|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عوامل مؤثر در نحوه امتيازدهى در رنكينگ فيفا
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ليگ انگلستان مكانى براى هدر دادن پول
هر از گاهى بحث و جدل هاى هميشگى در مورد اينكه كدام ليگ اروپايى بهتر است بالا مى گيرد. تقريباً هيچ وقت نمى توان حكم كلى را بدون توجه به سليقه شخصى در اين گونه موارد داد اما وقتى اين سؤال پيش مى آيد كه كدام ليگ از همه ثروتمندتر است، سر و صداها مى خوابد، زيرا همه مى دانند كه اين ليگ برتر انگلستان است كه در آن ميليون ها يا حتى ميليارد ها پوند خرج باشگاه ها، بازيكنان و حتى هواداران مى شود. با اين حال ليگ برتر شايد جايگاه واقعى خود را با اين همه پولى كه خرج مى كند در ليگ هاى اروپايى نيافته است. از دور نماى رقابت هاى اروپايى كه اكنون ۴ تيم برتر انگلستان در ليگ قهرمانان آن با ساير تيم هاى بالا آمده از دور يك شانزدهم به رقابت مى پردازند، عملكرد تيم هاى انگليسى در نظر همگان با توجه به ميزان پولى كه خرج شده راضى كننده بوده است اما بايد اين حقيقت را ناديده نگيريم كه در ابتداى شروع اين فصل از بازى هاى ليگ برتر بيش از ۲۹ ميليون پوند خرج شد و باشگاه ها بيش از آنكه در پهنه اروپا براى رسيدن به مراحل نهايى پول در آورند در ليگ داخلى خود پول مى سازند. ليگ قهرمانان كعبه آمال اقتصادى آنها به شمار نمى رود. بازيكنان ساير تيم ها مثل شاختار دونتسك كه درآمد و انگيزه اى در ليگ قهرمانان آنچنان كه بازيكنان انگليسى دارند دارا نيستند، توانايى رقابت با حريف هاى پولدار را در خود نمى بينند و از دور رقابت ها حذف مى شوند. با اين شيوه دستيابى به پيروزى، خيلى سخت به نظر نمى رسد. اين همان چيزى است كه هميشه در انگلستان رواج داشته. آنها بيش از آنكه رقيب را با بازى از ميدان به در كنند با انگيزه هاى مالى و روانى آنها را تضعيف مى كنند. فوتباليست ها هر كدام دوران طلايى كوتاهى دارند كه گاهى اين دوران با حوادثى چون مصدوميت هاى علاج ناپذير، كوتاه تر نيز مى شود. فرصت ها آنقدر كوتاه است كه بايد با تمام توان براى دستيابى به امنيت مالى تا آخر عمر تلاش بكنند. از طرفى، حضور ۴ تيم قدرتمند انگليسى درمرحله يك چهارم ليگ قهرمانان، ليگ برتر انگلستان را به عنوان ليگ قدرتمند فصل حاضر در اروپا معرفى كرده است. با وجود ميزان بالاى پولى كه در اين ليگ خرج مى شود اين موضوع دور از انتظار نبود اما سؤالى كه باقى مى ماند اين است كه چرا اينقدر طول كشيد تا انگلستان با اين نام شناخته شود؟
به عقيده بسيارى از فوتبال شناسان باشگاه هاى انگليسى ميزان فوق العاده زيادى پول را در هر فصل به هدر مى دهند. البته اگر ميليون ها ميليون بر روى استعداد هايى چون كريستيانو رونالدو، فرناندو تورس يا مايكل اسى ين صرف شود ايرادى ندارد. اين ستاره هاى درخشان كه با بازى هاى در سطح جهانى خود توانايى تغيير مسير بازى را دارند ارزش پول خرج كردن را دارند. اما ليگ انگلستان چند استعداد در اين سطح بازى را دارد؟ بيشتر مبلغ صرف شده بر روى يك استعداد محتمل جواب نداده است.