نسخه
PDF
شماره ۴۰۶۵ - ۲۵ اسفند ۱۳۸۶ - ۷ ربيع الاول ۱۴۲۹ - ۱۵ مارس ۲۰۰۸ 
صفحه ۶
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
نگاه كهكشانى ها به جايى غير از خانه
060432.jpg
اگر نگاهى به ۱۱ بازيكن اصلى رئال مادريد بيندازيم، خواهيم ديد كه تنها ۲ بازيكن اين تيم دست پرورده مكتب برنابئو هستند؛ ايكر كاسياس و رائول! البته رائول اين روزها بيشتر يك كهنه سرباز محسوب مى شود تا يك بازيكن تازه نفس كليدى! سال ها از زمانى كه او به عنوان درخشان ترين ستاره  كهكشانى ها به زمين مى رفت، گذشته است. اين وضعيت در مورد گوتى نيز صادق است. بازيكنى كه ديگر وجودش در مستطيل سبز تضمين كننده پيروزى نيست. در اين ميان تنها كاسياس باقى مى ماند؛ حاصل مدرسه فوتبال مادريد كه مى توان در هر بازى بر روى او حساب كرد اما سؤال اين است چرا تعداد بازيكنان مدرسه كانترا (مدرسه فوتبال رئال مادريد) در تركيب اصلى تيمشان تا اين حد كم است؟ ميگل تورس، خاوير بالبوئنا و سولدادو تنها دست پرورد گان اخير كانترا هستند كه جزو ۲۵ مرد اصلى تركيب تيم محسوب مى شوند و در اين ميان فقط يكى از اين ۳ نفر بازى قابل قبولى مطابق با فاكتورهاى لازم انجام مى دهد و بقيه در حال ترك باشگاه هستند. با نگاهى به رقيب ديرينه رئال مادريد خواهيم ديد به طور كلى وضعيت بارسلونا متفاوت از مردان برنابئو است. ويكتور والدز، كارلس پويول، آندرس اينى يستا، ژاوى، ليونل مسى، جووانى دوس سانتوز، بويان كركيچ و آلبرت فوركوئرا همگى از تيم جوانان بارسا به تركيب اصلى آبى وانارى پوشان پيوسته اند. در مورد ژاوى قضيه مهمتر از اينها است. او از ۱۱ سالگى براى تعليم فوتبال به كاتالان ها پيوست. مقايسه هيچ وقت كار درستى نبوده است، خصوصاً در فوتبال نتيجه گراى امروز كه نتيجه، برترى قابل ملاحظه اى نسبت به عملكرد دارد. بارسا هميشه فوتبالى متفاوت و سياست هاى باشگاهى خاص خود را داشته است. اين باشگاه تأكيد فوق العاده اى بر روى استفاده از جوانان با استعداد خود دارد. آتلتيك بيلبائو نيز همين گونه عمل مى كند. در اين ميان شايد رئال مادريد سياستى به مراتب متفاوت تر داشته باشد. گفتن اينكه رئال مادريد به استعدادهاى جوان مدرسه فوتبالش اهميت نمى دهد، بى انصافى كامل است. آنها كاملاً به آنچه در تيم جوانانشان مى گذرد واقف هستند و اين را گاه و بى گاه با تولد و حضور يكى از اين بازيكنان نشان داده اند. از طرفى تعداد بازيكنانى كه فارغ التحصيل مدرسه برنابئو هستند و در حال حاضر در لاليگا توپ مى زنند، نشان مى دهد كانترا پر از استعداد است. بنابراين سؤال اصلى اين نيست كه چرا رئال مادريد به پرورش استعدادهاى جوان اهميت بيشترى نمى دهد بلكه سؤال