|
|
|
|
|
|
|
|
|
نگاهى به جدول رده بندى دور برگشت ليگ
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پاس همدان آغاز پيشرفت در مسير آينده
۱- پرسپوليس و استقلال نمونه حاضر و آماده و شكست خورده فوتبال دولتى هستند. اين ۲ تيم نشان دادند تزريق پول دولتى به بدنه فوتبال تا چه حد مى تواند مجموعه اى را «ايستا» و بى حركت سازد كه شكست ها و پيروزى ها هيچ تغييرى در روند آنها ايجاد نكند. تيم هاى دولتى در همه اين سال ها «شكست خورده» بوده اند كه حتى پيروزى هاى مقطعى نيز نتوانسته تغييرى در سرنوشتشان ايجاد كند و آنها را در مسيرى جديد قرار دهد. فوتبال مبتنى بر پول دولتى همان خواهد شد كه توليدى در آن صورت نگيرد و همه چيز ويترينى و تجارى باقى بماند تا عرصه براى دلالان فراهم گردد.
۲- بدون رودربايستى بايد گفت دل هيچ مديرى براى تيم دولتى اش نمى سوزد چرا كه سود و زيان در آينده آنها تأثيرى نخواهد داشت و پوئن مثبت و منفى برايشان محسوب نخواهد شد. براى حبيب كاشانى و فتح الله زاده چه تفاوتى دارد كه در فصل تا چه ميزان بودجه دارند و چگونه هزينه مى كنند و ثمره اين مخارج چه خواهد بود؟ مى توان باور كرد كه جذب كريمى و قطبى براساس برنامه اى از پيش تعيين شده و هدفى روشن بود؟ اگر آرى پس به چه دلايلى ابتدا بازيكنان انتخاب مى شوند و سپس مربيان جذب باشگاه ها مى گردند؟ فوتبال دولتى همين است، هرچقدر هم زيان بر باشگاه ها وارد شود، دولت مى تواند پول تزريق كند. هر ميزان سرخابى ها جريمه شوند، مى توان به سازمان تربيت بدنى چشم داشت تا از عهده اين سوء مديريت ها و بى تدبيرى ها برآيد.
۳- نيروى انتظامى با چراغ سبز سازمان تربيت بدنى در ابتداى ليگ دست به حركتى تازه زد و پاس همدان را به بخش خصوصى واگذار نمود. علت اين تصميم هرچه مى تواند باشد اما نتيجه آن كمك به فوتبال و حركت سازماندهى شده اين تيم باشگاهى در ليگ شد. پاس همدان در شروع كار با مشكل مواجه بود كه آن را مى توان طبيعى تلقى نمود اما هرچه به جلو گام برداشت و بازى هاى بيشترى را در كارنامه ديد، مجموعه اى هماهنگ تر، با برنامه تر و هدفمندتر شد تا امروز بتواند مدعى جديد ليگ قلمداد شود. پاس همدان حاصل نگاه خصوصى با هدف به فوتبال است، نگاهى كه مى تواند آينده صباباترى، راه آهن، پرسپوليس، پيكان، استقلال و تيم هاى ديگر را نيز تأمين كند. پاس تهران اگر چه در سايه برنامه ريزى توانسته بود تبديل به قطب قدرتمندى در ليگ شود اما پاس همدان كه در دست بخش خصوصى قرار دارد توانسته علاوه بر حفظ روند برنامه ريزى، به تيمى پرتماشاگر تبديل شود و روى نوار پيروزى گام بردارد و حرف هاى تازه اى براى گفتن داشته باشد. اين از اثرات توجه به بخش خصوصى و قرار دادن لوازم و شرايط مناسب براى حيات آنهاست تا توانايى هايشان را بارور كنند.
