نسخه
PDF
شماره ۳۶۸۲ - ۱۸ آبان ۱۳۸۵ - ۱۶ شوال ۱۴۲۷ - ۹ نوامبر ۲۰۰۶ 
صفحه ۹
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
فوتبال، وزارت امور خارجه ندارد
مردى كه به حقش نرسيد
فوتبال، وزارت امور خارجه ندارد
ارتباطات بين الملل ما ضعيف است
017286.jpg
بحث ضعف فوتبال ما در برقرارى ارتباطات بين الملل، موضوع پيچيده و يا جديدى نيست. در حقيقت مدت ها است فقدان يك جريان قوى هدايت كننده كه سمت و سوى جريانات بين الملل فوتبال كشور را درست تبيين كند، احساس مى شود.ما مقابل سازمان هاى بين المللى، تنها يك عضو منفعل و صرفاً مكاتبه اى به حساب مى آييم كه عمده فعاليت هايمان در دريافت بخشنامه ها و ارسال پيام هاى تبريك به مسؤولان جديد ارگان ها خلاصه مى شود؛ نه ارتباطات خود را گسترش مى دهيم، نه ميزبان رؤساى فدراسيون كشورهاى قاره هاى مختلف جهان هستيم، نه به كشورهاى عضو فيفا سفر مى كنيم تا روابط فوتبالى خود را گسترش دهيم و نه قدمى برمى داريم تا از اين انزواى خود ساخته بيرون آييم.در اجلاس سالانه فيفا شركت مى كنيم، بدون آنكه برنامه اى جهت ارايه دادن طرحى جهت مطرح ساختن و مطلبى براى گفتن داشته باشيم. زير كاغذهايى كه به نمايندگانمان داده مى شود را امضا مى كنيم، بدون آنكه داخل آن را به دقت مطالعه كنيم. مگر غير از اين است كه نماينده ما نامه اى را امضا كرد كه امارات را به عنوان سرگروه رقابت هاى مقدماتى جام جهاى كره و ژاپن برگزيد و راه صعود ما را دشوار كرد؟
***
اولين مشكل ما در برقرارى ارتباط با جهان ورزش، اين است كه نه به خود اعتماد داريم و نه به ورزشمان. مى خواهيم با كشورهاى همسايه ارتباط برقرار كنيم، بدون آنكه بدانيم از اين ارتباط چه هدفى داريم؟ نه حرفى براى گفتن داريم و نه آماده ايم حرف هايشان را بشنويم.خيلى وقت است كه دردعوت كردن از كشورهاى مختلف و حتى دعوت شدن به آن كشورها ضعيف عمل مى كنيم. از آخرين ميزبانى ما در مرحله نهايى مسابقات باشگاهى آسيا، ۶ سال مى گذرد. آخرين بار استقلال در تهران ميزبان رقابت هاى آسيايى بود كه با مربيگرى منصور پورحيدرى به مقام سوم رسيد. خيلى وقت است كه ميزبانى جام ملت هاى آسيا و نيز پيكارهاى درون قاره اى در رده هاى پايه به ما نرسيده است. از سوى ديگر تحت هيچ شرايطى، ميزبانى تورنمنت هاى دوستانه ملى يا باشگاهى را نيز برعهده نمى گيريم و غير از جام ال جى كه خيلى وقت است در ايران برگزار نمى شود، شاهد تورنمنت ديگرى نبوده ايم.
جام اتحاديه هنوز به يك جام منظم باشگاهى تبديل نشده و به همين دليل نمى شود روى آن حساب ويژه اى باز كرد.به اين ترتيب، فوتبالى داريم كه لژيونر صادر مى كند اما غير از اين قضيه كه تنها به دليل درآمدزايى به يك تجارت گسترده تبديل شده، فوتبال ما از ديگر ظرفيت هاى نهفته در برقرارى ارتباط با دنياى فوتبال، تنها به برگزارى اردوهاى خارجى اكتفاكرده است.
ما حتى در برگزار كردن تورنمنت فوتبال به اندازه اى تنبل هستيم كه تورنمنت بين المللى خليج فارس كه قرار بود نماد دفاع ورزش كشور ازحقانيت گستره هاى مرزى ايران باشد را نيز برگزار نكرديم، ديگر چه رسد به تورنمنت هاى دوستانه.
