|
|
|
|
|
رم صفر- منچستريونايتد ۲
|
|
شالكه صفر- بارسلونا ۱
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
رم صفر- منچستريونايتد ۲
«رم» رام شد
|
|
|
منچستريونايتد با ارائه يك بازى برتر از هم اكنون جاى خود را در مرحله نيمه نهايى ليگ قهرمانان رزرو كرد. ابتدا كريستيانو رونالدو پس از فروكش كردن تب و تاب اوليه رمى ها، ضربه اول را وارد آورد و سپس نوبت به وين رونى رسيد تا با استفاده از غفلت كريستين پانوچى تير خلاص را بر پيكر رم وارد آورد. جريان بازى به سمت و سويى مى رفت كه هر آن امكان داشت نتيجه تحقيرآميز بازى دور رفت فصل گذشته ليگ قهرمانان تكرار شود اما خوشبختانه رم فقط ۲ گل دريافت كرد! ضعف مفرط خط دفاعى قرمز و زردها عامل پيروزى اصلى سرخ هاى انگلستان نام گرفت، با اين حال نبايد از قدرت فراوان خط آتش شاگردان فرگوسن به راحتى گذر كرد. در شبى كه «نمانياويديچ» مدافع مستحكم اهل صربستان در همان نيمه اول مصدوم شد، منچستريونايتد براى كسب اولين پيروزى ۵ سال اخير در خانه ايتاليايى ها كوچكترين مشكلى نداشت؛ هرچند با شنيدن خبر دورى طولانى مدت (شايد تا پايان فصل) ويديچ تلخكام شد. فرگوسن در پايان بازى غيبت كاپيتان فرانچسكو توتى را عامل اصلى برترى تيمش ناميد و كريستيانو رونالدو هم از يك شب جادويى سخن گفت. در سوى مقابل لشكر شكست خورده حرفى براى گفتن نداشت. در اين بين جالب ترين اظهارنظر از زبان «آلبرتو آكويلانى» هافبك رم خارج شد. او اعلام كرد با وجود پيروزى ۲ بر صفر حريف، رم در قدوقواره هاى ميهمان ظاهر شد و شايد اگر در جريان بازى كمبودهاى خود را برطرف مى كرد، چنين شكست تحقيرآميزى را به چشم نمى ديد. به هر حال در شب درخشش مجدد رونالدو، يوهان كرايف بزرگ هم متقاعد شد اين بازيكن لايق ترين فرد براى تصاحب كفش طلاى اروپا است. حقيقت چنين رخ نمود؛ منچستريونايتد سزاوارتر از رم بود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شالكه صفر- بارسلونا ۱
كركيچ و ديگر هيچ
|
|
|
شالكه در شبى كه اصلاً مستحق شكست نبود، مقابل حرفه اى گرى بارسلونا سر تعظيم فرود آورد. اتفاقات دقايق ابتدايى حول محور يك بازيكن مى چرخيد؛ بويان كركيچ. اين جوان صربستانى الاصل به لطف فرصت طلبى خود، سردرگمى مدافعان شالكه و كار خوب همتيمى هاى خود اولين گل اروپايى اش را به ثبت رساند تا ساكنان قاره سبز هم با نام او آشنا شوند. با گذشت دقايقى از ثبت گل اول بارسا، شالكه جرأت هجوم به سمت دروازه آبى و انارى ها را به دست آورد. حملات آنها لرزه به اندام خط دفاع نه چندان قدرتمند كاتالان ها مى انداخت اما هرچه از جريان مى گذشت از قواى جسمانى بازيكنان آلمانى كاسته مى شد و در دقايق پايانى گويى ديگر تيمى به شالكه در زمين بازى حضور ندارد. مؤثرترين بازيكنان باشگاه سلطنتى آلمان همان ستاره هاى هميشگى بودند. كورانى خوش درخشيد و ساير عناصر تهاجمى هم با الهام از او شب تقريباً خوبى را پشت سر گذاشتند. در اين بين جنگ اصلى در خط ميانى شكل گرفت؛ جايى كه بازيكنان اسم و رسم دار بارسا مقابل جوانان باانگيزه رقيب ژرمن ها خيلى هم برتر نشان ندادند! «فابيان ارنست» سنگربان شالكه در دقايق پايانى بسيار پركار نشان مى داد. او يك بار به زيبايى مانع بازگشايى مجدد دروازه اش شد تا شالكه بيش از اين تحقير نشود؛ تحقيرى كه فقط در نتيجه بازى رخ نمود وگرنه همان طور كه اشاره شد شالكه اصلاً چهره يك بازنده را نداشت. ريكارد خوشحال، پس از پايان بازى طبق معمول فقط به كلياتى مانند بازى خوب شاگردانش و رضايت از نتيجه اشاره كرد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ريكارد خود را تغيير بدهد يا بارسلونا را؟
صحنه هاى زيادى در ديدار بتيس - بارسلونا وجود داشت كه هواداران كاتالان ترجيح مى دهند آنها را فراموش كنند. صحنه اى كه كارلس پويول و ليليان تورام، «ادو» را در حال به ثمر رساندن گل حياتى اش فقط نظاره كردند و يا صحنه فريادهاى شادى گروه بى شمار هواداران بتيس بعد از پيروزى اما احتمالاً هيچ كدام از اين صحنه هاى دراماتيك به اندازه صحنه اى كه فرانك ريكارد با صورت سفيد و رنگ پريده روى نيمكت نشسته بود و شكست تيمش را نظاره مى كرد در ذهن تماشاگران بارسلونا باقى نخواهد ماند. ريكارد نيز همچون ۱۱ بازيكن خود آسيب پذير به نظر مى رسيد. چهره او وحشت زده بود شبيه به كسى كه مطمئن بود گريزى از شكست ندارد.
آرام باش ريكارد
ريكارد هيچ وقت مربى فعال و ياوه گويى نبوده است. اگرچه در روز شنبه او از روى نيمكت بلند شد و شاگردان خود را براى به ثمر رساندن ۲ گل زود هنگام در «روييزد لوپرا» تحسين كرد. در طول نيمه اول او با اعتماد به نفس و حتى خوشحال به نظر مى رسيد. بعد از آن نيمه دوم از راه رسيد. نيمه سقوط بارسلونا. عكس العمل ريكارد چه بود؟ هيچ. ريكارد در آن روز مانند شخصى بود كه بدون توجه به اطراف به انجام كار بيهوده اى مشغول است در حالى كه آن سوى شهر رم در حال سوختن بود. پويول و تورام در دفاع ضعيف بودند مخصوصاً روى گل اول مقصر اصلى به شمار مى رفتند از سوى ديگر مرد هلندى براى انگيزه بخشيدن يا اصلاح تاكتيكى آنها كار خاصى انجام نداد. آبيد ال هم ضعيف كار كرد و هيچ نشانى از شجاعت در او ديده نمى شد. آن روز تقريباً يادآور شكست تيم ملى انگلستان به مربيگرى مك كلارن بود. در آن روز مربى اسبق ميدلزبرو يا چيزهايى كه كسى نمى داند را در دفترچه اش يادداشت مى كرد و يا چتر به دست بى هدف در كنار زمين پرسه مى زد. در روز شنبه هم انفعال ريكارد يا به دليل نداشتن كمك و يا به دليل بى علاقگى و خونسردى بود و يا هر .۲ اين يك گمان نيست كه او اهميتى براى بارسلونا قائل نيست چرا كه او در واقع اين كار را انجام مى دهد. شايد اين امر ناشى از عملكرد ضعيف بازيكنان باشد. چنين به نظر مى آيد كه عملكرد بازيكنان در زمين آن قدر با چيزى كه وى مدنظر دارد متفاوت است كه ريكارد به اين نتيجه رسيده كه هر كارى كه وى انجام دهد هيچ تغييرى رخ نخواهد داد.
