نسخه
PDF
شماره ۳۶۶۵ - ۲۵ مهر ۱۳۸۵ - ۲۳ رمضان ۱۴۲۷ - ۱۷ اكتبر ۲۰۰۶ 
صفحه ۴
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
حجازى:بعضى ها با پشتك زدن مربى تيم ملى شدند!
015468.jpg
* شما شخصيت ناصر حجازى را چگونه توصيف مى كنيد؟
- در بين فوتبالى ها آدم محبوبى نيستم و خيلى ها مرا دوست ندارند، اما در جامعه برعكس است. بهتر است يكبار در خيابان با من راه بياييد تا همه چيز برايتان مشخص شود.
* در ارتباط با مطبوعات هم سخت گير هستيد.
- بعضى ها مغرضانه انتقاد مى كنند و برخى هم انصاف دارند. البته در اين قشر هم خيلى ها با من خوب نيستند.
* چرا در بين فوتبالى ها محبوب نيستيد؟
- خودم هم تعجب مى كنم. خيلى ها مى گويند كه حجازى خودش را مى گيرد و لبخند روى لبش نيست، بله من اهل شوخى و مزاح نيستم و شايد اين موضوع براى خيلى ها ناراحت كننده باشد.
* پس روابط عمومى شما ضعيف است.
- شما روابط عمومى را در چه مى بينيد؟ معتقدم كه هر چيزى جايى دارد و زمان برايم حائز اهميت است. حجازى آدمى نيست كه در هر ساعتى مثل خيلى ها گوش به زنگ باشد تا جواب همه را بدهد.شما با من قرار مصاحبه گذاشتيد و من هم سر موعد پاسخگو هستم، اما بعضى ها ساعت ۱۲ شب هم جواب خبرنگاران را مى دهند.
من از اين اخلاق ها ندارم و راست هم مى گويند كه سياست ندارم.
* البته اشاره ما فقط به ارتباط با مطبوعات و يا فوتبالى ها برنمى گردد.
-اگر روابط عمومى ام ضعيف است، پس چرا با مردم اين طور نيستم، چرا در خيابان با همه بگو و بخند دارم؟ من نمى توانم دروغ بگويم و ريا كنم، هميشه خصوصيات اخلاقى ام در يك مسير حركت كرده و هيچ وقت سعى نداشته ام كه آن را تغيير بدهم.
* شما معتقديد كه سياست نداريد؟
- بله، چون دروغگو نيستم. اين موضوع باعث شده كه بارها ضربه بخورم. هميشه سعى كرده ام كه خودم باشم، اگر اين طور نبود الان ميلياردر بودم. متأسفانه الان خيلى ها خودشان نيستند و هر روز چهره عوض مى كنند.
* ... و شما هم از آنها متنفريد.
- بله، چرا نبايد متنفر باشم. ظاهر و باطن انسان بايد يكى باشد اما الان خيلى ها صد چهره دارند و شخصيت آنها در دورويى خلاصه مى شود. اين افراد در فوتبال ما زياد هستند به اين دليل كه غيرفوتبالى ها وارد فوتبال شده اند و آدم هاى فوتبالى را روى انگشتان خود مى چرخانند. اين شرايط هيچ وقت تغيير نخواهد كرد مگر اين كه سياستمداران از فوتبال بروند و آدم هاى ورزشى و كاربلد در رأس كار قرار بگيرند.
* از چه زمانى حضور آدم هاى چند چهره را در فوتبال احساس كرديد؟
- اين روند از سال هاى گذشته آغاز شده و در آينده بيشتر خواهد شد، چون آنها محتاج هستند و كمبود دارند. البته خدا را شكر من محتاج نشدم تا زير بليت ديگران باشم، آن هم با تظاهر و چاپلوسى. حتى براى مربيگرى به بنگلادش و هندوستان رفتم تا اين كارها را نكنم.