***
نه تنها باشگاه هاى ما بخش بين الملل ندارند، بلكه فدراسيون فوتبال ما نيز از داشتن يك بخش بين الملل قدرتمند محروم است.از سوى ديگر بزرگترين دستاورد معاونت بين الملل در فوتبال باشگاهى تيمى چون استقلال، تورنمنت جام آبى هاى جهان بود كه قرار بود با حضور استقلال، چلسى، پورتو و شالكه در ورزشگاه آزادى برگزار شود كه آن هم شكل نگرفت؛ چون استقلال حتى پول كافى براى برگزارى جشن قهرمانى خود را نداشت!
***
اكثر بازيكنان خارجى حاضر در فوتبال ما، نه كيفيت فنى مناسبى دارند و نه سابقه مناسب و مشخصى. آنها به فوتبال ما مى آيند؛ چراكه دلال ها و واسطه ها آنها را براى فوتبال ما انتخاب كرده اند؛در حالى كه باشگاه هاى ما مى توانند خيلى راحت با برگزارى ديدارهاى دوستانه مقابل باشگاه هاى آسيايى و آفريقايى، نفرات موردنظر را با هزينه پايين و خيال آسوده به دست آورند.
***
سخن بسيار است و مجالى باقى نمانده كه اين مبحث را در اين شماره ادامه دهيم. در شماره هاى آينده مباحث مربوط به نحوه آماده سازى استقلال و سپاهان براى پيكارهاى ليگ قهرمانان آسيا را مورد نقد قرار خواهيم داد.
به ياد تيم گمنامى كه فرو پاشيد!
مى خواهيم از دست اين فوتبال براى دقايقى فرار كنيم؛ از دست فوتبالى كه در پول غرق شده و رفته رفته جذابيت هايش زير خروارها خاطره مدفون مى شود. زيبايى هاى آن ديگر چنگى به دل نمى زند، ورزشگاه ها در سال فقط براى چند بازى مملو از جمعيت مى شوند، بچه هاى كوچه و خيابان مثل سابق دنبال توپ نمى دوند و در يك كلام، بازار فوتبال رونق گذشته را ندارد. اين مقدمه اى بود براى بازخوانى يك پرونده قديمى. آنچه در ذيل مى آيدبازگوكننده خاطره خوشى است كه صد البته بعد از گذشت حدود ۲ دهه، اندكى زير غبار فراموشى خاك خورده است.
كانتينر قرمز
يكى از روزهاى خدا در سال ۱۳۶۷ ، شهرستان ميانه، زمين فوتبال راه آهن. حدود ۱۰۰ نوجوان در ۲۰ تا ۳۰ مترى يك كانتينر قرمز ايستاده بودند تا حرف هاى مربى مسنى را بشوند كه البته براى آنان سخنرانى نمى كرد. او ۱۸ بازيكن جوان را روى زمين نشانده بود و از حساسيت رقابت هاى جوانان ميانه صحبت مى كرد. بعد از اتمام حرف هايش، بازيكنان ۱۲۰ دقيقه دويدند و فوتبال بازى كردند. آن ۱۰۰ نوجوان هم دور زمين فوتبال خاكى تقسيم شده بودند تا تنها توپ موجود را به محض خروج از زمين به ميدان بازگردانند. يك ماه به همين ترتيب گذشت و تيم جوانان راه آهن آماده حضور در مسابقاتى گرديد كه در ۲ گروه ۷ تيمى برگزار مى شد. از شانس بدش هم با ۲ تيمى همگروه شد كه قهرمان و نايب قهرمان فصل قبل بودند؛ عقاب و شاهين. وقتى هواداران نوجوان راه آهن در اولين بازى تيم محبوب خود روى سكوهاى ورزشگاه اصلى ميانه جا خوش كردند، جرأت نداشتند تيم محبوب خود را تشويق كنند؛ چراكه حريف، شاهين قدرتمند بود اما وقتى تك گل بازى به ثمر رسيد و سوت پايان بازى كشيده شد، همه فهميدند راه آهن به عنوان تيم پيروز ميدان، كلى طرفدار دارد. از بازى بعد، هواداران جرأت كردند تيم خود را حسابى تشويق كنند. حاصل ۴ مسابقه بعدى، ۴ تساوى بود و كسب ۴ امتياز. (آن زمان هر برد ۲ امتياز داشت و البته رتبه بقيه تيم ها آورده نشده است)كافى بود تا عقاب در آخرين بازى خود از راه آهن