پس از آن روز او عقب نشست و اجازه داد كه بازى به همين سادگى روند خود را طى كند. زمانى كه بارسلونا نياز به يك هدايت كننده داشت هيچ كس ريكارد را پيدا نكرد. با اين وجود او واقعاً در يك زمينه تغيير ايجاد كرده است. در بدتر شدن. در موقعيت هاى نادرى كه ريكارد از جاى خود بلند شد اعمال او عجيب و غريب به نظر مى رسيد. يكى از اين اعمال تعويض اول ريكارد بود. او «بويان كركيچ» را جايگزين «جيووانى دوس سانتوز» كرد. در نگاه اول چنين به نظر مى رسيد كه او يكى از مهاجمان جوانش را جايگزين ديگرى كرده است. اما اين اصلاً تعويض معقولى نبود. بويان يكى از بهترين بازيكنان بارسلونا بود و حتى مى توان گفت كه او بهترين بازيكن بارسلونا در آن روز بود. او نه تنها گل حياتى اول را به ثمر رساند بلكه انرژى و بى پروايى او به عنوان نمونه اى براى بازيكنان كنارى وى به شمار مى رفت براى مثال تيه رى آنرى. او از بازى خارج شد. يكى از پركارترين بازيكنان بارسلونا كه مى توانست تيم را در كنترل داشته باشد از بازى خارج شد و به جاى او «جيو» به بازى آمد كه هرچند تلاشش را كرد اما نتوانست جاى خالى «بويان» را پر كند.بازيكنان به چه چيزى بايد فكر مى كردند؟ آنها ۲ بر صفر در استاديوم حريف پيش بودند و يكى از ستاره هاى آنها از بازى خارج مى شد. با اين تعويض در واقع ريكارد با خود انديشيده بود كه با اين برترى كه به دست آورده بازى را به انتها خواهد رساند و حالا وقت ميدان دادن به «جيووانى دوس سانتوز» است.به دور از انصاف خواهد بود اگر بگوييم كه اين تنها دليل سقوط بارسلونا بود اما بدون شك مى توانيم بگوييم كه اين تعويض هيچ كمكى به تيم نكرد.اگر چه احمقانه است اگر علت تمام ناكامى هاى اخير بارسلونا را فقط فرانك ريكارد بدانيم. مربى مى تواند كارهاى زيادى انجام دهد اما نمى تواند در مورد مصدوميت ها و يا مرخصى هاى شخصى كارى انجام دهد كه در روز شنبه تعداد آنها زياد بود.ريكارد در آن شب گيج و بهت زده به نظر مى رسيد. چنين به نظر مى رسيد كه او بعد از ۹۰ دقيقه بازى فقط به سرعت به سؤالات خبرنگاران جواب داد تا دوباره از صحنه نمايش سربلند بيرون بيايد. اين اتفاقات مى تواند پايان دراماتيكى براى حضور ريكارد در نوكمپ باشد. به استثناى موفقيت اروپايى وى ادامه نقش ريكارد در بارسلونا بعيد به نظر مى رسد و يا به شرطى ادامه مى يابد كه تغييراتى در باشگاه چه در رأس آن و چه روى نيمكت به وجود بيايد. مطمئناً بعضى ها بر اين عقيده خواهند بود كه انقلابى در ميان بازيكنان بايد رخ دهد و نه در جايگاه سرمربى.به نظر مى رسد كه زمان آن فرا رسيده تا ريكارد تكليف بارسلونا را معين كند اما اين فقط مربوط به بازيكنانى نمى شود كه بايد به آ نها گفته شود كه با هم همكارى داشته باشند. در واقع بهتر است كه ريكارد بيش از اينكه توجه خود را به خط دفاعى، هافبك، حمله، محل تمرينات، رونالدينيو يا ليگ قهرمانان اروپا جلب كند روبروى آينه بايستد و با دقت به خود نگاه كند. اينها مسائل مهمى براى يك مدير هستند اما شايد نزديكترين چيز به او و تنها چيزى كه او به تنهايى مى تواند آن را تغيير دهد سخت ترين تغيير باشد. ريكارد بايد خودش را اصلاح كند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آيا تكنيك از فوتبال دور شده است؟
