نسخه
PDF
شماره ۴۰۸۲ - ۲۹ فروردين ۱۳۸۷ - - ۱۷ آوريل ۲۰۰۸ 
صفحه ۶
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
دشوارى هاى ليون در هفته هاى واپسين
دشوارى هاى ليون در هفته هاى واپسين
اولاس، دل نگران اما اميدوار
063270.jpg
ليون پس از قبول شكست مقابل مارسى مقابل رن نيز متوقف شد تا بوردو
به عنوان جدى ترين تعقيب كننده به فاصله ۴ امتيازى صدرنشين برسد. برخلاف فصل پيش كه ليون در هفته هاى پايانى خيالش از بابت قهرمانى راحت شده بود امسال با فاصله اندك از سوى بوردو تهديد مى شود. نزول قهرمان ۶ دوره فوتبال فرانسه از همان آغاز فصل كم و بيش قهرمان اروپا مشخص بود. شاگردان آلن پرين چه در لوشامپيونه و چه در ليگ قهرمانان اروپا در هر ۲ جبهه با فراز و نشيب در ميدان ظاهر شدند و در مواقعى مانند ديدار با مارسى تمام و كمال تحت تأثير حريف قرار داشتند. در مسابقات اروپايى نيز ليون پس از ۳ باخت متوالى در مرحله گروهى با پيروزى بر نماينده اسكاتلند در ۲ بازى رفت و برگشت صعود كرد كه با وجود ارائه بازى خوب مقابل منچستريونايتد به ويژه در ورزشگاه ژرلان پس از چند فصل از رسيدن به يك هشتم بازماند. ليون پس از شكست مقابل مارسى در ديدار خانگى با رن در هفته سى و سوم تا لحظه پايانى صاحب ۳ امتياز بود اما روى ضربه كرنر وغفلت مدافعان به ويژه اسكيلاچى به تساى يك بر يك تن داد كه دليل آن يا به از دست دادن ۲ امتياز در خانه آن هم در ثانيه هاى پايانى نه  تنها به كم شدن فاصله بوردو و با صدرنشين انجاميد بلكه باعث شد در هفته هاى پايانى حرف و حديث هايى را در ارتباط با ناكارآمدى گروه فنى و ضعف دفاع هجومى ليون كه با مصدوميت توللان بيشتر رخ نموده است در پى داشته است. در اين رهگذر ژان ميشل اولاس مديركارآمد و سختگير ليون «به نعل و به ميخ» زبان به اعتراض بگشايد. در شرايطى كه ليون هفته هاى پايانى بسيار حساسى را مى گذراند و در حالى كه پس از سال ها با كمترين فاصله يك رقيب بسيار جدى و باانگيزه را نفس به نفس خود مى بيند، حرف هاى اولاس خواندنى، طعنه آميز و هشدار دهنده مى نمايد. گفتنى است گفت وگوى رئيس باشگاه ليون، پس از تساوى يك بر يك تيمش با رن انجام شده ضمن اينكه روز پس از آن بوردو با پيروزى ۲ بر يك مقابل متز با استفاده بهينه از توقف ليون به فاصله ۴ امتيازى صدرنشين رسيده است.
•در ارتباط با اين نتيجه چه نظرى داريد؟
- پيش از دريافت گل تساوى، نزديك ۱۰ دقيقه بود كه احساس خطر مى كرديم. از دست دادن ۲ امتيازى كه در مشت داشتيم و در شرايط كنونى برايمان بسيار باارزش بود، همواره سخت است؛ اين نشان مى دهد رسيدن به قهرمانى در پايان فصل بيش از پيش دشوار مى شود. نتايج به دست آمده در يكى، دو ديدار قبلى و به طور خاص تساوى مقابل رن در ورزشگاه ژرلان دو روى يك سكه است، از يك طرف به ما يادآورى مى كند كه حواسمان را جمع كنيم و بدانيم به عنوان يك صدرنشين و مدعى قهرمانى مورد توجه هستيم و از سويى به بوردو فرصت مى دهد تا فاصله اش را كم كند و ما را تحت فشار قرار بدهد. ما هرگز نگفتيم ما برنده نهايى هستيم و كار تمام است اما در عين حال بايد بگويم برترى خود را در بالاى جدول از دست داديم، به اين خاطر است كه بايد تمركز بيشترى داشته باشيم، بايد سطح كيفى و جسمى بازيكنان و ميزان انگيزه بازيكنان و چگونگى تمرينات را مورد بررسى قرار بدهيم.