فقط يك امتياز بگيرد تا قهرمان سال قبل به عنوان صدرنشين جدول، راهى مرحله بعد شود اما از هياهوى هواداران و سيماى مغرور بازيكنان و مربيان اين تيم معلوم بود براى به راه  انداختن جشنواره اى از گل به ميدان آمده اند. سكوها مملو از جمعيت بود و هواداران راه آهن در بين تماشاگران پر شمار حريف گم شده بودند. مسابقه با سوت داور شروع شد و در كمال تعجب همگان، تيمى كه برزيلى بازى مى كرد،راه آهن بود. اين تيم حتى با يك گل از عقاب پيش افتاد و در ادامه چند بار توپ را به تير دروازه حريف كوبيد. نتيجه نهايى هم حكم به برد راه آهن داد اما اين تيم هرگز نتوانست راهى مرحله بعد شود، چراكه جدول چنين حكمى داده بود؛
يك هفته بعد هم بازيكنان عقاب جام قهرمانى جوانان شهرستان ميانه را در حالى كه بازيكنان تيم جوانان راه آهن مشغول درآوردن يك لقمه نان حلال در گوشه و كنار شهر بودند، بالاى سر بردند. شاهين هم دوم شد اما كسى از خود نپرسيد تيمى كه توانسته بود قهرمان و نايب قهرمان فصل قبل و امسال را شكست دهد و بدون باخت اما با دستانى خالى رقابت ها را ترك كند، چگونه به اين درجه از قدرت رسيده بود. باور كنيد حتى در سال ۱۳۶۷ هم در ميانه به تيم هاى جوانان حق و حقوق مى دادند اما بازيكنان جوانان را ه آهن كه فوتبال در خونشان بود، فقط به خاطر فوتبال، بازى مى كردند. در پايان تمرين، بازيكنان به صف مى شدند تا با استفاده از يك پارچ آب و يك ليوان، گلويى تازه كنند اما به ۴ الى ۵ نفر آخر حتى يك قطره آب هم نمى رسيد. رختكن آنها كانتينر قرمزى بود كه در گرماى تابستان، لباس عوض كردن در آن جزو اعمال شاقه به شمار مى رفت؛ چراكه مثل سوناى خشك بود اما جو صميمى و گرم فوتباليست هاى تيم راه آهن باعث مى شد تا آنان هر رنجى را تحمل كنند. سال بعد از راه رسيد و جوانانى كه در رده جوانان باقى مانده بودند، به همراه نوجوانان سال گذشته كه با يك سال رشد مى توانستند در تيم جوانان بازى كنند، دوباره زير سايه كانتينر قرمز گرد هم آمدند تا حرف  هاى سرمربى خود را بشنوند. سرمربى در لباس شخصى خيلى پير به نظر مى رسيد اما جمله اى كه بر زبان آورد پر از نااميدى بود؛ امسال نمى توانيم در رقابت ها شركت كنيم. لابد مريض احوال بود كه اين حرف را مى زد. اما نه! موضوع چيز ديگرى بود. به فاصله چند روز از حرف هاى نااميدكننده سرمربى كه در لفافه زده شد، فوتباليست ها فهميدند ماجرا از چه قرار است؛ قرار بود دلخوشى آنان كه يك زمين خاكى بود براى احداث آپارتمان تخريب شود.اينچنين بود كه تيم جوانان راه آهن در آن سال نتوانست در رقابت هاى قهرمانى جوانان شهرستان ميانه شركت كند؛ با اين حال تعداد زيادى از بازيكنان اين تيم توسط تيم هاى مطرح شهرستان جذب شدند اما هرگز بازى آنان در تيم هاى جديد به چشم نيامد و آنها خيلى زود به نيمكت ذخيره ها منتقل شدند.از آن روزها حدود ۱۸ سال مى گذرد اما خاطرات قشنگ برجاى مانده از حضور راه آهن ميانه در رقابت هاى مذكور بسى زيباتر از خاطراتى است كه از تيم ملى ايران در جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان مانده است. فوتبال يعنى لذت بردن از هيجان اما تعريفى كه اين روزها از فوتبال مى شود، با لذت و هيجان رابطه چندانى ندارد.