۴- فوتبال دولتى محكوم به شكست و فوتبال متكى به بخش خصوصى و نظارت دولت منتج به پيشرفت و توليد جريانات تازه براى فوتبال است. فوتبال دولتى كه تبديل به فوتبال رانتى مى شود، مى تواند دلالان را به سمت خود جذب كند اما فوتبال غيردولتى و هدفمند حتى توانايى ساماندهى و سازماندهى واسطه ها و دلالان را دارد. پاس همدان نمونه خوبى براى مديران دولتى است تا به عمق تصميم مهم و حياتى خود براى فوتبال و ارزش آن پى ببرند و انگيزه اقدامات بعدى را براى ادامه بيابند. گذر از فوتبال دولتى و رسيدن به دست كشيدن دولت از هزينه در فوتبال، يعنى گامى اساسى و مهم براى آينده، روزهاى تنفس پاك و فوتبال توليدى ايران كه دور از دسترس نيست.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مس قلعه نويى دچار تب پرسپوليس قطبى شده است
مس كرمان در نيم فصل دوم شروعى توفانى با اميرقلعه نويى داشت. اين تيم توانست استقلال، پاس همدان، ملوان، سايپا و شيرين فراز را شكست دهد و با استقلال اهواز و ذوب آهن (در خانه رقبا) به تساوى برسد. اگر اين نتايج را صرفنظر از ۳ شكست اين تيم مقابل برق شيراز، صنعت نفت آبادان و صباباترى بخواهيم كارنامه اى براى مس و قلعه نويى تلقى كنيم بايد به اين امر معترف باشيم كه نماينده كرمان در نيم فصل دوم متحول شده است اما چه شده كه همين تيم در ۳ بازى اخير خود مقابل سايپا، برق شيراز و صباباترى سير نزولى را طى كرده ؟ البته مس مقابل سايپا پيروز شد اما همگان ديدند كه اين تيم همان تيم هفته هاى آغازين نيم فصل دوم نبود. در بازى با برق و صبا هم ديديد كه نتيجه نهايى چه شد؛ شكست. اما علت اين همه افت تيم مس چه بوده است؟ اميرقلعه نويى در پاسخ به اين سؤال حرف هايى مى زند كه چندان مقبول نمى نمايد. سرمربى نماينده كرمان در اين خصوص گفته بازيكنان مس كرمان بايد حرفه اى فكر كنند. آنان بعد از اينكه خطر سقوط را دور ديدند و بقايشان در ليگ برتر تا حدود زيادى تضمين شد، ديگر انگيزه اى براى نمايش بهتر ندارند. اين استدلال قلعه نويى به اين دليل منطقى به نظر نمى رسدكه هيچ بازيكنى براى باختن به ميدان نمى رود بخصوص زمانى كه از طرف باشگاه در قبال هر باخت جريمه اى براى بازيكنان لحاظ شود. اما حميد نيك نفس مديرعامل باشگاه صنعت مس در خصوص افت تيم مس كرمان نظريه جالبى دارد كه در نوع خود قابل توجه است:« تا زمانى كه نام اميرقلعه نويى در ميان كانديداهاى مربيگرى در تيم ملى به چشم مى خورد، بازيكنان مس سر از پا نمى شناختند. آنان براى اينكه نظر قلعه نويى را به خود جلب كنند در هرميدانى با جان و دل بازى مى كردند چرا كه مى خواستند در صورت انتخاب مربى مس كرمان به عنوان سرمربى تيم ملى، امكان دعوت خود به اردوى ملى پوشان را افزايش دهند. به همين خاطر تيم مس از كنار اين همه انگيزه صاحب بردهاى شيرينى شد اما وقتى على دايى در رأس تيم ملى قرار گرفت، انگيزه هاى بازيكنان مس براى ملى پوش شدن كم شد و ضربه اش را هم ما خورديم.» گفته هاى حميد نيك نفس نيمى از واقعيت بود اما نيم ديگر واقعيت پيش ماست؛ اين درست كه بازيكنان مس كرمان