* شما در فوتبال ايران به عنوان يك شخصيت هميشه معترض شناخته شده ايد. خودتان اين را احساس كرده ايد؟
- من معترض نيستم، اما وقتى به جريان اين فوتبال نگاه مى كنم خيلى ناراحت مى شوم و نمى توانم يك سرى از حرف ها را در درونم نگه دارم. من ايران را دوست دارم، چرا بايد با اين همه امكانات، فوتبال ما به اين روش اداره شود. اين مسايل باعث شده كه در كوچك ترين موارد نيز دچار مشكل باشيم و جالب اين جا است كه اسم حرفه اى بودن را يدك مى كشيم. اگر حقايق را بگويم همه با من دشمن مى شوند، يك داور مى فرستند و به او گوشزد مى كنند كه نساجى را بازنده كن.
* بعضى مواقع طورى انتقاد مى كنيد و يا معترض هستيد كه بعضى ها ديدگاهى منفى نسبت به شما پيدا مى كنند.
- كمى واضح تر حرف بزنيد تا جوابتان را بدهم.
* به عنوان مثال نسبت به مربيان خارجى بدبين هستيد و يا موفقيت يك مربى را با دلايل خاص خودتان نفى مى كنيد.
- خارجى داريم تا خارجى. برادر برانكو را آوردند كه برق را داشت به دسته دوم  مى برد. همين دنيزلى، اگر شموشك را به او بدهند مى تواند اين تيم را حتى ششم كند؟ قهرمان كردن استقلال، پاس و پرسپوليس با تمامى امكانات سخت نيست، بايد در شرايط سخت و بحرانى كار كرد تا چهره يك مربى به طور كامل مشخص شود.به حجازى يك دهم امثال دنيزلى پول و امكانات مى دهند و توقع دارند كه تيم را قهرمان كند، حالا دنيزلى هيچ كارى نكرده و جالب اين جا است كه از او تعريف هم مى كنند. او ليگ قهرمانان آسيا، جام حذفى و ليگ را از دست داد و هيچ كس اعتراض نكرد، اما من استقلال را نايب قهرمان كردم و همه ناراضى بودند و شديدترين انتقادها را عليه من انجام دادند.
* اما در اين چند سال تيم هاى ايرانى در آسيا موفق نبوده اند كه بخواهيم از پاس يا دنيزلى انتظار قهرمانى داشته باشيم.
- مى توانست مثل من تا فينال پيش برود، ما در آن زمان پول نداشتيم كه بعد از تمرين براى بازيكنان موز بخريم و مى بينيد كه دنيزلى با چه امكاناتى در كارش موفق نشد. من با هيچ كس دشمنى ندارم و از روى حسادت هم اين حرف ها را نمى زنم اما بهتر است كمى منصفانه تر قضاوت كنيد. اين دردناك است كه در آن زمان پول خريدن موز نداشتيم، اما حالا بازيكنان نوشابه انرژى زا و هزاران خوراكى تقويت كننده مى خورند و در امكانات رفاهى بالا غوطه ور هستند.
* به هرحال شرايط نسبت به زمانى كه شما به فينال آسيا رفتيد، فرق كرده است و فوتبال پيشرفت كرده و نتيجه گيرى هم سخت تر شده است.
- هيچ فرقى نكرده است، الان بازيكنان با اين شرايط مالى و امكانات بالا چه دغدغه اى دارند كه برايشان مشكل ايجاد شود؟ عباس كارگر پشت وانت جنس مى فروخت تا امرار معاش كند، اما بازيكن الان بنز ۳۰۰ ميليونى سوار مى شود. در فوتبال همه چيز به امكانات خلاصه مى شود، با شرايط فعلى چرا تيم هاى ايرانى بايد ناكام باشند. مگر پاس چيزى براى دنيزلى كم گذاشت، يك باشگاه حرفه اى كه تمامى امكانات لازم را براى او فراهم كرد.
* تمامى اين اتفاقات براى دنيزلى در عرض يك سال و چند ماه اتفاق افتاد. اين زمان كافى است تا در مورد كارنامه و توانايى يك مربى قضاوت كنيم؟
- من ۸ ماه فرصت داشتم و استقلال را نايب قهرمان كردم، جالب اين جا است كه آقايان ناراضى بودند و در آخر توطئه كردند تا از استقلال بيرونم كنند. در مجموع ۷ ميليون هم پول گرفتم.