• شرايط كنونى ليون، حساس تر از هميشه است؟
- به طور قطع پاسخ مثبت است. تساوى با رن ما را در شرايط حساسى قرار داده است كه به خودى خود پيامد ضعف جسمانى و ناهماهنگى دفاع در پايان ديدار به حساب مى آيد، ضمن اينكه يك اشتباه بچه گانه روى كرنر صورت گرفت به عبارت بهتر مدافعى كه بايد به عنوان وظيفه تير اول را مى گرفت (منظور «روى پر» است) كار خود را انجام نداد و جايش خالى ماند. من نمى خواهم نتيجه گيرى كنم اما حافظه ام را از دست نداده ام. نمى دانم آيا با نگاهى به ديدار با متز در جام حذفى روبروى رن ايستاده بوديم يا اينكه به هدف نهايى و فرجام كار در ليگ فكر مى كرديم. واقعاً نمى دانم اما سه شنبه اين هفته - جام حذفى - و به ويژه شنبه هفته آينده در هفته بيست و چهارم لوشامپيونه بازى بسيار مهم با استراسبورگ پاسخ لازم را دريافت خواهم كرد.
• از عملكرد بازيكنان ناراحت هستيد؟
- نه! براى اينكه مشكلى را حل نمى كند، بايد روراست و واقع نگر بود. ما تيم خوبى داريم كه مقابل رن نتوانست تمام داشته هاى خود را در زمين پياده كند. ما بازى را خوب شروع كرديم و به گل هم رسيديم اما در ۱۵ دقيقه پايانى دچار ضعف شديم و به علت جايگيرى اشتباه و خالى ماندن تير دوم، رن به گل مساوى رسيد. اين موضوع به از دست دادن كنترل بازى برمى گردد يا اينكه بازيكنان از نظر جسمى كم آورده بودند؛ به هر حال آينده پاسخ خواهد داد. به نظر مى رسد بازيكنان به اين نتيجه رسيده اند كه مقابل رن بازى خوبى عرضه نكرده اند آنها به درستى مى دانند خود قربانى عملكرد متوسط خود شده اند.
• جام حذفى يا لوشامپيونه، كدام مهم تر است؟
- همواره گفته ام لوشامپيونه اولويت نخست ما به حساب مى آيد به همين خاطر ديدارهاى هفته سى و چهارم با استراسبورگ بسيار مهم و حساس است. درباره جام حذفى نيز گفتنى است بازيكنان مى خواهند با غلبه بر متز راه رسيدن به فينال را هموار كنند.
•به نظر مى رسد در قياس با آلن پرين، نسبت به بازيكنان باگذشت تر هستيد،
اين طور است؟

- در فوتبال لحظه ها سرنوشت ساز هستند. در ديدار با رن پيروزى و ۳ امتياز مال ما بود اما در يك لحظه از دست داديم. مسأله نگران كننده به اين   برمى گردد كه در ۱۰ دقيقه پايانى تسلط خود را از دست داديم و تسليم انگيزه حريف شديم. ما هنوز جلو هستيم و شانس بالقوه قهرمانى به حساب مى آييم اما بايد ثبات داشته باشيم. بايد تمركز داشت با دستپاچگى و نگرانى هيچ مشكلى حل نمى شود. بايد بررسى كنيم آيا شيوه بازى ما درست بود آيا بازيكنان در ۱۰ دقيقه آخر وظايف خود را آنگونه كه بايد انجام دادند، آيا حريف را دست كم گرفته بوديم؟ ما با دقت فيلم بازى با رن را مى بينيم و تجزيه و تحليل مى كنيم تا از رهگذر آن در ديدار جام حذفى با متز و مسابقه هفته سى و چهارم با استراسبورگ مشكلات و اشتباهات قبلى را تكرار نكنيم.