در فصل نقل و انتقالات ژانويه، امثال گرى كاهيل و مارلون كينگ با ۵ ميليون پوند تعويض شدند. بازيكنانى كه حتى يك بار هم بر روى وضعيت تيمشان تأثير نگذاشتند. از سوى ديگر باشگاه هاى خارجى به محض ديدن مبلغ هاى عظيم و غيرقابل باور باشگاه هاى انگليسى كه حاضرند بازيكنانشان را بيش از آنچه كه مى ارزند بخرند با رغبت حاضر به معامله مى شوند. بدون شك چهار تيم برتر ليگ انگلستان بهتر از هر ۴ تيم برتر ساير ليگ هاى اروپايى عمل مى كنند اما بسيارى از تيم هاى خارجى در خرج كردن بودجه باشگاه خيلى بهتر عمل مى كنند. به عنوان مثال بررسى عملكرد باشگاه هاى انگليسى در رقابت هاى جام يوفا نمونه مناسبى براى اثبات اين ادعا است. ميدلزبرو در رقابت هاى جام ۲۰۰۶ قهرمان شد اما در مواجهه با رم بيشتر اينطور به نظر مى رسيد كه آنها حريف را با مسائل مالى شكست دادند. حتى بازيكنان سويا كه در فينال با نتيجه ۴ بر صفر شكست خوردند مطمئناً چك دريافتى كمترى نسبت به رقيب ثروتمند خود داشتند. وقتى همين اتفاق (پيروزى تيم ثروتمند بر رقيب بى پول) به طور متوالى به وقوع بپيوندد همه به نحوى در مورد سطح حرفه اى تيم شك مى كنند. شايد اين روز ها براى مربيان باشگاه ها كنترل زمين، خريد بازيكن و استعداديابى همه به يكباره كارى مشكل باشد. حتى در باشگاه هاى بزرگ و مربيانى چون رافا بنيتز سردرگمى ها باعث عملكرد ضعيف در ليگ داخلى شده است اما همين تيم، اصلى ترين مدعى سرى A را در اروپا ۲ بار شكست مى دهد. شايد به دليل قدرت مالى، آنها در اروپا اعتماد به نفس بيشترى دارند. از اينها كه بگذريم هدف تيم هاى قدرتمند انگليسى دستيابى به استعداد هاى بزرگ بدون در نظر گرفتن قيمت آنها است. اگر استعداد ها تيم را به قهرمانى برسانند ارزش پول خرج كردن را دارد اما اگر پيروزى از دست برود آيا اين پول هدر دادن نيست؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
رونى: شماره ۱۰ را هميشه دوست داشته ام
اين فصل براى وين رونى، ستاره شياطين سرخ با اتفاقات روشنى همراه بود. اين پديده كم سن و سال با حركات درخشان خود در مستطيل سبز لقب قلب تپنده حقيقى شياطين سرخ را به خود اختصاص داده است. وى با بازى يكدست و روانش و همچنين زندگى كم حاشيه اش به همگان نشان داد كه گرچه رونالدو اين روز ها موضوع اصلى رسانه ها است اما او ستاره بى جانشين منچستريونايتد است. ضعف تيم در نبود وى بيانگر همين حقيقت است اما بهترين واقعه پيش آمده در اين فصل براى رونى شگفت انگيز، دستيابى وى به پيراهن شماره ۱۰ شياطين سرخ بود. چيزى كه به تعبير خود او انگيزه اى براى تلاش هر چه بيشتر در حرفه اش شد. آنچه كه در اينجا مى خوانيد حاصل هيجاناتى است كه پس از پوشيدن اين پيراهن دقيقه اى گريبان رونى را رها نكرده است:
• اول از همه چرا شماره پيراهن خود را عوض كرديد؟ شماره ۱۰ را به شما پيشنهاد كردند؟
- خوب وقتى «رودون نيستلروى» اولدترافورد را ترك كرد كسى اين پيراهن را نپوشيد. من هم از ديويد گيل و مربى خواستم اگر صلاح مى دانند مرا به عنوان صاحب جديد پيراهن در نظر بگيرند و يك سال طول كشيد تا آنها به اين نتيجه رسيدند كه من استحقاق پوشيدن اين پيراهن را دارم. واقعاً خوشحالم چون شماره ۱۰ هميشه عدد مورد علاقه من بوده است!
•آيا چيزى در مورد مالكان قبلى اين پيراهن در منچستريونايتد مى دانيد؟ دنيس لاو، مارك هاگز و رودون نيستلروى همگى پيش از شما اين پيراهن را به تن مى كردند!
- همه كسانى كه نام برديد بازيكنان فوق العاده اى بوده و گل هاى زيادى براى باشگاه به ثمر رسانده اند و همين موضوع به من ياد آورى مى كند كه با پوشيدن اين پيراهن چه مسئوليت بزرگى را به عهده گرفته ام.