* شما فقط خودتان را با ديگران مقايسه مى كنيد.
- بحث مقايسه نيست، مى خواهم بدانم چرا آن طور با من رفتار كردند چون يك مربى ايرانى بودم؟ من سبك خاص خودم را دارم و به همين دليل زياد مخالف دارم،  براى مربيگرى تيم ملى خودم را كوچك نمى كنم و مثل خارجى هاى سرشناس بايد پاى ميز مذاكره بنشينم، نه اين كه پشتك بزنم و بحث و عرق و تعصب ملى را مطرح كنم، مثل بعضى ها كه براى رسيدن به تيم ملى همه كارى مى كنند.
* چه كسانى؟
- همان هايى كه پول مى دهند و مربى مى شوند و بعدها از عرق ملى حرف مى زنند.
* منظور شما قلعه نويى است؟
- من اسم شخص خاصى را نمى آورم، خيلى ها متوجه حرف هايم مى شوند.
* در مورد توطئه اى كه عليه شما صورت گرفت و در نهايت منجر به جدايى تان از استقلال شد صحبت كرديد. چه كسانى اين مسايل را به وجود آوردند؟
- در بازى با سايپا ديديد كه چه شد، استقلال طى اين چند سال در كدام بازى در ۲۰ دقيقه ۳ گل خورد؟
* - اين مسايل از كجا شروع شد؟
- بهتر است كه در اين مورد حرف نزنيم، وجدان آنهايى كه اين كار را انجام دادند الان راحت نيست و زجر مى كشند. آنها خيال مى كردند كه با اين كار من نابود مى شوم، اما از آن  به بعد محبوب تر شدم.
* در بازى با سايپا بازيكنان اين توطئه را چيده بودند يا ...
- خودشان نمى توانستند اين كار را انجام دهند، فقط مى توانم بگويم كه حجازى بايد بركنار مى شد.
* چرا مديرعامل وقت استقلال براى شما كارى نكرد؟
- دنبال اين مسايل نيستم چون سياست ندارم. همان طور كه گفتم بايد بركنار مى شدم و اين موضوع براى خيلى ها روشن است.
* آن سال پايان حجازى و استقلال بود...
- بله، پايان من با استقلال بود اما محبوب تر شدم. از آن موقع به بعد استقلال فقط يك بار قهرمان شد، فقط يك بار.
* يعنى شما بوديد بيشتر قهرمان مى شد؟
- بله، اما از محبوبيت حجازى ترسيدند و برايشان سخت بود كه يك مربى با بى پولى تيم را نايب قهرمان آسيا كند و براى سال هاى آينده برنامه داشته باشد. حتى در جام تركمنستان نيز بزرگترين تئوريسين روسيه يعنى آناتولى بيشوتيس را شكست دادم و قهرمان شديم.
* چرا در اين چند سال بى كار مانديد و هيچ كس سراغ شما نمى آمد؟
- برخلاف نظر بعضى ها من اهل رابطه و زدوبند نيستم كه خيلى زود مشغول كار شوم. كار كردن با حجازى سخت است چون من مى گويم كه هر چيز بايد سر جاى خودش باشد.
* مثل اين كه خيلى خودتان را قبول داريد؟
- بله، خيلى قبول دارم. هميشه در تيم هاى ضعيف كار كرده ام و فقط يك تيم خوب داشته ام كه آن هم فاقد بازيكنان ستاره بود.
* كدام تيم؟
- بانك تجارت كه بازيكنانى چون دايى، گل محمدى، پيروانى، ترابيان و دين محمدى بعدها چهره شدند.
* حجازى چه زمانى به استقلال برمى گردد؟
- دوست ندارم با هر ترفندى كه شده برگردم، چون احتياج ندارم. اگر شرايط مهيا باشد برمى گردم.