اين است كه چرا رئال مادريد از استعدادهاى جوان خود استفاده نمى كند؟! در ويسنته كالدرون، خوزه مانوئل در حال توپ زدن است. بازيكنى كه برنابئو تصميم گرفته است دوباره او را به مقر كهكشانى ها بازگرداند. وى دست پرورده خودشان است. بازيكنان ديگرى نيز چون آلوارو نگردو، خوان فران، آلوارو آربلوا، ژاوى پورتيلو و فرناندز از جمله ستاره هاى نوظهور ديگرى هستند كه الفباى فوتبال را در رئال مادريد آموختند و سپس براى خود باشگاه هاى ديگرى براى بازى پيدا كردند چرا كه در رئال مادريد جايى براى ماندن نيافتند! بنابراين مى توانيم اين طور نتيجه بگيريم كه مادريد در پرورش استعدادهاى جوان خوب عمل كرده اما اين تيم هاى ديگر لاليگا هستند كه از اين استعدادها بهره مند مى شوند! در واقع رئال مادريد به يك خط توليد استعداد موفق تبديل شده است. البته بايد به اين نكته هم توجه كنيم كه اگر اين بازيكنان در سطح بالا بودند، بدون شك در كنار كهكشانى ها مى ماندند اما اكنون كه مردان برنابئو از مصدوميت هاى پياپى رنج مى برند، آن طور كه «ماتا» دچارش شده بود، شايد در نظر داشتن يك يا ۲ بازيكن جوان از همان مدرسه فكر چندان بدى نباشد. «گرانرو» مدتى است به صورت بازيكن قرضى به گتافه پيوسته، با اين حال تضمينى در اين مورد وجود ندارد كه اگر به رئال مادريد بازگردد، در جمع بازيكنان اصلى تيم قرار بگيرد؛ همان شرايطى كه سولدادو در حال حاضر دارد. اين مهاجم در اوساسونا به خوبى بازى كرد، به طورى كه به تيم  ملى نيز دعوت شد اما برند شوستر اهميت چندانى به حضور او در برنابئو نداد. «ماتا» نيز به دليل اقدام به ترك رئال مادريد از سرنوشتى كه بر سر «سولدادو» آمد هراسان است. نتيجه نهايى اينكه كهكشانى ها به سادگى اجازه مى دهند بازيكنان فوق العاده شان از دستشان بپرند. البته مسأله اين نيست كه رئال مادريد به استفاده از استعدادهاى جوان علاقه اى ندارد. آنها هميشه در به كارگيرى ستاره هاى جوان علاقه مند بوده اند. حضور ستاره هايى چون سرجيو راموس، گونزالو هيگوآين و فرناندو گاگو بيانگر همين حقيقت است اما واقعيت مورد نظر اين است كه اين بازيكنان در جاى ديگرى تعليم ديده اند و دست پرورده خودشان نيستند.مشكل اصلى رئال مادريد ظاهربين بودن آن است، در حالى كه در سراسر اروپا باشگاهى به ثروتمندى و مدرنى زادگاه رائول وجود ندارد و همه بازيكنان آرزوى حضور در اين باشگاه حرفه اى را دارند. بايد متذكر شويم كهكشانى هاى بى رقيب يك پاشنه آشيل نيز دارند. مادريدى ها جلوى پاى خود را نمى بينند! آنها استعدادهاى خود را به حساب نمى آورند و مدام به دنبال يافتن جوانان با استعداد، مدرسه هاى فوتبال تيم هاى ديگر را جست و جو مى كنند.