نيمى از انگيزه هاى خود را از دست داده اند اما ۵۰ درصد از علت اصلى افت مس برمى گردد به خود قلعه نويى. يك شاهد مى آوريم؛ يادتان باشد قرار بود افشين قطبى سرمربى تيم ملى شود اما به يكباره على دايى معرفى شد. همين شوك باعث شد سرمربى پرسپوليس دچار تفكرات آشفته اى شود. حق هم داشت كه به چنين روزى بيفتد چون همه جا نام او مطرح بود. حتى وى تا پشت در اتاق رئيس سازمان تربيت بدنى براى گرفتن حكم مربيگرى تيم ملى رفت اما ناگهان ورق برگشت. در اين ميان چوبش را پرسپوليس خورد چون قطبى ديگر آن تمركز و انگيزه سابق را نداشت. به همين خاطر تب پرسپوليس و قطبى بالا رفت و اوضاع هر ۲ به هم ريخت. برگرديم سراغ سوژه مربوط به مس كرمان و قلعه نويى. بله! قلعه نويى هم چون تا قبل از انتخاب على دايى انگيز ه اش براى حضور در تيم ملى زياد بود ،با تمركز بالايى مس كرمان را هدايت مى كرد اما بعد از اينكه انتخاب نشد، او هم مثل قطبى اما نه با آن شدت دچار آشفتگى ذهنى شد كه چوبش را مس كرمان خورد. با اين حساب بايد علت قاراشميش شدن اوضاع در پرسپوليس و مس كرمان را در بى تدبيرى فدراسيون فوتبال در انتخاب سرمربى تيم ملى جست وجو كنيم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نگاهى به جدول رده بندى دور برگشت ليگ
استقلال «نهم» و پرسپوليس «چهاردهم» است!
|
|
|
با اتمام بازى هاى هفته دهم دور برگشت رقابت هاى ليگ برتر فوتبال ايران و نگاهى به جدول اين بازى ها ،عملكرد تيم ها و مربيان آنها بيشتر به چشم مى آ يد. با پايان هفته دهم ليگ، تيم شيرازى مقاومت سپاسى به لحاظ نتيجه گيرى بهترين تيم است . اين تيم با امتيازى مشابه با سپاهان و به لحاظ گل هاى زده بيشتر اين عنوان را به خود اختصاص داده است. در جدول رده بندى ۱۰ هفته ابتدايى دور برگشت ليگ، تيم هاى اسم و رسم دار عملكرد چندان قابل قبولى به دست نياورده اند. استقلال با فيروز كريمى كه مدعى بود اين تيم را قهرمان دور برگشت ليگ خواهد كرد در حال حاضر عنوانى بهتر از نهمى ليگ ندارد، عنوانى كه به لحاظ امتيازى با تيم هاى رده دهم و يازدهم ليگ نيز برابرى مى كند. تيم پرطرفدار پرسپوليس در دور برگشت افت شديدى داشته است. اين تيم كه در پايان نيم فصل اول با امتياز خوبى صدرنشين ليگ به حساب مى آمد، در دور برگشت ضعيف ترين روزهاى خود را پشت سر مى گذارد. كسب ۱۲امتياز از ۱۰ بازى ، نشان از افت سرخپوشان و عدم موفقيت كادرفنى اين تيم مى دهد. در اين جدول تعداد شكست هاى پرسپوليس در مقايسه با تعداد پيروزى ها و تساوى هاى اين تيم بيشتر است كه اين مسأله به هيچ وجه رضايت هواداران را به همراه نداشته و با اقبال عمومى روبرو نشده است. ملوان انزلى با محمد احمدزاده تيم آخر ليگ برتر در ۱۰ هفته اخير ليگ است. ملوانان در ۱۰ بازى گذشته خود حتى يك پيروزى را هم دشت نكرده و با ۴ تساوى و ۶ شكست از ضعيف ترين تيم هاى ليگ به حساب مى آيند و اين در حالى است كه ملوانان با كسب عنوان چهارمى، نيم فصل اول را به پايان رسانده بودند. پيكان، تيم هفتم دور رفت ليگ با ساموئل دارابينيان در دور برگشت سقوط غير