* اين بار با چه هدفى؟
- اين بار استقلال را قهرمان آسيا مى كنم. در آن دوره منصوريان، پاشازاده و داريوش يزدانى را فروختيم و بختيارى زاده هم در فينال دو اخطاره بود، يعنى ۴ تن از بهترين ها را در اختيار نداشتيم.
* در شكست مقابل جوبيلو ايواتا چقدر مقصر بوديد؟
- به هيچ عنوان مقصر نبودم، به من گفتند كه چرا «يحيوى» را درون دروازه گذاشتى، اما بايد اين كار را مى كردم. برومند بى نظمى كرد و من هم نمى توانستم آن شرايط را تحمل كنم.
* اما جام را از دست داديد.
- بله، اما ايده و شخصيتم را از دست ندادم. با فرد ملكيان، محمد مومنى، على چينى و ... به آن جا رسيديم، اما آنها به معناى واقعى زحمت كشيدند.
* چرا اين قدر به قلعه نويى حساسيت داريد؟
- به چه دليل بايد به او حساسيت داشته باشم، من كه دليل خاصى نمى بينم.
* اما رابطه خوبى با او نداريد.
- دليلى ندارد كه با او رابطه داشته باشم.
* به چه دليل نبايد رابطه داشته باشيد؟
- قلعه نويى۲۰ سال از من كوچك تر است و من فقط مى توانم با هم سن و سال هاى خودم رابطه داشته باشم. اگر با امثال پورحيدرى و بهزادى رابطه نداشته باشم عيب است، رابطه نداشتن با اين آقا كه اصلاً چيز مهمى نيست. مثلاً اگر مرفاوى و منصوريان را ببينم با هم احوالپرسى مى كنيم، اما دليلى ندارد كه رابطه داشته باشيم.
* پس با اين شرايط خيلى ها نبايد با هم ارتباط داشته باشند. اختلاف سن دليل قانع كننده اى براى حرف هاى شما است؟
- بايد با كسى ارتباط برقرار كنم كه خصوصياتش با من نزديك باشد، در غير اين صورت چنين چيزى ممكن نيست.
* اما اين موضوع واضح است كه شما با هم مشكل داريد؟
- كسانى را مقابل من قرار مى دهيد كه صحبت كردن در مورد آنها خنده دار است. اگر موضوع مصاحبه على دايى و يا مهدوى كيا باشد به راحتى مى توانيم حرف بزنيم، چون آنها در اين حد هستند.
* يعنى قلعه نويى كوچك است؟
- پس نسبت به اين كسانى كه اسم بردم بزرگ است؟ اين مسايل واضح و روشن است و احتياجى نيست در مورد آن صحبت كنيم.
* اگر كوچك است، پس چرا او را در استقلال به عنوان دستيار انتخاب كرديد؟
- انتخاب كردم اما فهميدم كه كوچك است و بيرونش كردم. وقتى فوتبال را كنار گذاشت خواستم پاداش به او بدهم تا در كنارم مربيگرى را شروع كند، اما بعدها فهميدم كه او بايد برود.
* چرا قلعه نويى را كنار گذاشتيد؟
- يك روز با ملك احمدى دعوا كرد و هر دو هرچه خواستند به يكديگر گفتند. اين موضوع در شأن من نبود و خيلى زود او را اخراج كردم.
* چرا ملك احمدى را اخراج نكرديد؟
- او را هم پس از مدتى كوتاه كنار گذاشتم و حاجيلو را آوردم. خيلى ها حرف هاى يكديگر را نشنيده مى گيرند، چون مى خواهند حضور داشته باشند، اما من تحمل چنين مسايلى را ندارم.
* حالا پس از چند سال قلعه نويى سرمربى تيم ملى شده است؟
- حرفى ندارم چون اين موضوع تعجب آور نيست. اگر من مربى مى شدم تعجب داشت.
* به هرحال او استقلال را قهرمان كرده بود.
- حتماً من استقلال را ششم كرده بودم! اين بحث ها فايده اى ندارد. چون نمى توانم خيلى صريح حرف دلم را بزنم، همان طور كه گفتم اگر من مربى مى شدم تعجب داشت، نه اين آقا.