كدام ليگ اروپا بهتر است؟
پيروزى ليورپول در خانه مردان اينتر دومين پيروزى باشگاه هاى انگلستان بر تيم هاى ايتاليايى در طول يك هفته را رقم زد. آيا حضور ۴ تيم انگليسى در رقابت هاى يك چهارم نهايى ليگ قهرمانان نشانه برترى ليگ برتر در مقايسه با سرى A نيست؟ آيا به  اين معناست كه لاليگا و سرى A اعتبار خود را در پهنه اروپا از دست داده اند؟ «بهترين» واژه مناسبى براى تعريف موقعيت يك تيم فوتبال نيست! چرا كه هر تيم خواه حرفه  اى و خواه غيرحرفه اى فراز و نشيب هاى بسيارى دارد. فوتبال بازى شگفتى ها است. امروز با گل هاى بسيار پيروز از ميدان خارج مى شوى و فردا مقابل يكى از ضعيف ترين و گمنام ترين تيم هاى ليگ، بازى را واگذار مى كنى. بنابراين نمى توان به طور قطع لقب بهترين را به هر تيمى داد اما يك چيز كاملاً مشخص است؛ اكنون ۴ تيم بزرگ از ليگ برتر و ۴ تيم از ليگ  هاى بزرگ ديگر اروپا در مرحله يك چهارم نهايى مقابل هم قرار گرفته اند و اكثريت با انگليسى ها است! حال كه تيم ها از ۴ ليگ برتر اروپا باقى مانده اند، شاهد انواع و اقسام بازى هاى حرفه اى خواهيم بود. اگر خواهان فوتبال سريع و چالش هاى تنگاتنگ هستيد، تيم هاى انگليسى گزينه مناسبى هستند. اگر به مهارت و پيچيدگى اهميت مى دهيد، احتمالاً به فوتبال اسپانيا علاقه منديد. ايتاليا براى هواداران فوتبال تكنيكى و تاكتيكى خالى از لطف نيست و نتيجه گراها مى توانند فوتبال پرگل آلمان را تماشا كنند. هر تيم امتيازى براى تمايز و ارائه دارد اما اگر بخواهيم آنها را از ديد حرفه  اى ارزيابى كنيم، ليگ قهرمانان گزينه مناسبى براى قضاوت نيست. ليگ قهرمانان يك رقابت بر سر جام است، بنابراين نمى توان نامش را يك ليگ درست و حسابى ناميد. به عنوان مثال ليورپول در سال هاى اخير، عملكرد  هاى اروپايى اش به مراتب بهتر از عملكردهايش در ليگ داخلى بوده است. در ايتاليا هم همين گونه است. رم در داخل ايتاليا بازى را به اينتر واگذار كرد اما اين اينتر بود كه از راهيابى به مرحله يك چهارم نهايى بازماند. از طرفى اگر كسى معتقد باشد نتايج اين جام نشان دهنده ميزان حرفه اى بودن ليگ داخلى آن تيم است، بايد نگاهى به جام حذفى هر كشور نيز بيندازد. مطمئناً متقاعد خواهد شد پيروزى يا شكست ، دليل قدرت يك تيم نيست. هميشه برنده بودن يا كمتر شكست خوردن يا حتى چگونه پيروز شدن يا بازى را واگذار كردن بر داورى اين اصل اهميت دارد. هواداران معمولاً ليگ قهرمانان را براى تكميل افتخارات تيم محبوبشان لازم مى دانند زيرا در اين رقابت ها تنها تيم هاى سطح بالا توانايى ماندن دارند اما بازهم دليل خوبى براى مقايسه نيست. رئال مادريد، ميلان، اينتر و بسيارى ديگر از تيم هاى قوى اروپا از دور مسابقه حذف شده اند. از طرفى شايد بتوان اين طور نتيجه گرفت كه تيم هاى خوب به وسيله تيم هاى بهتر بركنار شده اند. اگر از اين زاويه به قضايا نگاه كنيم، مى توانيم بگوييم ليگ برتر انگلستان از برترى قابل ملاحظه اى نسبت