قابل باورى داشت و با كسب يك پيروزى، ۳ تساوى و ۶ شكست در جاى شانزدهم جدول ليگ قرار دارد، عنوانى كه باعث شد پيكانى ها تصميم به اخراج سرمربى ارمنستانى خود بگيرند و اصغر مديرروستا را جانشين او نمايند. برق شيراز كه با كسب عنوان ششمى نيم فصل اول را به پايان رساند، حالا در ۱۰بازى اخير به رده پانزدهم سقوط كرده است كه اين به هيچ وجه پذيرفتنى نيست و اين در حالى است كه رقيب هميشگى آنها يعنى مقاومت سپاسى كه در نيم فصل اول عنوانى بهتر از دوازدهمى نداشت، با صعودى خيره كننده حالا در مكان اول دور برگشت به حساب مى آيد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آنچه استقلال و پرسپوليس را به اين روز انداخت
|
|
|
براى پى بردن به آنچه اين روزها در ۲ تيم پرطرفدار تهرانى يعنى پرسپوليس و استقلال مى گذرد، نبايد زياد به ذهن فشار آورد و براى يافتن ريشه مشكلات سختى زيادى را متحمل شد چرا كه با يك نگاه به آنچه در اطراف اين ۲ تيم پرطرفدار و پرحاشيه مى گذرد مى شود به اين مهم رسيد كه چه عواملى باعث ناكامى آنها و تيم هايى نظير آنها در بازى هاى گذشته بوده اند.
* بازيكن سالارى و چهره محورى در ۲ تيم پرطرفدار، يكى از عوامل اصلى مشكلات اين روزهاى سرخابى هاست؛ بازيكنانى كه خود را در تيم هايشان تافته جدا بافته دانسته و اين طور مى پندارند كه تيم هايشان وابسته به آنهاست و آنها هستند كه بايد ساز تيم هايشان را كوك كنند.
* برخى نام هاى به ظاهر پرطرفدار چنين مى انديشند كه در هرشرايطى بايد در تيم هايشان به عنوان بازيكن ثابت به ميدان بروند. آنها بدون توجه به وضعيت جسمانى و روحى خود بازى كردن را حق مسلم خود مى دانند و اين انتظار را دارند كه در انتخاب ساير بازيكنان نيز نقش داشته باشند.
* توجه به چند بازيكن خاص از سوى كادر فنى ۲ تيم باعث شده بقيه بازيكنان نيز انگيزه خود را از دست داده و ديگر تلاشى براى بهتر شدن نداشته باشند چرا كه در تفكرات آنها چنين برآيندى وجود دارد كه در هر شرايطى نيمكت نشين خواهند بود، پس تلاشى افزونتر از آنچه مى توانند داشته باشند را از خود و تيمشان دريغ مى دارند.
* بازى دادن به بازيكنان پا به سن گذاشته كه حالا بعضاً براى توجيه از آنها به عنوان بازيكنان باتجربه نام برده مى شود، باعث شده قدرت واقعى تيم ها تنزل يافته و آنها در مقابله با تيم هاى جوان به نوعى به لحاظ نيروى بدنى كه عامل تأثيرگذارى در فوتبال است، كم بياورند.
* مشكلات درونى كادر فنى ۲ تيم در برخى از زمينه ها مورد سوء استفاده تعدادى از بازيكنان قرار گرفته و آنها را به سوى مركز قدرت متمايل مى سازد. اينگونه برخوردها علاوه بر مشكلاتى كه در مجموعه تيمى به وجود مى آورد باعث دودستگى در بين اعضاى كادر فنى شده و خود به خود مربيان را با يك علامت سؤال بزرگ مواجه مى سازد.
* ترس از عدم نتيجه گيرى نزد بازيكنان ۲ تيم آبى و قرمز باعث ايجاد حساسيت و اضطراب بيش از اندازه نزد آنها شده و قدرت تفكر آنها را به نصف تقليل مى دهد. در چنين شرايطى بازيكنان براى فرار از نباختن از خلاقيت هاى خود كمتر استفاده مى كنند.