* بهترين مربى كه طى چند سال اخير به فوتبال ايران آمده است، از نظر شما چه كسى است؟
- ايويچ، بقيه خوب نبوده اند. متأسفانه الان همه چيز دلال بازى شده است، اگر راست مى گويند فرگوسن را بياورند.
* اما اين امكان وجود ندارد.
- چرا در زمان ما مى شد؟ اوفارل محبوب ترين فوتباليست منچستر به ايران آمد و چند سال كار كرد. در آن زمان پله با سانتوز به ايران آمد، با تيم هاى قدرتمندى چون آرژانتين، چك، رومانى و... بازى كرديم چطور حالا نمى شود؟
* به هرحال بحث كردن در مورد اين موضوع زمان زيادى مى برد، اما خودتان هم مى دانيد كه در اين شرايط نمى توان چنين مربيانى را به ايران آورد.
- حداقل آقايان به دنبال كسانى كه بيكار هستند و هيچ نام و نشانى ندارند نروند و اين فوتبال را نابود نكنند.
* شما با پروين هم رابطه نزديكى نداريد.
- گفتم كه خصوصيات اخلاقى دو نفر بايد مشابه باشد.
* حتى تلفنى هم با هم حرف نمى زنيد؟
- خير، مگر اين كه در بازى ها همديگر را ببينيم.
* اما اين موضوع چندان خوب نيست؟
- حرفى نداريم كه به هم بزنيم، هر موقع او زنگ زد من هم زنگ مى زنم. پس از بركنارى دادكان در حالى كه با او رابطه نداشتم تلفن زدم و دلدارى اش دادم، پس رابطه بايد دوطرفه باشد.
* يعنى انتظار داريد كه پروين در ابتدا اين رابطه را برقرار كند؟
- انتظار ندارم، اما بايد موضوعى باشد كه با هم صحبت كنيم.
* پس چرا با خيلى هاى ديگر از جمله پورحيدرى ارتباط داريد؟
- پورحيدرى در بازى صنايع اراك و نساجى به قائمشهر آمد و من رفتم هتل و تا صبح در كنار او بودم، اما با هم در ارتباط نيستيم. اگر او پس از اين ماجرا تلفن مى زد اين مى شد ارتباط دوطرفه. من بارها به پروين در نمايشگاهى كه داشت سر زدم اما او هيچ وقت تماس نگرفت و چنين كارى نكرد. من آدم سرد و بى روحى نيستم اما هيچ وقت شخصيتم را كوچك نخواهم كرد.
* شما محبوب تر هستيد يا پروين؟
- پروين را افرادى خاص دوست دارند و من را هم افرادى با خصوصيات ديگر. فقط در همين حد مى توانم جواب بدهم.
افشين پيروانى:قلعه نويى حرف اول و آخر را مى زند
«افشين پيروانى» آرام آرام جايگاه خود را در تيم ملى تثبيت مى كند. او كه حالا كنار يك استقلالى روى نيمكت تيم ملى نشسته است، كار بسيار سختى را در رساندن اين تيم به سر منزل مقصود پيش رو دارد. با پيروانى در خصوص مسايل مختلف تيم ملى گفت و گويى انجام داديم كه در زير مى آيد:
* انتظارات بيشترى از تيم ملى، در ديدار مقابل چين تايپه مى رفت.
- مطمئن باشيد اگر از موقعيت هاى به دست آمده بهتر استفاده مى كرديم، الان چنين موضوعاتى مطرح نمى شد. فرصت هاى زيادى براى گل زدن به چين تايپه پيش آمد كه متأسفانه فقط ۲ تا از آنها وارد دروازه شد. قبول دارم كه بايد بيشتر از ۲ گل مى زديم اما در مجموع كسب پيروزى و به دست آوردن ۳امتياز مهم بود كه توانستيم به اين هدف دست يابيم.
* اما پيروزى با ۲ گل مقابل چين تايپه راضى كننده نيست.