به ساير ليگ هاى اروپايى برخوردار است. ديدگاه ديگر مى گويد با توجه به ميزان بازيكنان حرفه اى و ستاره هاى فوتبالى كه در لاليگا و سرى A توپ مى زنند، آن دسته اى كه تمايل به پيوستن به اين تيم  ها را دارند، تيم هاى اسپانيايى و ايتاليايى را به ليگ برتر ترجيح مى دهند. بنابراين ديدگاه فوتباليست هاى حرفه اى دنيا شايد نسبت به هواداران ارجح تر باشد. به هر حال قضاوت بر سر بهترين ليگ اروپا به اين راحتى ها نيست. اگر ميلان در سرى A دچار چالش و كشمكش است به اين دليل مى باشد كه رقابت هاى اين ليگ مشكل و سخت است، بنابراين بايد گفت اين ليگ  ها به قدر كافى حرفه اى هستند. شايد بحث بر سر نتيجه گرا بودن يا نبودن يك فوتبال است كه اگر چنين بود به جاى تيم هاى حاضر در يك چهارم نهايى بايد تيم  هاى ديگرى را در فهرست مدعيان قهرمانى ببينيم. حقيقت اين است كه بسيارى از تيم ها در خانه راحت تر بازى مى كنند و بسيارى رقباى خارجى را آسانتر مى بينند. سيستم بازى، يكى ديگر از فاكتورهاى پيروزى مقابل خارجى ها يا داخلى ها محسوب مى شود اما آنچه مهم جلوه مى كند اين است كه تا وقتى اين ليگ  ها جذابيت خود را از دست نداده اند، اين رقابت ها ارزش اين بحث و جدل ها را دارند. شايد هيچ گاه معلوم نشود كدام ليگ بهتر از آن يكى است اما هميشه در پايان رقابت ها، تيم پيروز بهتر از بقيه رقبا خواهد بود.
جسم اسپانيايى، روح ايتاليايى
060561.jpg
رافائل بنيتز، سرمربى ليورپول كه تيمش با پيروزى يك بر صفر مقابل اينتر در ورزشگاه جوزپه مه آتزا توانست به مرحله يك چهارم نهايى ليگ قهرمانان اروپا صعود كند، اظهار داشت علاقه فراوانى به حضور و سرمربيگرى در يكى از ۳ تيم باشگاهى بزرگ ايتاليا دارد. به دنبال اين اظهارنظر، «كارلو گارگانيز» كارشناس فوتبال ايتاليا هم اين سرمربى اسپانيايى را گزينه  بسيار مناسبى براى بازگرداندن اقتدار و افتخار به فوتبال شبه جزيره در عرصه رقابت هاى اروپايى دانست. بدون شك اگر يك سرمربى در دنياى فوتبال امروز وجود داشته باشد كه براى فوتبال ايتاليا ساخته شده باشد، آن شخص كسى نخواهد بود جز رافائل بنيتز. اين سرمربى ۴۷ ساله از زمان پيوستن به جمع لك لك هاى آنفيلد در سال ،۲۰۰۴ افتخارات و در عين حال ناكامى هاى بسيارى را تجربه كرده و به نوعى لحظات پرفرازونشيبى را پشت سر گذاشته است. هر چند اين مرد اسپانيايى پس از ۴ سال هنوز در كسب عنوان قهرمانى ليگ برتر انگلستان ناكام بوده و همواره در رده هاى سوم و چهارم جاى گرفته اما بايد اعتراف كرد او در ساير جام ها، سرخپوشان را به موفقيت هاى متعددى رسانده است. حضور بنيتز در ليورپول با تحول عظيم در نحوه بازى و كسب نتيجه اين تيم در اروپا همراه بوده است. بايد اذعان داشت هدايت شايسته وى باعث شد ليورپول كه تنها از وجود چند ستاره واقعى بهره مى برد، به ۲ فينال در ليگ قهرمانان اروپا آن هم طى ۳ سال رسيده و در يكى از آنها موفق به فتح عنوان پرارزش قهرمانى شود تا پنجمين قهرمانى اين