* با نزديك شدن به روزهاى پايانى ليگ، بازيكنانى كه در اين ۲ تيم به روزهاى آخر قراردادشان مى رسند، براى حفظ آمادگى خود كم فروشى را پيشه مى كنند كه ضرر اين كار نيز بيشتر متوجه تيم هاى پرستاره مى شود؛ تيم هايى كه بعضاً روى كاكل ستاره هايشان مى چرخد و كم فروشى آنها به نوعى گريبان مجموعه تيم را مى گيرد.
* بازى نرسيدن به بازيكنانى كه حضور در تركيب اصلى را حق مسلم خود مى دانند، باعث ايجاد مشكلات بسيارى براى اين ۲ تيم مى شود. اين مسأله باعث مى شود اين بازيكنان در تيم هاى خود ايجاد مشكل كرده و با تشكيل باند و گروه به مقابله با كادر فنى بپردازند.
* برخى بازيكنان چنين مى انديشند كه آمادگى و بازى خوب آنها در ابقاى كادر فنى تأثيرگذار بوده و همين طرز تفكر اشتباه نزد برخى بازيكنان باعث مى شود آنها به گمان خود در تيم هايشان تأثيرگذار بوده و نزد كادر فنى حق بيشترى را براى خود مى خواهند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آنها همچنان مدعى هستند
سپاهان
زردپوشان اصفهانى پس از تغيير لوكا و جذب ويه را دچار خلأيى كوتاه مدت در شكل بازى و نتيجه گيرى شدند اما به محض اينكه تنش هاى تغيير به پايان رسيد و سپاهان به انسجام حركتى رسيد، آنها دوباره به جاده موفقيت بازگشتند و توانستند كيفيت بالاى خودشان را نشان دهند. اصفهانى ها اگرچه هفته هاى زيادى را در جدول پشت پرسپوليس ادامه مى دادند اما هر چه فصل به پايانش نزديك شد و با توجه به كسر ۶ امتياز از قرمزپوشان، به صدر رسيدند و حال با ۷ امتياز اختلاف شانس بالايى براى قهرمانى دارند. آنان در ادامه، ۳ بازى حساس با سايپا، صبا و پرسپوليس دارند و البته ۴ بازى مهم مقابل مس، شيرين فراز، برق و صنعت نفت كه مى تواند معادلات فراوانى را براى صدرنشين ليگ بسازد. اگر به بازى سپاهانى ها دقت كرده باشيد، مى توانيد نوعى اعتماد به نفس را در بازى آنها ببينيد كه مقابل هر حريفى به آنها انگيزه مى دهد تا حتى در صورت عقب بودن نتيجه هم توانايى پيروزى داشته باشند.
پرسپوليس
قرمزپوشان پايتخت در دست انداز افتاده اند و ديگر نمى توانند همانند نيم فصل اول بازى هايشان را با موفقيت پشت سر بگذارند. پس از كسر ۶ امتياز از پرسپوليس، درگيرى ها و تنش هاى پنهان درون تيمى به روى پرده آمد و آنها انسجام خود را از دست دادند و تيم به جايى رسيد كه حتى درگيرى بازيكنان با سرمربى علنى شد و شيث رضايى با حركت زننده اى نسبت به افشين قطبى فاز جديدى از اختلافات را نشان داد. پرسپوليس ديگر تعادل سابق را در حمله و دفاع ندارد و اختلاف بازيكنان درون تيم موجب شده حتى پاس هاى عادى نيز در مواقع لزوم داده نشود. پرسپوليس اگرچه فصل را مقتدرانه آغاز كرد اما نتوانست همان روند رو به رشدش را ادامه دهد و به ورطه حاشيه كشيده شد. آنها ۳ بازى مهم با سپاهان، صباباترى و سايپا را در برنامه دارند كه البته بازى هاى حساس با ملوان، مس، برق و حتى شيرين فراز را نمى توان از نظر دور داشت. آيا تغييرات جديد در پرسپوليس، آنها را به جاده پيروزى بازمى گرداند؟
صباباترى
صبا را تيمى «مرموز» مى شناسند كه حواشى و سر و صداى زيادى ندارد اما اكثر اوقات روند پيروزى هايش را ادامه مى دهد و كمتر دچار چالش مى شود. صباباترى در زمان ضيايى تيمى منسجم و با برنامه نشان داد كه به حداقل نتيجه نيز راضى بود و سيستم تيم به گونه اى شكل داده شده بود كه پس از رسيدن به گل، حفاظت از آن در دستور كار قرار مى گرفت. پس از تغيير و تحولات كادر فنى اگرچه چند هفته اى اين تيم دچار حاشيه شد و امتيازات را از دست داد اما در ادامه و با حضور يحيى گل محمدى توانست همان روند گذشته را در پيش بگيرد و حتى به گل هاى بيشتر و بيشتر فكر كند. مشكل بزرگ صباباترى را مى توان ۳ هفته پايانى ليگ دانست كه آنها در فشردگى پايانى ليگ بايد ۳ بازى خارج از خانه مقابل سپاهان، پرسپوليس و پگاه دوباره بيدار شده برگزار كنند. هر چند بازى با شيرين فراز، سايپا، برق و صنعت نفت را نيز نمى توان فراموش كرد. اين تيم براى ۷ هفته باقيمانده نيازمند برنامه ريزى دقيق و حساب شده است تا بتواند همچنان شانس قهرمانى را براى خود زنده نگه دارند.
