا تحريم هاى اعمال شده عليه ازبكستان را لغو كرد. اين اقدام غرب به معنى فراهم شدن زمينه لغو ممنوعيت سفر مقامات ازبكستان به اروپا، خريد تسليحات نظامى اروپايى توسط دولت تاشكند و به فراموشى سپردن سركوب بى رحمانه آشوب مردم انديجان به دست نيروهاى امنيتى رژيم تاشكند در سال ۲۰۰۵ ميلادى خواهد بود واسلام كريم اف» رئيس جمهورى ازبكستان مى تواند پيروزى خود را جشن بگيرد . به گزارش ايران شرقى «اسلام كريم اف» از زمان حكومت شوروى زمام امور را در ازبكستان در دست دارد . وى در اين مدت با استفاده از روش هاى ديكتاتورى توانسته از امكانات و ذخاير منابع طبيعى كشوردرجهت تحكيم پايه هاى قدرت رژيم خود استفاده نمايد. البته ياد وخاطره حوادث خونين ماه مى سال ۲۰۰۵ ميلادى در انديجان درذهن ونظر بستگان قربانيان ، پناهندگان ازبك كه از ترس برخورد نيروهاى امنيتى اين كشور به غرب پناه برده اند ، زندانيانى كه در شرايط سخت دوران محكوميت خويش را پشت سر مى گذارند و مقامات رژيم تاشكند كه از اين درگيرى درس عبرت زيادى گرفتند، باقى مانده است . پيامدهاى حوادث انديجان براى رژيم تاشكندموجب اعمال تدابير شديد امنيتى در داخل كشور و تعقيب و كنترل تمامى شهروندان ازبكستان گرديد . از سوبى ديگر زمانى كه در ماه مى سال ۲۰۰۵ ميلادى نيروهاى امنيتى ازبك مردم شركت كننده در آشوب اعتراض ضد دولتى در انديجان را به شدت سركوب كردند، افكار عمومى جهان از ديدن تصاوير قربانيان اين جنايات به شدت تحت تاثير قرار گرفت.
در خلال اين تحولات چنين به نظر مى رسيد كه عمر «دولت اسلام كريم اف» به آخر رسيده است. نكته قابل توجه اين بود كه دوستان «اسلام كريم اف» در آن زمان آمريكا و اتحاديه اروپا به خاطر آن چه كه نقض حقوق بشر و سركوب بى رحمانه تظاهرات مردمى عنوان مى شد، عليه رئيس جمهورى ازبكستان بسيج شدند. امادولت تاشكندهيچ اعتنايى به اعتراض دوستان غربى خويش نكرد و برعكس دوستان جديدى براى خود پيدا كرد. وسمت و سوى سياست خارجى خويش را از غرب به سمت شرق تغيير داد . در آن زمان ازبكستان خاطرات دوران حكومت اتحاد شوروى را مجددا احيا كرد. به اين معنى كه در مدارس اين كشور تدريس زبان روسى مجددا از سر گرفته شد. مقامات تاشكند با اخراج نظاميان آمريكايى از پايگاه هوايى «خان آباد» به طور سريع مقدمات عضويت مجدد كشورشان در پيمان امنيت جمعى را فراهم ساختند. حتى شركت «گاز پروم» روسيه نيز طرح هاى اكتشاف و استخراج گاز درازبكستان را در دستور كار قرار داد. به طور همزمان مقامات دولت تاشكند براى تحكيم همكارى ها با چين نيز اقدام كردند كه همانند روسيه در پكن اصلا كارى به موضوعاتى چون حقوق بشر و دموكراسى ندارند و براى چينى ها اصلا مهم نيست كه «اسلام كريم اف» به خاطر حفظ قدرت خويش از چه روش هايى استفاده خواهد كرد. اما طولى نكشيد كه دولت ازبكستان با استفاده از حمايت روسيه و چين زمان رياست جمهورى خويش را البته از طريق انتخابات تمديد كرد. از سوئى ديگر براساس گزارش رسمى مقامات ازبكستان در اين انتخابات «اسلام كريم اف» با كسب ۱/۸۸ درصد آرا شهروندان واجد شرايط كشورش مجددا به مقام رياست جمهورى رسيد. البته در مقايسه با نتيجه انتخابات سال ۲۰۰۰ ميلادى آراى «اسلام كريم اف» كمى كاهش يافته بود. زيرا در آن زمان وى موفق به كسب ۹/۹۱ درصد