تيم در معتبرترين تورنمنت باشگاهى در سطح اروپا رقم بخورد اما مشكلى كه بسيارى از كارشناسان براى ناكامى بنيتز در رقابت هاى داخلى انگلستان با وجود موفقيت هاى فراوان در عرصه رقابت هاى اروپايى مطرح مى كنند، شيوه سرمربيگرى او مى باشد كه تناسبى با سرعت بالاى رقابت ها ندارد. بنيتز سرمربى است كه اعتقاد خاصى به كارهاى تاكتيكى سيستم كاتاناچيو (سيستم خاص دفاعى ايتاليايى ها) داشته و صرفاً مشخص است كه بازى نتيجه گرا را به ديدارهاى تماشاگرپسند و زيبا ترجيح مى دهد. در واقع قدرت ليورپول پشت تصميمات دورانديشانه و آناليزهاى درست رافائل بنيتز نهفته شده است. از اين رو است كه بسيارى وى را سرمربى مناسبى براى هدايت يكى از تيم هاى باشگاهى در سرى A مى دانند. به نوعى سبك بازى تاكتيك گرا و فيزيكى تيم هاى ايتاليايى همان شيوه مورد علاقه بنيتز مى باشد كه او از زمان ورودش به آنفيلد آن را به اجرا درآورده است. تدابير صحيح و هدايت شايسته اين تئوريسين اسپانيايى در پيروزى لك لك ها مقابل اينتر ثابت كرد وى قادر است از ليورپول كه معمولاً به شيوه سرعتى فوتبال جزيره عادت دارد، تيمى بسازد كه قدرت اول فوتبال تاكتيك گراى سرى A را به زانو درآورد. حال آنكه اگر او هدايت يكى از تيم هاى اين رقابت ها را به عهده بگيرد، به طور حتم دوران موفق ترى را پشت سر خواهد گذاشت. ضمن آنكه اين ديدار نشان داد بنيتز در حال حاضر بهترين مربى دنيا از لحاظ به اجرا درآوردن اقدامات تاكتيكى در ميدان است. به نوعى بايد گفت سرمربى سابق والنسيا كه ۲ بار اين تيم را به عنوان قهرمانى لاليگا نيز رسانده بود، به شيوه «ايتاليايى خالص» سرمربيگرى مى كند. او فردى محتاط است كه اقدامات دفاعى را در اولويت تصميمات خود قرار مى دهد. به عبارت ديگر او ترجيح مى دهد ابتدا بازيكنانش گل نخورند و سپس براى به ثمر رساندن گل تلاش كنند. ضمن اينكه او به فاكتورهاى ديگرى همچون استراتژى، هوش بازيكنان و درك و ذهنيت آنها از جريان بازى اهميت زيادى مى دهد و اين موضوع باعث شده وى بارها به شاگردان خود بگويد «سعى كنيد از روى عقل بازى كنيد تا از روى احساس.» اين تئورى كه به نوعى خلاصه شده فلسفه فوتبال ايتاليا است، ثابت مى كند چرا سرمربيگرى در سرى A مى تواند بهترين گزينه براى رافائل بنيتز باشد. البته اين تعريف ها و تمجيد ها نبايد باعث شود از ضعف ها و برخى از نواقص مربيگرى اين سرمربى اسپانيايى چشم پوشى كنيم؛ هر چند اين عيب و نقص ها نيز نخواهد توانست مانع از حضور موفق بنيتز در هدايت يكى از باشگاه هاى حاضر در سرى  A شود. گرچه بنيتز در فصل جارى با جذب بازيكنانى همچون فرناندو تورس و خاوير ماسچه رانو تا حدودى به تقويت قدرت تهاجمى لك لك ها كمك كرده اما بايد اذعان داشت وى در مجموع، فصل نقل وانتقال پربار و مؤثرى را پشت سر نگذاشته است. او با صرف بودجه اى معادل ۳۸ ميليون پوند در ۳ سال نخست حضور خود در آنفيلد، چندين بازيكن در سطح متوسط و با قيمت هاى نه چندان بالا به خدمت