•شماره ۱۰ در دنياى فوتبال اهميت خاصى دارد، پله، پلاتينى، مارادونا، باجو، زيدان و در حال حاضر رونالدينيو، همگى اين شماره را به تن كرده اند آيا اين حقيقت چيزى را عوض مى كند؟
- البته، اين پيراهن در طى سال هاى متمادى نمادى از برترى در دنياى فوتبال بوده است. وقتى به بازيكنى نگاه مى كنيد كه شماره ۱۰ را به تن كرده، قطعاً از او انتظار كارهاى بزرگ در زمين را داريد. اميدوارم اين موضوع در مورد من هم صدق كند.
• وقتى نوجوان بودى بازيكنى با شماره ۱۰ وجود داشت كه براى تو حكم قهرمان را داشته باشد؟
- نه واقعاً. وقتى بچه بودم دانكن فرگوسن برايم مثل يك قهرمان بود، گرچه او شماره ۹ را مى پوشيد! با اين حال پس از آنكه به اورتون رفت شماره ۱۰ را به او دادند اما به نظرم اين مايكل اوون بود كه بيش از همه فوتباليست ها با شماره ۱۰ به آن علاقه داشتم. حتى وقتى به ليورپول رفت از ديدن بازى هايش سير نمى شدم.
•پله و مارادونا دو اسطوره بزرگى بودند كه شماره ۱۰ را به تن مى كردند. در مورد آنها چه فكر مى كنى؟
- من فيلم هاى زيادى از بازى هاى پله ديده ام و بايد بگويم كه او واقعاً فوق العاده بود! او ستاره اى بود كه از هر ۲ پاى خود استفاده مى كرد و در اين كار هم تبحر خاصى داشت. وى هم از نظر قدرت بدنى و آمادگى جسمانى و هم از نظر اخلاق ورزشى فوتباليستى نمونه بود اما از نظر من مارادونا ويژگى هايى داشت كه در چشم من جذاب تر از اسطوره برزيلى نمود پيدا مى كند. او مهارت عجيبى در زمين از خود بروز مى داد و آنچه كه او را براى من به بهترين بازيكن دنيا تبديل مى كند ميل شديد او به پيروزى در هر بازى بود.
•مارادونا هم يكبار در مورد شما گفت كه توانايى تبديل شدن به يكى از بهترين بازيكنان جهان را داريد. آيا گفته هاى او به شما انگيزه داده است؟
- تحسين و تمجيد شنيدن هميشه خوشايند است اما وقتى اين كلمات از زبان كسى مانند مارادونا شنيده شود واقعاً فوق العاده است. اين سخنان به من اعتماد به نفس عجيبى مى دهد و مرا به آينده اميدوارتر از قبل مى كند.
• دنيس لاو يكى از محبوب ترين مالكان شماره ۱۰ در منچستريونايتد بوده است. گرفتن پيراهن از دست او بايد خوشايند باشد، اينطور نيست؟
- چرا همين طور است. اوبازيكنى باور نكردنى بود، و گل هاى زيادى براى شياطين وارد دروازه هاى حريف كرد. از اينكه پيراهنم را از دستان او گرفتم افتخار مى كنم. او بازيكنى بود كه مى توانست همه جور گلى بزند. خيلى قد بلند نبود اما مى توانست در هوا هم گل بزند. او واقعاً افسانه اى بود.
•اخيراً او گفته بود شما، ته وز و رونالدو مى توانيد به مثلث تهاجمى فوق العاده اى در منچستريونايتد تبديل شويد. نظر خودتان چيست؟
- جداً، او چنين چيزى گفته؟ من نشنيده بودم اما تصورش هم جالب است.
•اولين گلى كه با شماره ۱۰ زديد در اكتبر گذشته مقابل رم بود. چيز خاصى از آن واقعه را به ياد مى آورى؟
- اين شبيه همانى بود كه فصل گذشته به ميلان زدم اما پس از آن گل خيالم راحت شد چون خيلى وقت بود كه گل نزده بودم و كمى نگران و مضطرب بودم.