آرا شده بود. با اين حال «اسلام كريم اف» در آخرين انتخابات رياست جمهورى كشورش در مقايسه با سال ۱۹۹۱ ميلادى كه نخستين بار در انتخابات كشورش پس از فروپاشى اتحاد شوروى با راى مستقيم مردم و كسب ۸۶ درصد آرا انتخاب شده بود . در همين حال تحقيق بين المللى حوادث انديجان كه غرب به شدت خواستار انجام آن شده بود، اصلا صورت نگرفت. در داخل كشور نيز هيچ نوع تغييرات دموكراسى به وقوع نپيوست . در اين ميان حضور «اسلام كريم اف» همواره از روابط راهبردى كشورش با روسيه حرف مى زد. در خلال اين تحولات گمان مى رفت كه ازبكستان به متحد نزديك روسيه در آسياى مركزى تبديل خواهد شد. اما «اسلام كريم اف» آن فردى نبود كه در قبال متحدين سنتى خويش، از خويش صداقت نشان دهد و به اصول هاى سياست خارجى كشورش پايبند بماند. ولى اين طور نشد. به تدريج غرب از مواضع خويش عقب نشينى كرد . در اين زمينه بايد به اين نكته اشاره كرد كه خدمات آلمان در زمينه نرم شدن مواضع غرب در قبال ازبكستان بسيار موثر بوده است. از ميان كشورهاى همپيمان آمريكا در سازمان ناتو آلمان در شرايط فشار غرب بر ازبكستان ، حضور نظاميان خويش در فرودگاه شهر «ترمذ» در جنوب اين كشور در نزديكى مرز افغانستان را حفظ كرد. آلمان نمى توانست به تبعيت از آمريكا نظاميان خويش را از ازبكستان خارج سازد و در روابط خود با دولت تاشكند مشكل ايجاد نمايد.دولت آلمان ترجيح داد كه روابط خويش با ازبكستان را حفظ نمايد. از سويى ديگر دولت تاشكند نيز بازى جديدى را با روسيه آغاز كرد و همواره بر داشتن مناسبات راهبردى با مسكو و برخى از متحدين اين كشور افتخار مى كرد. اما اين سياست دوام چندانى نداشت و تاشكند عملا نشان داد كه حاضر به همكارى سازنده و جدى با «مجمع همكارى هاى اقتصادى اوراسيا» نيست. ازبكستان حتى از امضا توافقنامه تشكيل نيروى واكنش سريع پيمان امنيت جمعى» خوددارى كرد. همزمان با اين موضع گيرى دولت تاشكند از احتمال ايجاد پايگاه جديد نظامى ارتش روسيه در جنوب قرقيزستان به شدت ابراز نارضايتى كرد. به همين ترتيب امروز شاهد چرخش تازه در سياست دولت «اسلام كريم اف» هستيم كه مجددا به سمت همكارى با غرب حركت مى كند. در اين ميان آمريكا و اتحاديه اروپا با فراموش كردن حادثه انديجان قصد دارند كه اين كشور را در محور نفوذ خويش در آسياى مركزى قرار دهند. در پى نزديكى مجدد ازبكستان به آمريكا بايد در انتظار استقرار دوباره نظاميان آمريكايى در قلمرو اين كشور بود. زيرا عمليات نظامى آمريكا و ناتو در افغانستان ادامه دارد و داشتن يك پايگاه نظامى براى غرب در نزديكى مرزهاى افغانستان امرى مهم است. همزمان با افزايش تلاش هاى ازبكستان براى نزديكى با غرب تعدادى از شركت هاى روسى در آستانه متوقف نمودن طرح هاى اقتصادى خويش در ازبكستان هستند و به نظر مى رسد كه شركت هاى غربى به تدريج در اين كشور جاى پا بازخواهند كرد. اما آنچه مسلم است اين است كه تنها موردى كه در ازبكستان تغيير نخواهد كرد، موضوع حقوق بشر خواهد بود . بررسى اين موضوع نشان مى دهد كه «كريم اف» از اين وضعيت خوشحال نيز هست و فكر مى كند كه نيازى به تغيير ديدگاهش در مورد حقوق بشر نيست . اكنون كه فرصت مجدد نزديكى با غرب فراهم شده است بايد آن را مغتنم شمرد. بعدا چه اتفاقى خواهد افتاد معلوم نيست .