استقلال اهواز
مجيد جلالى با پيروزى پرگل مقابل پرسپوليس باز هم به صفحات روزنامه ها بازگشت و بار ديگر كيفيت تيمش را به همه نشان داد. استقلال اهواز همانند فصل قبل مدعى صدرنشينى مانده است و اگر شخصيت قهرمانى به مجموعه منتقل شود، چه بسا بتوانند دوباره به قهرمانى اميدوار باشند. بازى مقابل پرسپوليس بسيارى از كارشناسان را متقاعد كرد كه تيم جلالى از تعادل خوبى در فاز دفاعى و حمله برخوردار است و از همه مهمتر مى تواند بازى حريف را كنترل نمايد و به دلخواه خود بازى را به جريان بيندازد. استقلال اهواز كه بسيارى از كارشناسان آنها را قهرمان فصل قبل مى دانند، در ادامه راه دشوارى براى قهرمانى ندارد و مى تواند با تمركز به خواسته خود برسد. آنان ۴ بازى خارج از خانه مقابل پگاه، پيكان، مقاومت سپاسى و ذوب آهن دارند وبايد از تيم هاى ابومسلم، راه آهن و پاس همدان در خانه پذيرايى كنند كه با نگاهى خوشبينانه مى توان به مدعى بودن آنان اميدوار بود. آبى پوشان اهوازى اگر به برنامه ريزى مجيد جلالى تن دهند و شرايط را متعادل نگه دارند، مى توانند در پايان فصل شگفتى ساز جام هفتم لقب بگيرند.
پاس همدان
يكى از اثرات مهم و استراتژيك نگاه جديد سازمان به تيم هاى دولتى را در نتيجه گيرى هاى پاس همدان مى توان ديد، تيمى كه براى خودش تصميم مى گيرد و حوزه فنى و مديريتى جدا از همى دارد كه اين قدرت را به طرفين مى دهد تا آن گونه كه به نفع باشگاه است تصميم بگيرند و از اختيارات كافى برخوردار باشند. پاس همدان را مى توان پديده فصل جديد دانست كه با بازى روان و نتايج جالب توجهش بسيارى از فوتبالدوستان را شگفت زده كرده است. وينكو بگوويچ هيچ گاه مرد بازى هاى بزرگ نبود اما او نيز در اين فصل نشان داد اگر شرايط مهيا باشد، مى تواند دست به كارهاى بزرگ بزند و تيم هاى قدرتمندى چون استقلال، پرسپوليس و سپاهان را از پيش رو بردارد. همدانى ها كه در اين فصل با حضورشان در ورزشگاه نشان داده اند مردمان لايقى براى در اختيار داشتن تيمى ليگ برترى هستند، براى حفظ روند موجود و قهرمانى، بايد تيمشان را در بازى با مقاومت سپاسى، استقلال و ملوان در خانه تشويق كنند و البته براى تشويق به همراه تيمشان به مصاف راه آهن، صنعت نفت، ذوب آهن و استقلال اهواز بروند. حتى اگر پاس همدان نتواند همانند گذشته نتيجه بگيرد اما آنها كيفيت خوبشان را در اين فصل نشان داده اند تا حتى بتوانيم اين جرأت را به خود بدهيم كه از اين تيم به عنوان يكى از ۳ تيم صدر جدول نام ببريم.