• «بن عرفا» در بازى با مارسى خوب بود، فكر مى كنيد در تركيب اصلى قرار مى گيرد؟
- مربيان تصميم مى گيرند. آنها حقوق هاى گزاف مى گيرند تا تصميم هاى درست اتخاذ كنند. هيچ نهاد و تشكيلاتى به خودى خود بد يا خوب نيست. نتايج برآمده خوب و بد بودن را تعيين مى كند. در واقع مفاهيمى چون پيروزى، شكست يا تساوى كيفيت يك تشكيلات را مشخص مى كند. من نمى خواهم درباره خوب و بد بودن يارگيرى اظهارنظر كنم. دوست ندارم عدم نتيجه گيرى را به جذب بازيكن ربط دهم. من نظر مى دهم، يك نظر شخصى كه به خودم مربوط مى شود.
اگر بتوانى به خود اعتماد كنى...
063303.jpg
نتايج اخير آرسنال و به ويژه شكست مقابل منچستريونايتد سرانجام توپچى ها را از تلاش براى دستيابى به عنوان قهرمانى ليگ برتر فوتبال انگلستان براى سومين فصل متوالى نااميد كرد. حالا كه آرسنال از لحاظ روحى افت كرده و در شرايط خوبى بسر نمى برد، لاشخورها برفراز اردوى تيم به پرواز درآمده اند تا استخوان هاى اين لاشه را جمع كنند. آنها با نوشته هاى خود سعى دارند تا پيشينه آرسن ونگر سرمربى آرسنال را خدشه دار كنند و او را زير سؤال ببرند. نياز به گفتن ندارد كه مرز بين برد و باخت بسيار كوتاه است. اگرچه انتقادات از ونگر روزبه روز به دليل ليست بلند بالاى اشتباهات و عيوب شخصيتى اش بالا مى گيرد. اوضاع وقتى بدتر مى شود كه در نظر بگيريم آرسنال مقابل ليورپول و يونايتد ۲ بازى از بدترين بازى هايش را درون زمين به نمايش گذاشت. اگر توپچى ها موفق مى شدند حمله سريع ليورپول پس از گل تساوى بخش آدبايور را در دور برگشت مرحله يك چهارم پايانى ليگ قهرمانان اروپا در آنفيلد دفع كنند به احتمال زياد در حال حاضر خود را براى رويارويى با چلسى در مرحله نيمه پايانى آماده مى كردند. آرسنال در اولدترافورد و مقابل قهرمان فصل پيش ليگ برتر و صدرنشين فعلى رقابت ها در اكثر دقايق، يك بازى تدافعى را به معرض نمايش مى گذاشت. توپچى ها خوب و روان بازى مى كردند و توانستند به برترى دست پيدا كنند اما تنها چند دقيقه بعد باز با خطاى پنالتى گلى را تقديم حريف كردند و سرانجام بازى با حساب ۲ بر يك به سود شياطين سرخ به اتمام رسيد و آرسنالى ها عنوان قهرمانى را با شكست هايى قهرمانانه از دست دادند. اگر هيچ كدام از پنالتى ها رخ نمى داد احتمالاً در مورد شانس آرسنال براى كسب عنوان قهرمانى در ليگ قهرمانان اروپا و ليگ برتر صحبت مى كرديم، اشتباهى بود ساده اما بزرگ. توپچى ها مرتكب خطاى پنالتى شدند و آن ۲ بازى را به شيوه اى دردناك واگذار كردند. اگر نكات مثبتى در اين بازى ها براى آرسنال وجود داشته باشد يكى اين است كه آنها اثبات كردند كه نه تنها تيم بزرگى هستند بلكه تا تبديل شدن به تيمى هميشه برنده فاصله چندانى ندارند. نكته ديگر اينكه شكست توپچى ها مطمئناً آنها را متوجه نقاط ضعفشان مى كند. «اگر» كلمه عظيمى در دنياى ورزش است. كلمه اى ۳ حرفى كه در آن دريايى از احساسات و نوشته هاى بى شمار خوابيده تنها براى درك اينكه «اگر» آن طور مى شد چه مى