افغانستان؛ دوگانه قدرت
002847.jpg
كرزاى با اينكه رئيس دولت است اما شايد ديگر نتواند خود را رئيس جمهور بخواند. سايه عبدالله سنگين تر از آن است كه بتوان آن را پنج سال ديگر تحمل كرد. به گزارش ديپلماسى ايران، كشور افغانستان سه محصول عمده دارد كه نه تنها در توليد آن به خودكفايى رسيده است كه صادرات آن به سراسر جهان نيز رونق چشمگيرى دارد؛ انسان، مواد مخدر و  تروريست. مهاجران افغانى عمدتا سهم كشورهاى خاورميانه اى همجوار و به طور عمده ايران هستند. مهم ترين بخش بازار مواد مخدر غيرشيميايى اروپاى غربى راافغانستان تامين مى كند و در نهايت سهم آمريكا  تروريست هايى هستند كه عملگرايى خود را با پشتيبانى تندروهاى مذهبى از سرزمين افغان ها با خود براى آمريكاى شمالى به ارمغان مى برند و از اين رو هر سه حوزه جغرافيايى ياد شده (خاورميانه، اروپاى غربى و آمريكاى شمالى) به نحو موثرى، خواسته يا ناخواسته خود را با افغانستان در ارتباط مى يابند و چه مى شود كرد كه پررنگ ترين حلقه ارتباط ميان هر سه منطقه مقوله «امنيت» است كه به طور دائم توسط محصولات صادراتى افغانستان در حال تهديد است و دولت هاى هر سه اين مناطق به دنبال حل اين ناامنى ها در نحوه پاسخ به سوالى مشترك در تكاپوى دائمى هستند: دولت افغانستان؛ بودن يا نبودن. در افغانستان اگرچه بازسازى ملى مدت هاست آغاز شده اما هنوز از مرزهاى كابل فراتر نرفته است. تنها كافى است چند روزى در افغانستان زندگى عادى، نه سياسى و نه ديپلماتيك، گذرانده باشيد تا دريابيد حامد كرزاى كسى كه او را رئيس دولت افغانستان مى خوانند نه تنها رئيس جمهور افغانستان نيست بلكه جايگاهى در حد و اندازه هاى شهردار كابل دارد، آن هم نه شهردار همه پايتخت و تنها بخشى از آن! چرا كه شهر صاحب دارد يا شايد بهتر است گفته شود هر بخشى از شهر صاحب خود را دارد: از بخشى قلعه مانند كه سفارتخانه هاى كشورهاى خارجى و اقامتگاه سفراى عمدتا غربى در آن، جاى دارد و به خاطر امنيت اين منطقه در طول دو سال قيمت خانه هاى آن بيش از يكصدبرابر افزايش يافته است تا مهم ترين خيابان شهر كه در آن دولت آمريكا درست در مقابل چشم نگران ناظران و در بى تفاوتى مطلق درحال ساختن دفترى براى سازمان اطلاعات مركزى آمريكا (CIA)است؛ كارى كه آن را در كشور خود نيز انجام نداده است. اصولا «دولت» در افغانستان وجود خارجى ندارد و آنچه به نام دولت خوانده مى شود ثمره يك اتحاد ميان نظاميان و رهبران سياسى- مذهبى است كه حامد كرزاى را دوره كرده اند و هر دو گروه طرفداران خود را دارند. نظاميان فرماندهان مسلحى هستند كه كنترل قسمت هايى از افغانستان را بر عهده دارند و رهبران قومى- مذهبى كه حيات خود را مديون اختلافات ذاتى مى بينند از آن استفاده مى كنند. اختلافات مذهبى (سنى ها در برابر شيعه ها)، زبانى (فارس ها در مقابل پشتون ها) و قومى «هزاره ها (شيعه)، تاجيك ها (سنى)، پشتون ها (سنى)». نظاميان حاضر در دولت، از قاچاق، ماليات دريافت مى كنند و پولدارتر شدن به آنان اجازه مى دهد هم مشترى دائمى داشته باشند و هم نيروهايى كه تعدادشان از ارتش و پليس كوچك ملى بيشتر باشد و حامد كرزاى بدون اينكه توفيق زيادى داشته باشد، تلاش مى كند نقش ميانجى را در كشمكش هاى متعدد اين نظاميان ايفا كند؛ نظاميانى كه با روس ها، طالبان و قدرت هاى محلى يا مخالفان