•در مورد آينده حرفه اى به عنوان يك مهاجم چه فكر مى كنى؟آيا خود را مانند اسطوره هاى ديگر فوتبال تعبير مى كنى؟
- سخت است كه خود را با شخص ديگرى مقايسه كنيد اما اميدوارم كه يكى از آن خوب ها شوم. اين فصل شيوه بازى خود را عوض كرده و با كارلوس هماهنگى بيشترى دارم. اميدوارم با شماره ۱۰ بهتر از قبل به نظر بيايم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عوامل مؤثر در نحوه امتيازدهى در رنكينگ فيفا
برد، تساوى يا باخت
در حالت عادى برد امتياز بيشترى از باخت يا تساوى براى يك تيم به ارمغان مى آورد. ۲ يا ۳ امتياز براى برد، يك امتياز براى مساوى و صفر امتياز براى شكست اما اين امتيازها براى اندازه گيرى توانايى يك تيم در طبقه بندى جهانى كافى نيست، بنابراين معيارهاى ديگرى وارد ميدان مى شوند تا امتياز حاصل از يك بازى براى طرفين مشخص شود. پيروزى تيم بر يك تيم، با امتياز كمتر ارزش كمترى دارد تا پيروزى بر يك تيم با ارزش بالاتر يا حتى مساوى. حتى ممكن است شكست يك تيم برابر يك تيم قوى برايش در جدول، امتياز خوبى به ارمغان بياورد. يك تفاوت عمده در اين طبقه بندى هنگامى است كه بازى ۲ تيم به ضربات پنالتى كشيده مى شود. در اين حالت تيمى كه با ضربات پنالتى برنده مى شود همان امتياز برد را تصاحب مى كند و تيمى كه با ضربات پنالتى شكست را مى پذيرد امتياز حالت مساوى در جريان بازى عادى را تصاحب مى كند.
گل هاى رد و بدل شده
از جمله فاكتورهاى مهم در كسب امتياز تعداد گل هايى است كه در بازى رد و بدل مى شود. تقسيم امتيازهاى يك بازى به ميزان قدرت (امتياز كنونى) تيم ها بستگى دارد. به عنوان مثال در بازى يك تيم ضعيف با قوى، گلى كه يك تيم ضعيف مى زند امتياز بيشترى دارد تا گلى كه تيم قوى به ثمر مى رساند. همچنين فيفا براى تشويق بازى ها به حالت هجومى، ارزش يك گل زده شده را به مراتب بيشتر از يك گل خورده شده - كه از امتياز كسر مى شود - براى يك تيم محاسبه مى كند. همچنين اگر بازى به پنالتى كشيده شود امتيازى كه تيم برنده به دست مى آورد فقط بر اساس گل هايى است كه در طى بازى رد و بدل شده است. همچنين در يك بازى ارزش گلى كه ابتدا زده مى شود به مراتب بيش از ارزش گل هاى بعدى مى باشد. در ضمن هرگز امكان ندارد با گل هاى زده بيشتر، بيش از حداكثر امتيازى كه فيفا براى برد در نظر گرفته شده است را بتوان كسب كرد. دليل اين امر هم بيشتر به مسائل روانشناسى بر مى گردد، در بازى هايى كه پس از گل هاى ابتدايى برنده گل هاى بيشترى به ثمر مى رساند بيشتر مسائل روانى بر بازى حاكم مى شود تا مسائل فنى.
ميزبان يا ميهمان بودن
اينكه تيم در كشور خود بازى كند و يا در يك كشور خارجى ارزش متفاوت دارد. فيفا براى بازى يك تيم در غير از كشور خود يك پاداش كوچك ۳ امتيازى در نظر مى گيرد اما در بازى هاى جهانى اين امتياز اضافه به كسى داده نمى شود.
ضريب اهميت يك بازى
هر بازى براى خود يك درجه اهميت دارد كه به آن سنگينى خاصى مى دهد. بيشترين درجه اهميت به بازى هاى جام جهانى مربوط شده و كمترين آن به بازى هاى دوستانه مربوط مى شود. فاكتورهاى زير در امتياز بازى ها در نظر گرفته مى شود، يعنى آنكه براى فيفا ارزش يك بازى مقدماتى بين قاره اى ۵۰% بيش از يك بازى دوستانه مى باشد.