شد. نكته تلخ در مورد آرسنال اين است كه آنها تنها در راه رسيدن به فينال كم آوردند اما به هر حال هر انتقادى بايد در نظر گرفته شود. در واقع دور از ذهن نخواهد بود اگر ونگر پس از شكست در اولدترافورد شعر «اگر» شاعر كلاسيك «روديارد كيپلينگ» را زير لب زمزمه كند. «اگر بتوانى سرت را بالا نگاه دارى در آن هنگام كه همه اطرافيانت خود مى بازند و تو را مقصر مى دانند اگر بتوانى به خود اعتماد كنى آن هنگام كه همه مردان به تو شك مى كنند.» اخيراً انتقادات متوجه استراتژى اين فصل ونگر شده كه تا همين اواخر به نظر، خوب و قابل اجرا مى آمد. شيوه بازى او - تهاجم، هيجان، فوتبال زيبا كه تا دو سوم ابتداى فصل آرسنال را به صدر جدول دوخته بود - اين روزها پس از بازى در آنفيلد و اولدترافورد خام و بى تجربه خوانده مى شود. اصرار او به ميدان دادن به جوان ها مورد تمسخر قرار مى گيرد. از سوى ديگر مخالفت او با پرداخت دستمزدهاى بالا به ستاره ها در فصل تابستان و يا ترس او از خريد توأم با ريسك بازيكنى در حراج ماه ژانويه، هر ۲ به عنوان مدركى عليه شخصيت او و تيمش به كار گرفته مى شود. از او همچنين همواره در مورد نخريدن بازيكنان بزرگ براى آرسنال انتقاد مى شود، او با اين استدلال كه پس از هزينه هاى سنگين استاديوم جديد آرسنال، آنها توانايى خريد بازيكنان بزرگ را نداشته اند شكست و واگذارى قهرمانى به يكى از تيم هاى منچستر، چلسى و يا ليورپول را توجيه مى كند، هر كدام از اين ادعاها تا حدى صحيح است اما هيچ كدام كاملاً ناكامى هاى آرسنال را توجيه نمى كند. نمى توان بازى روان و تك ضرب آرسنال را خام و ناشيانه ناميد اما در فوتبال امروز نتيجه اهميت زيادى پيدا كرده است. پس تيم ونگر بايد قدرت تمام كنندگى و خط دفاعى مستحكم تر از آنچه از اواسط ماه فوريه شاهدش بوده ايم داشته باشد. سيستم او، يعنى جذب استعدادهاى جوان و تبديل آنها به چهره هاى بزرگ در سراسر انگلستان مورد توجه قرار گرفته است اما جوانان ونگر نياز به تجربه دارند تا هر كدام در آينده با تجربه بالا و با تكيه بر توانايى هاى خود بتوانند به ستاره اى در عالم فوتبال تبديل شوند. حتى منچستريونايتد هم كه با نظر وى مخالف بود و اعتقاد داشت نمى توان با جوان ها نتيجه گرفت خود در فصل ۱۹۹۶- ۱۹۹۵ از اشمايكل، اروين، پاليتر، كين و كانتونا كه ستاره هاى سرشناس آن روزها بودند استفاده مى كرد. در فصل نقل وانتقالات، ۲ خريد عمده تابستانى ونگر «با كارى سانيا» و «ادواردو» به عنوان بازيكنانى آينده دار مورد توجه قرار گرفتند اما هر ۲ دچار مصدوميت شدند و در لحظات سرنوشت ساز فصل در اختيار آرسنال نبودند. بزرگ ترين خريد تابستان پيشين او هم، توماس روسيچكى از ژانويه تحت درمان قرار گرفته و مصدوميتش هنوز بهبود نيافته است. آيا او بايد بازيكنان بيشترى پيش از شروع فصل خريدارى مى كرد؟ خب او لاسانا ديارا را هم به خدمت گرفته بود در ابتدا زمانى كه بازى به ديارا مى رسيد - بخصوص در بازى هاى جام اتحاديه - او بسيار خوب كار مى كرد. متيو فلامينى و سسك فابرگاس آنقدر در پست او خوب بازى مى كردند كه فرصت كمتر در اختيار او قرار مى گرفت. به هر حال فوتبال يك بازى گروهى است. هر چه تيم شما بزرگتر باشد به همان اندازه نتايج بهتر است اما اين تنها نيمى از داستان است. نيم ديگرش توانايى سرمربى تيم براى راضى نگه داشتن بازيكنانى است كه به ناچار در فهرست ۱۱ بازيكن تركيب ثابت جايى ندارند. از سوى ديگر اكثر بازيكنان و هواداران تيم از سيستم چرخشى بازى استقبال نمى كنند. ديارا تمايلى نداشت تا براى رسيدن نوبت بازى اش صبر كند. او ترجيح مى داد به جاى اينكه روى نيمكت بنشيند و فقط پول بگيرد بيشتر پا در ميدان بگذارد. بنابراين در اولين فرصت در ماه ژانويه، به پورتس موث پيوست. او در اين هفته هاى پايانى به كار آرسنال مى آمد اما او ديگر رفته بود. آيا ونگر بايد جانشينى براى او مى خريد؟ در ماه ژانويه بازيكنان تراز اول معدودى در ليست فروش باشگاه ها به چشم مى خورند. قراردادهاى بزرگى در ژانويه منعقد مى شود اما حتى هنگامى كه بازيكنان خوبى در معرض فروش بودند آرسنال هيچ توجهى به آنها نكرد و اين طور وانمود كرد كه نيازى به آنها ندارد. به هر حال اگر آرسنال بازيكنان بيشترى در اختيار داشت لااقل مى توانست تعدادى از آنها را جانشين برخى از بازيكنان مصدوم بى شمارش در طى نيم فصل دوم ليگ برتر بكند. بله، سرمربى بايد براى مصدوميت ها، محروميت ها و يا جام  ملت هاى آفريقايى ميان فصل چاره انديشى كند اما از سوى ديگر اگر ونگر بازيكنان بيشترى در اختيار مى گرفت بايد با بازيكنان ناراضى بيشترى امثال ديارا سروكله بزند. در مورد روحيه تيمى؛ اين طور به نظر مى رسد كه هماهنگى كامل در اردوى آرسنال ديده نمى شود. درگيرى آدبايور و بنيتز در وايت هارت لين كه البته به سادگى حل شد؛ صحبت هاى گالاس در مورد همتيمى هايش؛ عدم تمركز بازيكنان در خط دفاع در مقاطعى از فصل و اخيراً افشاى حقايق توسط بازيكنان همگى قدرت مربيگرى ونگر را زير سؤال برده اند. عدم تمايل مرد فرانسوى آرسنال با برخورد جدى با بازيكنانش يا انتقاد از آنها در محافل عمومى نقطه ضعف  او در مقايسه با رقيب سنتى اش سر آلكس فرگوسن مى باشد. «اگر بتوانى با شكست و پيروزى مواجه شوى و با هر۲ دغل باز يكسان برخورد كنى...» آيا ونگر به يك باره سرمربى بدى شده است؟ يا آرسنال به تيم بدى تبديل گشته است؟ البته كه نه، گرچه هم ونگر و هم آرسنال روزهاى بدى را پشت سر گذاشته اند و نياز به استراحت و بازسازى براى شروع موفق فصل آتى دارند. اوضاع داشت خوب پيش مى رفت. اگر تا انتها به همان صورت باقى مى ماند تمام استراتژى هاى ونگر مقبول مى افتاد و توسط رسانه ها به عنوان شگردهاى پيروزى از آن ياد مى شد. بياييد از ياد نبريم كه ونگر يك برنده است، يك سرمربى موفق، او در شرف اتمام دوازدهمين فصل حضورش در آرسنال است و همگان شاهد بوده اند كه توپچى ها همواره جزو ۴ تيم برتر ليگ بوده اند. ونگر آنها را به ۴ قهرمانى در جام حذفى و ۴ فينال معتبر ديگر رسانده است. علاوه بر اين موفقيت هاى وى با