چه اتفاقى براى بازى زيبا افتاده است؟ زمانى اولين چيزى كه يك بازيكن فوتبال با آن سنجيده مى شد تكنيك و مهارت فردى وى بود. بعد از اين مهارت هاى تاكتيكى، ذهنى و نهايتاً فيزيكى در اولويت هستند. اين روندى بود كه در اكثر كشورهاى اروپايى پيگيرى مى شد. در اين بين انگلستان استثناء به نظر مى رسد. همواره اين نقطه نظر وجود دارد كه نه فقط سيستم فوتبال جوانان انگلستان بلكه كل فوتبال جزيره به طور كلى مهارت و تكنيك و استعداد ذاتى را ناديده گرفته است و به جاى آن از سرعت، قدرت و توانايى فيزيكى حمايت مى كند. اين امر توضيح واضحى است براى اينكه چرا همواره انگلستان از ضعف تكنيكى رنج مى برد. در حالى كه انگلستان همواره توانايى هايى فيزيكى را به عنوان ملاك اصلى براى قضاوت درباره بازيكنان در نظر مى گيرد، ساير كشورهاى اروپايى مانند ايتاليا و اسپانيا توانايى هاى فردى و تكنيكى را ترجيح مى دهند. متأسفانه با توجه به تغيير و تحولاتى كه در حال رخ دادن در فوتبال است چنين به نظر مى رسد كه اگر اين روند ادامه پيدا كند روش انگليسى ها (تكيه به فيزيك بدنى) در سراسر اروپا به عنوان روش معمول اتخاذ خواهد شد. روبرتو باجو در اين زمينه مى گويد: «فوتبال در حال حاضر سريع تر و مشكل تر شده است. در دهه ۹۰ فوتبال مشكل تر از دهه ۸۰ بود و در حال حاضر حتى مشكل تر از دهه .۹۰ اين تكامل ورزش است و ما مجبوريم از اين روند تبعيت كنيم.» افرادى كه در حال حاضر بازى مى كنند در وهله اول ورزشكار هستند و در مرتبه دوم فوتباليست. تمايل به سريع تر و قوى تر شدن در حال تخريب فوتبال است. تمام تكنيك بازى همان طور كه « باجو» مى گويد در حال زوال است. شماره كلاسيك ،۱۰ پيراهن و جايگاهى كه هر فوتباليستى در گذشته آرزوى آن را داشت در حال حاضر منسوخ شده است. تيم ملى ايتاليا اين روند را به خوبى نشان مى دهد. ايتاليا در طول سال ها شماره ۱۰ هاى توانمندى همچون «جيووانى ريورا»، «ساندرو ماتزولا»، «باجو» و اخيراً «فرانچسكو توتى» را به دنياى فوتبال معرفى كرده است. در جام ملت هاى اروپاى تابستان امسال سرمربى ايتاليا «روبرتو دونادونى» قصد دارد از روش ۳-۳-۴ استفاده كند كه به اين معنا خواهد بود كه ايتاليا بدون هيچ مهاجم كمكى خلاقى بازى خواهد كرد. به تيم هاى مطرح اروپايى كه نگاه مى كنيم مى بينيم كه اكثر آنها يك بازيكن تنومند و قوى هيكل را به عنوان مهاجم نوك خود ترجيح مى دهند. آرسنال «امانوئل آدبايور» دارد، چلسى «ديديه دروگبا» و اينتر «زلاتان ابراهيموويچ». چنين به نظر مى رسد كه تا ۵ سال آينده هيچ باشگاهى وجود نخواهد داشت كه از مهاجم نوكى به قدى كمتر از ۱۸۳ سانتى متر استفاده كند. تيمى با بازيكنان كوتاه قد مستعد دريافت گل هايى روى ضربات آزاد و يا سانتر از كناره ها خواهد بود به همين دليل بازيكنان قد بلندتر به بازيكنان كوتاه تر ترجيح داده مى شوند. چلسى و اينتر را مى توان به عنوان تيم هايى در نظر گرفت كه از بازيكنان ۱۸۳ سانتى مترى و بيشتر استفاده مى كنند. در حال حاضر تيم ها تا زمانى كه ۲ هافبك دفاعى در داخل زمين نداشته باشند تيم هايى شكننده به حساب مى آيند. براى اينكه بازيكنى بتواند يك هافبك وسط خوب باشد بايد توانايى دويدن، دويدن و دويدن بيشتر را داشته باشد. بازيكنى مانند «سيسوكو» چند دهه پيش حتى در ليگ نيمه حرفه اى ايتاليا هم جايى نداشت در حالى كه در حال حاضر به عنوان يكى از بهترين بازيكنان در سرى A از وى نام برده مى شود. در فوتبال مدرن بازيكن مى تواند مانند «ديه گو مارادونا» نبوغ ذاتى داشته باشد اما اگر سرعت لازم را نداشته