گرفت. در ميان اين بازيكنان مى توان به نام پيتر كراچ با قراردادى به مبلغ ۷ ميليون پوند، مارك گونزالس ۵/۴ ميليون پوند، كرگ بلامى ۶ ميليون پوند، جرمن پنانت ۷/۶ ميليون پوند و درك كوئيت ۹ ميليون پوند اشاره كرد. در واقع بايد گفت منطق بنيتز براى جذب مهره هاى جديد در فصل جارى تقريباً همان منطقى بود كه كلوديو رانيه رى، سرمربى يوونتوس و ساير سران اين باشگاه براى تقويت تركيب خود در پيش گرفته بودند. رانيه رى نيز همچون بنيتز در فصل جارى به جاى آنكه بودجه نقل و انتقالات را صرف جذب ۲ يا ۳ بازيكن تراز اول كند، به خريد بازيكنان متوسط با دستمزد هاى پايين روى آورد و ۲۰ ميليونى را كه كوبولى گيلى، رئيس يوونتوس در اختيار او قرار داده بود را به خريد مهره هايى همچون مامو سيسوكو اختصاص داد. اين انديشه مى تواند سياستى مخرب قلمداد شود كه مى تواند آينده هر باشگاه را به خطر بيندازد. از اين رو نه تنها تعداد زيادى از كارشناسان فوتبال ايتاليا بلكه شمار زيادى از هواداران يوونتوس از خريد هاى اخير بانوى پير ناراضى به نظر مى رسند و آلسيوسكو ، رانيه رى مدير ورزشى و سرمربى اين باشگاه را مقصر اصلى ناكامى سفيدومشكى پوشان در به وجود آوردن يك تركيب قدرتمند براى فتح اسكودتو مى دانند. اين واقعيت كه بنيتز توانسته با استفاده از همين بازيكنان متوسط موفق به افتخار  آفرينى در عرصه رقابت هاى ليگ قهرمانان اروپا شود، خود سندى است معتبر بر اين موضوع كه اين سرمربى اسپانيايى، تئوريسين بزرگ و قابلى است اما بنيتز بايد بداند در ايتاليا سرمربيان نقش چندانى در جذب بازيكنان جديد ندارند بلكه اين رؤسا و مديران ورزشى باشگاه ها هستند كه با مداخله خود بيشترين تأثير را در انتقال يك بازيكن بر جاى مى گذارند. بنابراين نقص عملكرد بنيتز در جذب مهره هاى مؤثر در صورت ورود او به يكى از باشگاه هاى سرى A با توجه به مداخله ساير مسئولان اين باشگاه كمرنگ تر مى شود. او در صورت ورود به ايتاليا هدايت بازيكنانى را برعهده خواهد گرفت كه سران باشگاه به او تحميل مى كنند و تمركز او تنها به اجراى اقدامات تاكتيكى معطوف خواهد شد تا پرداختن به مسائل حاشيه اى همچون خريد و فروش بازيكنان. اما يك مسأله ديگر كه احتمال جدايى بنيتز از ليورپول را افزايش مى دهد، عدم وجود رابطه دوستانه و صميمى ميان او و رؤساى باشگاه يعنى تام هيكس و جورج ژيلت مى باشد. شايعات اخير مبنى بر نارضايتى مالكان آمريكايى لك لك ها از عملكرد بنيتز اين احتمال را كه او در پايان فصل جارى به يكى از باشگاه هاى سرى A بپيوندد را قوت مى بخشد. اين در حالى است كه خود بنيتز نيز پس از ديدار ليورپول مقابل اينتر گفت: «مايلم در ايتاليا سرمربيگرى كنم و دوست دارم در ميان تيم هاى باشگاهى اين كشور هدايت يكى از ۳ تيم ميلان، اينتر و يا يوونتوس را برعهده بگيرم.» ابراز علاقه و تمايل اين سرمربى اسپانيايى به مربيگرى در يكى از ۳ باشگاه بزرگ شبه جزيره چكمه اى با ناكامى هر ۳ مربى اين تيم ها