نسخه
PDF
شماره ۳۷۳۴ - ۲۱ دى ۱۳۸۵ - ۲۱ ذيحجه ۱۴۲۷ - ۱۱ ژانويه ۲۰۰۷ 
صفحه ۱۲
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
اندر احوالات كميته انضباطى بازيكنان استقلال و سايپا
طنز ورزشى
يك هفته با استقلال و پرسپوليس
اندر احوالات كميته انضباطى بازيكنان استقلال و سايپا
دايى و فكرى، لى لى كنان به رستوران رفتند!
طنز ورزشى
021678.jpg
رواج بى اخلاقى، بداخلاقى، كج اخلاقى، كج فهمى، كج انديشى و كج كج رفتن هاى بازيكنان فوتبال در ايران به حدى افزايش يافته كه ديگر كارى از دست كميته انضباطى، شوراى استيناف و ساير مراجع متنبه كننده داخلى برنمى آيد و در اين وانفساى بر خاك شدن ارزش ها و به اهتزاز درآمدن ناهنجارى هاى مشمئزكننده به واقع نمى توان گفت چه بايد كرد و البته چه نبايد كرد! جرياناتى كه در بازى سايپا - استقلال تهران پيش آمد و فضاى فوتبال را بيش از پيش ابرى ساخت، جاى تأمل و تفكر بسيار دارد. آنچه در ذيل مى آيد، نگاهى است به مشروح جلسه كميته انضباطى چهارشنبه شب هفته گذشته كه خيلى ها تمايل داشتند بدانند چه صحبت هايى بين طرفين رد و بدل شد و در نهايت چرا آن احكام صادر گرديد، توجه كنيد؛آقاى عبدالرحمان شاه حسينى (كه بعضى ها نام كوچك وى را عبدالرحمن مى نويسند) با چكشى كه در دست داشتند روى ميز كوبيدند و گفتند: جلسه علنى است. آقايان مطبوعاتى و رسانه اى هم سكوت اختيار كنند وگرنه مجبور مى شويم پشت درهاى بسته، جلسه را برگزار كنيم. اين اولين جلسه علنى كميته انضباطى است و هدف از برگزارى آن در پيشگاه اذهان عمومى، سنجش ظرفيت اهالى رسانه ها است تا ببينيم مى توانند بدون آنكه شلوغ كنند، فقط گزارش تهيه كنند و بعد هم بروند. ضمناً كسى حق سؤال كردن، عطسه كردن، تيكه انداختن، نيشخند زدن و نفس كشيدن را ندارد! استثنائاً اين آخرى اشكالى ندارد و مى توانيد از فضاى اتاق براى استنشاق استفاده كنيد.در اين لحظه يكى از خبرنگاران دستش را به علامت اجازه گرفتن بالا برد و گفت: ببخشيد اما من... كه آقاى شاه حسينى بلافاصله حرفش را قطع كرد و گفت: مگه نگفتم هيس! بفرما بيرون. خبرنگار مذكور هم كلى خوشحال شد و ادامه داد: ممنون! مى خواستم براى رفع حاجت چند لحظه اى مرخص شوم و بازگردم؛ حالا خيالم راحت شد كه اجازه بازگشت دارم.حاضرين براى اينكه دست اندركاران برگزارى نشست متوجه تغيير حالتشان نشوند، اكثراً رو به ديوار كرده و خنده هايشان را در مشت خود پنهان نمودند. سپس نوبت به «عليرضا اكبرپور» رسيد تا متعاقب صحبت هاى «محدثى» دبير كميته انضباطى كه تخلفات سياوش را قرائت كرد، از خود دفاع كند. او گفت: آقا به خدا من چيزى به داور نگفتم. اگر هم فحش و بد و بيراهى دادم به حسين كاظمى بود. آخه ما از قديم نديما با هم شوخى داريم. اين كل قضيه بود و لاغير به جون حسين كاظمى! شاه حسينى ادامه داد: اما گزارش داور براى ما سنديت دارد و شما فقط مى توانيد از خود دفاع كنيد. محمود فكرى اين وسط آمد پا در ميانى كند و قضيه را ختم به خير كند كه رييس كميته انضباطى داد زد: مگه نگفتم هيچ كس حق ندارد در مورد ديگرى حرف بزند؟ فكرى هم با لب و لوچه اى آويزان گفت: كى گفتيد كه ما نفهميديم.