نوع بازى و وزن
دوستانه: ۰۰/۱
مقدماتى بين قاره اى: ۵۰/۱
مقدماتى جام جهانى: ۵۰/۱
بين قاره اى: ۷۵/۱
جام كنفدراسيون ها: ۷۵/۱
جام جهانى ۰۰/۲
ضريب اهميت منطقه اى تيم ها
پر واضح است كه وضعيت و توانايى تيم هاى فوتبال در قسمت هاى مختلف جهان متفاوت مى باشد. براى در نظر گرفتن اين توانايى ها و محاسبه آن، فيفا براى كنفدراسيون هاى مختلف وزن هايى را در نظر گرفته است. اين وزن در پايان هر سال از طريق فيفا تهيه مى شود كه بر اساس ميزان راهيابى تيم هاى هر كنفدراسيون به بازى هاى جهانى است اما اين محاسبات مربوط به توانايى كنفدراسيون ها بر اساس نتايج تمام بازى ها و تيم ها نيست بلكه به بازى هايى مربوط مى شود كه بهترين ۲۵ درصد از تيم هاى يك قاره - حداقل ۵ تيم - با ساير قاره ها مى باشد. البته روش اين محاسبه جاى اشكال زيادى دارد چرا كه اگر تيم قوى يك كنفدراسيون ضعيف با تيم ضعيف يك كنفدراسيون قوى بازى كند و صاحب برد شود مى تواند امتيازها را به ضرر كنفدراسيون قوى پايين بياورد اما اين بار وزن مسابقه بصورت ميانگين وزن كنفدراسيون ها مطابق جدول زير محاسبه مى شود. به عنوان مثال اگر يك تيم از اروپا با يك تيم از آسيا بازى كند وزن بازى معادل ميانگين اعداد ۰۰/۱ و ۹۳/۰ يعنى ۹۶۵/۰ خواهد بود. جدول زير وزن كنفدراسيون ها را نمايش مى دهد.
كنفدراسيون و وزن
UEFA 11.00 اروپا
CONMEBOL 01.99 آمريكاى جنوبى مانند برزيل، پرو، اروگوئه، شيلى و...
CAF 01.94 آفريقا
COCACAF 01.94 آمريكاى شمالى و كارائيب مانند ايالات متحده، مكزيك، كاستاريكا و...
AFC 01.93 آسيا
OFC 01.93 اقيانوسيه
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ليپى: دوست دارم به تيم ملى ايتاليا باز گردم
|
|
مارچلوليپى، سرمربى تيم ملى ايتاليا در جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان از احتمال بازگشت به تيم ملى كشورش و پذيرش دوباره هدايت لاجوردى پوشان خبرداد. ليپى كه آتزورى ها را در آلمان به مقام قهرمانى جهان رساند، دراين باره به روزنامه ايتاليايى گاتزتا دلو اسپورت گفت: احتمال كار دوباره در تيم ملى ايتاليا را رد نمى كنم. اين مربى ۵۹ ساله از مدت ها پيش به عنوان گزينه اصلى جانشينى روبرتو دونادونى به شمار مى آمد. ليپى گفت: هنوز نمى دانم چه زمانى اما دوست دارم به تيم ملى ايتاليا برگردم. او با تيمى كه آن را به قهرمانى جام جهانى رساند، همچون گذشته رابطه خوب و تنگاتنگى دارد. گفته مى شود فدراسيون فوتبال ايتاليا پيش قراردادى را هم براى امضا با ليپى تنظيم كرده است. براين اساس سرمربى پيشين يوونتوس تورين پس از يورو ۲۰۰۸ جايگزين دونادونى خواهد شد.
|
|
|
مورينيو در كمين تيم هاى بزرگ اروپا
|
|
خوزه مورينيو، سرمربى پرتغالى را تنها به دليل توانايى هاى فنى در عرصه مربيگرى نمى شناسند بلكه او را به دليل هوش، ذكاوت و مديريت بالا مى شناسند و با همين حربه بود كه توانست از حد يك مترجم خود را به بالاترين سطوح مربيگرى سوق دهد. مردى كه روزگارى بزرگترين افتخارش مترجمى سربابى رابسون انگليسى بود، حالا با عناوين معتبر قهرمانى در ليگ هاى اروپايى و در سطح فوتبال جزيره صاحب شأن و وجهه فراوانى است و صد البته قيمت بالايى هم براى همكارى با او پرداخت مى شود! مورينيو كه به دليل ناسازگارى و لجبازى با آبراموويچ مالك ميلياردر و روسى چلسى از همكارى با آبى پوشان در ميانه راه منصرف شد، هم اكنون مشغول استراحت است اما مگر مى توان باور كرد او با آن شخصيت جالب و منحصر به فرد كه جنجال و حاشيه سازى عضوى از آن به حساب مى آيد از دنياى توپ گرد فاصله بگيرد! مورينيو هر از گاهى با مصاحبه هاى جنجالى سعى مى كند نام خود را بر زبان ها جارى سازد و به درستى مى داند اگر از تيترهاى مطبوعاتى دور گردد، شانس زيادى براى بازگشت به سطح اول فوتبال ندارد چرا كه تجربه ثابت كرده علم فوتبال به سرعت در حال پيشرفت و به مثابه قطارى در حال حركت است كه اگر مسافرى در يك ايستگاه از آن پياده گردد، حتى با دقيقه اى تأخير هم نمى تواند به هم قطاران قبلى برسد لذا خوزه هم از اين قاعده مستثنى نيست و اگر دير بجنبد دنياى فراموشكار فوتبال او را نيز به كتاب تاريخ مى سپارد!