آنها همكارى كرده اند و دستان اغلب آنها به خون آغشته است. اينگونه است كه آنچه در افغانستان دولت خوانده مى شود تنها قادر به تامين ۱۲ درصد بودجه مورد نياز خود بوده و مازاد آن را از طريق كمك هاى غربى برآورده مى سازد. با اين همه حامد كرزاى در دوران اول رياست جمهورى خود سعى كرد دولت را «پشتونى» كند زيرا خود او پشتون است و ساقط شدن طالبان كه آنها نيز پشتون بودند بر وزنه تاجيك ها در دولت افغانستان بسيار افزود، اما دولت آنها نيز ديرى نپاييد كه دولت مستعجل بود بنابراين كه هيچ تلاشى در اين ميان به تحكيم دولت و استقلال آن نينجاميده و افغانستان بدل به بازتاب كاريكاتورى بن بست هاى حكومت كرزاى شده است.  مطبوعات افغانستان بيشتر از اينكه اين كشور را يك مردمسالارى بدانند، آن را يك تفنگ سالارى مى خوانند اما چه مى توان كرد در كشورى كه با نام هاى پرطمطراقى نظير «مداخله بشردوستانه» به تسخير درآمده است نه تنها نبايد نمادهاى دموكراسى و حقوق بشر را به تعطيلات تاريخ فرستاد بلكه بايد از آن در جهت  ترميم امنيت سود برد؛ عملكردى كه هرچند تلاش هايى در جهت آن انجام شده اما خيلى هم قرين توفيق نبوده است.  ظاهرا دولت هاى ائتلاف به اين نتيجه رسيده اند كه پايدارى درافغانستان با راهبردهاى سخت افزارى برقرار شدنى نيست، حكومت پاى در جامعه دارد اگر سر در سياست داشته باشد. پس هرچند حامد كرزاى به عنوان رئيس دولت در افغانستان شناخته مى شود اما مادامى كه ثبات در افغانستان ردپايى اجتماعى نيافته و صرفا به سويه هاى امنيت از زواياى سياسى آن نگريسته شود  آش همين است و كاسه همين. تاريخ نشان داده به همان اندازه كه نظام سياسى در كشورها نيازمند رهبرى است براى نظام اجتماعى نيز در دوران گذار اين رهبرى ضرورت مى يابد و در اين چارچوب است كه مى توان به تحليل آنچه كناره گيرى دكتر عبدالله از قدرت است، پرداخت. به نظر مى رسد ناكارآمدى كرزاى از مهار سه گانه صادراتى كه در ابتداى اين يادداشت آمد سياستگذاران را به اين راه حل كشانده كه اگر چه سركوب راه حلى لازم است اما كافى نيست و ملت افغانستان كه پراكندگى تاريخى آنها در اثر بحران هاى قومى هر روز تشديد مى شود نيازمند يك همبستگى اجتماعى است و به نظر مى رسد به ضرورت اين همبستگى عبدالله، امروز در حال تبديل شدن به رهبرى اجتماعى براى افغانستان است و حضور افرادى تاثيرگذار در معادلات امروز قومى افغانستان مانند يونس فانونى، برهان الدين ربانى و... در مراسم انصراف او به خوبى نشان دهنده توان پشتيبانى نيروهاى ذى نفوذ از رهبرى اجتماعى اوست و از سوى ديگر ورود بان كى مون همزمان با اعلام انصراف عبدالله مى تواند گواهى بر اين نظر باشد كه جامعه جهانى با اين تحليل توافق دارد كه امنيت افغانستان به همان اندازه كه به سرى در قدرت نياز دارد به پايى در جامعه نيز نيازمند است تا مگر اين دوگانه قدرت در افغانستان بتواند روند امنيت به خطر افتاده جهان را تا حدى ترميم كند. عبدالله روياى سهم بردن از ميوه پيروزى را به زمانى نه چندان دور منتقل كرده است تا شايد ناظران نتوانند كرزاى را رئيس جمهور دو دوره اى افغانستان بخوانند. كرزاى با اينكه رئيس دولت افغانستان است اما شايد ديگر نتواند خود را رئيس «جمهور» افغانستان بخواند. سايه عبدالله سنگين تر از آن است كه بتوان آن را پنج سال ديگر تحمل كرد.