شاه حسينى هم چند لحظه به نفرات بغل دستى اش نگاه كرد و وقتى فهميد آنها حرف فكرى را با حالت بى تفاوتى كه به خود گرفته اند تأييد مى كنند، اظهار داشت: آقاى فكرى شما به اتهامات خود جواب بدهيد؛ فحاشى به دايى، انگشت كردن در چشمان وى، حساب نكردن داور، تحريك تماشاگران و... فكرى در اين لحظه لبخندى زد و گفت: يك مرتبه بفرماييد بقيه بروند منزل و تمام حكم هاى انضباطى را بنده متحمل شوم. آقاجان! من خودم ۱۵ بار فيلم بازى را از كانال هاى ماهواره اى نگاه كردم. داخل شدن ۵ انگشت دست چپ من به داخل حدقه چشمان دايى، به خاطر تكلى بود كه ايشان زد و من عمدى نداشتم كه اگر داشتم خب با۱۰ انگشت اقدام به درآوردن چشمان وى مى كردم. بعدش هم ايشان اول شروع به زدن حرف هاى بدبد كرد و بنده جوابش را دادم. اينها يك طرف، بين ۲ نيمه كه همه عصبانى هستيم و هيستريك، ۱۶ تا دوربين تلويزيونى و ۲۰۰ خبرنگارى ضبط توى گوش و دهن و سوراخ بينى ما بازيكن ها مى رود كه چى؟ نظرتون راجع به اون صحنه چيست؟ برادر من! معلومه كه اون موقع آدم حرف درست و حسابى نمى زنه. البته من نمى خواهم اصحاب رسانه ها كه اينجا هم تشريف دارند از دستم ناراحت شوند اما باور كنيد توى مواقع اينچنينى اون قدر ميكروفون و بوم صدابردارى و ضبط خبرنگارى روى سرو كول ما هست كه راه نفس كشيدنمون را هم گم مى كنيم!
شاه حسينى كه حوصله  اش از روده درازى هاى فكرى سر رفته بود، گفت: خواهش مى كنم مسير جلسه را عوض نكنيد، لايى هم نكشيد! پس اينجورى كه از شواهد و قرائن پيدا است، شما نمى خواهيد اتهامات وارده را قبول كنيد، هان؟ باشه! حالا ببينيم آقاى دايى چه مى گويد. على آقا بفرماييد!دايى هم چنين سخنانش را آغاز كرد؛ ببينيد! من تكل رفتم روى پاى آقاى فكرى اما مرد و مردانه پايش را نزدم. در ضمن داور كه كور نبود! اگر پاى فكرى را زده بودم حتما ايشان كارت درمى آوردند ديگر! در اين لحظه فكرى پريد وسط حرف هاى كاپيتان سايپا و اظهار داشت: البته اگر جرأت كنند به شما كارت بدهند، حرفتان درست است! شاه حسينى كه ديد جريانات داخل زمين فوتبال يواش يواش به جلسه كميته انضباطى كشيده مى شود، دوباره چكشش را بالا آورد كه رو ميز بكوبد و همه را به سكوت فراخواند اما اشتباهى زد روى انگشت سبابه دبير كميته انضباطى و در اين لحظه صداى فريادى درآمد و مجبور شدند وى را با اورژانس به نزديك ترين بيمارستان برسانند . در همين اثنا دايى و فكرى از شلوغى ايجاد شده استفاده كرده و از زير ميز مستطيل شكل واقع در اتاق جلسه به يكديگر لگدپرانى كردند كه اتفاقاً يكى از لگدهاى فكرى خورد به پاى عباس دارابى و او هم راهى بيمارستان شد. البته محمد زادمهر مجبور شد او را به محل بيمارستان برساند چرا كه استخوان ساق پاى دارابى از وسط به ۲ نيم قسمت مساوى تقسيم شده بود.