باشد هيچ كس حرفى درباره او نخواهد زد. «خوان رومن ريكلمه» را به عنوان مثال در نظر بگيريد. اگر وى در سال هاى دهه ۸۰ بازى مى كرد بسيارى از تيم هاى ايتاليا و اسپانيا در پى او بودند و سعى مى كردند تركيب تيم خود را بر پايه وى بچينند. «ريكلمه» يك نابغه است. او پاس هايى را ارسال مى كند كه ارسال آنها براى «سيسوكو» ۳۰ سال زمان خواهد برد اما كسى «ريكلمه» را نمى خواهد زيرا او براى فوتبال مدرن، بيش از حد كند است. جوزپه گوارديولا ستاره سابق اسپانيا و بارسلونا يك بازيسازِ فوق العاده بود اما سرعتى به كندى يك حلزون داشت. حرفه بازيگرى وى را مى توان به ۲ قسمت تقسيم كرد. در خلال نيمه اول، هنگامى كه فوتبال هنوز ناب و خالص بود، او يكى از بهترين هافبك ها و بازيسازى هاى دنيا به شمار مى رفت.اگر چه در اواخر دهه ۹۰ زوال ناگهانى در عملكرد وى به وجود آمد. پس از آن فوتبال تبديل به ورزشى بسيار سريع و فيزيكى شد و «گوارديولا» ديگر از پس آن بر نمى آمد. سرانجام بارسلونا در سال ۲۰۰۱ در سن ۳۰ سالگى او را كنار گذاشت. اگر چه همواره استثناهايى وجود دارند كه تئورى ها را نقض مى كنند اما تعداد آنها هر روز كم تر و كم تر مى شود. بهترين مثال در اين زمينه «زين الدين زيدان» است. او بازيكن مدرسه اى مانند «ريكلمه» با سرعت خيلى كم و توانايى هاى فيزيكى پايين و در عين حال با اختلافى فاحش بهترين بازيكن نسل خود و در سن ۳۴ سالگى هنوز در جام جهانى ۲۰۰۶ پركار و توانمند بود. «آندره آپيرلو» يك مثال نقض ديگر است اما حتى او هم در مواقعى خود را در زمينه توانايى هاى فيزيكى ضعيف ديده است براى مثال در ليگ قهرمانان اروپاى امسال مقابل آرسنال.باجو اعتقاد دارد تنها جايى در جهان كه در آن فوتبال هنوز زنده مى باشد آمريكاى جنوبى است. جايى كه بازيكنان در وهله اول فوتباليست هستند و بعد از آن ورزشكار. او اضافه مى كند كه: «در آمريكاى جنوبى بازيكنان به روح فوتبال نزديك تر هستند تا اروپا. به همين دليل است كه من عاشق «ليونل مسى» هستم. «كريستيانو رونالدو» و «تيه رى آنرى» ۲ مثال از بازيكنان مدرن حال حاضر فوتبال دنيا هستند. هر دوى آنها اگر در شرايط خوب خود باشند بازيكنانى در سطح جهانى به شمار مى روند اما اگر سرعت و توانايى هاى فيزيكى آنها را بگيريم چه چيزى باقى خواهد ماند؟ بعضى ها حتى «كاكا» را هم در اين طبقه بندى قرار مى دهند.منچستريونايتد را به دليل نحوه بازى اش، با برزيل سال هاى دور مقايسه مى كنند. تفاوت اين است كه برزيل همواره با استفاده از مهارت و تكنيك بازيكنان خود بازى كرده، در حالى كه شياطين سرخ بازى سريع، تحت فشار، تهاجمى، سرعتى و برق آسا را ترجيح مى دهند.بعيد به نظر مى رسد كه «رونالدو» يا «آنرى» در بازى كندتر و تكنيكى تر و تاكتيكى تر دهه ۸۰ جزو بازيكنان طراز اول به حساب مى آمدند. از طرف ديگر بازيكنان فراوانى از آن نسل وجود دارند كه در فوتبال مدرن و سريع امروزى جايى ندارند. سوكراتس اسطوره برزيلى يكى از آنها است. سؤال اصلى اينجاست: چه كسى فوتباليست واقعى است؟ «سوكراتس» يا «آنرى» ؟ شايد اين نظر از مد افتاده به نظر بيايد اما اكثر طرفداران فوتبال هم عقيده هستند كه فوتبال هنگامى كه كندتر و تكنيكى تر بود جذابيت بيشترى داشت.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بحران در اردوى كاتالان ها