بازى زيبا و هجومى به دست آمده اند. طى ۹ فصل گذشته كمترين تعداد گلى كه آرسنال در يك فصل به ثمر رسانده ۹۶ گل بوده است، در ۶ فصل آنها بيشتر از ۱۰۰ گل به ثمر رساندند. در حالى كه تنها يك بار پيش از اين و ۳۲ فصل قبل از حضور ونگر در آرسنال چنين اتفاقى افتاده بود اما موفقيت در فوتبال با عناوين قهرمانى پيوند خورده و آرسنال براى سومين فصل متوالى هيچ مقامى كسب نكرده است. اين دليل اصلى نارضايتى هواداران توپچى ها است. به هر حال ونگر در طول زمان اثبات كرده كه نتايج فصل هر چه باشند و آرسنال هر اندازه هم كه به قهرمانى نزديك باشد و آن را از دست بدهد باز هم اين سرمربى فرانسوى اصول خود را زير پا نمى گذارد. در واقع او با هر ۲ دغل باز يكسان برخورد مى كند اما نه به اين معنى كه او از اشتباهات اين فصلش درس نمى گيرد. تيم ونگر شكسته است اما نياز به تقويت دارد. ضعف هايى در سيستم تيم وجود دارد كه بايد در خلال تابستان تقويت شود. در آن صورت آرسنال مى تواند در فصل آتى حرفى براى گفتن داشته باشد و تا پايان فصل پاى حرفش بايستد.
خط دفاع
مانوئل آلمونيا با وجود شيطنت هاى ينس لمن، به عنوان دروازه بان اول آرسنال فصل خوبى را پشت سر گذاشت. با جدايى محتمل لمن در اين تابستان داستان جدال هاى او و آلمونيا به پايان مى رسد اما هر چند اين ۲ دروازه بانهاى خوبى هستند اما هيچ كدام فوق العاده كار نمى كنند. هيچ كدام از آنها اشمايكل، سيمن و يا چك نيستند. پس به هر حال به نظر مى رسد سرمايه گذارى براى خريد يك دروازه بان عالى كار معقولى باشد. كسى كه بتواند براى تيم امتياز كسب كند و از درون دروازه به مدافعان روحيه بدهد. مدافعان بايد روى بازى متمركز و به عنوان يك واحد مشترك با هم هماهنگ باشند. آنها بايد روى بعضى نقاط ضعف خط دفاع خود بيشتر تمرين كنند. بسيارى از گل هاى اين فصل و از جمله ۴ گل از ۶ گل آخرى كه وارد دروازه شان شده را از كرنرها، ضربات ايستگاهى و پنالتى دريافت كرده اند، در مجموع آرسنال ۱۲ بار در اين فصل دروازه اش را بسته نگه داشته است. آمار يونايتد ۲۰ بازى است. ضعف در قلب خط دفاع مهمترين مسأله است. زوج كولو توره و ويليام گالاس در ابتداى فصل تركيب مؤثرى به نظر مى رسيد اما از توره پس از بازگشت از جام ملت هاى آفريقا تنها سايه اى بر جا مانده و گالاس آن ثبات هميشگى را از دست داده است. آيا او بازيكن مناسبى براى آرسنال است يا ونگر بايد به دنبال يك كاپيتان جديد براى تيمش باشد؟ به نظر مى رسد گالاس قدرت فرماندهى بازيكنانى چون تونى آدامز، پاتريك ويه را، فرانك مك لينتاك، پت رايس و يا كنى سنسوم را ندارد. مصدوميت سانيا باعث شد توره در چند بازى اخير او در سمت راست خط دفاع به كار گرفته شود. اين جابجايى اصلاً به نفع تيم نبود. فيليپ سندروس هنوز پراشتباه است و اين اشتباهات بخصوص در آنفيلد براى آرسنال گران تمام شد. بعيد به نظر مى رسد كه ونگر در فصل تابستان در پى جذب يك مدافع ميانى تراز اول نباشد. در پستى با آن اهميت، تجربه مهمترين عامل موفقيت است.