بعد از آرام شدن جلسه و تنفس چند دقيقه اى به حاضران، ارشاد يوسفى لب به سخن گشود: من نمى دانم اين آقاى محسن قهرمانى چه علاقه اى به اخراج بازيكن از ۴۰ مترى دارند. آن از فصل گذشته كه نيكبخت را اخراج كرد و گفت از ۴۰ مترى شنيدم چه گفت، اين هم از من كه دقيقاً ۴۰ متر و ۱۵ سانتيمتر از روى نيمكت تا محل استقرار داور در زمين فاصله داشتم، بعد به اتهام فحاشى به قهرمانى كارت قرمز گرفتم. البته من هم مثل نيكبخت زمانى در مشهد با محسن دوست بوديم و حالا فكر مى كنم دارد تلافى آن موقع ها را درمى آورد! آخه مى دونيد؟ من و نيكبخت توى مشهد كه بوديم، زياد سر به سر قهرمانى مى گذاشتيم. شاه حسينى كه داشت سرش را به علامت تعجب مى خاراند، گفت: آن موقع كه نيكبخت در مشهد توپ مى زد، شما آقاى يوسفى احتمالاً داشتيد توى محله تان شوت يه ضرب بازى مى كرديد.اين حرف عبدالرحمان باعث شد نفر دست راست شاه حسينى كه گويا از دست اندركاران فدراسيون بود، بلند بزند زير خنده. رييس كميته انضباطى هم در پارچ آب كه قرمز بود را درآورد و به علامت اخراج، روبروى صورت طرف گرفت تا از جلسه بيرون رود. حالا نوبت به اميرحسين صادقى رسيده بود. او به دليل هل دادن داريوش يزدانى و داشتن سابقه قبلى در امر هل دادن بازيكنان تيم هاى حريف، فراخوانده شده بود. صادقى گفت: به خدا من قصد نداشتم به داريوش بى احترامى كنم. در آن صحنه يزدانى داشت پا روى يك كفشدوزك كه روى چمن ها راه مى رفت بگذارد كه من او را به طرف ديگرى هدايت كردم تا مرتكب گناه قتل نفس نشود! شاه حسينى كه از اين استدلال صادقى به رنگ لبو شده بود، خيلى آرام گفت: برو بيرون! زود باش برو. حكمت را همين الان صادر مى كنم. يك جلسه محروميت به خاطر شوخى گرفتن نشست كميته انضباطى و ۱۰ ميليون ريال جريمه نقدى براى ساده انگاشتن من و همكارانم. ارشاد يوسفى وقتى حكم صادقى اعلام شد، زبانش را از دهان بيرون آورد و به نوك بينى  اش چسباند تا اعصاب صادقى را مگسى كند كه در همين لحظه شاه حسينى مچش را گرفت و گفت: خب! آقاى يوسفى هم يك جلسه براى اهانت به داور، يك جلسه براى تحريك اميرحسين صادقى در جلسه كميته انضباطى و يك جلسه براى دروغ هاى شاخدارى كه در مورد قضيه دوستى با محسن قهرمانى به همراه نيكبخت در مشهد گفتند، محروم مى شود تا بفهمند كميته انضباطى جاى اين جور اراجيف گفتن ها نيست.شما هم بفرماييد برويد آقاى يوسفى؛ راستى حسين كاظمى چرا به جلسه نيامد؟ تازه فهميدم او غايب است. وقتى كسى جواب نداد، شاه حسينى گفت: اشكالى ندارد؛ حالا كه وقت كم است، همان حكم اميرحسين صادقى در مورد كاظمى قابل اجرا است. انشاالله كه مباركشان باشد! ضمناً آقاى اكبرپور! شما هم تشريف ببريد منزل فقط يادتان باشد ديگر از اين كارها نكنيد. اكبرپور كه به خيال خودش جان سالم از محروميت احتمالى به در برده بود، سريع راه افتاد كه برود اما پايش به پايه ميز وسط اتاق گير كرد و نقش بر زمين شد در اين لحظه شاه حسينى با عصبانيت گفت: دارى ادا درمى آورى؟ من را باش كه مى خواستم يك فرصت ديگر به تو بدهم. حالا كه اين طور شد، بايد ۲ ميليون تومان جريمه بدهى و۱۰ جلسه هم از حضور در بازى هاى تيم محروم هستى. حالا بفرما برو! اكبرپور كه رفت، نوبت طالب لو رسيد كه از خودش دفاع كند. وى گفت: من با محسن ارزانى همبازى بوده ام و نمى خواستم آن صحنه پيش بيايد. فقط اشتباهى، يك چك و يك لگد و يك ضربه با سر به صورتش زدم تا اون جورى تكل روى پاى كسى نرود! آخه فصل پيش روى يكى از همين تكل ها ۳ ماه از ميادين فوتبال دور ماندم. شاه حسينى در اين لحظه يك چرتكه از كشوى ميزش درآورد و شروع به حساب كردن كرد: يك چك به قرار ۲۰۰ هزار تومان، يك لگد ۳۰۰ هزار تومان و يك كله توى صورت حريف ۵۰۰ هزار تومان كه روى هم ميشه يك ميليون تومان؛ خداحافظ! ضمناً آقاى فكرى هم ۲ ميليون جريمه مى شوند تا اين قدر اين طرف و آن طرف ننشينند و بگويند شاه حسينى استقلالى است! كيف كردى حاج محمود!رييس كميته انضباطى با ختم جلسه، كيفش را برداشت و از همه خداحافظى كرد. حالا فقط دايى مانده بود يك طرف ميز و فكرى طرف ديگر ميز. چند دقيقه اى كه به يكديگر نگاه كردند جفتى زدند زير خنده و به هم گفتند: تو فهميدى آخرش چه شد؟ بعدخنديدند و دست روى دوش همديگر به حالت لى لى كنان پله  ها را درنورديدند و راهى يك رستوران شيك شدند تا شام ميل كنند. اين وسط باشگاه استقلال كلى از احكام صادره خوشحال هم شد و به كميته انضباطى تبريك گفت. سياوش اكبرپور هم كفش ها را تا آخر نيم فصل اول آويزان كرد تا استقلال دوباره روى نوار پيروزى گام بردارد.
يك هفته با استقلال و پرسپوليس
بردهايى براى خروج از بحران
هفته اى كه گذشت در واقع هفته پايانى نيم فصل اول مسابقات ليگ ۸۵ بود. هفته اى كه براى سرخابى ها با پيروزى همراه شد و آنان تا حدود بسيار زيادى از حاشيه هاى موجود دور كرد.
استقلال
شايعات مبنى بر كنار گذاشتن صمد مرفاوى از سمت سرمربيگرى استقلال بعد از شكست مقابل سايپا به قدرى زياد شده بود كه حتى خود مرفاوى را هم تحت تأثير قرار داد و او را مجبور به واكنش كرد. مرفاوى بعد از پشت سر گذاشتن يك هفته بسيار سخت، توانست از پيروزى مقابل پاس بهترين استفاده را ببرد و همچنان روى نيمكت استقلال به عنوان نفر اول حضور داشته باشد. به هر حال آبى پوشان موفق شدند يكى از سرسخت ترين حريفان خود را شكست دهند و ضمن فاصله گرفتن از حاشيه ها، خود را در صدر جدول به سايپا نزديك كنند.