بارسلوناى بزرگ اين روزها تنها سايه اى از آن تيم بزرگ است. فرانك ريكارد سرمربى پرحرف و حديث اين تيم كاتالانى تا اخراج از اين تيم فاصله چندانى ندارد و بر اساس گزارش رسانه هاى اسپانيا حتى «اولتيماتومى» را هم از سوى سران بارسا دريافت كرده است. «پيروزى» و يا «وداع» چيزى است كه در انتظار سرمربى هلندى بارسلونا است. آن هم در آستانه ديدار رفت تيم هاى شالكه و بارسلونا در دور رفت مرحله يك چهارم نهايى ليگ قهرمانان اروپا. «پپ گوارديولا» سرمربى كنونى تيم دوم بارسلونا و البته خوزه مورينيو كه روزگارى به عنوان مترجم همراه با بابى رابسون در اين تيم فعاليت داشت، جدى ترين گزينه هاى جانشينى ريكارد به شمار مى آيند. ريكارد برخلاف اخبار منتشر شده گفت كه نمى خواهد چيزى از اين مهلت ياد شده بداند. اين مربى هلندى گفت: به اين موضوع فكر نمى كنم. همه اين مسائل برايم بى اهميت هستند. فكرم را در اين شرايط صرف انديشيدن به استعفا يا بركنارى نمى كنم. ما بازى مهمى در سطح بين المللى مقابل خود داريم. براى همين هم بايد با تمركز بالا تيمم را آماده كنم تا بازيكنان تصوير خوبى در ذهن خود داشته باشند. در كاتالونيا وضعيت اضطرارى است و اوضاع هيچ شباهتى به تابستان ۲۰۰۶ ندارد. زمانى كه بارسلونا با شيوه بازى مثالزدنى اش ليگ قهرمانان اروپا را از آن خود كرد و مزه فوتبال زيبا را به همه چشاند اما در ادامه دوران نزول از راه رسيد. آنها در سال ۲۰۰۷ سبك سرانه عنوان قهرمانى لاليگا را از كف دادند. آسيب ديدگى هاى بى پايان و بى شمار و افت آمادگى و در كنار آنها جايگاه متزلزل ريكارد همگى قطعه هاى پازل بحران بارسلونا را شكل مى دهند. با توجه به فاصله ۷ امتيازى بارسلونا با رئال مادريد قهرمانى فصل جارى هم براى آبى و انارى ها مى تواند از دست رفته به شمار آيد. به تازگى ويارئال تيم هم استانى بارسلونا هم توانست از اين تيم پيشى بگيرد. از «۴ رؤيايى» بارسلونا با بازيكنانى چون ليونل مسى، رونالدينيو، تيه رى آنرى و ساموئل اتوئو كه در شروع فصل ورد زبان همه شده بود، در اين ميان تنها يك تيم دست و پا بسته باقى مانده است. نقطه اوج ناكامى هاى فصل جارى شكست ۳ بر ۲ مقابل رئال بتيس بود. اين باخت در حالى رقم خورد كه مردان كاتالان برترى ۲ بر صفر را با شكست ۳ بر ۲ عوض كردند! اما بحران بارسلونا، بحران ستارگان بزرگ است. مسى براى سومين بار در فصل جارى آسيب مى بيند. رونالدينيو از نظر جسمى و روحى تنها ردپايى از رونالدينيوى بزرگ است و همانند دكو كه آسيب ديده است، در سفر به آلمان آبى و انارى ها را همراهى نمى كند. ريكارد در نشست خبرى در پاسخ به پرسش ها درباره وضعيت اين برزيلى هنرمند بدون آنكه حرفى درباره نوع آسيب ديدگى او بزند و نامى از آن ببرد تنها گفت: «رونالدينيو درد دارد» به اين ترتيب اين هنرمند برزيلى پس از ۲۱ بازى پياپى با پيراهن بارسلونا در ليگ قهرمانان نمى تواند در گلزن كرشن مقابل شالكه به ميدان برود.
آنرى هم سايه اى از روزهاى درخشان خود در آرسنال است. نزد هواداران مغرور كاتالانى اين فرانسوى جوى ضد خود را احساس مى كند. ويكتور والدز سنگربان بارسلونا هم كه روزهاى افت خود را سپرى مى كند از همبازيان خود چنين خواست: «پيروزى در شالكه به معناى كمى روحيه براى اوضاع كنونى ما باشد. در هر صورت با تمام اعتماد به نفسمان بازى خواهيم كرد». مقابل او اتوئو قرار دارد كه با هشدار نسبت به تيم شالكه مى گويد: «اگر بدون تمركز بازى كنيم خيلى زود ۳ ، ۴ گل دريافت خواهيم كرد».
|
|
|
|
|
|
|
|