نكونام: از انتخابم راضى هستم
017289.jpg
بازيكن ايرانى تيم اوساسونا گفت: «پس از گذشت حدود ۳ ماه از حضورم در اين تيم از انتخابم راضى هستم.»جواد نكونام در اين باره اظهار داشت: «شرايط خوبى دارم. در اين چند وقت روند رو به رشدى داشته ام. از انتخابم نيز بسيار راضى هستم. اوساسونا تيم ايده آل من است و فكر مى كنم با گذشت زمان بتوانم شرايط بهترى پيدا كنم. »وى درباره نتايج ضعيف اوساسونا در هفته هاى گذشته لاليگا گفت: «بى ترديد در هفته هاى آينده نتايج بهترى كسب خواهيم كرد. هر چند كه هفته آينده بايد به مصاف رئال مادريد برويم؛ اما فكر مى كنم با كسب نتيجه اى خوب بازى هاى خوب فصل گذشته را تكرار كنيم. »نكونام درباره شكست مقابل سويا گفت: «آنها تيم بسيار قدرتمندى هستند. سويا همواره يكى از تيم هاى قدرتمند فوتبال اسپانيا بوده است. ما نمايش عادى خود را ارايه داديم اما نتوانستيم نتيجه لازم را كسب كنيم؛ هر چند كه موقعيت هاى خوبى را از دست داديم. »وى هدف اوساسونا را حضور در ميانه هاى جدول و راهيابى به يكى از ۲ جام معتبر اروپايى عنوان كرد و افزود: «ما مقابل بارسلونا، والنسيا، سويا و ... بازى هاى خود را انجام داديم. در واقع بازى هاى سختمان راپشت سر گذاشته ايم و مى توانيم با كسب امتياز در ديدارهاى آينده به هدفمان دست پيدا كنيم. ضمن آنكه هم اكنون نيز در جام يوفا حاضر هستيم و قادريم در اين جام نيز موفق ظاهر شويم. »
نكونام درباره ديدار مقابل رئال مادريد گفت: «بازى مقابل اين تيم بسيار جذاب خواهد بود. اميدوارم در تركيب اصلى تيم باشم. رئال اين فصل با مربيگرى كاپلو بازى هاى خوبى را انجام داده، هر چند در ديدار گذشته مقابل سلتاويگو شكست خورد.»وى افزود: «ما هم اكنون با ۸ امتياز در رده شانزدهم جدول قرار داريم اما فاصله نزديك امتيازى ميان تيم ها باعث شده به آينده اميدوار باشيم. هم اكنون ما با رئال مادريد كه در رده چهارم قرار گرفته ۹ امتياز فاصله داريم و مى توانيم با كسب يكى ، دو برد خود را به مكان هاى بالايى جدول برسانيم. »بازيكن خط ميانى تيم ملى ايران درباره ديدار هفته آينده مقابل كره جنوبى گفت: «پس از بازى يكشنبه اوساسونا از طريق فرودگاه فرانكفورت به تهران خواهم آمد و فكر مى كنم از روز دوشنبه در تمرينات تيم ملى حاضر شوم. ما بازى آسانى را مقابل كره جنوبى نخواهيم داشت. ديدارهاى ايران مقابل كره هميشه پرگل و جذاب بوده است. اميدوارم بتوانيم با نمايشى خوب ۳ امتياز اين بازى را به دست آورده و به عنوان تيم اول از گروه دوم رقابت هاى انتخابى جام ملت هاى آسيا صعود كنيم.»