خروج از بحران
البته اينكه همايون شاهرخى با افتخار در كنفرانس مطبوعاتى بعد از بازى عنوان مى كند كه با پذيرش شكست مقابل استقلال اين تيم را از بحران خارج كرده، چيزى از ارزش هاى فنى وى كم نمى كند اما مسأله اصلى اينجا است كه بالاخره مرفاوى استقلال را از بحران خارج كرده است يا شاهرخى؟
انتخاب سرمربى
معلوم نيست اعضاى هيأت مديره استقلال هميشه اينقدر فعال هستند يا در نبود نجف نژاد مدير عامل اين تيم است كه برخى اعضاى هيأت مديره فعاليت هاى خارج از حوزه كاريشان انجام مى دهند. البته آگاهان امر معتقدند اعضاى هيأت مديره با ارايه پيشنهاد سرمربيگرى استقلال به سرمربيان برخى تيم هاى ليگ برترى از جمله فجرسپاسى و استقلال اهواز، به نوعى قصد مطرح كردن خود را هم داشته اند، وگرنه چه معنى دارد كه يك عضوهيأت مديره هر روز مصاحبه كند.برخى ديگر هم معتقدند آقايان حالا كه مى بينند حاشيه دست از سر استقلال برنمى دارد ترجيح مى دهند با ارايه چنين پيشنهاداتى ساير تيم ها را هم به حاشيه بكشانند تا شرايط براى همه يكسان شود.
موضع گيرى قلعه نويى
در نبود نجف نژاد و قلعه نويى ۲ تن از حاميان مرفاوى، برخى ها تا توانستند اين مربى جوان را تحت فشار قرار دادند. قلعه نويى نيز كه همه چيز به گوشش رسيده بود، در بازگشت به ايران همه عزيزان را شست و گذاشت كنار. او گفت برخى آقايان به جاى اينكه به فكر جانشين مرفاوى باشند، بهتر است يك زمين تمرين مناسب براى استقلال پيدا كنند. در تفسير اين جملات قلعه نويى بايد گفت منظور وى اين بوده كه عزل و نصب سرمربى از اختيارات او است و او هم فقط روى مرفاوى نظر دارد. هر آدم عاقلى هم كه باشد، مربى تيم دوم جدول را عوض نمى كند.
ندامت نامه
اين سياوش اكبرپور هم از آن چهره هاى جالب فوتبال ايران است. گاهى از او رفتار منفى و غيراخلاقى در زمين مسابقه مى بينيم و گاهى هم ندامت نامه طولانى اش را در روزنامه ها مى خوانيم.ندامت نامه اكبرپور در شروع شبيه زندگينامه بود. خاطراتى از اولين تمرين او با استقلال و پى بردن به اين نكته كه براى مدل موهايش اهميت زيادى قائل است. در پايان هم ندامت نامه او بيشتر شبيه التماس نامه بود. با اين حساب بايد گفت او تركيبى از نامه هاى مختلف را ارايه كرده بود تا به هر ترتيب ممكن دل اعضاى كميته انضباطى نرم شود.
اردوى كيش
از آنجا كه در نبود حاميان مرفاوى، سياست عدم حمايت از مرفاوى به اجرا درآمده بود، با تقاضاى او مبنى بر برگزارى اردوى چند روزه در كيش مخالفت شد تا دست صمدآقا در پوست گردو بماند اما از آنجا كه هر رفتنى يك آمدنى هم دارد، حاميان از راه رسيدند و نه تنها حاشيه هاى تيم راقلع و قمع كردند بلكه مقدمات برگزارى اردوى كيش را فراهم كردند. حالا بحث اصلى اينجا است كه استقلال با اين همه مسوول يكدل، جا دارد قهرمان آسيا هم بشود؛ قهرمانى در ليگ برتر كه پيشكش.