مصادف شده است. كارلو آنچلوتى، سرمربى ميلان هر چند پس از شكست مقابل آرسنال در سن سيرو و حذف از ليگ قهرمانان اروپا با حمايت گاليانى و سيلويو برلوسكنى، نايب رئيس و رئيس اين باشگاه مواجه شده اما عملكرد ضعيف قرمزومشكى پوشان در سرى A و عدم حضور احتمالى اين تيم در جمع ۴ تيم راه يافته به رقابت هاى ليگ قهرمانان اروپا در فصل آينده، هر لحظه احتمال خروج اين سرمربى ايتاليايى را از سن سيرو بيشتر مى كند. در سوى ديگر يوونتوس نيز با هدايت كلوديو رانيه رى نتوانسته آنچنان كه بايد و شايد انتظارات مسئولان و هواداران خود را برآورده سازد. هر چند سفيدومشكى پوشان در بازى اخير خود مقابل جنوا با نتيجه ۲ بر صفر پيروز شدند اما افزايش فاصله اين تيم با صدر جدول و احتمال از دست رفتن جايگاه سوم سرى A تا انتهاى فصل براى بانوى پير، ابقاى اين سرمربى را در تورين با ترديد روبرو كرده است. بدون شك سران يوونتوس نمى خواهند ناكامى  هاى آنها طى ۲ ، ۳ فصل گذشته در فصل آينده نيز تداوم يابد. در نهايت به آخرين گزينه سرمربيگرى بنيتز در ايتاليا يعنى اينتر مى رسيم. آبى ومشكى پوشان گرچه در رقابت هاى سرى A با هدايت شايسته روبرتو مانچينى همچنان در صدر قرار دارند اما حذف از ليگ قهرمانان اروپا و ناكامى هاى اخير در رقابت هاى داخلى همچون توقف مقابل رم و شكست مقابل ناپولى، هشدار از دست رفتن اسكودتو را براى ماسيمو موراتى به صدا درآورده است. اين ناكامى ها و اظهارات اخير خود مانچينى مبنى بر خروج از اينتر با پايان يافتن رقابت هاى سرى A در فصل جارى، احتمال حضور بنيتز را در ايتاليا قوت مى بخشد. تحسين و تمجيد گاه و بى گاه ماسيمو موراتى از عملكرد بنيتز در ليورپول نيز از ديگر دلايلى است كه برخى ها حضور اين سرمربى اسپانيايى در فصل آينده در جوزپه مه آتزا را براى هدايت آبى ومشكى پوشان محتمل مى دانند. اينكه بنيتز به كدام يك از ۳ باشگاه اينتر، يوونتوس و ميلان خواهد پيوست قابل پيش بينى نيست اما به هر حال نكته مسلم آن است كه كوبولى گيلى، موراتى و برلوسكنى در فصل آينده به دنبال سرمربى خواهند بود كه براى فوتبال ايتاليا ساخته شده باشد.
كوبايى ها در خانه دشمن
060570.jpg
پس از بازى تيم هاى فوتبال زير ۲۳ سال كوبا و آمريكا مشخص شد ۵ ملى پوش كوبايى به كشور حريف پناهنده شده اند. با وجود قانون خاص پناهندگى كه سال ۱۹۵۵ بين آمريكا و كوبا وضع شد، هر كوبايى كه به خاك اين كشور برسد در امان بوده و پس از يك سال مى تواند تقاضاى شهروندى و اقامت دائم كند. فوتباليست هاى گم شده هنوز تماسى با خانواده هاى خود نداشته اند و پرونده آنها از سوى دولت تحت نظر است. تيم زير ۲۳ سال كوبا در منطقه بى طرف «تامپا» اردو زده بود؛ جايى كه بازيكنان توانستند به راحتى به آمريكا پناهنده شوند.كاپيتان كوبا نيز كه در تساوى مقابل آمريكا نقشى اساسى داشت، در جمع پناهندگان است.از زمان قدرت گرفتن فيدل كاسترو در كوبا، ۲ كشور همسايه به دشمن بزرگ يكديگر تبديل شده اند.