خط ميانى
در خط ميانى سسك فابرگاس مسئوليت زيادى به عهده دارد و در اكثر روزهاى ماه مارس و آوريل به تنهايى اين بار را به دوش مى كشيد، او به كمك احتياج دارد. آيا متيو فلامينى فصل آينده كنار او خواهد بود؟ به احتمال بسيار زياد آرسنال به بازيكنى براى بازى كردن كنار فابرگاس احتياج خواهد داشت. توپچى ها همچنين به هلب نياز دارند. هلب بازيكن گرانبهايى است كه تماشاى بازى اش وقتى او در اوج است فوق العاده لذت بخش است. اما به ثمر رساندن ۱۰ گل در ۳ فصل آمار مناسبى نيست. رابرت پيرس با لباس آرسنال به طور ميانگين ۱۴ گل در هر فصل به ثمر مى رساند. ونگر مى تواند روى روسيچكى آماده هم حساب باز كند. حضور او در كنار فابرگاس و هلب در ابتداى فصل جارى قدرت فوق العاده اى به مركز آرسنال داده بود و مهمترين عامل موفقيت آنها تا ماه فوريه بود. زمان آن فرا رسيده كه قبول كنيم امانوئل ابوئه يك مدافع راست نفوذى است و نه يك هافبك.
خط حمله
بدون شك ونگر در اين فصل فوق العاده بدشانس بوده است. او باز هم رابين ون پرسى را از دست داد. نيمه دوم فصل پيش به دليل شكستگى پا و اين فصل هم به علت مصدوميت زانو حين بازى در تيم ملى فوتبال هلند او را در تركيب تيمش نمى ديد. مصدوميت هاى ديگرى هم گريبان او را گرفتند و او از آن زمان تا به حال در مجموع حتى ۹۰ دقيقه هم براى آرسنال به ميدان نرفته است. حداقل ونگر، ادواردو را در اختيار داشت. او براى آرسنال خوب كار مى كرد. البته فقط تا قبل از اينكه ۳ دقيقه پايانى بازى مقابل سنت اندروز، مارتين تيلور بازيكن حريف، تكلى روى پاى ادواردو بزند. لحظه سرنوشت سازى براى آرسنال بود. بازيكنان هرگز نتوانستند ضربه روحى ناشى از ديدن پاى شكسته بازيكن كرواسيايى متولد برزيل تيم خود را هضم كنند. بايد اين كار را انجام مى دادند. اما اين طور نشد. از همان لحظه روند نزولى آرسنال آغاز شد. با توجه به اينكه ادواردو تا كريسمس دور از ميادين خواهد بود، آيا ونگر براى خريد مهاجم نامدارى در فصل تابستان اقدام خواهد كرد؟
اطلاعات آمارى اين فصل آرسنال خواندنى است:
توپچى ها ۱۲ بازى ابتداى فصل را با پيروزى پشت سر گذاشتند و در يك بازى با تساوى به كار خود پايان دادند. در ۱۳ بازى اخير آنها ۲ برد داشته اند به همراه ۷ تساوى و ۴ شكست. اطلاعاتى كه به روشنى نشان دهنده زوال انرژى بازيكنان آرسنال در اواخر فصل است. ونگر بيش از هر كسى از مشكلات آگاهى دارد و مطمئناً نفرات خود را براى حل آنها به كار خواهد گرفت. كسانى كه به روش كارى وى اعتقاد دارند و دوست دارند كه سيستم بازى او با عناوين قهرمانى همراه شود. اميدوارند هنگامى كه سوت آغاز فصل آتى ليگ برتر به صدا درمى آيد آرسنال بار ديگر با قدرت پا در ميادين بگذارد و در جمع مدعيان قهرمانى قرار بگيرد.