پرسپوليس
وقتى تيمى در يك نيمه ۳ گل به ميزبان قدرتمندش مى زند، حداقل انتظار از تيمى مثل پرسپوليس اين است كه در نيمه دوم نتيجه را حفظ كند اما شاگردان كربكندى توانستند ۲ گل از ۳ گل خورده را جبران كنند و چند بار هم توپ را به تير دروازه سرخپوشان بكوبند، به هر حال اين پيروزى نوش جان پرسپوليس.
لجبازى
حتماً شنيده ايد كه مى گويند «فلانى پايش را در يك كفش كرده كه فلان كار بايد بشود» دنيزلى هم اصرار عجيبى داشت كه باقرى و سيدعباسى در تمام مدتى كه مصدوم بوده اند؛ فقط نقش بازى كرده اند! به همين دليل ترجيح داد بدون اين ۲ بازيكن آماده به اصفهان برود. لجبازى دنيزلى به حدى جدى بود كه داريوش رضاييان مهاجم را به عنوان مدافع به زمين آورد اما حاضر نشد مهره ارزشمندى مثل باقرى را به اصفهان ببرد.
اعتراض به داور
اينكه پرسپوليسى ها معتقد بودند محسن تركى با گرفتن پنالتى هاى پياپى به سود ذوب آهن قصد داشت بازى را به تساوى بكشاند يك چيز است، اينكه كارشناس برنامه ۹۰ هم در كمال شجاعت اعلام كند هيچ يك از پنالتى هاى ذوب آهن پنالتى نبود يك چيز ديگر. حالا شما پيدا كنيد پرتقال فروش را.
دنيزلى خوش شانس
بالاخره شانس براى يك بار هم كه شده در خانه پرسپوليسى ها را زد. خود دنيزلى كه معتقد است خوش شانس بوده كه تيمش توانسته بازى را ببرد.البته ظريفان اعتقاد دارند منظور اصلى دنيزلى اين بوده كه خيلى شانس آوردم كه تيمم اين بازى را برد وگرنه به جاى انصارى فرد هيأت مديره پرسپوليس عذر او را مى خواست. واقعاً كه اين ظريفان چه نكته هايى كه مد نظر قرار نمى دهند.
تعطيلات
بالاخره يك بار هم شاهد سفر دنيزلى به تركيه بوديم با دليلى غير از مصاحبه با شبكه تلويزيونى طرف قراردادش. او اين بار براى گذراندن تعطيلات به كشورش رفته است.البته در مورد بازگشت مصطفى خان به ايران جاى نگرانى نيست؛ يعنى مطمئن هستيم او مثل لورانت در تركيه ماندگار نمى شود، چون هيچ جاى دنيا مثل ايران به او پول نمى دهند؛ آن هم نقد.
ليست اخراجى ها
جناب دنيزلى كه مثل آرى هان خيلى زود توانسته رگ خواب انصارى فرد را پيدا كند، قبل از سفرش به تركيه يك ليست بلندبالا به او داده و خواسته كه وقتى برگشت، كريم باقرى و الونگ الونگ اخراج شده باشند.دنيزلى همچنين اضافه كرده كه جانشينان اين ۲ بازيكن را با خود از تركيه خواهد آورد. هيأت مديره كه به نظر مى رسد حواسشان جمع تر از بقيه است، جلوى اجراى خواسته دنيزلى را مى گيرد و با اين دليل كه حاضر نيست ۲ شاكى ديگر به جمع شاكيان پرسپوليس اضافه شود، از انصارى فرد مى خواهد به دنيزلى اطلاع دهد نيازى نيست ۲ بازيكن مورد نظر را از تركيه بياورد.نكته جالب اين ماجرا، اول زرنگى دنيزلى، دوم كارآفرينى دنيزلى ، سوم پولساز بودن دنيزلى، چهارم ارادت انصارى فرد به دنيزلى و پنجم زرنگ تر بودن اعضاى هيأت مديره از دنيزلى است.