استقلال تهران
ماجراى فتح الله زاده - حجازى و پس از آن فتح الله زاده - كريمى آنقدر استقلال را به حاشيه كشاند كه اين تيم هرگز نتوانست ثبات لازم براى نتيجه گيرى را به دست آورد و براى همين هيچ گاه امتيازات لازم براى صدرنشينى به چنگ شاگردان فيروز كريمى نيامد. اين تيم كه در برهه اى از نيم فصل دوم توانسته بود با سيستم تدافعى و ايستا و البته مرموزانه راه نتيجه گيرى را براى خود هموار سازد اما رفته رفته و به دليل حواشى بسيارى كه بر مجموعه تيم حكمفرما شد، ديگر آن روند ادامه نيافت و نتايج استقلال همانند نمودار سينوسى گرديد. در مورد استقلال و فيروز كريمى نوشته بوديم كه مقصر سرمربى تيم است چرا كه او نمى خواهد بازيكنانش «ديده» شوند و به همين دليل ساده استقلال سقوط را در پيش گرفت چرا كه بازيكنان به استقلال مى آيند تا ديده شوند و معروف شوند و اگر اين گونه در مقابلشان سد به وجود آيد، آنها تبديل به مجموعه «بى انگيزه» و «بى هدف» مى شوند. آنها نيز همانند همنام اهوازى خود و در ادامه ليگ بايد به مصاف ابومسلم، پيكان، راه آهن، مقاومت سپاسى، پاس همدان، ذوب آهن و صنعت نفت بروند، هر چند راه قهرمانى دشوار است اما آنها با نتايج شگفت انگيز ساير رقبا مى توانند خوش شانس ترين قهرمان ليگ لقب بگيرند!
مقاومت سپاسى
غلامحسين پيروانى در اكثر فصول توانسته از بازيكنان جوانش تيمى مدعى بسازد كه چه در داخل و چه در خارج از خانه به هيچ تيمى باج ندهند. آنها در اين فصل نيز اگر چه پرنوسان ظاهر شده اند اما با توجه به كيفيت پايين ليگ و البته تقسيم امتيازات اكثر بازى ها مى توانند به صدر جدول گوشه چشمى داشته باشند و نبرد در بالا را مزه مزه كنند. هر چند بودجه مقاومت اين اجازه را نمى دهد كه اين تيم بتواند سوداى قهرمانى داشته باشد اما جاه طلبى هاى سرمربى شيرازى و البته انگيزه بازيكنان جوان موجب شده آنها نيز شانس صدرنشينى را داشته باشند و با توجه به اتفاقات ناخواسته بتوانند مدعى جديدى لقب بگيرند. مقاومتى ها ۲ بازى پى در پى را خارج از خانه برگزار خواهند كرد كه فردا به مصاف صنعت نفت خواهند رفت و هفته بعدش نيز در همدان ميهمان پاس خواهند بود. اين تيم شيرازى البته بازى هاى مهمى را با ذوب آهن، استقلال تهران و اهواز، ملوان و مس خواهد داشت كه البته چندان آسان به نظر نمى رسد. شايد بزرگترين آرزوى پيروانى در ليگ هفتم كسب جايگاه بهترين تيم شهرستانى باشد كه البته پاس همدان و استقلال اهواز بزرگترين رقيبان مقاومت هستند كه البته در اين ۷ هفته با هر ۲ تيم مسابقه خواهند داشت. سرنوشت مقاومت سپاسى در دستان خودشان است و آنها مى توانند با تلاش بيشتر به هدفشان برسند.
|
|
|
|
|
|
|
|