كيگان:  قرارداد اوون را تمديد مى كنيم
063444.jpg
«كوين كيگان» سرمربى نيوكاسل از عقد قرارداد جديد با مايكل اوون خبر داد. كوين كيگان گفت: «براى عقد قراردادى جديد با اوون صحبت كردم و با توجه به حرف هاى رد و بدل شده به نظر مى رسد هيچ مشكلى سر راه تمديد قرارداد وجود نداشته باشد. به اين مهاجم نياز داريم و مى دانيم او از همكارى با نيوكاسل استقبال مى كند. به باور من، اوون آماده آغاز همكارى تازه اى با باشگاه است و مى خواهد نقش زيادى در دوران موفقيت آميز جديد تيم بازى كند.»
تمايل بنيتز به ترك آنفيلد
063237.jpg
رافائل بنيتز اميدوار است بتواند پس از روشن شدن تكليف ليورپول در ليگ قهرمانان و ليگ برتر تصميم مناسبى راجع به آينده اش بگيرد. اين مربى اسپانيايى معتقد است شرايط در آنفيلد به خاطر مشكلات و جنگ هاى داخلى باشگاه روز به روز غيرقابل تحمل تر مى شود به طورى كه كار كردن در آن مشكل است.با اين حال با وجود مشكلات داخلى باشگاه لك لك ها موفق شده اند مقتدرانه به دور نيمه نهايى رقابت هاى ليگ قهرمانان راه پيدا كند. اين در حالى است كه جايگاه تيم بنيتز در جدول ليگ برتر از چهارم به سوم تغيير نكرده است. پاسخ منفى اوليه مالكان آمريكايى ليورپول نسبت به فروش آنفيلد به شركت امارات اكنون به ۵۰% رأى منفى و ۵۰% رأى مثبت تبديل شده است. به نظر مى رسد در شرايط كنونى بنيتز پيش از آنكه باشگاه به ۲ قسمت تقسيم شود فرار را به قرار ترجيح مى دهد.گرچه اكنون موقعيت بنيتز تا حدودى نسبت به چندماه گذشته در آشيانه لك لك ها مطمئن تر شده است اما شايد احساس خطر و يا عدم رضايت كافى و حتى نگاهى به گذشته نه چندان خوشحال  كننده اش در آنفيلد او را مشتاق به شنيدن پيشنهادات جديد از سراسر دنيا مى كند.بارسلونا و اينتر علاقه مند هستند مربيان خود را به زودى عوض كنند. از طرفى ليورپول نسبت به ماندگارى مربى اش اظهار اميدوارى كرده است. جايگاه مرد اسپانيايى پس از تعطيلات كريسمس و حرف و حديث هاى منتفى راجع به آمدن يورگن كلينزمن به طرز قابل توجهى استحكام يافته است. با اين حال اين بار خود كلينزمن نمى خواهد بماند. گرچه هنوز باشگاه ها به طور مستقيم از بنيتز دعوت به همكارى نكرده اند اما اولين قدم را فدراسيون فوتبال اسپانيا برداشت.اين فدراسيون درخواست خود را به صورت رسمى اعلام كرد و علاقه  مندى خود را از سكاندارى مرد اسپانيايى پس از رقابت هاى يورو ۲۰۰۸ اعلام كرد. با اين حال فرناندو تورس چند روز قبل با اطمينان كامل اعلام كرد بنيتز براى مدتى طولانى در آشيانه لك لك ها خواهد ماند. در واقع بنيتز از مشكلات والنسيا فرار كرد و به آنفيلد پناه برد. با اين حال انكار مشكلات با او همراه است زيرا پس از  آمدن به آنفيلد نيز كشمكش هاى جدولى او را رها نكرد. به هر حال بنيتز ديروز ۴۸ ساله شد و به اين ترتيب ۵ سال از زمانى كه قول داد مربى تيم ملى اسپانيا شود مى گذرد. بايد ديد آيا به قولش عمل مى كند يا خير!