مورينيو ميل و علاقه اى به كار كردن در عرصه ملى ندارد، چرا كه فشردگى، حساسيت و جذابيت تقويم باشگاهى را ندارد و رويارويى با يك ملت را نيز شامل مى شود كه او فعلاً ترجيح مى دهد خود را درگير چنين موضوعى نكند.
مورينيو علاقه مند به همكارى با باشگاه هاى اسپانيا و ايتاليا است كه فعلاً اوضاع در لاليگا براى كار كردنش بهتر است چرا كه تيم هاى بزرگ سرى A مربيان خود را باور داشته و فعلاً دليلى براى قطع همكارى نمى بينند! او كه دوست دارد در محيطى ايده آل و سطح بالا فعاليت كند قطعاً به تيم هاى نظير اينتر، ميلان، يووه، رم، فيورنتينا و حتى لاتزيو مى انديشد نه پالرمو، ناپل و... لذا فعلاً اوضاع براى ورودش به اسپانيا مهياتر است، چرا كه اوضاع بارسلونا و ريكارد بحرانى است و با وجود دومى در لاليگا، صدرنشينى در ليگ قهرمانان و پيشروى در «كوپا دل رى» دست هايى در كار است تا اين هلندى را از نيمكت سرمربيگرى نوكمپ دور كنند. رئال با شوستر صدرنشين لاليگا است اما باز هم مخالفان نحوه بازى و سيستم تيم را نقد كرده و او را زير تيغ انتقاد برده اند و مساوى هاى اروپايى بيش از همه كار دست اين مرد آلمانى داده كه گفته مى شود با تعدادى از ستارگانش نيز مشكل دارد. مى بينيم كه هر ۲ نيمكت مى توانند او را به آرزوهايش برسانند و در حقيقت شرايط به گونه اى است كه كوچكترين لغزش و تغيير مى تواند منجر به روى كار آمدن او گردد كه تفاوتى هم براى كار كردن ندارد. ۲ مجموعه نامدار، سرمايه دار، پر از ستاره هاى ريز و درشت با اقبال عمومى فراوان، هرچند كه به دليل همكارى پيشين با بارسلونا خيلى ها او را متمايل به كاتالونيا مى دانند تا رئال! آتلتيكومادريد سومين تيم پراعتبار اسپانيا خوب سرمايه گذارى كرده اما مطابق انتظار نتيجه نگرفته است. سطح انتظارات در اين تيم به مراتب از ۲ نام ديگر پايين تر است و فضا براى اجراى تفكرات و اثبات انديشه هايش مناسب تر است، لذا شايد اين گزينه را براى ورود به خاك اسپانيا و آشنايى بيشتر با لاليگا انتخاب كند. سويا پس از راموس و ويارئال با مشكلات ريز و درشت نيز مى توانند او را به سمت لاليگا سوق دهند اما پيشنهادات مالى بايد آنقدر بالا باشد كه معضلات فنى در ابتداى راه ناديده گرفته شود! به هر حال مورينيو زياد از سطح اول فوتبال باشگاهى دور نمى ماند چرا كه بسيار باهوش و باذكاوت است و مى داند هرگز اعتبار و شخصيت مربيانى نظير ليپى، كاپلو، ونگر، فرگوسن يا هيتزفلد را ندارد كه هميشه در اذهان عمومى ماندگار و در دسترس مديران بزرگ باشد، پس در اين مورد عجله و درايت لازم است!
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|