مجيد نامجو مطلق
مردى كه به حقش نرسيد
مجيد نامجو مطلق با آنكه فقط ۴ گل براى تيم ملى ايران به ثمر رساند اما همواره از او به عنوان بازيكنى تأثيرگذار در فوتبال كشورمان ياد مى  شود. او در تيم هاى بانك ملى، استقلال تهران، السد قطر، پاس، كشاورز، باليستر سنگاپور و پرسپوليس توپ زد. اعجوبه تكنيكى فوتبال ايران متولد سال ۱۳۴۶ بوده و اولين بازى ملى خود را روز ۲۸ مى سال ۱۹۸۶ مقابل چين انجام داد. جالب اينكه اولين و آخرين بازى وى در تيم ملى با شكست ملى پوشان كشورمان همراه شد. اين هافبك ، اهل تهران بوده و البته در پى مصدوميتى كه طى يك بازى باشگاهى (پاس- استقلال) نصيبش شد، در عين شايستگى سال ها از ميادين فوتبال دور ماند. طى ۴۵ مسابقه اى كه نامجو مطلق براى تيم ملى انجام داد، ۲۳ برد، ۱۰ تساوى و ۱۲ شكست نصيب كشورمان شد. بيشترين بازى هاى وى در مسابقات مقدماتى جام جهانى شكل گرفت كه ۱۲ بار پيراهن تيم ملى را بر تن كرد. در ذيل ليست بازى هاى ملى مجيد نامجو مطلق از نظرتان مى گذرد؛
اختلاف نظر لوكا و ابراهيم زاده
اختلاف نظر شديدى بين سرمربى و مربى سپاهان وجود دارد كه اين اختلاف نظرها در بازى با سايپا به اوج خود رسيد. منصور ابراهيم زاده و لوكابوناچيچ در اين فصل از لحاظ فنى اختلاف نظر بسيارى با يكديگر داشتند. اين موارد در بازى با سايپا نمود پيدا كرد و حتى پس از شكست در اين ديدار جنبه جدى ترى به خود گرفت.منصور ابراهيم زاده پيش از اين، در زمان مربيگرى در ذوب آهن از لحاظ فنى بر بسيارى از مسايل اشراف كامل داشت اما در دوران لوكابوناچيچ، اين مربى در اداره امور تيم اختيار چندانى ندارد؛ ضمن اينكه با مربى كروات نيز اختلاف نظرهاى فراوانى دارد، هرچند كه هيچ گاه اين مسايل علنى نمى شود.
از ما نشنيده بگيريد
قلعه نويى كجا بود؟
تاكنون سابقه نداشته سرمربى تيم ملى، ديدار ۲ تيم استقلال و پرسپوليس را از نزديك تماشا نكند.برانكو ايوانكوويچ عادت داشت همه دربى هاى تهران را از جايگاه ويژه ورزشگاه آزادى تماشا كند اما امير قلعه نويى اين بار سنت شكنى كرد تا جاى خالى او در مسابقه جمعه گذشته استقلال و پرسپوليس حسابى به چشم آيد.از ما نشنيده بگيريد اما يكى از نزديكان استقلال در اين خصوص به ابرار ورزشى گفت:«قلعه نويى شب قبل از مسابقه به اعضاى هيأت مديره و مدير عامل استقلال قول داد اگر مجوز حضورش در نيمكت صادر شود، كنار مرفاوى مى نشيند، در حالى كه اين مجوز به دست استقلالى ها رسيد اما سرمربى تيم ملى ناگهان از آمدن به ورزشگاه پشيمان شد، چه برسد به نشستن روى نيمكت!»قلعه نويى به ورزشگاه نيامد تا مجبور نباشد روى نيمكت استقلال بنشيند. طبيعى بود كه اگر سرمربى تيم ملى كنارمربيان آبى پوش حضور پيدا مى كرد، اين امر چندان به مذاق هواداران پرسپوليس خوش نمى آمد. قلعه نويى هم آن قدر زرنگ هست كه خود را رودرروى پرسپوليس قرار ندهد و از دور اوضاع را كنترل كند.
اظهارنظر عجيب منصوريان
عليرضا منصوريان در مصاحبه اى جنجالى و دور از حد تصور، شديدترين حملات را نسبت به مسعود اقبالى داشت. اقبالى در مصاحبه مطبوعاتى بعد از ديدار با پرسپوليس اعلام كرد منصوريان بازيكن۹۰ دقيقه اى نيست و هافبك باتجربه آبى پوشان نيز مربى خود را كوچكتر از آن دانست كه بخواهد در موردش صحبت كند.از ما نشنيده بگيريد اما آن طور كه مطلع شديم اين مصاحبه منصوريان، حرف دل تعداد زيادى از بازيكنان تيم بوده است. چند بازيكن استقلال، ميانه خوبى با اقبالى ندارند. زمانى كه منصوريان مصاحبه كرد، با حمايت برخى همبازيانش همراه شد. البته قلعه نويى و مرفاوى نيز به كاپيتان دوم تيمشان خرده نگرفتند؛ زيرا هر چه باشد همه آنها بازيكن استقلال بوده و هستند، غير از خود اقبالى.