- بازيكنان حريف همه چيز را از دست رفته مى دانستند و به همين دليل فقط دفاع مى كردند. آن هم نه دفاع منطقى، بلكه دفاع خشن كه باعث ضربه خوردن بازيكنان ما شد. اگر دقت كرده باشيد، در نيمه دوم يك توپ هم روى دروازه ما نيامد. آنها بازى بسته اى را ارايه مى دادند و فقط به فكر كم گل خوردن بودند. بازى مقابل تيمى كه فوتبال ارايه نمى كند، واقعاً سخت است.
* يكى از بازيكنانى كه چند فرصت طلايى گلزنى را از دست داد، على كريمى بود. از عملكرد او رضايت داشتيد؟
- او جزو بازيكنان خوب تيم ملى است و با زدن ۲ گل نشان داد هنوز جزو بهترين هاست. اميدوارم با گذشت زمان، او به روزهاى آمادگى كامل خود بازگردد.
* در خصوص كادر فنى و مربيان آن، صحبت هاى زيادى شنيده مى شد. آيا شما حالا به يك جمع بندى و تقسيم وظيفه نهايى رسيده ايد؟
- امير قلعه نويى سرمربى تيم ملى است و حرف آخر را او مى زند اما دستياران وى نظرات خود را در هر زمينه اى اعلام مى كنند. تصميم گيرى ها در تيم ملى طبق نظر جمع انجام مى شود اما حرف آخر با قلعه نويى است. خوشبختانه تا امروز هيچ مشكلى در خصوص انجام وظايف اعضاى كادر فنى پيش نيامده است.
* وجود يك بازيكن بزرگتر كه ساير بازيكنان از او حرف شنوى كامل داشته باشند، در تيم ملى خالى است به همين دليل است كه هرازگاهى اعتراضات مختلفى از سوى بازيكنان مشاهده مى شود. به نظر مى رسد بعد از على دايى، چنين بازيكنى در تركيب تيم ملى وجود ندارد.
- ما كه تا به حال مشكلى در اين زمينه نداشته ايم اما ساير بازيكنان بايد با گذشت زمان و انجام بازيهاى بيشتر، تجربه كسب كرده و بزرگتر تيم شوند. در حال حاضر رحمان رضايى، على كريمى، جواد نكونام و مهدى مهدوى كيا بزرگترهاى تيم هستند. مهدوى كيا هم با افزايش تعداد بازيهايى كه در تيم ملى كاپيتان است، اين موضوع را برطرف خواهد كرد. مشكلى در اين خصوص نداريم.
* گفته مى شود كره اى ها مى خواهند با تيم المپيك خود به تهران بيايند.
- ما كه نبايد برنامه ريزى هاى خود را طبق تصميمات كره اى ها تغيير دهيم. هدف ما صعود به عنوان تيم اول گروه است و به همين دليل مى خواهيم كره را شكست دهيم. آ نها با ۱۲ بازيكن جام جهانى و ۳ بازيكن بزرگسال مى آيند كه نشان مى دهد تيم قدرتمندى هستند.
* براى مرحله بعدى نيز همين تركيب بازيكنان را حفظ خواهيد كرد؟
- تمامى بازيكنان را زير نظر داريم و بهترين ها را دعوت مى كنيم. تورنمنت
«ال جى» نشان داد كه درهاى تيم ملى به روى همه باز است.
* مى توان از تيم ملى ايران انتظار قهرمانى آسيا را داشت؟
- كار بسيار سختى پيش رو داريم اماهيچ چيز دور از دسترس نيست. با اضافه شدن استراليا كارمان مشكل تر شده اما براى دستيابى به هدفمان از هيچ كوششى دريغ نخواهيم كرد.
* در خصوص ديدار پرسپوليس و سايپا چه نظرى داريد؟
- بدون شك ديدار مشكلى خواهد بود. دايى افتخار فوتبال ايران است و در اولين گام، تجربه سختى پيش رو دارد و نمى شود با يك برد يا باخت، در مورد او تصميم گرفت. اميدوارم بازى خوبى از هر ۲ تيم شاهد باشيم و به عنوان يك پرسپوليسى، آرزوى موفقيت اين تيم را دارم.