كمر تو كمر
۱- جريمه «سياوش اكبرپور» به دليل مسايل رخ داده در بازى سايپا - استقلال تهران چه بود؟
الف- ۱۰ جلسه محروميت از حضور در بازى هاى رسمى و جريمه ۲ ميليون تومانى
ب- استراحت در منزل تا پايان ليگ ۸۵ و مذاكره با تيم هاى حوزه
خليج فارس
ج- گرفتن پول يامفت براى مدت باقى مانده قراردادش و شكستن تخمه جاپونى بر لب رود
د- پرداخت ۲ ميليون تومان توسط باشگاه استقلال! و محروم شدن استقلال از ۳ بازى در حضور تماشاگرانش
۲- چرا «حسين كاظمى» در نشست كميته انضباطى حاضر نبود؟
الف- جلسه از نظر ايشان رسميت نداشت
ب- كارت دعوت حسين آقا را دير ارسال كرده بودند
ج- جاى پارك جلوى در فدراسيون فوتبال پيدا نكرد، قرار را يكطرفه كنسل كرد
د- به اميرحسين صادقى از قول خودش وكالت بلاعزل داده بود
۳- «محسن قهرمانى» در آن بازى چطور صداى «ارشاد يوسفى» را از فاصله ۴۰ مترى شنيده بود؟
الف- نشنيد، لب خوانى كرد
ب- با هم تله پاتى كردند
ج- در گوشش سنسورى با حساسيت نيم دسى بل بر متر مكعب نصب كرده بود
د- حس ششمى كه معمولاً اشتباه نمى كند، چنين استنباطى را در اختيارش قرار داد
۴- جريمه «على دايى» چه بود؟
الف- تذكر كتبى بدون درج در پرونده
ب- تذكر شفاهى با درج در دفترچه خاطرات رييس كميته انضباطى
ج- همين كه تا كميته انضباطى تشريف آوردند، يك نوع جريمه محسوب مى شد ديگر
د- روبوسى اجبارى با محمود فكرى
۵- «فكرى» در مورد درگيرى با دايى در داخل زمين و دوستى آنها در خارج از زمين چه گفت؟
الف- شايد ما در داخل زمين همديگر را بكشيم اما در خارج از زمين جانمان را براى هم مى دهيم
ب- چشم در آوردن كه نشانه دشمنى نيست!
ج- آخيش! بالاخره توانستيم حس متقابل يكديگر را بروز دهيم
د- اتفاقاً همان شب بازى سايپا - استقلال تهران ما ميهمان دايى اينها بوديم كه كنسل شد
۶- عكس العمل باشگاه استقلال تهران در مورد محروميت هاى اعمال شده عليه بازيكنان اين تيم چه بود؟
الف- همان شب جشنى باشكوه برگزار كرده و هزاران هزار مستحق را اطعام كردند
ب- كنسرت «بشكن بشكنه» را در تالار چهار سوق! برپا نمودند
ج- فرآيند آب شدن قند در دل اعضاى هيأت مديره احياء شد
د- طى قراردادى، طلا گرفتن در كميته انضباطى فدراسيون فوتبال را متقبل شدند
۷- «وحيد طالب لو» در مورد ضرباتى كه به «محسن ارزانى» وارد ساخت، چه گفت؟
الف_ منظور خاصى نداشتم؛ فقط مى خواستم كمى از انرژى درونى خود را آزاد كنم
ب- حيف شد كه فكرى نگذاشت هوك چپم را امتحان نمايم
ج- خواستم محسن را با واقعيت تلخ دنياى فوتبال آشنا كنم
د- چون زمانى با محسن ارزانى همبازى بودم، مراعاتش را كردم
عكس هاى منتخب هفته
021675.jpg
021681.jpg
021747.jpg