نصرتى در راه پرسپوليس
017292.jpg
«محمد نصرتى» هيچ ارتباطى با دربى ۶۱ نداشت اما زمانى كه دوربين تلويزيون چهره او را كه در جايگاه ويژه ورزشگاه آزادى نشسته بود نشان داد، حسابى تعجب كرديم. پيش از اين، كمتر سابقه داشته كه بازيكنى از يك تيم ديگر مثل پاس، براى تماشاى بازى هاى استقلال و پرسپوليس به ورزشگاه آزادى برود اما نصرتى اين كار را كرد.از ما نشنيده بگيريد اما آن طور كه مطلع شديم، دليل اصلى حضور اين بازيكن در ورزشگاه آزادى، علاقه شديدى است كه او به مصطفى دنيزلى دارد. يكى از نزديكان پاس در اين خصوص گفت:«نصرتى از طرفداران ويژه دنيزلى است. دنيزلى نيز او را قبول دارد و ارتباط آنها بعد از رفتن سرمربى تركيه اى از پاس قطع نشده است. طبق صحبت هاى انجام شده، اگر دنيزلى در پرسپوليس بماند، با توجه به پايان قريب الوقوع قرارداد نصرتى در پاس، هيچ بعيد نيست اين مدافع ملى پوش فصل آينده در جمع سرخپوشان توپ بزند؛ زيرا سرمربى ترك تبار پرسپوليس از كنار نام او به راحتى نمى گذرد.
اعتراض به جذب انصاريان و عليزاده
بعد از شكست استقلال مقابل پرسپوليس،حرف وحديث هاى بسيارى ميان بازيكنان استقلال به وجود آمد و تعداد زيادى از آبى پوشان در صحبت هاى خودمانى با يكديگر، از عملكرد ضعيف على انصاريان و بعد از او على عليزاده انتقاد كردند. از ما نشنيده بگيريد اما يكى از بازيكنان باتجربه استقلال در اين خصوص به ابرار ورزشى گفت:«متأسفانه مسؤولان باشگاه فكر مى كنند بابت جذب انصاريان و عليزاده زرنگى كرده و انتقال نيكبخت را جبران كرده اند، در حالى كه اصلاً چنين نيست. پرسپوليسى ها يكى از بازيكنان خوب ما را گرفتند كه ديديد پايه گذار گل اول سرخپوشان بود اما انصاريان در طول ۹۰ دقيقه هيچ كارى نكرد و فقط در زمين راه رفت، عليزاده هم كه از او بدتر. آقايان استقلالى، احساسى عمل كرده و به جاى حفظ نيكبخت يا عنايتى، آنها را به راحتى از دست دادند تا حالا وضعيت مااينگونه شود.»
تكروى عضو هيأت مديره
واگذارى نتيجه دربى ۶۱ آن قدر براى استقلالى ها حاشيه و حرف و حديث داشت كه بلافاصله بعد از اتمام بازى، صحبت از تغيير كادر فنى و حضور مربى خارجى به ميان آمد. روز شنبه، حدود ۲۴ ساعت بعد از شكست آبى پوشان، برخى خبرگزارى ها بار ديگر از حضور گونش در استقلال خبر دادند. حتى يك خبرگزارى مذاكره با او را به يكى از معاونان سابق باشگاه كه روابط خوبى با تعدادى از اهالى فوتبال تركيه دارد، نسبت داد. البته وى در مصاحبه هايش خود را تبرئه كرد و حتى گفت مربى خارجى در اين زمان به درد استقلال نمى خورد.از ما نشنيده بگيريد اما آن طور كه مطلع شديم، در جريان مطرح شدن نام شنول گونش، رد پاى يكى از اعضاى با نفوذ هيأت مديره استقلال به چشم مى خورد. اين عضو هيأت مديره كه روابط خوبى با كشورهاى خارجى دارد، به واسطه آشنايى با يكى از دوستانش در كشور تركيه، موضوع آمدن گونش را مطرح كرد. در اين ميان حتى پيشنهاد مالى نيز ميان طرفين رد و بدل شد اما در نهايت با مخالفت سفت و سخت قلعه نويى، همه چيز آنگونه پيش رفت كه او مى خواست، يعنى آمدن گونش يا هر مربى ديگرى منتفى شد.