پلاتينى: خصوصى بودن فوتبال اسپانيا به من ثابت شده است
«ميشل پلاتينى» رئيس يوفا بر حقانيت اسپانيا در پرونده دخالت دولت در فوتبال تأكيد كرد. پلاتينى گفت : «فوتبال اسپانيا بارها ثابت كرده طرفدار فوتبال پاك و به دور از مافيا و سياست است. همه ما مى دانيم كه لاليگا يكى از اركان مهم فوتبال اروپا محسوب مى شود و اسپانيا در جذب منابع مالى به سمت يوفا بيشترين سهم را دارد.» پلاتينى افزود:«خصوصى بودن فوتبال اسپانيا به من ثابت شده و كجروى ها اصلاح شده است. من به شدت دوست دارم اسپانيا در يورو ۲۰۰۸ حضور داشته باشد چون من ردپايى از دخالت دولت در امور ورزشى اين كشور نديده ام و از مقامات فيفا و به خصوص شخص بلاتر مى خواهم مستقل و به دور از فشار رسانه ها به اين پرونده نگاه كند. گويا فيفا قصد دارد حتماً يك نماينده از بريتانيا را به يورو ۲۰۰۸ بفرستد زيرا مدام از ايرلند جنوبى به عنوان جانشين اسپانيا ياد مى كند!»
لمپارد: ترى براى انگلستان بهترين كاپيتان است
060531.jpg
فرانك لمپارد مهاجم تيم ملى انگلستان، پس از رهايى از مصدوميت ها از حضور در تيم ملى انگلستان اظهار خوشنودى كرد. وى در مورد بحث كاپيتان دائمى اين تيم گفت: فابيو كاپلو، سرمربى تيم انگلستان، هنوز راجع به كاپيتان دائم اين تيم، تصميم نهايى خود را نگرفته است. جان ترى و استيون جرارد كه از جمله بازيكنان فوق  العاده تيم محسوب مى شوند از گزينه هاى انتخاب اين سرمربى هستند.همچنين فرانك لمپارد در گفت  وگويى در حضور اسپانسرهاى تيم ملى و جامعه فوتبال انگلستان اذعان داشت: تصميم نهايى، تصميم سران باشگاه است تنها نظر كاپلو در اين موضوع دخيل نيست. من نيز در جايگاهى نيستم كه بخواهم راجع به موضوع انتخاب كاپيتان در كار سرمربى دخالت كنم زيرا به تصميم كاپلو كاملاً احترام خواهم گذاشت و مى دانم او بهترين فرد را براى اين مسئوليت انتخاب خواهد كرد. لمپارد در دفاع از ترى ادامه داد: در تمام مدتى كه در كنار جان ترى، توپ مى زدم به اين قضيه پى بردم كه او مى تواند كاپيتان خوبى براى تيم باشد. من در كنار مارسل دزايى هم كار كرده ام اما هيچ كس ويژگى هاى ترى را ندارد. او هم از لحاظ جسمى و هم شخصيتى آمادگى هاى لازم براى كاپيتانى را دارد.او هم در داخل زمين هم در خارج از آن، مراقب بازيكنان مى باشد و نقاط قوت و ضعف بازيكنان را به آنها گوشزد مى كند.او شخص مسئوليت پذيرى است. به كار او ايمان دارم. با وجود داشتن بازيكنان برجسته اى در تيم، كسانى كه بتوانند از عهده مسئوليت كاپيتانى تيم ملى انگلستان برآيند فراوانند.لمپارد در ادامه افزود: بعد از آخرين بازى ام، از ناحيه كشاله ران دچار كشيدگى شدم به همين خاطر در ديدار با بارنزلى به خودم فشار نياوردم. من روحيه خود را باخته بودم اما ترى با دلسوزى هاى خود باعث دلگرمى ام شد. اكنون مصدوميت هايم بهبود يافته است، احساس خوبى دارم و براى بازى هاى بعدى آمادگى كامل را دارم. بازى مقابل فرانسه براى ما اهميت زيادى دارد. من دوست دارم در اين رقابت شركت كنم. اكنون احساس سرزندگى مى كنم و براى پايان فصل، آمادگى هاى لازم را دارم.